** اطلاعات علمی **

همسایگان ایران

جمهوري آذربايجان 767 کيلومتر ، ارمنستان 40 کيلومتر ، ترکمنستان 1206 کيلومتر در شمال ، افغانستان 945 کيلومتر وپاکستان 978 کيلومتر در شرق .

ترکه 486و عراق 1609 کيلومتر در غرب .

 طول سواحل ايران در امتداد درياي خزر از رودخانه آستارا تا خليج حسن قلي 657 کيلومتر در درياي عمان از خليج گواتر تا بندر عباس 784 کيلومتر و در خليج فارس از بندر عباس تا دهانه اروند رود نيز 1259 کيلومتر است که در مجموع پيرامون ايران بالغ بر 8731 کيلومتر مي باشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:33 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

منطقه حفاظت شده

به محدوده اي از منابع طبيعي کشور اعم جنگل ، مرتع ، دشت ، آب و کوهستان اطلاق مي شود که از لحاظ ضرورت حفظ و تکثير نسل جانوران وحشي يا حفظ و يا احيا رستينها و وضع طبيعي آن داراي اهميت خاصي بوده و تحت حفاظت قرار مي گيرد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:33 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

کشور ایران

کشور ما ايران با 1/648/195کيلومتر مربع وسعت ( هفدهمين کشور جهان ) در نيمکره شمالي ، نيمکره شرقي در قاره آسيا و در قسمت غربي فلات ايران واقع شده و جزء کشورهاي خاورميانه است .

نصف النهار44درجه و5دقیقه شرقی از غربي ترين نقطه ايران (حدود 50 کيلومتر غرب ماکو )  و نصف النهار 63درجه و18دقیقه شرقی از شرقي ترين نقطه ايران (حدود 150 کيلومتري جنوب شرقي سراوان ) عبور مي کند .

همچنين مدار 25 درجه و3دقیقه شمالي از جنوبي ترين نقطه ايران ( حدود 85 کيلومتري جنوب شرقي چاربهار ) و مدار39 درجه و47دقیقه شمالی ازشمالي ترين نقطه ايران ( در حدود 80 کيلومتري شمال ماکو ) مي گذرد .

مساحت ايران حدود يک بيست و هفتم وسعت قاره آسيا و يک نودم وسعت خشکي هاي جهان است .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:32 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

صنایع دستی ایران

علي رغم پيدايش شيوه هاي مصرف و الگوهاي نوين زندگي مدرن و از ميان رفتن تدريجي برخي صنايع بومي و قديمي ، که ديگر نياز چنداني به استفاده از آنها احساس نمي شوند ، هنوز هم برخي از صنايع دستي ايران به حيات خود ادامه مي دهند و طرفداران خاص خود را دارند . علاوه بر صنايعي چون قالي بافي ،گليم بافي و جاجيم بافي که بخش عمده از توليدات صنايع دستي ايران را به خود اختصاص مي دهند ، هنوز هم حرير بافي در اصفهان ، يزد وکاشان ، ترمه بافي و تهيه شال هاي ابريشمي در کرمان و عبا بافي در مهران و نايين ديده مي شود . در برخي از مناطق روستايي ، گيوه دوزي ، پشم ريسي ، نمد بافي ،سبد بافي ،چوموش دوزي (چارق دوزي ) پتو بافي ، پارچه بافي ، حصير بافي ، زيلو بافي هنوز هم رايج است . از ديگر صنايع دستي مي توان از قلم زني روي مس و برنج ، خراطي ، منبت کاري و معرق کاري روي چوب ، سفالگري ، خاتم سازي ، چاپ باتيک ، چرم سازي ، سراميک و سفال سازي ، کاشي سازي نام برد به علاوه طلا سازي هنوز هم در بيشتر نقاط ايران به صورت دستي انجام مي شود و در کنار آن نقره سازي هم ديده مي شود . بلور سازي ، شيشه گري و تراش و نقاشي روي شيشه هم در برخي نقاط شهري و از جمله تهران رواج دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

حیات وحش

به محدوده اي از منابع طبيعي کشور اعم از جنگل ، مرتع ، بيشه هاي طبيعي ،اراضي جنگلي ، دشت ، آب و کوهستان اطلاق مي شود که داراي زیستگاه  طبيعي نمونه و شرايط اقليمي خاصي براي جانوران وحشي بوده و به منظور حفظ يا احياء اين زيستگاه ها تحت حفاظت قرار مي گيرد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:30 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

جغرافیای طبیعی ایران

90%ازخاک ایران در محدوده فلات ایران است وکشوری کوهستانی است.بيش  از نيمي از مساحت کشور را کوهها و ارتفاعات ،1/4 را صحراها و کمتر از 1/4 آنرا اراضي قابل کشت تشکيل داده است. ارتفاعات ايران را به طور کلي مي توان به 4 رشته کوه تقسيم نمود .

1-            رشته کوه هاي شمالي

2-            رشته کوه هاي غربي

3-            رشته کوه هاي جنوبي

4-            رشته کوه هاي مرکزي و شرقي

 

1-            کوه هاي شمالي از کوه هاي آرارات در ترکيه شروع شده و به ترتيب با کوه هاي المداد – سهند – سبلان – کوه هاي طالش – کوه هاي قافلانکوه در آذر بايجان – رشته کوه هاي البرز در شمال استان تهران و قسمت جنوبي استان هاي گيلان و مازندران و کوه هاي آلاداغ – بينالود – هزار مسجد و قره داغ در خراسان ادامه يافته و در افغانستان به کوه هاي هندوکش مي پيوندند .

2-            رشته کوه هاي غربي نيز از آرارات شروع شده و از شمال غربي به سوي جنوب شرقي امتداد داشته و کوه هاي ساري داش ، چهل چشمه ، پنجه علي ، الوند ، کوه هاي بختياري ، پيشکوه وپشتکوه ، اشتران کوه ، و زرد کوه را در بر مي گيرد که تقريبا تمام اين سلسله کوه ها در مجموع رشته کوه زاگرس مي نامند . بلندترين نقطه اين رشته ، قله دنا است که 4/409متر ارتفاع دارد . زاگرس نامي است که در زمانهاي قديم به وسيله يوناني ها بر کوه هاي غربي ايران نهاده شده و بعدها جغرافي دانان خارجي آن را بر تمام مرتفعات مغرب و جنوب غربي ايران اطلاق کردند .

3-رشته کوه های جنوبی ازخوزستان تا سیستان وبلوچستان امتداد یافته و به کوه های سلیمان در پاکستان می پیوندند وشامل کوه های سپیدار،میمند،کوه های بشاگردوکوه بم پشت می باشد. 

4-            رشته کوه هاي مرکزي و شرقي عمدتا شامل کوه هاي کرکس ، شيرکوه ، کوهبنان ، جبال بارز ، هزار ، بزمان و تفتان بوده و بلندترين نقطه اين کوه ها ، کوه هزار 4/465متر مي باشد .

اکثر رودهاي جاري در ايران کم آب بوده و تنها رود  قابل کشتيراني آن ، رود کارون است . رودهاي ايران در چهار حوضه عمده درياي خزر، خليج فارس، درياي عمان ، درياچه اروميه و آبريزهاي داخلي جريان دارند

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:30 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

جغرافیای انسانی ایران

فلات ايران يکي از زيستگاههاي کهن انسان و يکي از تمدن هاي باستاني جهان است که آثار تاريخي فراوان از دوران گذشته در گوشه و کنار آن باقي مانده است . اين فلات محل عبور و مرور و هجوم زندگي اقوام مختلف بوده و خصوصيت هاي جسماني آسيايي و آفريقايي و اروپايي در افراد ايراني و تکلم آنها به زبان ها و لهجه هاي گوناگون نشانه کثرت اختلاط مردم اين سرزمين است . مرکز آمار ايراني در تحقيقي مفصل ، برآورد جمعيت جاري کشور را براي سالهاي 1380 تا 1384 منتشر نموده است . در اين بررسي ، جمعيت شهرها ، شهرستانها و استانهاي کشور براساس تقسيمات کشوري سال 1380 تخمين زده شده است . بر اين اساس جمعيت کشور طي سالهاي 1380 تا 1384 به ترتيب 64،528،159نفر / 65،540،239نفر / 67،477،500 نفر/ و 68،467،440 نفر برآورد گرديده است .

نژاد مردم ايران از درهم آميختن آريايي ها و اقوام مختلف به وجود آمده که عبارتند از : فارس 51% ، آذري 24% ، گيلکي و مازندراني 8% ، کرد 7% ، عرب 3% ، لر 2% ، بلوچ 2% .

دين 99/6% مردم ايرام اسلام است ( 93/9% شيعه و 5/7% سني ) در ميان پيروان ساير اديان و مسيحيان با 13% و زرتشتيان با 0/05%بيشترين جمعيت رابه خود اختصاص داده اند . زبان رسمي و خط رايج در ايران فارسي است . غير از فارسي ، زبان هاي ديگر مانند : ترکي – کردي – عربي – و بلوچي نيز در نقاط مختلف کشور تکلم مي شود .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:29 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

پارک ملی

به محدوده اي از منابع طبیعی کشور اعم از جنگل ، مرتع ، بيشه هاي طبيعي ، اراضي جنگلي ،دشت، آب و کوهستان اطلاق مي شود که نمايانگر نمونه هاي برجسته اي از مظاهر طبيعي ايران باشد و به منظور حفظ هميشگي وضع زندگي و طبيعي آن و همچنين ايجاد محيط مناسب براي تکثير و پرورش جانوران وحشي و رشد رستينها در شرايط کاملا طبيعي تحت حفاظت قرار مي گيرند

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

آثار طبیعی ایران

عبارتند از پديده هاي نمونه و نادر گياهي ، حيواني ، اشکال يا مناظرکم نظیر و کيفيات ویژه طبيعي زمين  يا درختان کهنسال تاريخي ، که با منظور داشتن محدوده متناسبي تحت حفاظت قرار مي گيرد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:27 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

اب و هوای ایران

کشور ايران به دليل گستردگي و وجود کوهستانهاي بسيار و زمين هاي بياباني و همجواري با دو درياي بزرگ شمال و جنوب و نيز به علت قرار داشتن در مجاورت نسبي اروپا و درياي مديترانه و صحراي بزرگ آفريقا و اقيانوس هند و مرتفعات داخلي آسيا و سرزمين وسيع سردسيري ، داراي آنچنان تنوعي در اقليم است که در کمتر کشوري ديده مي شود . اثر دوري و نزديکي دريا را مي توان از مقايسه باران بسيار و پوشش گيا هي غني و شرايط انساني سواحل درياي خزر با بيابان هاي خشک و بي آب و علف و خالي از سکنه مراکز ايران به خوبي درک کرد .

در مجموع چهار نوع آب و هوا در ايران قابل تشخيص است که عبارتند از :

1-            آب و هواي بياباني و نيمه بياباني که در بخش هاي وسيعي از سرزمين هاي داخلي و کناره هاي جنوبي ايران را پوشش داده است . از ويژگي هاي اين نوع آب وهوا  وجود دره هاي گرماي خشک طولاني است که بيش از 7 ماه سال را در بر مي گيرد . ميزان بارش سالانه در اين نواحي بين 30 تا 250 ميلي متر متغير است .

2-            آب وهواي کوهستاني ( سرد ومعتدل کوهستاني ) : که در ارتفاعات و قله هاي بلند ديده مي شود از جمله ، بلندهاي البرز ، زاگرس و نيز قلل رفيع سهند و سبلان جزء اين آب و هوا قرار دارند . بارش سالانه ناحيه از 250 ميلي متر تا 600 ميلي متر متغير است .

3-            آب و هوايي خزری:که مناطق میان دریای خزر ورشته کوه های البرز را پوشش می دهد ومیزان بارش سالانه دراین نواحی بین 600تا 2000میلی متر متغیر است.

4-            آب و هوايي مديترانه اي : که خاص مناطق غربي کشور است و در نواحي جنوبي آن آب و هواي نيمه صحرايي گرم نيز بر آن تاثير مي گذارد . در اين نواحي تابستان ها با گرماي شديد در دره ها و هواي معتدل در ارتفاعات همراه بوده و در زمستانها هواي معتدل در دره ها و سرماي شديد در ارتفاعات حکم فرماست .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

یزد


  شهرستان يزد اولين شهر خشت‌خام و دومين شهر تاريخي جهان است. اين شهرستان به دليل وجود جاذبه‌هاي شغلي، رفاهي و تمركز اداري پرجمعيت‌ترين شهرستان اين استان به شمار مي‌رود و با جمعيتي حدود چهارصدوپنجاه هزار نفر، تقريباً نيمي از كل جمعيت اين استان را تشكيل مي‌دهد. يزد شهر بادگير ها و نگين كوير چندين سده پيش از آمدن اسكندر مقدوني به ايران، ناحيه اي آباد و از اهميت نظامي، راه‌داري و بازرگاني برخوردار بود. در دوران ساسانيان، استخر بزرگ ترين كوره فارس بود و ناحيه يزد، بزرگ ترين منطقه استخر به شمار مي‌رفت. يزد هم‌اكنون از سوي شمال به شهرستان هاي ميبد و اردكان، از خاور به شهرستان هاي اردكان و بافق، از باختر به استان اصفهان و از جنوب به شهرستان تفت، ابركوه و مهريز محدود مي شود. انواع صنايع ماشيني سنگين و صنايع سبك و دستي در اين منطقه رواج دارد. زبان‌شناسان نيم زبان‌هاي (لهجه‌هاي) جديد ايراني را به دو دسته باختري و خاوري تقسيم كرده‌اند. لهجه يزدي جزو نيم‌زبان‌هاي مركزي دسته باختري است كه در بخش باختري فلات ايران، تا حدود مرزهاي عراق رواج دارد.در بيش‌تر نيم‌زبان‌هاي مركزي از جمله لهجه شيرين يزدي، اثر آميختگي كم‌تري با زبان عربي ديده مي‌شود. زرتشتيان يزد به زبان نياكان خويش ـ زبان فارسي دري ـ سخن مي‌گويند. زبان زرتشتيان يزد به دليل پاره‌اي عوامل اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آميختگي بسيار با زبان فارسي پيدا كرده،‌ به طوري كه آهنگ ناتوان شدن و حتي، فراموش شدن آن روز به روز تندتر مي‌شود؛ ولي گونه زبان دري برخي از روستاهاي يزد از جمله روستاي «زين‌آباد» كه كم‌تر زير رخنه اين عوامل بوده، پاك‌تر و دست‌ نخورده‌تر از گونه دري شهرستان يزد باقي مانده است. فرش بافي، چاقو سازي، سبد بافي، سنگ تراشي، پارچه بافي، زيلو بافي، سراميك، سفال سازي، كرباس بافي، طلا و نقره كاري از مهم‌ترين صنايع دستي يزد به شمار مي‌روند.شهرستان يزد از ديدني‌هاي متعددي برخوردار است كه مجموعه امير چخماق، مسجد جامع كبير، زندان اسكندر، مجموعه حمام و بازارخان، خانه لاري‌ها، بقعه دوازده امام، باغ دولت‌آباد، موزه آيينه و روشنايي، مجموعه تاريخي هشت، مسجد چهل محراب، مسجد يعقوبي، دخمه زرتشتيان، آب انبار شش بادگير، آتشكده زرتشتيان، مسجد ملا اسماعيل، خانقاه نعمت‌اللهي، خانه محمودي، بقعه سيد شمس‌الدين، مسجد ريگ، گنبد مصلي عتيق، بقعه شيخ احمد فهادان تنها برخي از آن‌ها به شمار مي‌روند.
يزد سرزمين قنات ها نيز است. در سي كيلومتري جنوب باختري شهر يزد، در دره‌اي به عرض تقريبي يك و نيم كيلومتر، شش رشته قنات به نام‌هاي «وقف‌آباد»، «رييس‌الديني»،«ميرزايي»،«روشن‌آباد»، «نهر خيلي» و «خواجه غياث» حفر شده كه عمق مادر چاه آن‌ها بين 28 تا 68 متر متفاوت است. آب اين قنات‌ها به شهرستان يزد و آبادي‌هاي «اهرستان»، «خيرآباد» و«عيش‌آباد»مي‌رسد. قنات ها نيز يكي از ديدني هاي مهم اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند. مکان هاي ديدني و تاريخيشهرستان يزد از جاذبه‌هاي متعدد طبيعي و تاريخي برخوردار است و مجموعه‌ي آن‌ها همراه با مردم خونگرم و مهربان يزد سفري به ياد ماندي را به مهمانان اين خطه از ايران زمين نويد مي‌دهد. برخي از مهم‌ترين مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان يزد عبارتند از: كويرهاي اطراف يزد آتشكده يزد , آرامگاه دوازده امام (دوره سلجوقي) , آرامگاه سيد ركن الدين يامدرسه ركنيه (سده 8 هـ . ق), آرامگاه شاه محمود , باغ دولت آباد , بناي مصلي ديگر يزد , پيرانگاها، مانند پيرن اركي : در جنوب يزد , دخمه زرتشتيان : كوي صفاييه, زيارتگاه درب مهرها , شهر اشك زر , شهر زارچ , گاهنبار خانه موبدان : يزد، كوچه دبستان دينياري, گنبد ‌شيخ جنيد (543 هـ . ق), گنبد عتيق (سده 8 هـ . ق), مدرسه خانقاه يا آرامگاه سيد شمس الدين (167 هـ . ق), مدرسه ضياييه (زندان اسكندر از 631 هـ . ق), مدرسه كماليه (720 هـ . ق), مدرسه و خانه حسينيان, مسجد جامع كبير (سده 6 هـ . ق), مسجد جامع كنوني (دوره آل مظفر), مسجد مير چقماق (سده 9 هـ . ق), مسجد بندرآباد(معروف به خانقاه شيخ تقي الدين دادا، از آثار اواخر سده 8 هـ . ق) صنايع و معادنيزد علاوه بر كارگاه هاي كوچك نساجي و شيريني سازي، داراي كارخانه هاي توليدي بزرگ و كوچك پشم ريسي، ‌پشم بافي، نخ بافي، فرآورده هاي نايلوني، ابريشم بافي، پتوبافي، تويلد فرش ماشيني و موكت، ميخ سازي، قند، بيسكويت، ملامين و پلاستيك، صنايع فلزي، توليد آرد، يخ سازي، نان ماشيني و ‌دستمال كاغذي است. کشاورزي و دام داري كشاورزي يزد به دليل بارش اندك به گونه كشت آبي است و رونق چنداني ندارد، تنها تلاش كشاورزان اين ناحيه است، كه با بهره گيري از كم ترين آب و خاك حاصل خيز، توانسته اند كشاورزي را در محدوده اي اندك به ديگر بخش هاي اقتصادي پيوند دهند. از مهم ترين فرآورده هاي كشاورزي يزد مي توان گندم، جو، آفتاب گردان، نباتات علوفه اي، جاليز، زيره، گوجه فرنگي، ‌بادمجان و سردرختي به ويژه انار، انجير و پسته را نام برد. دامپروري نيزبه روش سنتي و صنعتي رواج دارد، اما به دليل كمبود علوفه رونق زيادي ندارد. مردم آبادي هاي پيرامون شهر يزد، به پرورش گوسفند، بز، گاو و شتر مي پردازند. مشخصات جغرافياييشهرستان يزد‌ در مركز استان يزد، در دره اي خشك و پهناور بين كوه هاي شيركوه و خرانق، ‌در 15 درجه و 53 دقيقه تا 40 درجه و 54 دقيقه درازاي خاوري و46 درجه و 31 دقيقه تا 15 درجه و 32 دقيقه پهناي شمالي واقع شده است. اين شهرستان از سوي شمال به شهرستان هاي ميبد و اردكان، از خاور به شهرستان هاي اردكان و بافق، از باختر به استان اصفهان و از جنوب به شهرستان تفت، ابركوه و مهريز محدود مي شود. ميانگين بلندي شهرستان يزد از سطح دريا 1200 متراست. آب و هواي اين شهرستان بياباني و نيمه بياباني با تابستان هاي گرم و خشك و زمستان هاي سرد و خشك بوده ‌و باران ساليانه اندك است. هر چه از نقاط دشتي به كوه هاي پيرامون آن نزديك مي شويم، زمستان ها سردتر و بارندگي بيش تر و تابستان ها معتدل تر مي شود.بر اساس سرشماري سال 1375جمعيت شهرستان يزد، 416569 نفر شامل 215850 نفر مرد و 200719 نفر زن بوده است. مردم يزد آريايي نژاد و از ايرانيان باستان هستند كه از آميختن با ساير نژادها مصون مانده‌اند. زبان مردم يزد فارسي است، كه به لهجه شيرين محلي سخن مي گويند. زرتشتيان شهر يزد نيز به زبان فارسي دري تكلم مي كنند. مردم شهر يزد مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند. اقليت هاي مذهبي زرتشتي، كليمي و مسيحي نيز در اين منطقه زندگي مي كنند. پيش از ورود مسلمانان به ايران، مردم استان يزد نيز مانند مردم ساير نقاط ايران زرتشتي بودند. با انقراض حكومت ساسانيان در نيمه نخست سده اول هـ.ق، مردم بيش‌تر نقاط ايران از جمله يزد نيز به دين اسلام گرويدند؛ ولي برخي از آنان با پرداخت جزيه، آيين خود را حفظ كردند و زرتشتي باقي ماندند. قريب به اتفاق مردم استان يزد، مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند. از اقليت‌هاي مذهبي كه در اين منطقه زندگي مي‌كنند، مي‌توان از زرتشتيان، يهوديان و مسيحيان نام برد. يزدي ها مردماني پاك انديش و سخت كوش بوده و عيدهاي ملي و مذهبي چون جشن سده، نوروز، زادروز زرتشت و مهرگان برگزار مي کنند. مهم ترين راه هاي آسفالته اصلي به يزد عبارتند از :- راه يزد – اردكان – نوگنبد، به درازاي 130 كيلومتر- راه يزد – مهريز – شمس، به درازاي 110 كيلومتر- راه يزد – تفت، به درازاي 18 كيلومتر- راه دهشير – ابركوه، به درازاي 33 كيلومتر وجه تسميه و پيشينه تاريخييزد‌ازكهن‌ترين مناطق ايران زمين است. يزدواژه‌اي باستاني است كه ريشه در «يشت yast »يا «يزت yazt» و «يسن yasn»به معناي ستايش، نيايش، پرستش، ايزد و ... دارد. يكي‌از فصول پنج‌گانه اوستا هم به يكي از اين نام‌ها يعني «يشت» خوانده شده است. در پاره‌اي از متون قديمي، يزد را «دارالعباد» يا «دارالعباده» نيز گفته‌اند.«احمد كاتب» مورخ يزدي قرن نهم هـ.ق نوشته است: «در سال 504 هـ.ق، ملك‌شاه سلجوقي حكومت يزد را به علاءالدوله كالنجار واگذار كرد و آن را دارالعباده ناميد.» در دوران هخامنشي و شايد بيش از آن «ايستاتيس» ناميده مي‌شده که «هرفته» (فرافر) و «سريزد» كنوني، در 30 كيلومتري خاور شهر يزد بازمانده اين منطقه واقع شده اند. يزد، يعني آفريننده خوبي ها، پاكي ها و شهر خداست. نام گذاري اين شهر با واژه «يزش» به معناي ستايش و نيايش در زبان پارسي ميانه و با واژه يزدان يا يزتان به معني پاك، مقدس، فرخنده و هم‌چنين به معني ذات خدا در ارتباط است. يزد شهر بادگير ها و نگين كوير چندين سده پيش از آمدن اسكندر مقدوني به ايران، ناحيه اي آباد و از اهميت نظامي، راه‌داري و بازرگاني برخوردار بود. در دوران ساسانيان، استخر بزرگ ترين كوره فارس بود و ناحيه يزد، بزرگ ترين منطقه استخر به شمار مي رفت. يزد، در زمان خلافت عثمان به دست مسلمانان افتاد. با روي كار آمدن صفاريان سيستان، يزد جزو قلمرو يعقوب ليث شد و در دوره آل بويه به دست فخرالدوله ديلمي افتاد. از سال 536 تا 718 هـ . ق، اتابكان يزد يا آل وردان، خانداني از امراي ديلمي از فرزندان وردان زور نام، كه خويشاوندان امراي اخير بني كاكويه بوده اند، بر اين ناحيه حكومت مي كردند. در زمان آل مظفر، حاكمان دوره تيموري و حكومت صفوي شهر يزد گسترش يافته و رو به آباداني نهاد. سده هاي 7 تا 11 هـ . ق را دوران شكوفايي، آبادي و پر از جمعيت يزد خوانده اند. دوراني كه در آن، آثار زيبا، مسجدهاي باشكوه، ‌مدرسه هاي بزرگ ومعماري اصيل شهري پديد آمد. در دوره زنديه، كريم خان زند مدت ها در باغ دولت آباد اين شهر، كه از بناهاي محمد تقي خان يزدي وهم زمان با شاهرخ ميرزاي افشار بود، به سر برد. در يورش افغان ها به ايران، مردم دلاور و آزاده يزد به رهبري ميرزا عنايت سلطان، با آنان جنگيدند. محمود افغان در گشودن يزد ناكام ماند و سرانجام يزد را راها كرده و اصفهان را گشود. اشرف افغان پس از محمود، ‌حدود 4 سال با عنايت سلطان و جنگجويان رشيد يزد جنگيد و با نيرنگ، بر او و يارانش پيروز شد و جز مومن خان و محمد تقي خان، همه را كشت. مومن خان، از سوي نادرشاه افشار به حكومت كرمان گمارده شد و محمد تقي خان و بازماندگانش تا اواخر دوران قاجار، گاه در سمت حاكم و گاه مستوفي يزد خدمت كردند.   مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان يزد مسجد جامع کبير اين مسجد يکي از باارزشترين ميراث تاريخي هنري و گنجينه اي ار معماري اسلامي است. باني ساختمان اصلي مسجد را علاء الدوله گرشاسب آل بويه – قرن ششم هجري – مي دانند ولي مسجد کنوني مربوط به آل مظفر و تيموريان قرن هشتم و نهم هجري است. از امتيازات هنري و معماري اين مسجد مي توان قدرت و استواري کاشيکاريهاي نفيس و جالب، سر در بلند، دو کتيبه نفيس يکي به خط کوفي و ديگري به خط ثلث بر روي کاشي لاجوردي معرق در کنار سر در باشکوه، دو مناره زيبا و تزئينات کاشي کاري شده ديوارهاي داخلي شبستان و زير گنبد و خارج گتبد را نام برد. ارتفاع مناره هاي آن حدود 48 متر و ارتفاع سر در آن در حدود 24 متر مي باشد.مسجد ريگ اين مسجد که کاروانسراي مخروبه بوده است، توسط امير معين الدين اشرف بنا گرديد. منار گلي مزين به کاشي با خطوط و نقوش مهندسي، قفسه اي چوبي در بالاي منار کتيبه خط ثلث بر کاشي معرق در سه طرف در، در کنده کاري دو لنگه اي کاشي هاي شش ظلعي فيروزه اي و آبي با حاشيه هاي سياه سفيد مرسوم قرن نهم هجري در بدنه محراب و طاقنماي محراب با گچکاري مقرنس از برجستگيهاي مهم اين مسجد به شمار مي رود. مسجد ملا اسماعيلاين مسجد بزرگ در جنوب ميدان خان قرار گرفته است و اثر همت والاي آخوند ملا اسماعيل عقدائي در سال 1222 مي باشد. اين مسجد مشتمل است به ايوان وسيع با دهنه 75/15 متر و شبستان با 32 ستون و گنبد هاي بسي عالي، نقش و نماي آجري درگاهها و گاهي تلفيق شده به کاشي و سنگ مکتوب در طرف چپ بالاي سر در بزرگ ورودي با مطالبي با خط نستعليق و سنگ لوحه هاي مختلف. مسجد شاه طهماسباين مسجد در ميدان بعثت واقع بوده است. باني بناي قديمي آن بيگم دختر شاه طهماسب صفوي است که به همسري نور الدين مير ميران از خاندان شاه نعمت الله در آمد، از بناي قديم آن چيزي باقي نمانده مگر دو سنگ مرمر يکي در محراب و ديگري بر ستون ميدان. مسجد فرطمسجد کوچکي واقع در محله دار الشفا که گفته شده بعد از خروج ابو مسلم در خراسان و تسلط او بر يزد آنرا ساخت و امام رضا (ع) هنگام سفر از مدينه به خراسان در اين مسجد عبادت نموده است. بر اساس سنگ محراب آن زمان احداث آنها را هشتصد تا نهصد سال قبل تخمين مي زنند. مسجد چهل محراباين بنا در قرن هفتم هجري توسط خواجه شمس الدين محمد بنا شده است. علت شهرت آن به چهل محراب آن است که در آن چهل محراب کاشي تعبيه شده بود. در حال حاضر فقط شش قطعه از کاشي باقي مانده است. مسجد جامع فهرجاين مسجد که در 30 کيلومتري شرق يزد قرار گرفته، از خشت و گل ساخته شده است. تاريخ بناي آن به صدر اسلام باز مي گردد. اين مسجد در تاريخ معماري اسلامي – ايراني از اهميت ويژه اي برخوردار است. ستونهاي قطور و پوشش تاق آن از نوع پيز گهواره اي است و مناره مسجد که از گل ساخته شده است به دوره هاي بعدي مربوط مي باشد.مسجدبزرگ ابوالمعاليمسجد بزرگ ابوالمعالي در ضلع غربي خيابان سيد گل سرخ ، محله ابوالمعالي، جنب بازارچه ابوالمعالي واقع شده است و مسجد مذكور به خواجه حاجي ابوالمعالي منتسب است . محّلة ابوالمعالي كه در تداول عامه «بوالميري» تلفظ ميشود ازمحّلات قديمي يزد وظاهراًبه خواجه كمال الدين ابوالمعالي بن برهان الدين لطف ويا خواجه حاجي ابوالمعالي منتسب است كه اطلاعاتي از هر يك آنها در تواريخ يزد مضبوط است . مطابق با اظهارات مورخّان قديمي يزد خواجه كمال الدين ابوالمعالي ازمحتشمان يزد وباني قنات فراشاه تفت ومدرسه كماليه درداخل شهر يزد به سال 720 هجري بود . پدر وي نيز وزارت محمد مظفر، از سلاطين آل مظفر ، را به عهده داشت. بر اساس نوشته هاي كتاب«شناسنامة اجمالي بناها ومحوطه هاي تاريخي استان يزد » مسجد ابوالمعالي بين سده هاي دهم ويازدهم هجري بنا گرديده، حال آنكه نويسنده تاريخ يزد در اين باره چنين نگاشته است : «خواجه حاجي ابوالمعالي مدرسه در خارج شهر يزد ايجاد كرده وحمام ومقبره وجماعتخانه‌اي جنب آن به سال 787 ساخته بود» .احتمال دارد مؤلّف كتاب« شناسنامة اجمالي بناها ومحوطه هاي تاريخي يزد» در گزارش خود اشتباه كرده باشد. از آنجا كه مؤلّف تاريخ يزد ، محّل مدرسه خواجه حاجي ابوالمعالي را خارج يزد ذكر كرده ومحّل فعلي محّله ابوالميري به لحاظ تطبيق با سوابق تاريخي ، بيرون ازحصار يزد بوده ، پس به احتمال قوي ، انتساب محّلة مذكور به خواجه حاجي ابوالمعالي (شخص دوم ) صحيح است . اين محله داراي دو مسجد است كه به نام مسجد بزرگ و كوچك ابوالمعالي اشتهار دارند. مسجد كوچك بر روي آب انبار قرار گرفته و به گفته ايرج افشار در محراب آن يك قطعه كاشي محرابي لاجوردي به ابعاد 45×30 سانتي متر تعبيه شده كه احتمالا از مسجد چهل محراب به مسجد مذكور منتقل شده است . در حال حاضر اثري از كاشي مذكور در بنا ديده نمي شود . ورودي مسجدبزرگ به يك ساباط راه مي يابد وحوضخانه (وضوخانه ) مسجد نيز روبروي ورودي واقع است . مسجد بزرگ داراي درگاهي است كه ديوار آن را با كاشيهاي مسّدس لاجوردي باحاشية آبي ،سياه ودوقطعه گل مربع از كاشي معّرق در وسط آن پوشانده اند .مسجد بزگ ابوالمعالي مشتمل بر يك گرمخانه نسبتاً بزرگ ،حياط كوچك در ضلع شمالي ،اتاقي (مقبره ) در ضلع غربي حياط و بادگيري رفيع در جبهة جنوبي ميباشد كه مشرف به كوچه وبازار مجاور است. مسجد از كف ساباط 70 سانتي متر پائين‌تراست. پوشش سقف گرمخانه طاق وتويزه است . ازاره مسجد آجري و بدنه و سقف با اندود گچ پوشش داده شده است . در ضلع شرقي مسجد مذكور حياط كوچكي قرارداردو دري به طرف كوچه ابوالمعالي از داخل آن باز مي شود .تعداد وروديها از طرف حياط سه درب پنج لتي است . در ضلع شمالي حياط اتاقي با سقف گنبدي است كه چند سنگ قبر در آن ديده مي شود يكي از آنها تاريخ 1300 شمسي را نشان مي دهد .(گويا اين مكان آرامگاه خصوصي بوده است)مسجد جامع اهرستان مسجد اهرستان درضلع شرقي بلوار شهيد صدوقي، د رمحله اهرستان قرار گرفته است و درمتون تاريخي يزد ازآن با عنوان مسجد معين الدين ياد شده است .مسجدمذكور به دست مولانا معين الدين جلال حافظ- ازفضلاي زمان خود كه نزد سلاطين آل مظفر عزيز ومحبوب بود- درسال 789 هـ . ق بنا شد. مولانا معين الدين جلال الدين يزدي، مسجد مذكور را عاري از هر گونه تكلف وتزئينات ساخت ، و هنوز بعضي ازقسمتهاي مسجد باقي مانده است. مسجد مذكور در سال 1081هجري قمري دستخوش ويراني وخرابي گشت وميرزا محمد كاظم دادايي به مرمّت وبازسازي آن بنا همت گماشت.اكنون اين مسجد داراي گنبد بلند وصحن ايوان به همان شكل سابق ،ساده وبي پيرايه وفاقد هر گونه تزئينات وكاشيكاري است .مسجد جامع كبير اهرستان با پلان مربع شكل متعّلق به سده هشتم هجري است . اين بنا داراي گرمخانه ، تابستانخانه ، ايوان ، گنبد ، صحن و حوضخانه مي باشد . وضوخانه مسجد درگوشه اي ازضلع شرقي صحن با دوازده پله درمحوّطه گودي حياط واقع است . درب ورودي مسجد نيز در خيابان اصلي قرار دارد. دردوطرف شبستان وصحن مسجد(ضلع شرقي_ غربي) پلكاني جهت دسترسي به طبقه دوم تعبيه شده است . حدّ واسط گنبد و ايوان به صورت دو طبقه ساخته شده و طرفين ايوان غرفه هايي با پوششي درقد پاي كم وداراي نيم طبقه است. هشتي ورودي مسجد درقسمت منتهي به خيابان آجر نما سازي شده وسقف آن با آجرهاي نره لعابدار تزئين گرديده وكاملاً نوساز است . غرفه هايي نيز درضلع شمالي هشتي ورودي قرارداردكه آسيب ديده ، ولي صورت قديمي خود را حفظ كرده است . بام گنبد و نماي ضلع شمالي مشرف به صحن مسجد باآجرفرش شده است . بطوركلي مي‌توان گفت اگرچه در دهه‌هاي اخير الحاقاتي بربنا صورت گرفته است اما چون جزئي از بنا محسوب مي‌شود حائز اهميت مي‌باشد. كه از آن جمله مي‌توان به نماسازي وپوشش آجري سقف هشتي ورودي مجد اشاره نمود، كه بسيار هنرمندانه طراحي گرديده است و از لحاظ تلفيق رنگ و نقوش در نوع خود بي‌نظير مي‌باشد. مسجدارگ قلعه مسجد ارگ قلعه در ضلع شرقي خيابان امام خميني،در محله قلعه كهنه، خيابان شهيد ابراهيمي ، روبروي فرمانداري شهر يزد واقع شده است و شاهزاده محمد ولي ميرزا مسجد مذكور را در عهد فتحعلي شاه قاجار بنا نموده است. وجه تسميه ارگ قلعه مأخوذ از دولتخانه اي است که شاه يحيي در اواخر قرن هشتم هجري بنا کرده است .درمسجد ارگ از زمان احداث بنا تا كنون تغييراتي چنداني در آن صورت نگرفته است . اين مسجد از همان بدو تأسيس فاقد گنبد و بادگير بوده است . در دوران گذشته درب مسجد ، چوبي و كف صحن با آجر مفروش بوده است . در وسط صحن ، حوض (آب نمائي) قرار داشته كه در حال حاضر اثري از آن ديده نمي شود .مسجد ارگ قلعه داراي دو درب ورودي است كه يكي به جانب خيابان و ديگري به ساختمان مجتمع هنر و معماري گشوده مي‌گردد . مسجد از گرمخانه و صحن تشكيل شده است که نماي سردر گرمخانه بصورت آجري ديده مي شود. گرمخانه مسقف به طاق و تويزه با قوس جناقي و قد پاي بلند مي باشد . در ضلع غربي و شرقي گرمخانه سه صفه كه در آن طاقچه هايي تعبيه شده ، ديده مي شود . پوشش داخلي مسجد از آجر و گچ مي باشد . ستونهاي چهار گوشي كه با آجر ساخته و با گچ پوشيده شده ، در گرمخانه به چشم مي‌خورد . صحن مسجد بوسيلة 4 پله پائين تر از سطح خيابان قرار گرفته و با آجرمفروش است. در ضلع شمالي صحن مسجد راهروي سر پوشيده و در كنارآن انباري ، آبدارخانه ، وضوخانه و سرويس بهداشتي قرار دارد . محرابي در جنوب گرمخانه قرار دارد كه مصالح آن از گچ و آجر است . اين محراب مزين به رسمي‌بندي گچي و طاق نماي ساده مي باشد. دو گوشوار و دو صفه در دو طرف آن ديده مي‌شود . در ضلع شمالي گرمخانه هم ، 3 درب فلزي نصب شده است . بر روي يكي از زيلوهاي داخل مسجد چنين نوشته هائي بافته شده است : « حاجي محمد حسين برخوردار ولد مرحومشان حاجي محمد مهدي يزدي طاب سراه بر مسجد ارگ قلعه دارالعبادة يزد با 9 فرد ديگر از مسجد مزبور خارج نشود مگر جهت تطهير خلاف كننده ملعون ابد باد سنه 1370 » . در حال حاضر مسجد داير و محل برگزاري اجتماعات مذهبي و فرهنگي مردمي است .مسجد آكريمااين بنا كه به مسجد كوچة كريمي معروف مي باشد ، در ضلع غربي خيابان امام خميني ، محله فهادان، كوچة شهيد كريمي واقع شده است که به اسناد منابع تاريخي مكتوب و ديداري نام باني و مؤسس بنا مشخص نگرديد . ايرج افشار نيز نام اين مسجد را بعنوان مسجد کوچک محله اي ذکر کرده است. مسجد آكريما ، داراي يك درب ورودي ساده فلزي مي باشد . اين مسجد از يك اتاق كوچك تشكيل شده كه طاق آن از نوع ضربي مي باشد. كنار محراب ساده آن ، پنجرة كوچك فلزي جهت نورگيري و تهوية هوا قرار دارد . پوشش داخلي مسجد بوسيلة گچ ، اندود شده است كه بر اثر رطوبت ، قسمتي از گچهاي ديوارهاي آن طبله شده و قسمتي از سقف كاهگلي مسجد نيز فرو ريخته است . به همين دليل اين مسجد فاقد كاربري، و به مكاني بلا استفاده تبديل شده است.مسجدامام حسنيمسجد امام حسني در ضلع شمالي خيابان شهيد مطهري ، محله پشت باغ ، كوچه شهيد بكايي واقع گرديده است و با استناد به كتيبه موجود در مسجد، باني بنا حسن علي شمس الدين بوده كه در عهد شاه عباس صفوي، بناي مذكور را داير كرد . ايرج افشار در کتاب خود نام اين مسجد را به عنوان مساجد کوچک محله اي ذکر کرده است. ظاهراً وجه ‌تسمية مسجد به امام حسن ناشي از آن است ‌كه عامه، نام‌‌ كاتب را‌‌كه حسن بوده است برنام مسجد نهاده و‌به صورت امام حسن در آورده اند. بناي مسجد که كوچك ومحله اي است داراي دو حياط ودو اتاق مي باشد . ورودي مسجد در ضلع شرقي و‌داراي‌دري ‌چوبي‌كه چهار پله از كف كوچه بالاتر است قرار دارد . اتاق پشت ورودي شكل نامنظم دارد‌ و سقف آن ‌فيلپوش است که از‌‌‌ طريق‌‌‌‌ ‌درگاهي ‌با اتاق ‌مستطيل‌شكل محراب مرتبط است . سقف اين اتاق بصورت طاق وتويزه با قوس جناغي است . حياط جبهة شمالي طرحي مربع شكل دارد ودر گوشه غربي آن راه پله اي براي پشت بام وجود دارد. سقف اين اتاق بصورت طاق وتويزه با قوس جناغي مي باشد که ‌درآن به اتاق پشت ورودي مسجد باز مي‌شود .در جبهة جنوبي، مكاني ذوزنقه‌اي شكل قرار دارد كه ورودي آن از كوچه مي باشد . نخلي (نقل)كوچك نيز در آن ديده مي شود. مصالح مورد استفاده در بنا خشت وگل وگچ مي‌باشد . در مرمتهايي كه اخيراً انجام شده آجر وسيمان نيز استفاده شده است . نماي سر در ورودي داراي تزئينات گچبري وسيمگل مي‌باشد. نقش گچي به صورت نيم دايره بدور اضلاع يك قاب مستطيل بر سطح ديوار هاي جانبي ورودي اجرا شده است . بر بالاي در ورودي مسجد كتيبة سنگي به ابعاد 36 × 23 سانتيمتر نصب بوده كه در آن نام باني وتاريخ ساخت آن آمده است . متن ذيل به خط نسخ بر آن منقور ست :(( لقد وفق بتوفيق الله تعالي ببناء هذا المسجد تقرباء الي الله في زمن حضرت السلطان الاعظم الخاقان المعظم ابوالفتح عباس شاه بهادرخان خلد الله ملكه وسلطانه اقل عباد الله الحقير حسن علي شمس الدين في شهر جمادي الاول سنه 1016)) مسجد امير چقماق اين بنا در ضلع جنوبي چهار راه شهدا ، محله امير چقماق ، جنب ميدان امير چقماق واقع است . طبق اظهارات مؤلّف جامع مفيدي وهمچنين عبارت منقور بر در جماعتخانه در عصر صفويه به ((چقماقيه )) اشتهار يافت .اين بنا در زمرة مهمترين وارزنده ترين اقدامات خيرخواهانه و حاصل حمّيت‌ ‌‌اميرجلال الدين چقماق شامي (حاكم يزد در دوران تيموري) وهمسر او ستي فاطمه خاتون به شمار مي رود مسجد مذكور در دوران پادشاهي شاهرخ ميرزا تيموري ودر سنة 841 هجري احداث گرديد كه بي شك از لحاظ شكوه ، عظمت ، زيبايي واهميت ، بهترين ومعتبرترين مسجد پس از مسجد جامع شهر يزد است .در متون تاريخي يزد از مسجد اميرچقماق ( چخماق ) باعنوان« مسجد جمعة نو» ياد مي شود بر اساس كتيبه اي به خّط محمد حكيم، ازبرجسته ترين ثلث نويسان سد? نهم ، سال اتمام بناسنة 841 هجري بوده است . گفته اندامير چقماق در دومين سفر خويش اين مسجد را بنيان نهاد واستادان كاشي ساز وثلث نويسان به مدّت بيست سال براي ساخت آن رنج ومشقّت كشيدند و بخشي از مخارج مسجد وساير بناهاي اميرچقماق از موقوفات رشيدي تأمين مي شده است . اثري از شرف الدين علي نيز در چاهخانه جنب مسجد مذكور وجود داشته كه اکنون موجود نمي‌باشد . مسجد مذكور كه در ضلع جنوبي ميدان امير چقماق واقع است وبنابر اظهارات نويسندة تاريخ يزد در خارج شهر قرار داشت وحتي در دوران سلطنت محمد شاه قاجار ـ كه حصار شهر تا آن زمان باقي بود ـ مسجد خارج از شهر بوده است . امير‌اعظم جلال الدين چقماق از امراء وسرداران معروف عهد تيموري و مقرب درگاه شاهرخ ، حاکم يزد ، ‌بود. وي در خارج حصار شهر جنب محلّ? دهوك، مسجد جمعه ، خانقاه ، كاروانسرا ، حمام ، آب انبار ، قنّاد خانه ، بازار و چاه آب احداث كرد كه اکنون اين مجموعه به تكيه وبازار كوچك ، آب انبار ومسجد خلاصه مي‌شود. در دوران فتحعلي شاه قاجار ، توسط حاجي حسين عطّار بر شبستان مسجد تغييراتي صورت گرفت .اين مسجد داراي ايوان وسردر رفيع كه پيشخوان زيباي آن از شهرت بسزايي برخوردار است . وروديهاي مسجد با‌دوجهت شرقي وشمالي به ايوان بلند ختم مي گردد .در جلوي قسمت شرقي،‌كتيبه‌ي باشكوهي است كه به لحاظ هنرخطاطي اهميت بسزايي دارد وتاريخ ساخت مسجد در آن آمده است. مسجد داراي دوشبستان زمستاني وتابستاني است كه در قسمت تابستاني آن ( بالاي محراب ) بادگير بسيار زيبايي واقع شده است. محراب سنگ مرمر زيبايي دارد كه پيرامون آن راكاشيهاي معرق تزئين كرده وآياتي از قرآن مجيد بر روي سنگ نقش گرديده است. در‌دوطرف شبستان مسجد طاق نماهايي شبيه مسجد سرپلك وجود دارد،كه قسمت عقب آن ‌به دو‌راهرو‌درطرفين منتهي مي‌شود. . با توجه به اينكه كاشي‌ هاي شش ضلعي‌آبي رنگ زينت بخش ازارة شبستان گرديده، محراب نيز بوسيله كاشي هاي معرق لاجوردي،‌ طلائي و‌سفيد پوشيده شده است. نور داخل شبستان توسط‌چهارپنجره درسقف ورودي ‌ودو‌‌ راهروي‌طرفين آن ‌تأمين مي‌گردد. بدن?‌ ديوارها‌ از‌گچ ‌سفيد و‌نماي ‌ايوان‌ از‌كاشي وآجرهاي لعابدار به رنگ لاجوردي وسبز پوشيده شده است. شبستانهاي زمستاني مسجددر دو سوي دالان ورودي قرار داردكه نورآن باسنگ مرمرتأمين مي شود.همچنين مسجد مؤذنة مستطيل شكل آجري دارد كه بر و‌رودي ضلع شرقي مسجد مشرف مي باشد .- دركرياس مسجد كتيبه‌اي سنگي بصورت وقفنامه به خطّ نسخ منقور گرديده ، بدين مضمون : (( بعد التحميد والتصليه والتسليم)). باعث بر تحرير اين كلمات آنكه وقف مخلّد صحيح شرعي وحبس مؤبّد صريح ملّي نمودند خدّام كرام والامقام ذوي العزّ والاحترام عالي حضرت رفيع منزلت سامي رتبت شرافت و نجابت و وزارت پناه ،فضيلت وكمالات دستگاه حقايق ومعارف آگاه ، دولت وعزّت ومدلّت انتباه ، ابهّت و مناعت وجلالت اكتناه ، كهف الحاج والمعتمرين عاليجاه دستورالوزرائي اعني الالقابي ميرزائي ميرزامحمد محسنا وزير عديم النظير، جليل القدر دارالعبادة يزد همگي وتمامي يك باب قهوه خانة وسيعة معيّنه متّصله به ميدان وبازار محلة مير چقماق خارج دارالعبادة مزبوره كه از منشآت كثير البركات عاليجاه معظم اليه است بروجود بر متعلقه بر تعزيه سيد الشهداءعليه التحيه والثناء،مقررومشروط آنكه هرساله ازمداخل واجاره آن به عمل آيد آگر محتاج به تعمير ضروري باشد آن مقدم وبعدازآن صرف فرش ، وبعد از آن سوخت وروشنايي معمول حسينية مزبوره وگرفتن كاغذ پنجرة قهوه خانه وابقاي كرباس سياه پوشش دور حسينيه وشدّهاي چهل گيسوي وقفي معينه واگر چيزي از آن زايد آيد صرف روشنايي مسجد جامع محاذات قهوه خانة مزبور شود وتوليت آن مفَوّض به جناب رفعت وديانت ومعالي پناه وفضيلت وكمالات دستگاه حاجي عبدالفتاح ابن مرحمت پناه حاجي ملاشمس الدين محمد ابركوهي ساكن دارالعبادة مزبور فرموده، اورامتولّي شرعي ساختند .به شرط آنكه كما ينبغي ويليق مساعي جميله در تميشت امور مُفصَله مزبوره مبذول وبه تكاهل از خود راضي نشود وبعد ازوبه اصلح ذكور اولاد او وبعد از آن به اصلح اولاد ذكور اووهكذا الي آن ميرث الله الارض ومن عليها وهو خير الوارثين ، واگر ازاولاد ذكور اومذكري به اين وصف نباشد به اصلح ذكور اولاد اناث مذكري به اين وصف نباشد تعيين متولي به رأي مجتهد جامع شرايط خواهد بود واگر در يزد مجتهدي نباشد منوط به آراي علما وعدول المؤمنين بلده مزبوره است وصيغه شريعه در تمام مراتب مزبور جريان وقهوه خانة موقوفه به تصرف متولي داده شد . تحريراً في سادس عشرين شهر شوال سنه عشرين ومائه والف. مضمون كتيب? مذكور بدين صورت است كه ميرزا محمد ، وزير يزد در عهد تيموري ، قهوه خانه بزرگي جنب ميدان وبازارمحلّة ميرچقماق جهت مراسم تعزيه امام حسين (ع) اختصاص داد، مشروط بر آنكه هر ساله هزينه مراسم آن از طريق اجارهء قهوه خانه صرف خريد فرش ،تأمين سوخت وروشنايي حيسنيه وخريد كاغذ پنجره،(دردوران گذشته به جاي شيشه، به پنجره ها كاغذ مي چسباندند و در اصطلاح ((كاغذ لغ)) مي گفتند) كرباسي سياه رنگ پوشش محوطه حسينيه وشدها (يكي ازلوازم مراسم تعزيه بود مانند علم وكتل) شود.بقيه لوازم اضافي طبق شرحي كه در وقفنامه آمده است در شب عاشورا به فقرا و مساكين اطعام داده شود وياصرف سوخت وروشنايي مسجد جامع گردد. توليت قهوه خانه موقوفه به شخصي به نام حاجي عبدالفتاح بن مرحمت پناه حاجي شمس الدين محمد ابركوهي ساكن يزد سپرده شود. پس از حاجي مذكور قهوه خانه به بهترين ذكور او واگذارگردد واين تسلسل ادامه يابد واگرازفرزندان ذكور وي طبق شرايط مذكور نباشد ، به نيكو خلق ترين فرزند ذكور ازفرزندان مؤّنث ايشان سپرده گردد و اگرپسري ازفرزندان ذكور ومؤّنث نباشد ، تعيين متولّي قهوه خانه براساس رأي وصلاحديد مجتهد جامع الشرايط خواهد بود وچنانچه در يزد مجتهدي نباشد، متولي براساس آراي علماء وصاحبنظران مؤمن تعيين مي گرددوحفظ رعايت اصول واحكام شرعي الزامي است .قهوه خانه موقوفه براساس رعايت احكام شرعي به متولّي منتخب سپرده مي گردد.متن وقفنامه مذكور در مورخة بيست وششم ماه شوال 1120نگاشته وتنظيم گرديد.- دردوسوي راهروي شمالي پنجره هايي پوشيده از كاشي معرق مشبك قرار گرفته است . بخشي از سردر ايوان مزيّن به كاشي معرّق است وكتيبه هايي در كاشيهاي معّرق از سمت راست به چپ وجود دارد كه مضمون آن به شرح ذيل است:بين گل مربعي بربالاي راهرو ودست راست كلمة ((الله)) به خطّ كوفي ، داخل آن نيز با همين خط (دوطرف مقابل هم ) سورة‌فاتحه وبر بالاي كلمة مذكور در يك خط مستقيم ((اعوذبالله من الشيطان الرجيم )) و ((بسم الله الرحمن الرحيم )) نوشته شده است .مقابل كتيبه مذكور در فوق، كلمة" محمد" به خطّ كوفي قراردارد.در جهت راست چهاربار((ولي الله التوفيق )) ودر سمت چپ چهار بار عبارتي عربي نوشته شده است كه خواندن آن ميّسر نبود . قسمت بيروني گنبد ودر كمر بند آن عبارت ((السلطان ظّل لله )) به كوفي بنايي مكرر اجرا شده است .محراب صفة اصلي از كاشي معرّق وبا طاقنماي مقرنس كاري است ودر وسط‌آن سنگ مرمر خوش تراشي به اندازة 38/2×15/1 متر نصب است. همچنين درميان مقرنس كاري آن يك گل مربع از كاشي معرق هست كه چهار بار((الله ،محمد،علي ))‌ به خطّ كوفي نقش شده است .كتيبه هاي سنگ مرمر عبارت است از: " قال الله تبارك وتعالي جلّ جلاله وعم نواله اقم الصّلوه .... مقاماً محموداً صدق الله وهوعلي كلّ شيءقدير " به خطّ نسخ در پيشاني وچهار بارنام "علي" به خطّ كوفي در يك گل مربع. در هر يك از دو طرف قسمت پايين سنگ مذكورودروسط آن نقش قنديل وگل وبوته ديده مي شود . - غرفة دست چپ ايوان يك سنگ مرمر به اندازة 95×54 سانتيمتر قرار دارد كه بر آن نقش قنديل ديده مي شود ودر چهار گوشه اش به خطّ كوفي ((الله ،محمد ،علي )) تكرار شده است.كتيبه اطراف آن نيز عبارت : ((قال الله تبارك وتعالي انما يعمر مساجد الله من آمن بالله واليوم الاخر واقم الصلوه واتي الزكوه ولم يخش الا الله فعسي اولئك ان يكونوا من المهتدين )) به خطّ ثلث است . - برسردر شرقي مسجد كتيبه اي از كاشي معرّق به خطّ ثلث محمدالحكيم (مولانا شمس الدين محمد شاه حكيم ازخوشنويسان بنام دوران صفوي بشمار مي‌رود كه كتيبه‌اي به خط او نيز در درگاه اصلي مسجد جامع قرار دارد) موجود مي‌باشد. عبارت كتيبة مذكور چنين است :« اللّهم يا جامع الناس ليوم لاريب فيه ورافع بيوت اذن الله يرفع و يذكر فيها اسمه بالتحميد والتنزيه فاذا الجمعه جمعيت اسبابها جاهد في اقامتها السلطان عظيم الشان ، معين الحق والدين شاهرخ بهادرخان الذي وفقت ابناء هذا المسجد علي اسس التقوي في زمانه الاراعد (؟) منه فاطمه بنت محمد داعيه رب ابن لي عندك في الجنه بالفضل والمنه ، في رجب سنه احدي واربعين وثمانمائه ، كتبه محمد الحكيم.»گنبد مسجد خميده وتركدارازكاشي سبزرنگ ودراطراف آن كتيبه اي به خطّ كوفي وجود داشت كه اکنون مقداركمي از آن باقي است. گرمخانه دري چوبي دارد كه بردولنگه آن عبارت: ((لااله الّا الله ، علي ولي الله حقاً حقا)) اين در وقف كرد زين الدين علي دبّاغ بر جماعتخانة مسجد چقماقيه درتاريخ 972 به خطّ نسخ وميان دوكتيبه كنده كاري شده است . خطوط كوفي كاشي سردر راهروهاي جنبي از داخل صحن مسجد به صورت ((اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ...)) وكلمات يا علي ،يا محمد ، واللّهم صلّ علي محمد وآل محمد راروي كاشي هاي سفيد با زمينة لاجوردي اجرا گرديده ودرحواشي، ازنقوش ستاره اي سبزرنگ استفاده شده است . درب كوچكي كه روي آن تاريخ 973 نوشته شده است در ضلع شمال شرقي مسجد ديده مي شود. ورودي ديگري نيزدر ضلع شرقي و داخل‌كوچه مسجد اميرچقماق قراردارد كه نماي آن ازكاشي وباآجرهاي لعابدار پوشيده شده است . درازارة زيرمؤذّنه باخطّ كوفي به رنگ لاجوردي ((بسم الله الرحمن الرحيم،انما مساجد الله ....)) ودرسردر كاشيكاري بر روي زمينة لاجوردي كتيبه اي به تاريخ 1378 هجري نصب شده است . اطراف ايوان بلند شبستان باكاشي سبز وقهوه اي بر روي زمينة سرمه اي نقوش.مسجد امّ سلمه مسجد امّ سلمه درضلع شرقي خيابان امام خميني، محلة خواجه خضر ، پس از زورخانة خواجه خضردركوچه شمارة يك واقع است . مسجد امّ سلمه از يك اتاق وصحن خيلي كوچك تشكيل شده است. اين بناداراي دو درب ورودي است، يكي درب چوبي قديمي که به سمت صحن مسجد گشوده مي گردد وديگري در داخل گرمخانه قرار داشته كه به كوچه راه دارد. درضلع جنوبي، محراب گچي ساده تعبيه شده است. طاق نماي نيز در داخل مسجد ديده مي شود . مسجد مسقّف به طاق وتويزه با قد پاي كوتاه وقوس جناغي است . كف مسجد با موزائيك فرش گرديده و پوشش داخلي گرمخانه از گچ مي باشد . نورگير كوچك فلزي نيز در سقف گرمخانه ديده مي شود. نماي خارجي وپشت بام مسجد با كاه گِل اندود شده است . اکنون مسجد متروكه وبلا استفاده شده است .مسجد بازارچه مسجد بازارچه درضلع غربي خيابان امام خميني ، محلّة بازارنو ، جنب خان? امام حسيني واقع است . ايرج افشار در يادگارهاي يزد چنين آورده است: «مسجد بازارچه درمحله ي بازارنو که ميرزا محمدعلي مدرس در 1352 ساخت واقع است .» مسجد بازارچه از يك گرمخانه كوچك تشكيل گرديده وبرروي درب ورودي‌چوبي ‌ دو لنگه آن با خط نستعليق عبارت ( عجلوا بالتوبه قبل الموت / عجلوا بالصلوه قبل الفوت . ميرزا محمد علي مدرس1302 ) نقر شده است . سردر مسجد آجري و گچي مي باشد . مسجد مسقف به طاق و تويزه با قوس جناقي است که نورگير مرمري ( گلجام ) در سقف آن تعبيه شده است. در قسمت فوقاني ضلع غربي مسجد طاقچه و در ضلع جنوبي ، محراب گچي ساده ديده مي شود . طاق نماي ديگري نيزدر ضلع شمالي به چشم مي خورد .كف گرمخانه با آجرفرش شده است . ازارة گرمخانه حدود نيم متر با آجر و نماي خارجي و پشت بام مسجد با كاهگل پوشيده شده است . بر روي يكي از زيلوهاي مسجد اين عبارت بافته شده :« وقف شرعي آقاي احمد بشارت فرزند حاج محمد بشارت اين يك فرد زيلو بر مسجد بازار نو بيرون نبرند مگر جهت تطهير سنه 1332 » . با توجه به فضاي معماري و مصالح به كار رفته در ساختمان مسجد و همچنين نوع معماري آن ،‌ قدمت مسجد به عهد قاجار بر مي گردد . مسجد بازار نو ( قاضي ها ) مسجد بازارنو در ضلع غربي خيابان امام خميني ، محلّة بازارنو ودر كوچه بازارنو واقع است. طبق اظهارات خادم مسجد ، شخص خيّري بنام سيد علي قاضي با وقف قسمتي از زمين خود ،‌ مسجد مذكور را بنا کرد . با توجه به ايجاد مسجد در محله‌ي بازارنو( از محلات قديم يزد كه دردوران صفويه شكل گرفته است) ، داراي اهميت مي‌باشد كه ايرج افشار نيز آن را بعنوان يكي از مساجد كوچك محله‌اي ذكر كرده است. بناي مسجد بازارنو كوچك و محلّه اي محسوب مي شود و‌ منحصر به يك گرمخانه و صحن كوچك است . مسجد داراي در چوبي دو لنگه با گره چيني مختصر و سر در كاهگلي است . در ضلع شمالي نيز دو درب فلزي بزرگ نصب شده است . در ضلع جنوبي آن نيز محراب ساده گچي چهار گوشي قرار دارد و دو پنجرة فلزي در ضلع غربي به همراه دو طاقچه ديده مي شود . در سقف آن دو نورگير مشبّك كاهگلي تعبيه شده است . پوشش داخلي گرمخانه نيز از گچ و كف آن سيماني است . مسجد مسقّف به طاق و تويزه با قد پاي كوتاه و قوس جناقي است . صحن كوچك مسجد داراي يك صفه است و بدنه ديوار صحن با آجر و نماي خارجي مسجد و پشت بام آن با كاهگل پوشيده شده است . با توجه به فضاي معماري و مصالح به كار رفته در آن ، قدمت بنا به اواخر عهد قاجار برمي گردد . به لحاظ نوع كاربري و استفاده از بنا بايد گفت هم اكنون مسجد بازار نو از لحاظ برگزاري مراسم و اجتماعات مذهبي فعال نمي باشد .مسجدِ باغ بهشت (حاجي ابراهيم ) مسجد باغ بهشت در ضلع غربي خبابان امام خميني ودر محلّة دارالشفاء واقع شده است که فرد خيّري به نام « حاجي ابراهيم زرگري » در عهد قاجاريه مسجد مذكور را احداث كرده است . دركتابچه موقوفات يزد راجع به مسجد حاجي ابراهيم ذکر کرده است ‌ زماني که بازارهاي داخل حصار شهر يزد رونق داشته، اين مسجد نيز از رونق و اعتدال خاصي برخوردار بوده است و با توسعه وگسترش شهري نيز اين مسجد از رونق اوليه خود افتاده است و امروزه تنها به عنوان يکي از مساجد کوچک محله اي ذکرمي شود. مسجد حاجي ابراهيم ( باغ بهشت ) از گرمخانه و تابستانخانه ( به صورت ايوان تابستاني) و صحن تشكيل شده و داراي دو درب ورودي و سردر آجري است . صحن مسجد چهار پله پايين تر از سطح كوچه واقع شده است . تابستانخانة مسجد به صورت ايوان تابستاني نسبتاً بزرگ بوده و پوشش داخلي و سردر ايوان آن با آجر پوشيده شده است . در ضلع جنوبي ايوان ، محراب كاشيكاري شده و جنب آن طاقچه اي ديده مي شود . ايوان تابستاني مسقّف به طاق ضربي وكف آن سيماني است . در ضلع شرقي گرمخانه صفّه اي با درب چوبي قرار دارد ودر ضلع غربي آن نيز دو طاق نما ، يك صفه و يك پنجرة چوبي به چشم مي خورد . در ضلع شمالي هم دو درب چوبي نصب است . در ضلع جنوبي گرمخانه ، محراب كتيبه داري واقع شده و پلكاني گچي در پشت آن است كه به غرفه دوم راه دارد . گرمخانه داراي پوشش طاق و تويزه با قدپاي كوتاه و قوس هلالي با پوشش آجري و اندود گچ ميباشد . ستونهاي چهارگوش بنا با آجر پوشيده شده است و نورگير مرمري ( گلجام ) ، جهت روشن تر شدن مسجد در سقف گرمخانه تعبيه گرديده وكف گرمخانه با آجر فرش شده است . در ضلع غربي مسجد حاجي ابراهيم صحن و انباري ديده مي شود . بدنه ديوار صحن نيز با كاهگل و آجر پوشيده شده . كف صحن سيماني و پشت بام مسجد با كاهگل اندود شده است . آثاري كه از بقاياي مسجد قديم ديده شده ، عبارت است از :1 - كاشيهاي شش ضلعي لاجوردي سده هاي هشتم و نهم هجري كه در محراب جديد نصب كرده اند .2 - سنگ مرمر منصوب در محراب به اندازة 56× 80 سانتيمتر كه عبارات منقور بر آن بدين گونه است :‌پيشاني :« لا اله الّاالله محمد رسول الله علي ولي الله » .حاشيه :«شهد الله لا اله الّا .... بالقسط ( آل عمران / 18 ) في سنة 1136 .» 3 – كتيبه اي واقع در محراب زمستانه با اين عبارات : « سبحان الله و بحمده ، لا اله الا الله و محمد رسول الله علي ولي الله ، الله اكبر كبيراّ » و آيات قرآني ديگر .4 - كتيبه اي در محراب ايوان تابستاني وجود دارد كه در آن ، سورة توحيد ،‌ بسم الله الرحمن الرحيم، سبحان ربي الاعلي و بحمده ، الله ، محمد ، ‌علي منقور است .مسجد باغ صندل مسجد باغ صندل در ضلع شمالي خيابان انقلاب ، محلّة ابوالمعالي و دركوچة باغ صندل واقع شده است . نويسندة كتاب يادگارهاي يزد در خصوص معرّفي مسجد مذكور عنوان داشته كه مسجدي است بسيار كوچك واقع در كوچه محله ابوالمعالي . از حدود سي سال پيش ، يك اتاق مسطّح به گرمخانه كوچك باغ صندل افزوده شده است . اين بخش از مسجد متعلّق به خان? سيد سليمان بزّاز بوده كه زمين خانه را وقف بر مسجد باغ صندل نموده است . درب ورودي مسجد فلزي،كف گرمخانه سيماني و نماي خارجي و پشت بام مسجد كاهگلي است . گرمخانه كوچك مسجد باغ صندل ، مسقّف به طاق و تويزه با قوس جناغي است . در ضلع شرقي آن نيز طاقچه اي ديده مي شود . صفّه گرمخانه كه زنان جهت مراسم نماز و دعا در آن حضور مي يابند ، در ضلع شمالي گرمخانه قرار دارد . اتاق جديد سازي هم با سقف مسطح ، به گرمخانه مسجد افزوده شده است . گرمخانه دو محراب دارد كه در ساليان اخير در آن دخل وتصرفاتي صورت گرفته است . بر روي يكي از زيلوهاي مسجد چنين بافته شده است : « وقف نمودند جمعي از مؤمنين اين فرد زيلو را بر مسجد باغ صندل، سنه 1390 » . در ساليان پيش در محراب مسجد ، يك قطعه كاشي لاجوردي به اندازة 38×58 سانتيمتر نصب بود. اين كاشي با توجه به منقورات آن متعلّق به قبر دختر نظام الدين ايبك و عبارت آن چنين بوده است :حاشيه : « هذا القبر السعيده الشهيده المرحومه بنت امير الاجل الكبير نظام الدين ايبك ادام الله ايامه » . متن :‌« الله اكبر ( پيشاني ) و وفاه سيدتنا المرحومه في سادس عشر من ذي الحجّه سبع و ستين و ستمائه » .مسجد باغ گندم مسجد باغ گندم در ضلع شرقي خيابان سيدگل‌سرخ، محله باغ گندم ، جنب بازارچه باغ گندم واقع است . اين مسجد خارج از حصار يزد، نزديك آب انبار قرارداشته و مسجدي ساده شامل تابستانخانه وگرمخانه مي‌باشد. پوشش داخلي گچ اندود مي باشد. بر سردر ورودي مسجد ونيز بالاي محراب آن دوشبكه از كاشيهاي آبي رنگ سده نهم هجري قراردارد كه در نوع خود بي‌نظير مي‌باشد. نماي خارجي مسجداندود كاهگل ديده مي‌شود.برفراز محراب نيز بادگيري بوده كه هم اكنون ويران شده است .بناي اوليه مسجد تخريب شده است وتنها مناره گلي آن به صورت يادگارهاي به‌جاي مانده از دوران گذشته برفراز مسجد خود نمايي مي كند. مسجد باغ گندم متعلق به يكي ـ دوده? پيش است كه ورودي آن در جبهه‌ي جنوبي قرار دارد.سردر (‌پيشخوان ) مسجد مزّين به كاشي معرّق با نقوش گل وبوته اسليمي ـ ختايي ـ ترنجي بوده وبر لچكي هاي سردر مسجد اسماء خدا منقور شده وسه گوش? آن به خطّ ثلث كتيبه شده است . مسجد باغ گندم از يك شبستان نوسازوصحن تشكيل شده ، كه دارايِ سقف ِطاق وتويزه اي مي‌باشد.داخل شبستان مسجدنيز با گچ اندود شده و ازارة شبستان تا ارتفاع حدود يك متر با سنگ پوشيده است .شبستان داراي شش ستون قطور با اندود گچ مي باشد . اين مسجدداراي سه محراب مي‌باشد.كه محراب اصلي مزين به كاشي معرق با نقوش اسليمي ـ ختايي ـ ترنجي است. بر قاب محراب سورة توحيد بر پيشاني آن سورة فلق وبر دوسوي آن سورة« الكافرون» و«الناس» به خطّ ثلث كتيبه شده وبر ترنجي كاشي محراب ، (( لا اله الا الله ومحمد رسول الله)) نوشته شده وزير آن عبارت (( به ياد حاج شيخ احمد علي ابهت )) حك گرديده است.دو محراب ديگر نيز به صورت تزئيني ديده مي‌شود. پشت بام مسجد وصحن مسجدآجر فرش است . بر فراز بام مسجد يك مناره گلي ساده به چشم مي خورد .صحن مسجد در ضلع شمالي و وضوخانه وسرويس بهداشتي آن درداخل صحن مسجد قرار دارد . خارج از مسجد، بررويِ ديوار (روبه‌روي آن، جنب آب انبار باغ گندم ) سه لوحة قبر بدين صورت است:1ـ لوح? گچي به شكل خاص به اندازة 43 * 69 كه قسمت باريك شدة آن 26 سانتي متراست با كتيبه اي به خطوط نسخ وكوفي .متن خطوط كوفي كه به ظاهر آي? قرآني است ، ولي خوانا نيست .دوره به خط نسخ آمده :«هذا قبر مولانا وصاحب المعظم المرحوم المغفور السعيد الحافظ والقراء والزاهد والعابد زين الحاج والحرمين حاجي زين الدين علي بن معز الحاج والحرمين نجم الدين محمود بن شيخ زاهد زين الدين علي شاه بنده اليزدي في تاريخ ثامن عشررمضان لسنه اثنين وثمان وسبعمائه.»مسجد بياق خان مسجد بياق خان در ضلع شمالي خيابان قيام، محل? دروازه مهريز ودر قوس انتهاي بازار خان واقع شده است .اين مسجد به دستور محمّد ولي ميرزا درسده سيزدهم احداث گرديد. مؤلّف جامع جعفري در بار?احداث مسجد بياق خان چنين نگاشته است:((يكي از بناهايي كه در زمان سلطنت فتحعلي شاه وحكمراني شاهزاده محمّد ولي ميرزا بر يزد ، در اين ديار داير گرديد ، مسجد بياق خان ، واقع در خارج حصار شهر، پشت كاروانسراي خان بوده است.)) بر اساس نوشته هاي كتاب شناسنامة اجمالي بناها ومحوطه هاي تاريخي استان يزد قدمت بناي مسجد بياق خان به اواخر عهد زنديه و اوايل دوران قاجاريه برمي گردد . مطالب مذكور با توجه به گزارشهاي منابع تاريخي محلّي همچون جامع جعفري نادرست به نظر مي رسد .مسجد بياق خان از مصالح خشت وگل وآجر ساخته شده و مشتمل بر تابستانخانه ، گرمخانه وصحن است. گرمخان? مسجد در ضلع شرقي تابستانخانه ودر سطحي پايين تر از آن قرار دارد . پوشش گرمخانه كه از تابستانخانه وسعت كمتري دارد به صورت طاق وتويزه وآجري است. تابستانخانه تا ارتفاع 5/1 متري كف آن آجري وبقيّة قسمتها سفيد كاري‌است . رديف ستونها، فرم قوس ها وقد پاي بلند آنها فضاي تابستانخانه مسجد را دلنشين مي کند . مسجد در كنار بازار ،با اختلاف ارتفاعي حدود 5/3 متر از كف بازار پائين تربنا شده و از سمت شمال وغرب با پله هايي از صحن مسجد به بازار راه مي يابد . در سالهاي اخير ديوارهاي صحن را با آجر سفال نما سازي نموده ودرب هاي فلزي بزرگ در ورودي هاي تابستانخان? مشرف به صحن نصب گرديده است. هردو ورودي مسجد داراي كتيبه كاشي تخت ومتأخرمي باشدكه نام مسجد را در خود جاي داده است. اين مسجد داراي ايوان بزرگ تابستاني با هشت ستون در وسط ونيزگرمخانه اي با هشت ستون ‌است .همچنين مسجددو درب ورودي از بازار خان دارد : يکي با سيزده پلّ? به داخل مسجد مي رسد وديگري از سمت بازار زرگرها با هشت پله به داخل صحن منتهي مي شود.تابستانخانه در ضلع جنوب شرقي مسجد واقع است واخيراً دستخوش ساخت وساز جديد شامل هشت ستون وپانزده سقف گنبدي بر روي قوسهاي جناغي شده است . اين مسجد پنج درب آهني بزرگ به سمت حياط دارد. درسمت شرق مسجد ، شبستان تابستاني با هشت ستون وپانزده سقف گنبدي كوچكتر از شبستان جنوبي واقع است . نماي داخلي اين شبستان آجري و با بند كشي گچ مي باشد وداراي يك درب ورودي 2× 1 متر است که به شبستان جنوبي راه دارد وبا راهرويي به حياط منتهي مي شود .در پشت اين راهرو يك اتاق به عنوان وضو خانه وپشت آن سرويس مسجد قراردارد.مسجد سمت شمال ومغرب فاقد بنا است . نماي داخلي حياط از كاهگل ،شبستان جنوبي سفيد كاري با گچ ومحراب آن گچكاري جديد است . بر زيلويي به تاريخ 1242 خوانده شد : (( وقف مؤبّد صحيح شرعي فرمودند سر كار بلقيس آثار مهدعليا نواب مستطاب عليه عاليه اين فرد زيلو را بر مسجد جديد البناي خودكه كافه مسلمانان بر روي آن نماز گزاردند واز منافيات وقت محترز باشند وبدون عذر شرعي از موضع مزبور بيرون نبرند . خلاف كننده به لعنت ابدي گرفتار باد . سنة 1242. عمل ابن كافي محمد علي .)) زيلوهاي ديگر آن اثر عزيزبيك اشرف ميبدي به تاريخ ربيع الثاني 1242 وعلي رضا ولد مرحوم ابراهيم ميبدي سنة 1242 وابن ميرزا علي ابوالحسن ميبدي به سال 1242 است.مسجد پشت باغ مسجد بزرگ پشت باغ در ضلع جنوبي خيابان شهيد رجايي ، محله پشت باغ ودركوچه پشت باغ واقع شده است . در كتاب يادگارهاي يزد آمده است:« ... بنا بر ضبط عبدالوهاب طراز اين مسجد در سال 1220 ه .ق ساخته شد.» مسجد بزرگ پشت باغ داراي صحن،ايوان تابستاني وگرمخانه است. گرمخانه مسجد درضلع شمالي تابستانه وصحن قراردارد .مصالح بكار رفته در تابستانخانه آجر مي‌باشد كه پايه ها وسقفها نيز با همان مصالح بصورت تزئينات خفته و راسته تزئين گرديده است.دو طرف ايوان محلي جهت مناره مسجد در نظر گرفته اند، اما ساخته نشده است . بطور كلي مي‌توان گفت، فرم قوسهاي بكار رفته در مسجد و آجري بودن تمام قسمتهاي ايوان، درمقايسه با مساجد محّله اي شهر يزد،جاذبه‌اي خاصي به بنا بخشيده است . ايوان در طرفين داراي نيم طبقه واز هر طرف راه پله اي به قرينه جهت دسترسي به آن احداث گرديده است .كف بام ايوان آجر فرش و سمت مسطح آن كاهگل شده است . درمحراب مسجد سنگ مرمر نصب شده و بر بالاي محراب و بقاياي بادگير با شش قفسه به چشم مي خورد .موضوع قابل توجه ديگر خزينه آب انبار است كه در قسمت زيرين صحن وگرمخانه مسجد مي گذردو يك راه پله با ورودي كم عرض ومحدود در غرفه ضلع شرقي ايوان جهت دسترسي به بام خزينه آب انبار وجود دارد . جزرهاي بين صفه هاي شرقي وغربي صحن با كاشيهاي تخت هفت رنگ پوشيده شده است . گرمخانه مسجد نيز با پوششي از طاق وتويزه و پايه هايي قوي ، سفيد كاري گرديده، وبه تازگي تمام قسمت هاي گرمخانه سنگ چيني شده است . ديوار محراب مسجد از كاشيهاي تخت با تركيب رنگهاي زرد ، لاجوردي ، مشكي وفيروزه اي پوشيده است . در ضلع شمال غربي گرمخانه مسجد، ساباطي قراردارد كه فضاي بالاي سقف ساباط به مسجد متعلق است . در داخل مسجد بين گرمخانه وفضاي مذكور شبكه آجري ديده مي شود. بردرب بزرگ چوبي مسجد خطوط هندسي منظمي طراحي گرديده وپلاك ثبتي در قطعه كوچك برنجي به شماره 3386 ناحيه 2 يزد درج است . سردر ورودي اصلي تخريب ونوسازي شده است و آب انبارآن سردري ساده وآجري داردكه ورودي آن در ضلع شمالي گرمخانه مجاور ساباط موجود قرار گرفته است . راه پلّه آب انبار وخزينه آن در قسمت تحتاني گرمخانه وصحن وتابستانخانه قراردارد. محراب گرمخانه با كاشي هاي مربع25× 25 با نقوش گل و بوته دار دورة قاجاري مزّين شده است. بر زيلوهاي مسجد تاريخ 1223 وعمل كافي كاشف الميبدي و برزيلوي ديگردر تابستانخانه سنه 1223 ه. ق مشاهده مي شود. سنگ مرمر 68 ×114 سانتيمتر در محراب ايوان تابستاني و به خطّ نسخ، اطراف آن (( اقم الصلوه .... مقاماً محموداً)) ودر پيشاني (( لا اله الا الله محمد رسول علي ولي الله )) نقر شده است . يک لوح كاشي 27 * 33 سانتي متر مربوط به باقر صادق متوفي در1130 منصوب بر جزر دست چپ مدخل و به خط نستعليق است. مسجدپيرحسين دامغاني مسجد پير حسين‌درضلع غربي بلوار شهيد محمد پاكنژاد ، در محّله كوچه بيوك واقع است بر اساس مندرجات كتب تاريخي محّلي يزد اين بنا از آثار خواجه پير حسين دامغاني وداراي ايوان وگنبدي رفيع است. صاحب تاريخ يزد مسجد مذكور را به مسجد جمعه « نوغاباد» موسوم ساخته است .محّلة «نوغاباد» از محله هاي اهرستان محسوب مي گرديده و درسدهء نهم هجري اهالي يزد به آن «نه آباد» مي گفتند ، اما امروزه محّله مذكور به چنين نامي موسوم نيست. مؤلف تاريخ جديد يزد نام اين محله را يكبار در كتاب خود آورده است.بدين ترتيب كه اهالي محّلة مامانوك ، آسياي كهنه ، آسياي دشتوك ، نوغاباد ، بخدان ومعوديه ، سر دوراه كوچه بيوك ، چهار منار ، مدرسة عبد القادريه مصلي عتيق وكوچه خطير وسرچم و...از آب قنات اهرستان بهره برداري مي كنند . دركتاب جامع مفيدي نامي از«نوغاباد» ذكر نشده است .مندرجات تاريخ يزد بدين شرح است : «مسجد جمعه زيباي نوغاباد از بناهاي خواجه پير حسين دامغاني است . وي خانقاه وحظيرة جالب ومعتبر در جنب آن دايره كرده ونيز مقبره اي جهت مدفن خود وفرزندانش در سال 822 ه. ق ساخته است كه داراي دو درب ورودي مي باشد: يكي به خانقاه راه دارد وديگري به رودخانه مجاور آن. مسجدباكاشيكاري تزئين يافته وداراي منبري زيبا وجالب است . باني مسجد مذكور ، آب رودخانه را به سمت مسجد سوق داده وسقاخانه وچند آسياب درحواشي مسجد احداث كرده است . پس از مرگ خواجه پيرحسين در آمد حاصل از آن را صرف ساخت وساز گنبدي عالي پشت صفة بزرگ متصل به عمارت نمودند » اطّلاعات مربوط به شرح خصايل واقدامات خواجه پير حسين دامغاني در تاريخ جديد يزد نسبت به ساير متون تاريخي يزد مبسوط تر وجامع تر است ، بدين جهت نقل مطلب از آن مرجع مي باشد .«خواجه پير حسين دامغاني خواجه كريم نهاد صاحب هّمت بود ومردم از وي منفعت يافتندي واو پيوسته به زراعت مشغول بودي وحق تعالي در خاندان او بركت ارزاني فرموده وصاحب خيرات ومبرات بود ودر اهرستان متوطن بود ودر زمان پيشوايي او مردم اهرستان مرفه الحال بودند . تناقض ديواني كه واقع شدي از خاصه خود جواب گفتي وبر مردم قسمت روا نداشتي» . ودر اول حال در سر« كوچة غازيان » جماعتخانة ‌نيكو بساخت ومنارة يك قفصه بر آورد وامام ومؤذن تعيين كرد ودر مقابل آن به جهت مقبره عمارتي نيكو بساخت وخانقاهي در جنب آن تمام كرد ، مياه ابرند در آن جاري كرد . وچون رواج ورونق جماعتخانه زيادت بود ودر جنب حظيره وخانقائي باغي معمور بود ودر آن باغ طرح مسجد جمعه بينداخت وصفّ? عالي وجماعتخانه به يمن ويسار تمام كرد ودر صفه منبري بنهاد ومسجد سفيد كرد ، وبر دوطبقه مسجد فوق وتحت سورة (( الكهف )) بنوشت ، ودرب مسجد بر لب آب اهرستان مفتوح كرد ودر جنب آن سقايه اي بساخت . ودر سنه 822 مسجد تمام كرد واهالي واكابر را در مسجد دعوت به داد وسماع كردند. وبعد از چند سال قطعة‌زمين خلف صفه مسجد اضافه كرد وطرح گنبد بنداخت وپايه هاي گنبد تا به حّد سقف گنبد بر آورد وعن قريب تمام ناكرده به جوار رحمت حق پيوست ... وچون خواجه پير حسين در گذشت گنبد نا تمام بماند . از مبلغي كه به موجب وصيت خواجه حاجي جان تبريزي مانده بود كه ...مبلغ سه هزار دينار كپكي جهت خيرات از مال خود وصيت كرده بود ومبلغ يك هزار دينار به مسجد سر ريگ صرف يك هزار دينار به خرج مسجد خواجه پير حسين كردند وگنبد تمام كردند . خواجه زين الدين علي بن صدر الدين احمد ابيوردي مال خود گنبد را سفيد ساخت وعمارت تمام كرد ومنبر صفه به گنبد بردند وپيش صفه بگشادند وجمعه اقامت كنند .»مسجد پير حسين از مصالح خشت، گل وآجر‌ ساخته شده است و‌داراي گنبد بلند وايواني در ضلع شمالي مشتمل برگنبد وصحني كوچك در جلو ايوان مي‌باشد. گرمخانه‌ مسجد‌‌كه در ضلع شمال غربي گنبد ومتصل به آن بنا گرديده، داراي قوسي با قد‌پاي‌كم و‌نيم طبقه‌اي در‌‌ بالاي‌آن است . در ضلع غربي صحن مسجد غرفه‌هايي در دو‌طبقه بنا‌ گرديده ‌كه سقف بعضي از غرفه ها در سالهاي اخير با آجر به سبك قديم نوسازي شده است . بنا در تقاطع دو معبر اصلي واقع واز مقطع پايه هاي موجود در ضلع شمالي و نيز كوچكي صحن چنين استنباط مي شود كه مسجد در ضلع شمالي وسعتي بيش از اكنون داشته است . قوسهاي بين ايوان وگنبد با خيز كم وقوسهاي فضاي محراب واطراف گنبد با قد پاي بلند جاذبه خاصي دارد . كاربندي مختصر گچي محراب ، لچكي هاي پاي گنبد ومحّوط?منتهي به ايوان علاوه‌بر اينكه يكنواختي سطح سفيدكاري شده را گرفته داراي روح هندسي بوده و آرامش ومتانت فضا را براي عبادت محفوظ داشته است . ورودي‌هاي مسجد در ضلع شمال شرقي وضلع غربي آن قراردارد كه تزئينات كاشيكاري سردر آن،با توجه به اينكه نمونه اي از كارهاي متأخر وجديد است، اما زيبائي خاصي به بنا بخشيده است. ازآثار ديدني مسجد سنگ مرمر زيبايي منصوب در محراب زير گنبداست كه بر آن به خّط نسخ خوش چنين نقش شده است : «الله . قل الّلهم مالك الملك تؤتي الملك من تشاء وتنزع الملك ممّن تشاء وتذل من تشاء بيدك الخير انك علي كلّ شي ء قدير . تولج اللّيل في النهار وتولج النهار في الليل وتخرج الحي من الميت وتخرج الميت من الحي وترزق من تشاء بغير حساب لا يتخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين ومن يفعل ذلك فليس من الله في شي ء الّا ان تتقّو امنهم تقيه ويحذركم الله نفسه والي الله المصير.» ( آل عمران 26 ـ 27 ) مسجدتبريزيان مسجد تبريزيان در ضلع جنوبي خيابان قيام ، محله گلچينان ، کوچه تبريزيان واقع است. اين مسجد به اواخر عهد قاجار بر مي گردد ، ولي متأسفانه مؤسس آن مشخص نيست و شايد وجه تسميه ي آن قرارگيري اين مسجد در محله ي تبريزيان بوده است. اين مسجد داراي دو درب ورودي است ؛ درب چوبي كه به سمت كوچه تبريزيان گشوده مي‌شود درب ورودي اصلي بنا است . پله هاي آجري مسجد را پشت سر نهاده و وارد صحن مسجد - كه با موزائيك فرش شده - مي شويم. مسجد‌مذكور منحصر به يك گرمخانه و صحن ودوطرف بنا را طاق نما و يك صفه گچي در بر گرفته . محراب در جبهه جنوبي مسجد واقع شده و داراي سه طاق نماي آجري است كه بر فراز آن بادگيري دو طرفه نصب شده . سراسر كف محراب با آجر فرش شده و پوشش داخلي گرمخانه از گچ است . بنا مسقّف به طاق و تويزه با قوس جناغي مي باشد . چند نورگير مرمري ( گلجام ) در سقف و پنجره اي فلزي در قسمت فوقاني محراب تعبيه شده است . گرمخانه داراي دو درب فلزي بزرگ است كه به صحن مسجد گشوده مي شود . نماي خارجي مسجد نيزكاهگلي بوده . وضوخانه و سرويس بهداشتي مسجد هم در داخل حياط آن قرار دارد. با وجود جستجو جهت يافتن نشاني مستند ، كتيبه يا اخباري راجع به اسناد ديداري آن به دست نيامد . مسجدجامع كبير يزد اين مسجد در ضلع غربي‌ خيابان‌ امام خميني ، انتهاي‌خيابان مسجد جامع ، محله دروازه شاهي‌ واقع است . باني اوليه بنا در قرن پنجم هجري « امير علاءالدوله كالنجار » اولين امير كاكويي بوده است اما بناي‌كنوني مسجد را در قرن هشتم‌هجري « سيدركن الدين محمد‌قاضي » احداث مي‌كند . بناي مسجد جامع كبير يزد طي قرون متمادي بر بقايا و يا در كنار بناهاي‌متنوعي بنا گرديده‌است كه‌ در متون تاريخي تحت عناوين مسجد جمعه شهرستان ، مسجد جامع عتيق ، مسجد جمعه قديم ‌«‌ درده » مسجد جامع نو و بناهاي‌الحاقي آن به‌اسامي گوناگون ياد شده است . پاره اي عقيده دارند‌كه در دوران پيش‌از اسلام در اين‌ مكان‌ آتشكده‌اي برپا بوده ‌كه تا دوران بعد از اسلام نيز دوام داشته ،اما دلايل‌كافي براي‌اين مدعا در دست‌نيست . اما آنچه‌كه مسلم و‌مكتوب است، آن است كه در قرن پنجم هجري‌ « امير علاءالدوله كالنجار »‌ اولين امير‌كاكويي پس از ورود به يزد به ‌تعمير و نوسازي مسجدي به نام مسجد جمعه شهرستان مي‌پردازد كه در قرون قبلي برپا بوده و قبله آن سه درجه نسبت به قبله اصلي به سمت شرق انحراف داشته است . همسرش ارسلان خاتون مناري در كنار مسجد اوليه بنا مي كنند كه تا قرن نهم برپا بود.فرزند ايشان « علاءالدوله گرشاسب » ( 513 ـ 488 هجري ) مسجد ديگري با طرح تك ايواني گنبد دارد در جوار مسجد عتيق و در سمت غربي آن بنيان نهاد . وي پاياب قنات زارچ كه هم اكنون نيز در صحن فعلي واقع است احداث مي كند و جماعتخانه اي در ضلع غربي بنا مي افزايد كه در سال 1240 شبستان شازده بر روي آن ساخته مي شود . در سال 536 هجري قمري به بعد نيز دختران فرامرزبن اميرعلي بن فرامرز شبستان و مقبره اي براي خود به مسجد اضافه مي كنند . پايه هاي مسجد جامع نو در سال هاي 724 يا 728 هجري قمري در پشت قبله مسجد جامع قديم توسط « سيدركن الدين محمد‌بن قوام الدين بن نظام حسيني يزدي قاضي » گذارده شده . در سال 732 هجري قمري « مولانا عفيف الدين » مناره اي بر سر گنبد مقصوره قديم احداث مي نمايد و سيد شمس الدين فرزند سيدركن الدين وقفيات جديدي بر موقوفات آن مي افزايد و در سال 777 هجري قمري در زمان حكومت شاه يحيي درگاه جديدي از مسجد جامع قديم به مسجد نو باز مي كنند كه همان كرياس ضلع شرقي مي با شد . در دوران تيموري در سده نهم نيز تغييرات و الحاقات بسياري در مسجد صورت مي گيرد . در سال 809 هجري قمري خواجه جلال الدين خوارزمي پايابي در مسجد ساخته و گنبدخانه را تماماً كاشيكاري مي كند . در سال 819 شاه نظام كرماني دست به ساخت و ساز جديد مي زند وي كاشيكاري مسجد را تمام كرده و كتيبه اي به خط بهاالدين هزار اسپ (سوره فتح) بر صحن مسجد ثبت مي كند كه از آن كتيبه تنها بخشي در دو طرف ايوان باقي مانده است . وي همچنين كتابه درگاه مسجد به القاب شاهرخ تراشيده و بر دست راست صفه جماعت خانه وگنبدي مي سازد . در سال 836 هجري به فرمان ستي فاطمه همسر اميرچقماق شاهي مسجد را با سنگ مرمر فرش كرده و دو ستون در طرفين ايوان مي تراشند در سال 861 هجري قمري خواجه معين الدين ميبدي به مرمت جماعتخانه شاه نظام كه در حال انهدام و ويراني بوده مي پردازند . در سال 862 اقدامات ساختماني عمده اي در زمان اميرنظام الدين حاجي قنبرجهانشاهي در مجموعه قديمي مسجد رخ مي دهد و چهره مسجد را كاملاً دگرگون مي سازد وي همچنين القاب پادشاه زمان ميرزا جهانشاه قره قويونلو به خط مولانا شمس الدين محمد شاه حكيم به كاشي تراشيده و در سردر مسجد نصب مي نمايد . در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوي شخصي به نام « آقا جلال الدين محمد » مشهور به مهترجمال ، حاكم وقت يزد دو منار بر سردر رفيع مسجد مي افزايد . در دوره افشاريه هيچگونه خبري از اقدامات ساختماني از مسجد در دست نيست . اما در دوره زنديه كتيبه اي به تاريخ 1172 هجري قمري در كرياس ضلع شرقي مسجد نصب است كه بر آن وقفنامه اي بر مسجد جامع قديم نقش بسته است . در دوره قاجاريه تخريب و نوسازي وسيعي در مجموعه مسجد جامع رخ مي دهد كه دگرگوني و تغيير چهره آن را به ارمغان مي آورد . اين اقدامات در زمان فرمانروايي شاه محمد ولي ميرزا در يزد و در زمان سلطنت فتحعلي شاه قاجار رخ مي دهد و عمليات ساختماني وي از سال 1236 آغاز شده است و در سال 1240 به پايان مي رسد. وي اقدام به تخريب بخشهاي قديم مسجد نموده و صحن بزرگ فعلي مسجد با رواقهاي اطراف آن را اضافه مي كند . همچنين شبستان بزرگي در ضلع غربي مسجد بر روي ساخت و سازهاي كاكويان احداث كرده و انحراف قبله آن را تصحيح مي كند كه در حال حاضر به شبستان شازده اشتهار دارد . بعد از اين اقدامات موقوفات قديمي مسجد از بين رفته و بدين ترتيب به علت عدم وجود ضمانت مالي در مدت زمان طولاني و نزديك به يك قرن مسجد روي به تخريب نهاده تا در سال 1349 هيئت حاميان مسجد جامع كبير يزد ، تحت نظارت مرحوم حاج سيد علي وزيري و به ياري محمد تقي مصطفوي (‌ باستان شناس )تشكيل و به احياي مسجد پرداختند . به هر تقدير علي رغم نو سازي مسجد كه منجر به احياي اين بناي بزرگ تاريخي شد . توسط هيئت حاميان ، تصميم بر تخريب ‌بقاياي بناهاي اوليه گرفته شده و در مكان آن شبستان جديدي در ضلع شرقي صحن ساخته شد. مسجد جامع كبير يزد بدون ترديد يكي از شاهكارهاي بديع معماري مساجد ايران به شمار مي آيد كه تزئينات زيبا و منحصر به فرد آن جلوه اي ستودني به آن داده است . اين بنا مشتمل بر يك ايوان رفيع و گنبد خانه و دو شبستان تابستانه در طرفين آن دو گرمخانه در ضلع شرقي و غربي و يك صحن بزرگ مستطيل شكل و دو پاياب مي باشد . مسجد داراي شش ورودي است كه در اضلاع مختلف بنا واقع شده اند . ورودي اصلي كه در ضلع شرقي مسجد واقع شده داراي سردر رفيع و نيز كتيبه هاي كاشي معرق است و دو مناره نيز بر آن استوار گرديده . اين سردر زيبا در زمان شاهرخ تيموري به بنا اضافه شده و بر آن تزئينات و كاشي معرق با نقوش گره چيني و اسليمي كار شده است . بخش اعظم اين آثار به مرور زمان تخريب شده بود در تعميرات هئيت حاميان باز سازي مي شود. ورودي مذكور به يك هشتي يا كرياس با سقف گنبدي گشوده مي شود كه اين فضا را مي توان موزه كتيبه ها ناميد زيرا كه انواع كتيبه هاي سنگي و كاشي كه بر وقفنامه و فرامين حكومتي در دوره هاي مختلف درج شده، منصوب مي باشد . درب ضلع غربي بنا درست مقابل ورودي مذكور قرار گرفته و آن هم به يك هشتي گشوده مي شود كه نماي اين درگاه با كاشيكاري جديد تزئين يافته است . ورودي ديگر مسجد در ضلع شمالي و درست روبروي ايوان قرار دارد . اين ورودي متصل به يك كرياس است و سردر آن با كتيبه هاي قرآني و تزئينات كاشي معرق جديد تزئين يافته است . ورودي شمال غربي داراي نماي ساده و بي پيرايه است كه به يك دالان طويل گشوده مي شود كه اين دالان به يكي از رواق هاي اطراف صحن متصل مي گردد . دو ورودي ديگر مسجد يكي در ضلع جنوب غربي واقع در شبستان غربي گنبدخانه و ديگري در شمال شرقي و در بخش قديمي مسجد واقع شده كه در حال حاضر هر دو مسدود مي باشد . صحن وسيع مسجد مستطيل شكل و به ابعاد 53 × 20 متر است و در وسط آن مهتابي بزرگي جهت اقامه نماز در فصول مناسب قرار گرفته . دور تا دور صحن را رواقهايي با طاق هاي گشوده به آن دور مي زند كه علاوه بر ايجاد سرپناه و سايبان، زيبايي خاصي به فضاي صحن داده و آن را ا ز يكنواختي خارج مي كند . دو گرمخانه مسجد در ضلع شرقي و غربي صحن قرار دارند ، گرمخانه شرقي به شبستان شازده معروف است و داراي 48 ستون مستطيل شكل با ازاره هاي پوشيده از كاشيهاي شش ضلعي و فيروزه اي رنگ مي باشد . در ضلع شرقي و غربي اين گرمخانه شاه نشين هايي كه در انتهاي آن پنجره و نورگيرهايي تعبيه شده است . اين شبستان همچنين داراي طاقهاي گنبدي سراسري است كه در قسمت مركزيشان نورگيرهايي سنگي هشت ضلعي قرار دارد . محراب اين گرمخانه داراي دهانه گشاد با قوس هاي پنج و هفت كند و نيز نقوش مهري ظريف و زيبا مي باشد . گرمخانه ضلع شرقي كاملاً جديد و از احداث هيأت حاميان مسجد مي باشد . اين گرمخانه نيز از نوع ستون دار بوده و محراب جديد آن با كاشيهاي خشتي و هفت رنگ تزئين يافته است . در گوشه شمال شرقي صحن نيز محوطه اي است به ابعاد 3 × 5/2 متر با ديوار آجر چيني مشبك كه به قرائتخانه موسوم بوده و در سمت قبله آن كتيبه محرابي از كاشيهاي مسدس آبي رنگ و به تاريخ 890 هجري نصب است .زيباترين بخش بنا را مي توان مجموعه ايوان و گنبدخانه وفضاهاي پيرامون آن ناميد . نماي ايوان رفيع با مجموعه اي از زيباترين تزئينات كاشي معرق و با نقوش اسليمي و گياهي و نيز گره چيني پوشانده شده اين تزئينات همراه با آجرهاي ضربي و نقوش معقلي و كتيبه هاي كاشي معرق و كوفي بنايي مجموعه اي بديع و خيره كننده آفريده اند كه تحسين هر بيننده اي را بر مي انگيزد . در دو طرف دهانه ايوان ورودي غلام گردشها و غرفه هايي است، كه اين غرفه ها در دو طبقه بوده و به يكديگر متصلند و فضاي ايوان و گنبدخانه را دور زده و بر آن مشرف مي باشند . گنبدخانه مربع شكل يك دهانه گشاده مركزي و داخل ايوان و دو گذرگاه طاق دار در طرفين آن دارد . اين گذرگاهها به غلام گردش هاي ايوان كه روي آنها در قرن نهم غرفه هايي ساخته شده منتهي مي گردد . دو شاه نشينِ دو طرف گنبدخانه، داراي نرده هاي پوشيده از كاشي مشبك بوده و در شاه نشين ضلع شرقي دو سنگ محرابي زيبا متعلق به قرن نهم نصب است . ازاره ايوان و گنبدخانه با كاشيهاي مسدس آبي رنگ پوشيده شده كه در وسط هركدام با ترنجهاي كاشي معرق تزئين شده است . ديواره بالاي ازاره ها در غلافي از طرحهاي هزارباف مركب از كاشيهاي بسيار كوچك كه تشكيل نقوش نوشتاري مي دهند پوشيده شده و بر ديواره هاي جنوبي و شمالي زير گنبد خانه با خطوط كوفي بنايي تسبيحات اربعه و شهادتين اجرا گرديده است . گنبد مسجد بر روي فيلپوشهاي بزرگي قرار گرفته كه با مقرنس هاي مزّين به نقوش معقلي پوشيده شده اند . فاصله اين فيلپوشها نيز با كاربندي زيبايي كه بر آنها با خطوط كوفي بنايي كلمات اللّه و محمد نقش بسته ، كار شده است . محراب اصلي يا محراب واقع در گنبدخانه يا مقصوره يك دهانه مستطيل عميقي بوده كه از دو طرف آنها معبرهاي تنگ و كوتاهي به دو سوي گنبد خانه راه مي يابد . اين محراب زيبا مزين به انواع كاشي معرق و كتيبه و آجر ضربي است و بر دو كاشي ستاره اي شكل منصوب در آن نام استادكار و تاريخ ساخت محراب ( 777 هجري ) نقش بسته است . در ضلع غربي و شرقي گنبدخانه دو شبستان يا تابستانه وجود دارد كه غلام گردشهايي با طاق هاي متقاطع آنها را به مقصوره پيوند داده است. شبستان شرقي در سال 777 هجري به دستور شاه يحيي مظفري ساخته مي شود و بوسيله يك غلام گردش با پنج دهانه تنگ كه بسوي رواق شرقي باز مي شود به گنبدخانه و ايوان متصل مي گردد . اين شبستان داراي محراب كم عمقي است كه در رأس داراي مقرنس گچي بوده و كمي پايين تر از آن هشت قطعه قاب كاشي معرق به يك اندازه در كنار هم نصب شده است . يك كتيبه معرق نيز به ابعاد 108 × 58 سانتيمتر در پايين و در وسط محراب نصب است كه بر آن جملات قرآني و نقوش گل و گياه با تكنيك كاشي معرق اجرا شده است . شبستان غربي در قرن نهم توسط خواجه غياث الدين عقيل ساخته شده ومشهور به شبستان غياثيه است . از ويژگيهاي بارز اين شبستان طاق هاي سراسري كوكبي و تويزه است كه در اكثر بناهاي تيموري شهر يزد ديده مي شود . در ضلع شرقي اين شبستان پنج اشكوبه ديده مي شود كه داراي نرده هاي گچي پوشيده از كاشي معرق مي باشند . محراب آن ساده و داراي مقرنس هاي گچي در نيم طاق آن مي باشد . در ضلع جنوب غربي اين فضا يكي از وروديهاي مسجد واقع شده كه با چهار پله به معبر باريكي متصل مي گردد . اين شبستان تابستانه داراي كف و ازاره آجري بوده و بدنه آن با اندود گچ پوشيده شده است و نور آن از نورگيرهاي مشبك آجري كه مابين تويزه ها قرار گرفته اند تعبيه مي شود . مسجد همچنين داراي دو پاياب است كه از يكي آب زارچ و از ديگري آب محمود آباد مي گذشته ورود به اين پايابها در ضلع شمالي و شرقي مسجد مي باشد . گنبد زيباي مسجد از نوع دو پوستهِ پيوسته بوده و بر آن نقش گل صابونكي معقلي با ظرافت اجرا شده است و بر ساقه آن كلمه « الملك للّه » به خط كوفي تكرار شده . دو مناره مسجد كه ارتفاع تقريبي آنها از كف تا نوك آن 52 متر مي باشد داراي قطري در حدود 8 متر بوده و همانگونه كه ذكر شد در دوره صفوي به بنا افزوده مي گردد اما در سال 1313 فرو ريخته و دوباره تجديد بنا مي گردد كه يكي از مناره ها داراي پلكان دو طرفه است .مسجد علياي نعيم آباد مسجد علياي نعيم آباد در ضلع جنوبي خيابان کاشاني ،محله نعيم آباد ( آبشاهي ) ،کوچه نعيم آباد قرار گرفته است. در هيچ يك از كتب تاريخي يزد ، نامي از مسجد مذكور به ميان نيامده است ؛ اما با توجه به شواهد معماري موجود مي توان گفت مسجد عليا پيش از ويراني ، از گرمخانه و تابستانخانه تشكيل شده بوده است . پوشش داخلي آن اندودي از گچ بوده و نيز فاقد تزئينات و صحن بوده است . نماي خارجي و پشت بام آن كاهگلي ، درب ورودي چوبي و محراب آن گچكاري شده بود . در حال حاضر مسجد قديمي ويران شده و جاي آن مسجد نوسازي حدودا مشابه سبك قديمي ساخته شده است . مسجد امروزي علياي نعيم آباد ـ كه به نام مسجد وليعصر ( عج ) ناميده مي شود مشتمل برگرمخانه ، تابستانخانه، گنبد و مقصوره مي باشد . درب هاي ورودي بنا يكي از سمت جنوب غربي و ديگري از سمت جنوب شرقي مي باشد . تابستانخانه مسقف به طاق و تويزه با قد پاي بلند و قوس جناغي مي باشد كه از شش ستون قطور تشكيل شده است . ازارة ستونها حدوداً تا يك متر ارتفاع، از سنگ يكپارچه و بدنة آن از كاشي ختائي با نقوش گل و بوتة اسليمي پوشيده شده است . پوشش داخلي گرمخانه و تابستانخانه ، ازگچ و ازارة گرمخانه و تابستانخانه حدوداً تا يك متر از سنگ پوشيده شده است . آهيانه گنبد آجري وبرگريو آن به خط ثلث كتيبه شده است . در ضلع جنوبي تابستانخانة ، تقريباً تا ارتفاع يك متر ، از سنگ يكپارچه پوشيده شده و بدنة آن از كاشي معرق ، با نقوش گل و بوته اسليمي و رسمي بندي ، كاشي كاري شده و بر پيشاني آن به خطوط ثلث و بر تُرنجي هاي كاشي ، اسماء خدا حك شده است . كف مسجد با موزائيك مفروش شده است . گرمخانه مسقف به طاق و تويزه با قد پاي كوچك ، دو اُشكوبه ( كمرپوش ) ستونهاي قطور با سنگ يكپارچه ، كاشي ختائي و نقوش گل و بوتة اسليمي مي باشد . زيلوهايي در مسجد وجود دارد كه بر روي يكي از اين زيلوها عبارت : « سنة1258 هجري قمري ( عهد محمد شاه قاجار عمل عليرضا ميبدي » و بر زيلوي ديگر ‹‹ مسجد عليا حومه دارالعباده » نوشته شده است .مسجدجوي بلبل مسجد جوي بلبل در ضلع شرقي خيابان امام خميني ، محلّه قلعه كهنه و در كوچه مسجد جوي بلبل قرار دارد . هيچ گونه سنگ تاريخي که تأسيس بنا وباني آن رامشخص کرده باشد مشاهده نميشود. طبق اقوال افراد محلّي ، مؤسس آن «بلبل » وزير شاه يحيي مظفري بوده است. با استناد به مندرجات كتب تاريخي محلي يزد نامي از « بلبل » به ميان نيامده است. ايرج افشار در كتاب خود از آن بعنوان مسجد كوچك محله اي ياد نموده است كه با توجه به قرار گيري آن درمحله قلعه گهنه( از محلات قديم يزد) حائز اهميت مي باشد. اين مسجد داراي شمارة پلاك ثبتي ناحيه 3 شماره 516 ادارة ثبت اسناد واملاك يزد ميباشد.مسجد جوي بلبل داراي دو درب ورودي يكي درسمت شرق كوچه،( درب چوبي دولنگه با تزئينات ساد? هندسي به صورت گره چيني) وديگري درب فلزي ، در قسمت جنوب گرمخان? مسجد مي باشد. كف مسجد به اندازة 80 سانتي متر ( سه پله )‌ از كوچه مجاور آن پايين تر است مسجد مذكور شامل دو بخش گرمخانه وسردخانه مي باشد. گرمخانه دربخش جنوبي قراردارد كه قديمي تر به نظر مي رسد.محراب ساده اي در گرمخانه قرار دارد كه نورگير سنگ مرمر زيبائي درآن تعبيه شده است .گرمخانه نيز سقفهاي خشتي گهواره اي ( طاق آهنگ ) دارد. سرد خانه يا شبستان تابستاني آن در ضلع شمالي و داراي سقفهاي آجري طاق تويزه است . منبر چوبي كوتاه دوپله اي نيز در سمت شرق محراب قرار دارد . كف مسجد باموزائيك فرش‌شده و شبستان تابستانه ازاره آجري حدوديک متردارد . در قسمت فوقاني شبستان تابستانه نورگير مشبّك نصب گرديده است . بخشي از پشت بام مسجد موزائيك فرش وبخش ديگري در قسمت سقف گنبدي مسجد كاه گلي است . نماي خارجي مسجدنيز از آجر است .سرويس بهداشتي و وضوخانه درداخل كوچه قرار دارد . مسجد چهار كوچه مسجد چهارکوچه در ضلع شرقي بلوار بسيج ، در محله چهار کوچه قرار گرفته است ايرج افشار در كتاب خود از آن بعنوان مسجد كوچك محله اي (محله زرتشتيها) ياد نموده است.(يادگارهاي يزد ، ج2،ص293) اما با توجه به سبك معماري بناي موجود و درمقايسه با بناهاي مشابه مي‌توان قدمت آن را به دوران ايلخاني دانست. ورودي بنا در ضلع شمالي قرار دارد كه به سمت صحن كوچك مسجد باز مي شود . در ضلع جنوبي فضاي گنبدخانه است ومحرابي نيز در آن ديده مي شود كه سقف آن داراي تزئينات مقرنس كاري است . درجهت راست فضاي گنبدخانه شبستان تابستانه قرار دارد كه با درگاهي به پهناي 290سانتيمتر به يكديگر متصل مي‌شوند .اين بنا با پوشش طاق و تويزه مسقّف است كه نور گيرهايي با سنگ مرمر در وسط طاقها مشاهده مي شود . در قسمت جنوبي شبستان مذكور محرابي وجود داردكه سقف آن داراي تزئينات مقرنس كاري است . در سمت چپ فضاي گنبد خانه‌نيز شبستان زمستانه قراردارد كه به وسيلة چهار ستون مربع شكل وطاق چشمه، مسقف شده است نور گيرهايي نيز با سنگ مرمر بين هر طاق جهت تعبيه هوا مشاهده مي شود . همچنين بادگيري درسمت چپ گنبد خانه قراردارد كه مربوط به آب انبار است وخزينة آن در زير فضاي گنبدخانه است . اکنون شبستان زمستانه آن به دليل آسيب ديدگي فراوان استفاده نمي شودمسجد ريگ اين مسجد در ضلع جنوبي خيابان قيام ، محله مصلي واقع گرديده است که درسده‌ هشتم هجري توسط معين الدين اشرف احداث گرديد . مسجد ريگ در ابتدا كاروانسرا بوده وامير معين الدين اشرف ، از اعاظم سادات عريضي كه آثار خيريه بسياري از او در يزد به جاي مانده است ، مسجد مذكور را بنيان نهاد .وي كاروانسرا را خريداري نمود وآن را به ساخت مسجد اختصاص دادو صفه وگنبد ومقصوره وغرفه وجماعتخانه بنا كرد.همچنين پايابي حفر نمود ونهر جديد را درآن جاري ساخت وچندين باب دكان ومغازه در حواشي مسجد بناكرد وآنها را وقف نمود . بنا به گزارش تحقيقات باستان شناسي مركز مطالعات وپژوهشهاي ميراث فرهنگي استان يزد ،باني مسجد مذكور امير معين الدين اشرف بود كه ازبزرگان عصر سلجوقي به شمار مي رفت ودر سال 730 هجري قمري كاروانسراي مذكور را خريداري كرد وصفه وگنبد ورواقهايي بر آن افزود در اين گزارش تناقضهايي وجود دارد وبر اساس مطالب متون تاريخي محلي يزد نادرست به نظر مي رسد، زيرا اولاً امير معين الدين اشرف دراواخر سده هفتم واواسط سده‌هشتم هجري مي زيست . و داراي سه فرزند به نامهاي: امير ركن الدين شاه حسن ، شرف الدين حسين وكمال الدين شاه علي بود و امير ركن الدين شاه حسن وزير شاه شجاع بر اثر سعايت دشمنان در سال 730 هجري قمري كشته شد . ثانياً تاريخ دقيق احداث مسجد ريگ در منابع تاريخي ذكر نشده است وگزارش مركز اسناد مبني بر احداث بناي مسجد در سال 730 هجري قمري با تاريخ مرگ مير ركن الدين شاه حسن پسر امير معين الدين اشرف اشتباه ذكر شده است .مسجد ريگ بر اثر ويرانيهاي پي در پي دو بار تجديد بنا گرديده است . در زمان فرزند ابوسعيد طبسي درگاه مسجد ريگ تخريب گرديد وفردي به نام خواجه توكل قزويني درگاه وگنبد آن را مرمت وبازساري نمود. در سال 798 هجري وپس از تاريخ مذكور خواجه فخرالدين ابرقويي مسجد ريگ را دوطبقه ساخت وگنبدي مرتفع ودوجماعتخانه بنا كرد ومنبري در مسجد قرار داد. در سال 890هجري حاجي خواجه جان تبريزي وصيت نمود كه سه هزار دينار تبريزي در مصارف امور خيريه هزينه نمايند ، از جمله يك هزار دينار از آن صرف ساخت وساز بخشهاي پاياب وجماعتخانه مسجد ريگ گرديد. مسجد در سال 860 هجري بر اثر وقوع سيل تخريب شد وبه مدت شش ماه ويران ومتروك بود تا اينكه پس از گذشت شش ماه بارديگر آباد گرديد ومردم در آنجا نماز گزاردند. در زمان حكمراني محمد ولي ميرزا بر يزد حاجي ميزا سيد مهدي برادر اعياني مدرس چندين باب دكان ومغازه واقع در ضلع شمالي مسجد خريداري كرد ودرصدد بود شبستاني داير نمايد وآن را ضميمه مسجدكند كه توفيق نيافت و در سال 1251 هجري شخصي به نام حاجي كاظم مشهور به كلاهدوز با خريداري ضلع جنوبي مسجد، شبستاني در نهايت زيبايي وتكلّف بناكرد .مسجد ريگ رفيع و دوطرف صحن مستطيل شكل آن دوشبستان است كه در طي ادوار مختلف تاريخي داير گرديده اند . مسجد مذكور از سده هشتم هجري به بعد به‌صورت يكي از مساجد بزرگ در آمده است. پس از گچبري ولايه برداريهايي هايي كه انجام گرديد، يك محراب كاشي شده در انتهاي جنوبي اين مسجد مشاهده شد. شبستان ديگري در قسمت شرقي مسجد وجود دارد كه شامل نورگيرهاي مرمري باستونهاي مربع شكل مي‌باشدكه سقف جناقي ،برروي آن خودنمايي مي‌كند. اين مسجد داراي مناره اي است که بدنه آن با كاشيهاي زيباپوشيده شده است (در حال حاضر قسمتهايي از کاشيها فروريخته). در بالاي محراب اين مسجد در شبستانِ زمستاني، بادگيري بوده كه اكنون خراب شده است. در داخل محراب نيز سنگ مرمري قراردارد كه بر روي آن نقوش محرابي وخطوط كوفي وعربي منقوراست. در سمت شرق مسجد پلكاني با روية گچي ، جهت ورود زنان به تنها غرفه مسجد در طبقه اول تعبيه گرديده كه طاقچه اي در داخل آن است . غرفة تحتاني، قوس نيم دايره اي دارد و در داخل آن نيزطاقچه‌اي است . ازارة تابستانخانه تا ارتفاع50 سانتيمتر از سنگ است و در سطح پايين آن قرنيز سياه رنگي به كار رفته است . در وسط سقف تابستانخانه فضايي شبيه به گلخانه به سبك امروزي با پنجرة فلزي بزرگ ايجاد شده است . بر روي يكي از زيلوهاي مسجد ، عبارت : ‹‹ وقف بر مسجد زين آقا واقع در محلّه مخزن من دارالعباده يزد داخل حصار سنه1304 عمل محمد علي حاجي رجب ميبدي ›› وبر روي زيلوئي ديگر عبارت : ‹‹ وقف بر مسجد زينل عابدين داخل حصار دروازة مالمير شهر سنه 1340›› نوشته شده است به نظر مي رسد مسجد در عهد ناصرالدين شاه قاجاري بنا شده است . خطوط آيه هاي عربي به چهار گونه نگاشته شده و در بالاي محراب قرنيز گچي موجود است.در بدنه تا كف مسجدنيز كاشيهاي فيروزه اي ولاجوردي به صورت نقوش هندسي تعبيه شده است . سقف مسجد نسبتاً بلند ودر دوطرف آن دو شبستان ستون دار قرارگرفته است .نور داخل شبستان تابستاني از پنجره ورودي بزرگ آن تامين مي شود .بدنه ديوارهانيز با گچ سفيد شده است . يك در ورودي مسجد به بازار متصل مي شود .همچنين دوگرمخانه يا شبستان زمستاني در طرفين آن است كه محراب مقرنس گچي دارد . در زير صحن مسجد زير زمين يا سردابه اي بوده كه جهت وضو استفاده مي شده است . نور شبستان ضلع چپ با سنگهاي مرمر سقف تامين مي شود‌وشبستانهاي جنبي داراي 32 ستون چهار ضلعي وسقف گنبدي هستند .در روي هر گنبد نيزيك نور گيرِ مرمري به كار رفته است. محراب اين قسمت از سنگ مرمر ونورگيرها عموماً به صورت هشت ضلعي است.در نماي ورودي مسجد كتيبه اي بر روي سنگ مرمربا اين عبارت قراردارد :‌ « بسم الله الرحمن الرحيم واذكر اسم ربك بكره واصيلا مسجد ريگ ». يك رديف كاشي نيز با خطوط نسخ عربي كه در تعميرات اخير در نماي ورودي استفاده مي شده است.همچنين روي سنگ مرمر محراب با خطوط آيات ونقوش گلداني كار شده ودر آخر تاريخ 1251 به چشم مي خورد . آثارقابل توجه مسجد مذكور به شرح زير معرفي مي شود :1ـ منارگلي مزّين به كاشي و خطوط ونقوش هندسي بنايي وقفسه اي چوبي دربالاي مناربا خطوط (( يا ديان يا منان يا حيان ...)).2ـ كتيبة خطّ ثلث از كاشي معرق درسه طرف سر در مغرب مسجد كه به بازار باز مي شود با اين عبارت :بني هذه المسجد الشريف والمنار المنيف في ايام خلافه سلطان الزمان المتوكل علي الله المنان ( يك كلمه ريخته ) [‌الم )‌ ظفر بهادرخان خلدالله تعالي ظلال عدالته ، العبد الواثق بلطايف ....( ادامه آن ريخته است .) 3ـ در آلت سازي وكنده كاري كه درهمين درگاه نصب است وبر دو لنگة آن اين عبارت به خطّ نسخ خوش منقور است :‌دست راست «لا اله الّا الله محمد رسول الله . وقف كرد بندة كرد بندة درگاه صمد خواجه حاجي احمد سياوشاني.» دست چپ «علي ولي الله حقاً . اين در را بر مسجد سر ريگ خالصاً مخلصاً لوجه الله ، في شهر ذي الحجه رقم شد سنة 1038. »4ـ بدنة محراب ايوان اصلي از كاشيهاي شش ضلعي فيروزه اي وآبي با حاشيه هاي سياه وسفيد مرسوم سده نهم هجري وطاق‌نماي آن گچ كاري مقرنس است ويك قطعه سنگ خاكي رنگ به اندازة 51×78 نصب ومطالب منقور بر آن به خطوط رقاع وكوفي‌است.حاشيه اول «بسم الله الرحمن الرحيم . انّ الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه الا تخافوا ولا تحزنوا وابشروا بالجّنَه الّتي كنتم توعدون نحن اولياؤكم (‌فصلت 30/ 31 ).» حاشيه دوم «بسم الله الرحمن الرحيم . وعدالله المؤمنين والمؤمنات جنات تجري من تحتهاالانهار خالدين فيها ومساكن طيّبَه في جّنات عدن ورضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم.» ( التوبه / 82 )حاشيه سوم «بسم الله الرحمن الرحيم . يبّشرهم ربهم برحمه منه ورضوان وجّنات لهم فيها نعيم مقيم. خالدين فيها ابداً ان الله عنده اجر عظيم ( التوبه 21 و22 ) . الا ان اولياء الله لا خوف عليهم ولا هم يحزنون.» (‌يونس / 62 ) دورة پيشاني «شهدالله انّه لا اله الّا هو و الملئكه‌والوالعلم قائماً بلقسط لا اله الا هو العزيز الحكيم . انّ الدين عندالله.» (‌آل عمران / 18 ـ 19 ) پيشاني «لا اله الّا الله.» محرابي وسط سورة اخلاص به خطّ كوفي . متن«الله اكبر» (‌در دو گوشه ) .« بسم الله الرحمن الرحيم فان تولوا فقل حسبي الله لا اله الّا هو عليه توكلت وهو رب العرش العظيم.» (‌التوبه / 129 ) پائين‌ «عمل عبيد‌الله بن احمد ....(‌ناخوانا ) احمد بن‌الحسين احمد بن محمد سيد مسه (‌؟) عمر بن علي سحود (‌؟) .»اين‌ نوع سنگ -‌كه در يزد‌تعدادي از آنها ديده مي‌ شود - از آثار سد? ششم هجري است و‌جز سنگي‌ازاين دست كه در سال 512 براي قدمگاه فراشا‌ تهيه‌ و در محراب آنجا نصب شده بقيه‌ سنگ قبر است . تصور مي‌شود سنگ نصب شده در محراب مسجد ريگ‌ هم سنگ قبر بوده است و‌قسمت وسط آن را كه‌ به نام‌ متوفي‌ اختصاصي‌ تراشيده‌ و‌نيزعبارت فوق را نقر‌كرده‌اند . دو ‌دليل ‌بدين امر مي‌توان ذكر‌‌ كرد‌: يكي‌ ‌آنكه خط وسط شباهتي‌ به خطوط حاشيه‌ ندارد و جز‌اين در هيچ‌ يك‌ از سنگهاي‌ مورد نظر خطي‌ شبيه‌به خط مذبور‌‌ ديده‌ نشده است . ثانيا‌ً سطح سنگ در قسمت وسط به علّت تراشيده‌ شدن خط گودشدگي‌ بيشتري‌ دارد .‌5 ـ در شبستان متّصل به گنبد و‌طرف راست آن ، ديوار‌ محراب از كاشيهاي‌ مسّدس‌ و وسط آن محراب نماي‌معّرق از سده نهم هجري‌ نصب شده و‌طاق آن مقرنس و‌گچ‌ كاري‌ است . 6‌‌ ـ محراب شبستان بزرگ ‌زمستاني، دست چپ و‌با‌پنجاه ستون ، داراي‌ سنگ مرمري‌ به اندازة‌ 85 × 115‌ سانتي‌متر و برآن به خط نسخ و‌نستعليق عبارت مذكور‌ در‌ذيل منقور‌ است . حاشيه‌ «قال الله تعالي‌ و تقدس اقم‌ الصلوه‌..... مقاماً‌ محمودا‌ صدق‌العظيم ‌حرره ابن‌ عبدالحي‌ محمد صادق 1251 . » به خطّ نسخ.پيشاني‌ « اشهد‌ان لا اله الا الله و‌اشهد ان محمد رسول الله و‌اشهد ان‌‌‌ علياً ‌ولي الله .» مدرسه ضيائيهاين ساختمان مشهور به زندان اسکندر مي باشد و متعلق به قرن 631 هجري قمري است وباني آن شرف الدين علي رضي است اين مدرسه در محله نهادان و درمجاورت بقعه دوازده امام قرار دارد.   آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاهها در شهرستان يزد بقعه سيد شمس الديناين در سال 767 هجري قمري بنا شده است. اين بنا داراي ايوان بلند، نقاشي و ترئينات گچ بري مي باشد. ايوان بلند آن داراي کاشيکاري معرق و رنگارنگ است. در وسط سقف ايوان بلند ترنجي بزرگ و در گوشه هاي سقف گل و بوته هاي زيبايي نقش داده شده است. در داخل ايوان سنگ قبر مرمري، مربوط به بهاءالدين فراش موجود است که تاريخ 850 را نشان مي دهد. بقعه سيد رکن الديناين بنا در سال 725 هجري قمري بنا نهاده شده است و محل دفن سيد رکن الدين محمد قاضي مي باشد. اين بنا داراي گنبد، گچ بريهاي خطوط اسليمي داخل ايوان بلند و مقرنسهاي چهار گوشه بنا و مخراب بلند مي باشد. در داخل بقعه آثار تزئينات آجرکاري و خطوط کوفي و نستعليق بر ديوارها و حتي در قسمت سقف که با آب رنگ نقاشي شده است به چشم مي خورد. بقعه دوازده اماماين بقعه مشتمل بر دوازده گنبد منفرد در سال 429 هجري به دستور ابوسعيد و ابو يعقوب از امراي علاءالدوله فرامرز ساخته شد. در اين بقعه کتيبه اي به خط کوفي بالاي سر در گاه نماي که در حاشيه اي از نقوش گل و بوته قرار دارد و سنگ قبر فخر الدين اسفنجردي از مشايخ بزرگ قرن هشتم به اندازه 92×60 که در محراب نصب شده است توجه بينندگان را به خود جلب مي کند. بقعه شيخ احمد فهاداناين بقعه مدفون شيخ احمد و برادرش از اهالي اسفنجرد است. اين دو از عرفاي زمان خويش بودند که به يزد آمدند و در محله فهادان سکني گزيدند. از بناي اصلي آن تنها گنبدي با بادگيرهاي کاشي کاري مربع شکل و محراب کاشي کاري شده معرق باقي مانده است. امامزاده جعفرامامزاده جعفر از نوادگان امام صادق (ع) و مهمترين زيارتگاه مورد احترام مردم يزد، در محله قديمي مصلي عتيق وواقع شده است. وي در زمان خلافت متوکل عباسي از مدينه به يزد مهاجرت کرد و به شاگردي در دکان آهنگري پرداخت. وي در سال 423 ه. ق. در گذشت و در محل فعلي دفن شد.   قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان يزد آتشکده زرتشتيان يکي از اماکن مربوط به زرتشتيان آتشکده آنها است. اين بنا در خيابان آيت الله کاشاني واقع گرديده و شامل ساختمان مشجري است که در قرن اخير ساخته شده است. در اين محل آتش مقدس که براي زرتشتيان مقدس مي باشد و داراي قدمتي چند ساله بوده و بايد هميشه روشن نگهداشته شود نگهداري و از آن مراقبت مي شود. شايان ذکر است که قدمت آتش آتشکده به هزار وپانصد سال مي رسد. ساختمان اصلي در و سط حياط و بر بلندي قرار دارد و آنرا درختاني هميشه سبز احاطه کرده اند. حوضي مئور و بزرگ در محور ورودي بنا به آن زيبايي خاصي بخشيده است. آتش در محفظه اي بلندتر از سطح زمين در اتاقي نسبتا وسيع و دور از تابش خورشيد قرار گرفته و اتاقهايي براي مراسم نيايش پيرامون آن طراحي شده است. دخمه زرتشتيان دخمه در فرهنگ فارسي به معناي گورخانه گيرا مي باشد. دخمه در انتهاي جنوبي شهر يزد در حوالي منطقه صفائيه در بالاي تپه اي نسبتا مرتفع وجود دارد که يکي از قديمي ترين بنام هانچکي هاتريا (زرتشتي هندي الاصل) و ديگري که جديدتر است بنام گلستان معروف است دروسط اين دو دخمه چاله اي سنگي وجود دارد که زرتشتيان مردگان خود را در آن مي انداختند . اين اثر مربوط به دوره قاجار مي باشد. دخمه گلستان داراي قطر 25 متر و ارتفاع ديوار از سطح تپه 6 متر است و دخمه ها نجکي داراي قطر 15 متر مي باشند.   باغها ، کاخها و موزه ها در شهرستان يزد باغ دولت آباد باغ دولت آباد يکي از باغهاي معروف ايراني است که در زمان محمد تقي خان (دوره زنديه) طراحي و ساخته شده است. اين باغ از قناتي به همين نام مشروب مي شود و جريان آب در باغ استخوان بندي طراحي آنرا تشکيل مي دهد. عناصر متشکله مجموعه چنين است: عمارت سر در جنوبي، شترخان و اصطبل ها، عمارت حرمسرا و عمارت هشتي و بادگير، آشپزخانه، عمارت بهشت آيين، عمارت تالار آيينه سر در اصلي وآب انبار دو دهانه، جالبترين بناي مجموعه را عمارت هشتي و بادگير تشکيل مي دهد که تلفيق جريان آب و هوا به زيباترين شکل صورت گرفته است. بادگير باغ دولت آباد با 33 متر بلندي از سطح زمين شاهکار مهندسي و نشانه نبوغ معماران يزدي است. موزه قصر آئينه اين موزه از سال 1360 براي بازديد مردم افتتاح شد در اين موزه مجموعه‌هاي آئينه و روشنايي و اشياي ديگر به نمايش گذاشته شده است. موزه قصر آئينه در خيابان کاشاني مقابل پارک هفتم تير واقع شده است. اشياء روشنايي پي‌سوز، شمع‌سوز، نفت‌سوز، گازسوز و برق‌سوز در آن به نمايش درآمده‌اند. موزه علوم طبيعي اين موزه باتلاش و پيگيري جمعي از فرهنگيان يزد افتتاح گرديد اين موزه از چهار بخش گياه‌شناسي، زمين‌شناسي، جانورشناسي و آناتومي انسان و جانور تشکيل يافته است. محل موزه خيابان ايرانشهر مي‌باشد. موزه آب اين موزه به همت سازمان آب يزد افتتاح گرديده است و در آن انواع کوزه‌ها و ظروف حمل آب به تماشا گذاشته شده است. محل موزه خانه کلاهدوزها و در ميدان اميرچقماق مي‌باشد.   حمامها و آب انبارها در شهرستان يزد حمام خانحمام خان حام خان به گرمخانه نور نيز شهرت دارد. سابقه احداث حمام به سال 1212 هجري قمري برميگردد و در تاريخ 1242 هجري قمري مورد تجديد بنا و تزئينات قرار گرفت. تزئينات حمام خان بسيار ساده بوده است بطوريکه مهمترين تزئين آن نقاشيهاي بخش شاه نشين مي باشد. مساحت حمام1170 مترمربع و زير بناي آن 900 متر مربع مي باشد.آب انبار شش باد گيريبراي شهرهاي کويري همچون يزد ارزش آب بيش از هر جاي ديگر احساس مي شود. در اين شهر بيش از 75 آب انبار وجود دارد. اين آب انبار داراي شش بادگير مي باشد و 180سال پيش در دوره قاجاره ساخته شده است. از ويژگيهاي مهم اين اثر تاريخي دو دهانه بودن اين آب انبار است که داراي تزئينات مقرنس کاري مي باشد و داراي 55 پله ورودي در قسمت جنوبي است که بين پله 25 و 26 از بالا يک هشتي با سنگ فرش آجري قرار دارد.   عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان يزد خانه لاريها اين خانه در سال 1286 قمري ساخته شده مالک آن حاج محمد ابراهيم لاري بوده است. سابقا بعنوان خانقاه نعمت اللهي از آن استفاده مي شد. مساحت آن حدود 1700متر وزير بنائي معادل 1200متر مربع را داراست. درها، پنجره ها ، ارسي ها و اتاقهاي آئينه کاري و نقاشي شده آن يکي از نمونه هاي زيبا و عالي خانه هاي اعياني قرن سيزدهم است.خانه ملک التجارخانه ملک التجار اين خانه نمونه در حدود يکصد و بيست سال قبل در يکي از بازارهاي مهم شهر ساخته شده و متعلق به ملک التجار است. مدخل خانه به اسلوب روزگار خود داراي کوچه اي دراز و باريک و با ديوارهاي بسيار بلند است. تزئينات داخلي اتاقهاي آن دست کمي از خانه هاي قديمي ديگر ندارد. نقاشي اتاقهاي اين خانه کار يک نقاش شيرازي است که از حيث اسلوب کاملا با نقاشيهاي عمارت نارنجستان شيراز همسان است. اين خانه در حال حاضر تبديل به مهمانسراي سنتي شده است.مجموعه امير چخماق امير جلال الدين چخماق از سرداران و امرا شاهرخ تيموري و حاکم يزد با همکاري همسر خود فاطمه خاتون در جهت آباداني يزد مجموعه اي شامل تکيه، ميدان، حمام، کاروانسراها، خانقاه، قنادخانه، چاه، آب سردواز همه مهمتر مسجد امير چخماق را بنيان نهادند. سنگ نصب شده در کرباس مسجد به طرف ميدان و نثر وقفنامه بر آن به خط نسخ، شبکه هاي ظريف از کاشي هاي معرق دور خارجي گنبد محراب صفه اصلي با طاقنماي مقرتس کاري و اين مسجد را از نظر مرتبه زيبايي بعد از مسجد جامع قرار داده است. اين بنا مسجد جامع نو نيز ناميده شده است. اين مجموعه در قرن هشتم هجري قمري بنا نهاده شده است.  
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:25 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

مشهد


  مشهد مقدس مزين به وجود مبارك حضرت امام رضا(ع) مهم ترين شهر مذهبي ايران است كه در تمام روزهاي سال پذيراي دوستداران اهل بيت(ع) است. وجود حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) در اين منطقه سبب توسعه و رونق اقتصادي اين شهرستان شده است. صنعت جهانگردي در مشهد از اهميت و اعتبار ويژه‌اي برخوردار است. اهميت ويژه شهر مشهد در درجه نخست به خاطر جايگاه زيارتي آن است كه به طور دايم گروه گروه مردم ايران و ديگر مسلمانان كشورهاي گوناگون اسلامي را براي زيارت به سوي خود مي کشاند. علاوه بر جهانگردان مسلمان، بسياري از جهانگردان غيرمسلمان نيز آرزوي بازديد اين آثار و زيارت مسلمانان را در‌اين گونه زيارتگاه ها دارند. مشهد به پاس وجود حرم مطهر ثامن الائمه(ع) و نيز به لحاظ جايگاه گردشي و فرهنگي خود، سراسر سال را با بيش ترين جمعيت مي گذراند. در مشهد توليدات هنري، نقش پر اهميتي در اقتصاد ناحيه داشته و شمار زيادي از مردم، در بخش صنايع دستي شاغل هستند. رايج ترين صنايع دستي مردم مشهد و پيرامون آن، بافت فرش، قاليچه، گليم، شعربافي، نمد مالي، پوستين دوزي، سنگ تراشي، قلم‌زني روي سنگ، سفال‌گري، سبد و حصيربافي، فرآورده هاي چوبي و فلزي، نقاشي روي چرم و… است. روند بازرگاني حاكم بر اقتصاد ايران، بر پيكره بازرگاني استان خراسان، به ويژه ناحيه مشهد نيز تاثير داشته است. از گذشته هاي دور، بخش بزرگ توليد مشهد را فرآورده هاي كشاورزي و صنايع دستي به خود اختصاص مي داده است. بيش‌ترين كالاهاي صادراتي اين ناحيه در سطح ملي، فرآورده هاي كشاورزي، مانند گندم، زعفران، زرشك، كشمش، پوست دام و در مورد صنايع دستي، قالي، فيروزه تراشيده شده و پوستين بوده است.
جمعيت‌شهرستان‌مشهد،‌درسرشماري‌عمومي‌نفوس‌و‌مسكن‌سال‌1375 هـ . ش، 2.247.996 نفر بوده است، كه از اين شمار 1.137.632 نفر مرد و 1.110.364 نفر زن بوده اند. در سال‌هاي اخيرمهم ترين واردات استان را لوازم نيروگاه‌ها، مواد شيميايي، قند و شكر، روغن، قطعات كارخانه ها،ماشين‌آلات، اتومبيل، ورق هاي فلزي، دارو، لوازم برقي و پوشاك تشكيل مي‌داده استمکان هاي ديدني و تاريخيحرم مطهر حضرت‌امام رضا(ع)، آرامگاه شيخ بهايي، آرامگاه فردوسي درشهر توس، آرامگاه نادرشاه افشار، خواجه ابا صلت در حدود 10 كيلومتري شهر مشهد، در كنار راه مشهد – تهران، خواجه ربيع در 4 كيلومتري شمال مشهد، خواجه مراد درنزديكي شهر مشهد، كنار راه مشهد – تهران، سقا خانه زرين، كاخ خورشيد، گنبد سبز‌ در مشهد، گنبد هارونيه در24 كيلومتري شمال باختري شهر مشهد، آرامگاه فردوسي، مدرسه بالاسر، مدرسه پيري زاد، مسجد بالاسر، مسجد شاه در بازار بزرگ مشهد، مسجدگوهر شاد در جنوب حرم مطهر حضرت رضا(ع)، مصلاي شهر مشهد و ييلاقات اطراف مشهد.وجه تسميه و پيشينه تاريخيواژه مشهد به معني شهود، حضور و شهادتگاه است و به اين معاني به واژه «مشاهد» جمع بسته مي شود. واژگان «مشهد» و «مشاهد» در عرف و اصطلاح سده 3 هـ . ق، بر گور اولياء ائمه(ع) و رجال اطلاق مي شده است، چنان كه در آن زمان، مشهد مرغاب در فارس، و مشهد ميهنه ( آرامگاه ابوسعيد ابوالخير) و مشهد توس يا مشهد رضوي در خراسان، وجود داشته است. حضرت رضا(ع) پس از شهادت به دست مامون عباسي در سال 202 هـ . ق، در آرامگاه هاروني سناباد به خاك سپرده شد. از آن پس «سناباد نوغان» به نام «مشهد» خوانده شد و به مرور زمان بر پهنه آن، به ويژه در زمان شاه تهماسب صفوي افزوده گشته و مردم توس به مشهد كوچ داده شدند.توس، عبارت بود از ناحيه شمالي خراسان، بر مسير بالاي كشف رود و سرشناس ترين شهرهاي آن، عبارت بودند از : نوغان، تابران و رادكان. نوغان تا اواخر سده 3 هـ . ق، داراي اهميت و اعتبار بود. ويرانه هاي نوغان، در شمال باختري مشهد، نزديك روستاي حسين آباد و مهر آباد قرار داشت. پس از آن، شهر تابران اهميت و گسترش يافت و بعد ها به توس سرشناس شد. شهر مشهد، كه در آغاز، آرامگاهي در آبادي سناباد نوغان بود، اندك اندك گسترش يافت. نام نوغان از حدود سال 730 هـ . ق، فراموش شد. شهر توس و در حقيقت تابران نيز در سال 791 هـ . ق، ويران شد و مشهد جاي آن را گرفت؛ تا سرانجام در دوران صفوي، مركز ناحيه پيشين توس و تمامي خراسان گشت. در بند هشن اوستا از توس به نام «توسا» ياد شده است. در كتاب ونديداد نيز آمده است كه اهورا مزدا اراضي شانزده گانه را آفريد و «اوروا» يكي از آن ها بود. اين واژه را اوستا شناسان با شهر توس يكي دانسته اند. بر پايه داستان هاي ملي بناي اصلي شهر را به جمشيد - شاه پيشدادي - و بازسازي آن را به توس،‌ پسر نوذر - پهلوان و سپهسالار ايران - نسبت مي دهند. افسانه مي گويد كه وي نهصد سال در زير آسمان اين شهر زندگي كرد و نام خود را بر اين شهر نهاد. اين روايت ها مي رساند، كه شهر توس در روزگار ساسانيان وجود داشته است.بين سال هاي 31 و 32 هـ . ق در زمان خلافت عثمان، بخشي از خراسان، از جمله توس، به دست مسلمانان افتاد. در روزگار خلافت عبدالملك مروان (65- 86 هـ . ق) بني تميم دژ توس را گرفتند و تا سال 125 هـ . ق،‌ آن را در دست داشتند. در سال 192 هـ . ق هارون الرشيد به منظور رسيدگي به ستم هاي علي بن عيسي - حاكم خراسان - و جنگ با خوارج خاور ايران، رهسپار آن ديار گرديد. وي در راه بيمار شد و زماني كه به گرگان رسيد، بيماري او شدت يافته در توس درگذشت. وي را در 193 هـ . ق،‌ در محلي كه ده سال بعد حضرت رضا(ع) در آن جا به خاك سپرده شد، دفن کردند. در سال 265 هـ . ق، احمد بن عبدالله خجستاني، توس را ويران ساخت. در سال 336 هـ . ق ابومنصور توسي - حاكم وقت توس - عليه نوح بن نصر ساماني سر به شورش برداشت. نوح پس از شکست دادن ابومنصور، بار ديگر وي را بر حکومت توس گمارد. در سال 389 هـ . ق بكتوزون و فايق، از سرداران منصور بن نوح ساماني متحد شده منصور را كور كرد ند و برادرش عبدالملك بن نوح را به حكومت برداشتند. محمود غزنوي با باخبر شدن از اين ماجرا به ماوراء‌ النهر لشگر كشيد. وي‌ بكتوزون و فايق را شكست داد و تمامي خراسان را به دست آورد و ارسلان جاذب را به حكومت توس منصوب كرد.از سال 421 هـ . ق، سلجوقيان اندك اندك در شهرهاي مهم خراسان رخنه كردند. ملكشاه سلجوقي در 465 هـ . ق، توس را به تيول به خواجه نظام الملك توسي، وزير خود داد. با شکست سلطان سنجر سلجوقي از غزان در سال 548 هـ . ق، امراي وي، خاقان ركن الدوله محمود، خواهر زاده سنجر را از ماوراء‌ النهر به خراسان دعوت كردند و به نام او به عنوان سلطان خطبه خواندند. در اين زمان مويد آي آبه، غلام پيشين سلطان سنجر، نيشابور، ابيورد، بيهق،‌ دامغان و توس را گشود و همراه خاقان محمود به جنگ غزان رفت. با چيره گي غزان در 553 هـ . ق، بار ديگر خراسان مورد تاخت و تاز و چپاول واقع گرديد.در سال 618 هـ . ق، لشگريان چنگيز مغول به دنبال محمد خوارزمشاه به توس آمدند. توس نيز مانند نيشابور به دستور تولري، پسر چنگيز خراب شد. اين شهر بار ديگر در روزگار حكومت اوكتاي قاآن (626- 629 هـ . ق) باز سازي شد و از آن زمان چندين بار مركز فرمانروايي مغولان گرديد. در اين دوره مسيحيان توس از آزادي زيادي برخوردار بودند، به طوري كه در سال 1279 م، اسقف توس به سمت مطراني (سراسقفي) چين انتخاب شد. پس از برافتادن ايلخانان ايران، توس، قوچان، كلات،‌ ابيورد و نسا، جزء قلمرو حكومت كوچكي شد، كه امير ارغون شاه، رئيس طايفه جون باختراني (جان قرباني) ايجاد كرده بود. در حدود سال 790 هـ . ق، حاكم محلي توس از خاندان جان قربان،‌ نام امير تيمور را از خطبه انداخت، اما طولي نكشيد، كه در سال 791 هـ . ق، از ميران شاه، پسر تيمورلنگ شكست خورد و باعث ويراني دوباره توس شد. پس از اين رويداد، توس اهميت و اعتبار خود را از دست داد و بازسازي آن پس از مرگ تيمور، در روزگار حكومت شاهرخ، يعني در سال 807 هـ . ق صورت گرفت. در دوران پادشاهي شاه عباس بزرگ، اعتبار و رونق شهر مشهد رو به فزوني نهاد. در اين دوره صحن عتيق استان قدس گسترش يافت، و شاهراهي ميان اصفهان – مشهد و هرات ايجاد و كاروانسرا ها و آب انبارهاي بزرگي در مشهد پي افكنده شد. در اواخر دوره صفوي ملك محمود سيستاني تون (فردوس) را گرفت و سپس با گشودن تمام خراسان در مشهد استقرار يافت. در اين زمان،‌ در قوچان بين شاه تهماسب صفوي، و نادر قلي افشار پيماني بسته شد. به موجب اين پيمان نادر فرمانده سپاه ايران شد و مشهد را در 1139 هـ . ق، از ملك محمود سيستاني پس گرفت. پس از قتل نادر شاه افشار در 1160 هـ . ق، عليقلي خان (عادل شاه) برادر زاده نادرشاه به پادشاهي رسيد، وي در 1161 هـ . ق، به دست برادرش ابراهيم خان كشته شد و شاهرخ، پسر رضا قلي ميرزا و نوه نادر شاه به حكومت رسيد. شاهرخ شاه تا سال 1210 هـ . ق، در مشهد، برخراسان فرمانروايي كرد و در همان سال به دست آقا محمد خان قاجار از حكومت بركنار شده درگذشت. با قتل نادرميرزا، پسر شاهرخ شاه، آخرين باز مانده افشار در سال 1217 هـ . ق، به دست فتحعلي شاه قاجار، سراسر خراسان، از جمله شهر مشهد به دست قاجاريه افتاد. شهر مشهد درگذر تاريخ آسيب ها و خسارت هاي زيادي ديده شاهد چپاول ها و كشتارهاي بسياري بوده است؛ با اين حال اكنون از شهرهاي بزرگ، آباد، پر نفوس و درجه اول ايران به شمار مي رود.مشخصات جغرافياييشهرستان مشهد، با پهنه اي حدود 20 هزار كيلومتر مربع، در شمال خاوري استان خراسان قرار دارد.اين شهرستان‌‌از‌سوي‌شمال به جمهوري تركمنستان، از شمال باختري به شهرستان درگز، از باختر به شهرستان هاي چناران و نيشابور، از خاور به شهرستان هاي سرخس و تربت جام و از جنوب به شهرستان هاي فريمان و تربت حيدريه محدود است. آب و هواي شهرستان مشهد معتدل و متمايل به سرد و خشك است. بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها، 35 درجه بالاي صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 15 درجه زير صفر گزارش شده و ميانگين بارندگي ساليانه آن، 260 ميلي‌متر بوده است. شهر مشهد در ناحيه بسيار حاصلخيز و زيبايي كه به دشت توس يا دشت مشهد سرشناس است قرار گرفته و رود كشف رود از 5 كيلومتري شمال اين شهر مي گذرد. مهم ترين راه هاي دسترسي به مشهد عبارت اند از :1) مشهد – نيشابور- سمنان – تهران، به درازاي 894 كيلومتر 2)مشهد – بجنود – ساري – آمل – تهران، به درازاي 966 كيلومتر 3) مشهد – بيرجند – زاهدان – ايرانشهر- چاه بهار، به درازاي 164 كيلومتر 4) مشهد- تربت حيدريه – گناباد – طبس – يزد، به درازاي 992 كيلومتر 5) مشهد – تربت حيدريه – گناباد – فردوس – كرمان، به درازاي 889 كيلومتر   مساجد در شهرستان مشهد مسجد گوهرشاد مشهداين مسجد در جنوب حرم مطهر قرار گرفته است و در سال 821 هـ.ق توسط گوهرشاد ـ زوجه شاهرخ تيموري ـ و به استادي قوام الدين شيرازي ساخته شده است . اين مسجد با صحن بزرگي در ميان ،‌به شيوه مساجد چهار ايواني ايران ساخته شده و به سبب دارا بودن تزيينات غني كاشي و كتيبه‌اي ، از موقعيت ممتازي در مجموعه برخوردار است. خطوط ثلث زيباي اين مسجد به دست بايسنقر ميرزا، فرزند شاهرخ تيموري نگاشته شده است. مهم‌ترين قسمت اين مسجد، ايوان جنوبي آن است كه با مقرنس كار و كتيبه‌هاي نفيس آذين شده است . دهانه اين ايوان 48/12 متر ،‌ارتفاع آن 26 متر ، عمق آن 36/35 متر و ارتفاع كلي آن 64/42 متر است. در طرفين اين ايوان، مناره‌هاي توپري به ضخامت 6 متر و ارتفاع مساوي ايوان قرار گرفته‌اند كه از رانش تاق ايوان جلوگيري مي‌كنند. دركتيبه‌ي اين ايوان، نام گوهرشاد و شاهرخ تيموري به همراه فرزندشان بايسنقر ثبت شده است. گنبد اصلي مسجد كه به دهخانه 15 متر و دو پوسته بوده، در گلوله باران ارتش روسيه در سال 1330 هـ.ق آسيب ديده و در سال 1339 هـ.ش برچيده شده است. گنبدفعلي‌، از بتون مسلح و با همان اندازه اصلي، جايگزين آن شده است. اين مسجد؛ يك بار در دوره صفوي ، سال 1052 هـ.ق و يك بار ديگر در دوره قاجاريه ، سال 1276 هـ.ق ، تعمير و تزيين شده است. در دوره‌هاي اخير نيز تعميراتي در اين مسجد به عمل آمده است.مسجد امام مشهدمسجد شاه سابق مشهد از بناهاي تاريخي قرن نهم هـ.ق. است اين مسجد گنبدي بزرگ با كاشي كاري ، ايوان و دو مناره دارد . به طوري كه از متن كتيبه ايوان مسجد برمي‌آيد ، ساختمان آن در ماه رجب سال 855 هـ.ق. پايان يافته است.در پايان كتيبه ،‌ نام معمار بناي آن « شمس الدين محمد تبريزي » ثبت شده است . دو مناره كاشي كاري شده طرفين داراي كتيبه مي‌باشند . ازاره ايوان با كاشي‌هاي هشت گوش مزين شده و گنبد كنوني آن با كاشي پوشيده شده است . بقيه بنا نيز با كاشي كاري تزيين يافته است . در نماي ايوان ، كتيبه منظومي جاي گرفته است كه با خطوط زرين بر روي كاشي نگاشته شده و مطلع آن چنين است : عمر خوش است دريغا كه جاوداني نيست پس اعتماد بر اين پنج روز فاني نيست اين بنا با شماره 186 در زمره آثار تاريخي استان خراسان به ثبت رسيده است.مسجد کبود گنبد مشهد اين بنا در شهرستان کبود گنبد (کلات نادري) در شمال مشهد و نزديک مرز واقع شده و از بناهاي نادر شاه افشار است که به خاطر رنگ کبود کاشي هاي آن بدين نام خوانده شده و بعدها بين سال‌هاي 1148 – 1160 ه- ق شهرستان مزبور (کلات نادري) نام خود را نيز از آن گرفته است. اين ايوان به صورت چهار ايوانه ساخته شده و داراي صحن، ايوان، گنبد خانه است. صحن مسجد به شکل مستطيل و به ابعاد 27*19 متر است. در چهار جهت اصلي صحن چهار ايوان بزرگ به دهنه 8 متر و ارتفاع 11 متر با تزيينات طاق نما و کاشي قرار دارد. ايوان جنوبي به عنوان شبستان تابستاني مورد استفاده قرار مي گيرد. ازاره صحن با سنگ هاي بزرگ و يکپارچه بنا شدده – گنبد خانه مسجد نيز داراي طرح هشت ضلعي است. اين بنا متحمل صدمات زيادي شده بود که در دوره قاجاريه توسط حاکم کلات - پلنگ توش خان جلاير – به سال 1250 ه - ق تعمير و تزيين مي گردد. شرح اين تعمير بر سنگ نبشته ايوان ورودي مسجد ثبت شده است.مصلاي مشهداين بنا در قسمت شرقي شهر مشهد واقع شده و تاريخ ساخت آن سال 1087 هجري قمري است. اين بنا از يك ايوان بلند، دو رواق در طرفين آن، يك گنبد آجري و تزيينات كاشي‌كاري معرق و مقرنس كاري‌هاي گچي تشكيل يافته است.   کاخها و باغها در شهرستان مشهد كاخ خورشيد مشهد بناي اين كاخ كه در وسط باغ بزرگي قرار دارد از آثار دوره‌ي نادر شاه افشار است و احتملاً براي سكونت خانواده‌ي سلطنتي احداث شده است. نماي اين كاخ كه به شيوه معماري هنري ساخته شده به شكل استوانه‌اي بوده و با سنگ هاي مر‌مر سياه تزيين شده است. بلندي آن در گذشته در حدود 25 متر بوده است و در حال حاضر به علت خرابي طبقه سوم ، ارتفاع كاخ بيش از 20 متر نيست. اين كاخ مجموعاً داراي 12 اتاق است كه در داخل اتاق‌ها نيز تزييناتي از نقاشي و گچ‌بري ديده مي‌شود . شيوه تزيين و آرايشي كه در اين بنا به كار رفته مشتمل بر ريزه كاري هاي دقيق و متنوع و قابل ملاحظه است. تصاويري از شاهزادگان نادري بر روي ديوار‌ها نقش شده است كه در ميان آن‌ها، نقوش زرين نيز ديده مي‌شود. در طبقه زيرين بنا راهرو تاريكي وجود دارد. در وسط اين بنا از سطح پشت بام طبقه اول برجي‌با ترك‌هاي شبيه نيم ستون معروف به خياري احداث شده است. اين قسمت از برج به صورت سنگ يكپارچه است و ظاهراً يك سوم از ارتفاع بنا را شامل مي‌شود. اين قصر در نيمه دوم قرن دوازدهم هجري قمري ساخته شده است.كاخ و موزه ملك آباد مشهد كاخ ملك‌آباد با زيربناي 1378 متر مربع‌ بين سال‌هاي 1354 و 1355، در باغ مصفاي ملك آباد(از اموال‌موقوفه آستان قدس) براي اقامتگاه شام به هنگام مسافرت به مشهد ساخته شده‌ است. آثاري كه در موزه اين كاخ نگه‌داري مي‌شوند، آثار و اشياي نفيس و قيمتي شامل فرش، تابلو و ظروف است. موزه ملك آباد وابسته به آستان قدس رضوي است.   موزه ها در شهرستان مشهد موزه آستان قدس رضوي مشهديكي از غني‌ترين موزه‌هاي ايران در شهر مقدس مشهد، موزه استان قدس رضوي است كه در سال 1324 هـ.ش گشايش يافته است. آثاري كه در اين موزه نگه‌داري مي‌شود شامل آثار مربوط به دوران اسلامي است. موزه آستان قدس رضوي از سه موزه تشكيل شده است كه عبارتند از: موزه مركزي، موزه ملك آباد و گنجينه قرآن در ميان موزه مجموعه‌اي بي‌نظير از قرآن‌هاي نفيس و قرآن‌هاي منسوب به ايمه اطهار، كتب قديمي و نيز نمونه‌هايي از صفات قرآن هاي دوران‌هاي اوليه اسلامي وجود دارد كه اغلب به خط كوفي و روي پوست آهو نوشته شده‌اند و به همين سبب از گزند حوادث در امان مانده‌اند.كتيبه‌هاي طلا كه در اين موزه نگه‌داري مي‌شوند، به خط ثلث و نستعليق اثر عليرضا عباسي كاتب بنام دوره صفوي و نيز آثاري از استادان بنام خط هم‌چون ميرعماد، احمد نيريزي، كلهر و ... است. از ديگر آثار ارايه شده در اين موزه، بافته‌هاي نفيس و ظريف از جمله زري‌هاي متعلق به سده‌هاي يازدهم تا سيزدهم ه.ق و قالي و قاليچه‌هايي است كه اغلب منسوب به دوران صفوي‌اند. .موزه گنجينه قرآن و نفايس مشهدموزه گنجينه در شلع جنوب شرقي حرم مطهر حضرت رضا (ع) قرار دارد و تاريخ احداث آن طي سالهاي 62-60 ه.ش مي‌باشد اين بناي 2 طبقه در سال 1364 به موزه تبديل شد. هر طبقه اين موزه داراي 400 متر‌مربع فضاي نمايشي است كه طبقه اول به آثار هنري و خوش نويسي و طبقه دوم آن به بخش گنجينه قرآن اختصاص دارد. موزه گنجينه قرآن وابسته به آستان قدس رضوي استموزه آرامگاه نادر مشهد ساختمان بناي موزه آرامگاه نادر در سال 1335 آغاز شده و در سال 1340 به پايان رسيده است. اين بنا در محوطه‌اي به مساحت 1448 متر مربع در سال 1342 افتتاح شد. بناي موزه شامل: كتابخانه‌مركزي، تالار اصلي و قسمت‌هاي اداري در آرامگاه نادر مي‌باشد و در آن نمونه‌هايي از وسايل جنگي دوران نادر و مجموعه‌اي از اشياي باستاني متعلق به هزاره‌هاي پيش از ميلاد به نمايش گذاشته شده است. موزه آرامگاه نادر وابسته به سازمان ميراث فرهنگي كشور است.موزه توس (موزه فردوسي) مشهد ساختمان اصلي اين موزه در سال 1347 ، همزمان با تجديد بناي آرامگاه فردوسي به صورت رستوران سنتي ساخته شده و در سال 1361 با تغييرات اندكي به موزه تبديل شد . ليكن به علت برخي كاستي ها در سال 1366 موزه به حالت تعطيل درآمد و پس از تهيهء طرحهاي پژوهشي و فني ، در سال 1367 با نام موزه توس به موزه مردم شناسي تبديل و بازگشايي شد. در سال 1369 كه از سوي يونيسكو سال هزاره‌‌‌‌‌‌‌ تدوين شاهنامه نامگذاري شده بود . بر اساس برنامه ريزي هاي زمان بندي شد و با ارائه اشياء و آثار مربوط به دوران فردوسي موزه اختصاصي فردوسي افتتاح شد . موزه توس وابسته به سازمان ميراث فرهنگي كشور است.   کاروانسراها در شهرستان مشهد رباط شرف مشهدرباط شرف بين مشهد و سرخس در کنار راه قديم نيشابور به مرو واقع شده است و امروز از جاده اصلي مشهد - سرخس شش کيلومتر واز سرخس از جاده کنوني پنجاه و شش کيلومتر فاصله دارد. اين کاروان‌سرا از بناهاي عصر سلجوقي است. نام اين کاروان‌سرا هميشه رباط شرف نبوده است و در برخي متون کهن از آن به نام رباط آبگينه ياد آوري کرده اند. اين بنا در سال 508 ه- ق ساخته شده است و درسال 548 ه-ق در اثر حمله مغوها آسيب فراواني ديده است.بناي رباط شرف داراي چهار ايوان به شکل چليپا (صليب) و شبستان‌است.‌آجرچيني و کتيبه‌هايي که در اين رباط به چشم مي خورد جلوه‌اي خاص دارند. رباط شرف 4644 مترمربع زيربنا دارد. تمام اين زيربنا در اطراف دو حياط بزرگ واقع شده است. دو حياط کوچک با طرح چهار ايوان نيز در دوطرف شاه نشين حياط دوم قرار گرفته، اين حياط هاي کوچک 16 متر مربع و به ابعاد 4*4 متر است. حياط بزرگ اول مستطيل است به ابعاد 16.4*32.48 متر و حياط دوم مربعي است به ابعاد 31.75*31.4 متر که در وسط آن يک حوض هنوز باقي است. در اين بنا دو مسجد وجود دارد يکي در طرف چپ دالان ورودي به حياط و ديگري در طرف چپ دالان ورودي به حياط دوم. بناي رباط شرف به طور کلي به سمت قبله ساخته شده است وجود يک محراب در مسجد حياط اول و دو محراب در مسجد حياط دوم و محراب آجري قسمت خارج رباط به نظر مي رسد به عنوان نشانه قبله ساخته شده است اين موضوع را ثابت مي کند. اين بنا 6 برج دارد.   حمامها و آب انبارها در شهرستان مشهد آب انبارهاي مشهددر شهر مقدس مشهد آب انبارهاي زيادي بوده كه امروزه آثار برخي از آنها پابرجاست كه از آن ميان مي‌توان به آب انبار شاه عباسي (1052 هـ.ق.)، واقع در پايين خيابان آب انبار مقبل (قاجاريه)، ‌واقع در خيابان امام خميني، بازارچه سراب؛ آب انبار محراب خان (قرن 11 هـ.ق.) واقع در بازار نوغان و زير مسجد محراب خان؛ آب انبار معجردار (قرن 11 هـ.ق.) واقع در خيابان نواب صفوي با كتيبه‌اي به قلم عليرضا عباسي و محتوي نام باني آب انبار ،‌خواجه بيك اشاره كرد.حمام شاه مشهداين بنا در بازار بزرگ و جنب مسجد امام واقع شده و از آثار دوره صفويه است كه در سال 1027 ه.ق توسط مهدي قلي‌بك، ميرآخور شاه عباس اول ساخته شده است. بناي حمام شاه، مشتمل بر ورودي و راهروي پشت سر آن، سربينه، گرمخانه و فضاهاي مرتبط به آنها مي‌باشد. سربينه آن مربع شكل است كه پوشش طاق و گنبدي آن در ميانه بر وي چهار جفت ستون قرار گرفته و در اطراف داراي سكوهاي نشيمن و رختكن و در ميانه داراي حوضچه‌اي است. ستون‌ها از سنگ ساخته شده و دو به دو ، به فاصله 5/1 متر از يك‌ديگر قرار گرفته‌اند. گرمخانه نيز فضاي مربع مستطيلي شكلي است كه پوشش طاق و گنبد آن در ميانه بر روي چهار ستون قرار گرفته است. اين بنا كه‌ به شماره 1374/3 به ثبت رسيده در دوره اخير متحمل تغييرات و تبديلاتي شده و قسمتي از آن به نمره‌هاي خصوصي اختصاص يافته است. حمام سرسوق‌ مشهداين بنا در ابتداي بازار بزرگ مشهد و مقابل سراي سلطاني قرار داشته كه در جريان اقدامات عمراني اطراف حرم تخريب شده است. حمام سرسوق از آثار دوره صفويه و ساخته‌هاي زينت بيگم دختر شاه تهماسب صفوي و از حمام‌هاي قابل توجه مشهد بوده است.حمام حضرت مشهداين بنا در بازار سنگ تراش‌هاي مشهد واقع شده و از آثار اوايل دوره صفويه به شمار مي‌آيد. حمام حضرت از معماري جالب توجهي برخوردار بوده و متشكل از دو حمام كوچك و بزرگ است.حمام بزرگ داراي رخت‌كن وسيع و هشت ضلعي است كه پوشش گنبدي آن بر روي 4 جفت ستون قرار گرفته است. فضاي رخت‌كن از طريق دالاني به گرمخانه راه مي‌يابد . گرمخانه نيز داراي طرحي مشابه رخت‌كن – اندكي كوچك‌تر – است و پوشش گنبدي آن در ميانه بر روي 8 ستون قرار گرفته است.حمام شاهرودي خان (مشهد)اين بنا در نزديكي بست پايين مجموعه حرم آستان قدس رضوي قرار داشته كه در جريان احداث فلكه در سال 1307 شمسي تخريب شد. حمام شاهرودي خان ظاهراً قابل مقايسه با حمام گنجعلي خان كرمان بوده و در دوره صفوي توسط شاهرودي‌خان سيل سپر ، از امراي آن دوره ، ساخته شده بود.آب انبار‌هاي قريه خشت (كلات) مشهدبقاياي اين آب انبار‌ها در قريه خشت، واقع در 10 كيلومتري مال كلات قرار گرفته و با توجه به اسناد و مدارك موجود، به دستور نادرشاه افشار ساخته شده است. امروزه بقاياي ويران تعدادي از آب انبار‌هاي روستاي خشت (بنا به روايات 365 عدد بوده كه امروزه بقايايي 41 عدد آن‌ها باقي است) كه از آجر با ملات ساروج ساخته شده، بر جاي مانده است. مخازن اين آب انبار‌ها توسط كانال‌هايي كه آب حاصل از برف و باران را هدايت مي‌كردند، پر مي‌شده است. بقاياي اين آب‌ انبار‌ها به شماره 663 به ثبت تاريخي رسيده است.   عمارات وتپه هاي باستاني در شهرستان مشهد برج اخنجان مشهدميل اخنجان در 22 كيلومتري شمال مشهد و در روستايي به همين نام واقع شده است . ساختمان اين ميل به دوره تيموري و قرن نهم قمري تعلق دارد و داراي برج هشت ضلعي آجري زيبا و گنبد مخروطي ترك ترك ، معروف به خياري ،‌است . آجركاري هاي آن بسيار هنرمندانه است و در اشكال گوناگون تزيين يافته است . اين اثر به شماره 341 در زمره آثار تاريخي به ثبت رسيده است.بازمانده شهر قديمي توس مشهددرباره توس پيش از اسلام جزو روايات افسانه‌اي اسناد معتبري در دست نيست . به نظر مي‌رسد كه اين شهر در اواخر و فرمانروايي ساسانيان ، يكي از شهرها و مرز داريهاي درجه دوم بر سر راه گرگان و نيشابور به مرو ، نسا و باختر بوده است . به دنبال جنگ سرنوشت ساز نهاوند كه مورخين تاريخ وقوع آن را به تفاوت ، سال‌هاي 18-19-21 هجري ذكر كرده‌اند و اعراب آن را فتح الفتوح خوانده‌اند ، دروازه فلات ايران بر روي اعراب گشوده شد و راه شرق براي عبور سپاهيان عرب هموار گشت فتح خراسان در سال 29 و 30 هجري توسط عبدالله بن عامر اتفاق افتاد و توس همچون ديگر شهرهاي خراسان در رقعه وسيع قلمرو سرزمين‌هاي شرق اسلامي درآمد.آن چه در وهله نخست و قبل از ورود به شهر قديمي توس نظر هر تازه واردي را به سوي خود جلب مي‌كند برج و باروي قديمي پيرامون شهر است كه از سالم‌ترين حصار‌هاي باقي مانده در شهرهاي باستاني و تاريخي ايران به شمار مي‌رود.سطح شهر انباشته از بقايا و عناصر معماري تاريخي و فرهنگي است . قطعات سفال ، شيشه ، آجر و بعضاً فلز در اين سو و آن سوي شهر پراكنده‌اند . آثار به جامانده در ويرانه‌هاي توس ، چندين دوره تاريخي را در بر مي‌گيرند ، و به دوران ساسانيان ، سلجوقيان ، تيموريان و دوران قاجار تعلق دارند. چشم‌گيرترين و سرپاترين اثري كه در مركز شهر قديم توس برجاي مانده ، بنايي است آجري و گنبددار به ارتفاع تقريباً 25 متر كه به گنبد هارونيه مشهور است و در متون قديمي از آن با نام‌هاي نقاره‌خانه ، مسجد خرابه ،‌ مأمونيه ،‌ مسجد جامع و زندان هارون ياد شده است. سفالينه‌هاي مكشوفه از شهر توس قديم به چند گروه تقسيم مي‌شوند :- سفال‌هاي بي لعاب و ساده توس مربوط به قرن ششم تا نهم هـ.ق. - سفال‌هاي بي لعاب توس در اشكال و نقش‌هاي متنوع و مختلف متعلق به قرن سوم تا چهارم هـ.ق. - سفال‌هاي بي لعاب ديگر توسط مربوط به قرن سوم تا هشتم هجري. - سفال‌هاي لعابدار بسياري كه به قرن‌هاي سوم تا نهم هجري تعلق دارند. توس قديم با اين كه بارها توسط متجاوزين به ويراني و نابودي كشيده شده است ليكن تن به فناي هميشگي نداده است و هر بار پس از ويراني ، ‌در كنار ويرانه‌هاي آن ، شهري ديگر بنا گرديده است كه هر چند رونق پيشين را نداشته ؛ اما برپا و ماندگار شده است.مجموعه آثار كلات نادري مشهدحصار كلات كه در فاصله 180 كيلومتري شمال مشهد واقع شده است مانند دره‌اي است كه توسط دو رشته كوه مرتفع محاصره گرديده باشد ،‌و داراي طول و عرض تقريبي 35 و 10 كيلومتر مي‌باشد. آثار باستاني اين منطقه به دوره نادر شاه تعلق دارند و عبارت‌اند از :برج‌هاي ديده‌باني اطراف شهر كلات كه در فاصله سالهاي 1155 و 1160 هجري قمري ساخته شده‌اند و برخي از آن‌ها باقي مانده‌اند ؛ كتيبه نادري واقع در خارج از قلعه نادري (دربند نفتي) به زبان تركي و به خط نستعليق در بدنه كوه ؛ دروازه ورودي ، دروازه دهچه، دروازه چوب بست ، دروازه گشتانه ، دروازه نفتي ، دربند ارغوان شاه ، عمارت خورشيد و دربند نفتي ، تخت دختر نيز مجموعه بنايي بوده ،‌ كه بر تپه‌اي نزديك به دروازه نفتي و به امر نادر شاه ساخته و اكنون آثاري پراكنده از آن بنا برجاي مانده است.  
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

شهرستان گناباد

 

مردم گناباد اصيل و ايراني هستندو به زبان فارسي و لهجه شيرين خراساني سخن مي گويند. همه مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند.گنابادي ها مردماني استوار، سخت كوش و مهمان دوستند. جمعيت شهرستان گناباد در سرشماري عمومي نفوس ومسكن سال 1375 هـ . ش، 103.625 نفر بوده است كه از اين شمار 51.590 نفر مرد و 52.035 نفر زن بوده اند. مهم‌ترين صنايع‌دستي‌اين‌شهرستان سفال‌گري و سراميك‌سازي، فرش‌بافي، نمدمالي، گليم‌بافي، رنگرزي، سنتي بافندگي پارچه و دستار، سبدبافي، كارهاي چوبي است. قالي‌هاي اين شهرستان با طرح‌هاي مشهدي و محلي و بلوچي و در رنگ‌هاي قرمز، لاكي، قهوه اي و … عرضه مي‌شود.
سفال‌گري و سراميك سازي در شهرستان گناباد بسيار رواج دارد در كارگاه‌هاي اين شهرستان در روستاي مند در يك كيلومتري شمال شهر گناباد قرار دارند. مواد اوليه در تهيه سفال و سراميك عبارتند از: گل‌رس، لعاب، رنگ، مواد سوختي، مهم‌ترين توليدات اين كارگاه عبارتند از: كاسه سفيد، قهوه اي، زيرسيگاري، قندان، شكلات خوري، پياله و استكان و نعلبكي، پارچ و ليوان، بشقاب كوچك، كشك سياسي، كاسه و بشقاب بزرگ. بازار فروش اين محصولات در گذشته بيش‌تر به خود گناباد اختصاص داشته است. گليم را پلاس نيز مي گويند بافت آن در كارگاه‌هاي افقي و در روي زمين است به واسطه رونق فرش بافي گليم بافي و تهيه نمد رنگرزي هم رونق دارد. گليم مرغوب از پشم و گونه نامرغوب از رشته پتوهاي كهنه با رنگ آميزي استفاده مي‌شود. نمد نيز از ديگر صنايع دستي اين منطقه به شمار مي‌آيد. نمد در اصل گونه اي فرش است كه از پشم تهيه مي‌شود و از رخنه رطوبت و سرما جلوگيري مي كند نمد براي مصرف هاي گوناگون و نقش هاي رنگارنگ است. توليد سبد و حصيربافي كه ماده اوليه ان كم ارزش است مواد اوليه اين توليد كاه، شاخه هاي نازك درختان است.آرامگاه‌جغتاي، امام‌زاده‌سلطان عابد، جامع‌عتيق جويمند، دژ دختر، دژ رستم، دژ فرود، گورپيران ويسه، گور ميثور و مسجد جامع گناباد از مكان هاي تاريخي و ديدني اين شهرستان به شمار مي روند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
درباره علت نام‌گذاري گناباد، داوري هاي گوناگوني ابراز شده است. برخي آن را در اصل «گون آباد» مرکب از «گون» ترکي (به معناي‌خورشيد) و «آباد» دانسته و نام را وسيله‌اي براي انتساب محل به خورشيد دانسته اند. بعضي نيز آن را «گيو آباد» دانسته بر اين باورند كه گيو، پسر گودرز آن را بنا كرده است. ديگر آراء نيز هر يک نام شهر را به واژه اي منسوب دانسته اند. همانند «کان آباد» که به کان هاي موجود در منطقه اشاره مي کند، و «گون آباد» که به فراواني گياه «گون» در محل دلالت دارد. گناباد را در گذشته « جويمند» نيز گفته اند. گناباد پيش از اسلام، گذرگاه دروني فلات ايران و بخش هاي خاوري آن، محل برخورد ميدان جنگ لشگريان ايران و توران بوده است كه «جنگ يازده رخ» در آن روي داده است. گناباد از مناطق كهن ايران است و بناي آن را به شاهان هخامنشي نسبت داده اند. اين شهر درحدود سال 31 هـ . ق، به دست مسلمانان افتاد. در دوران سلجوقي و خوارزمشاهي آباد و از اعتبار و اهميت ويژه اي برخوردار بوده است. گناباد در دوره تيموريان نيز اهميت داشت و بر پايه نوشته نورالدين لطف الله، سرشناس به حافظ ابرو، حاكمان ايالت قهستان در آن مي نشستند. در همين دوره است كه دومين مسجد دو ايواني اين ناحيه در بجستان ساخته شد. گناباد در اوايل حكومت صفوي، مدت ها محل نبرد بين ايران و اوزبكان بود، با اين حال در اين دوران، مورد توجه بود و گسترش يافت. بناهايي چون امام زاده سلطان محمد عابد (ع)، كاخك، مسجد جامع گناباد، آب انبار و كاروان‌سراهاي شاه عباسي، بيان‌گر اين داوري است.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان گناباد، با پهنه‌اي حدود 9715 كيلومتر مربع، در مركز خراسان رضوي، از نظر جغرافيايي در 34 درجه و 21 دقيقه پهناي شمالي و 58 درجه و 42 دقيقه درازي خاوري و بلندي 1150 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان هاي تربت حيدريه و كاشمر، از خاور به شهرستان خواف، از باختر به شهرستان فردوس، و از جنوب به شهرستان هاي قاينات و فردوس محدود است. آب و هواي گناباد به دليل قرار گرفتن در كنار كوير و دوري از دريا، بياباني و گرم وخشك است. بيش ترين درجه حرارت در اين شهرستان، در تابستان، 47 درجه بالاي صفر و كم ترين آن در زمستان، 17 درجه زير صفر است. بخش هاي كوهستاني شهرستان گناباد جزء نواحي خوش آب و هوا و ييلاقي شمرده مي شود و بلندي هاي ميان سنو و كاخك برف گير و زمستان ها پوشيده از برف است. ميانگين بارندگي سالانه، حدود 160 ميلي‌متر اندازه گيري شده است. راه هاي مهم گناباد عبارتند از :
1-
راه يزد – طبس – فردوس – گناباد، به درازاي 675 كيلومتر
2-
راه فردوس – گناباد، به درازاي 72 كيلومتر
3-
راه گناباد – تربت حيدريه – مشهد، به درازاي 265 كيلومتر

 

مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان گناباد

مسجد جامع گناباد
اين مسجد بر اساس‌تاريخ كتيبه‌كوفي آن، در سال 609 هجري قمري ساخته و قسمت اعظم بناي اصلي آن منهدم شده است. اين مسجد از لحاظ دارا بودن كتيبه كوفي و آجر كاري هاي ظريف داراي اهميت هنري است. اين مسجد كه ايوان‌هاي رفيع در جنوب و شمال و اطراف محوطه صحن دارد و در زمره‌ي مساجد مهم تاريخي بشمار مي رود از لحاظ هنر آج‌كاري(درجنوب‌ايران) و ساختمان محراب ومنظره بديع سقف داراي اهميت بسياري است. اين قسمت تحت شماره 325 در شمار آثار تاريخي به ثبت رسيده است.
مسجد مهري گناباد
در كناره خاوري گوستان كهنه مزار بازمانده دژي كهن است. در شمال آن، مسجدي نوساز است در سوي جنوب باختري حياط مسجد ، دالاني به پهناي 40/1 و درازاي 7 و بلندي 2 متر در دل صخره كنده شده است كه به فضايي به پهنه حدود 180 متر مربع مي‌پيوندد. در ميانه اين محوطه سه پايه كلفت سنگي قرار دارند . به اين محوطه « صنعه » و گاهي « صمعه مزار » مي‌گويند كه با توجه به كاربرد آن در گذشته بي‌گمان بايستي همان صومعه ، معبد يا پرستش گاه مهري باشد .با توجه به ويژگي مهري آن ، مي‌تواند به زمان هخامنشيان و حتي پيش از آن مربوط باشد .
مسجد جامع بجستان گناباد
مسجد جامع بجستان در زمان ميرزا شاهرخ ، پسر تيمور لنگ توسط محمد بن فخرالدين بن سيف الدين مقام بجستاني بنا شده و تاريخ پايان بنا ، 828 هـ .ق است در روزگار شاه عباس صفوي توسط حاج ناصرالدين محمد بن احمد، بازسازي شده و در ذي القعده 1024 هـ .ق تعمير آن پايان يافته است.
مسجد جامع کاخک گناباد
اين بنا در کاخک گناباد در جنوب استان خراسان رضوي واقع شده و بناي اوليه آن در زلزله سال 1347 شمسي ويران شده است. بناي مزبور توسط شاهزاده سلطان خانم، خواهر شاه طهماسب اول صفري (ه-ق 984 – 930) ساخته شده و در سال 1070 و 1286 ه- ق تزيينات و تعميراتي در آن صورت گرفته است.

 

قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان گناباد

آتشكده گناباد
در آبادي گيسور شهرستان گناباد آتشكده اي وجود دارد كه از دوران هخامنشيان بر جاي مانده است در اطراف اين آتشكده چند قلعه باستاني به نامهاي دختر شور آب ،قبر پيران ويسه و پشن قرار گرفته اند گفته مي‌شود اين قلعه ها به دوره هاي پيش از اسلام تعلق دارند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

گرگان


  دشت گرگان که در ساحل جنوب شرقي درياي مازندران واقع شده يکي از مراکز مهم تمدني اين سرزمين است و آثار فراوان از دوران پيش از تاريخ تا اسلامي در آن بدست آمده است و در نتيجه داراي مراکز استقراري شهري متعددي است . چنانچه در بررسي T . J . Aren در 1933بيش از 300 تپه باستاني در منطقه گرگان و قره سو ثبت شد و سال بعد از آن اريک اشميت نيز عکسهايي هوايي از آثار باستاني اين منطقه تهيه و به همراه نقشه اي عرضه نمود . در دهه 1350 نيز هيات بررسي و کاوش جرجان توانست تعدادي زياد از آثار استقرارهاي دوران تاريخي مخصوصا پارتي را با استفاده از عکسهاي هوايي مورد شناسايي قرار دهد .
در نيمه اول قرن حاضر دو حفاري مهم پيش از تاريخ انجام پذيرفت . يکي در تورنگ تپه به فاصله 17 کيلومتري سر راه گرگان به شاه پسند ( 9 کيلومتري شمال جاده ) که بي شک بزرگترين و با اهميت ترين نقطه ما قبل تاريخ دشت گرگان است در حفارياتي که توسط ف . ر . ويلسن از دانشکاه پنسيلوانبا و سپس زان دهه در سال هاي دهه 1960 از دانشگاه ليون پاريس انجام گرفت ، آثار استقرار هزاره ششم ق . م را نشان داد و طبقات مربوط به 2800 تا 1700 ق . م داراي اهميت بسياري بود . البته در سال 1841 در دامنه تپه مزبور آثاري بدست آمد که بجهت طلايي بودن تعدادي از آنها به گنجينه استرآباد معروف شد که قدمت آن به دوره مفرغ باز مي گشت . تپه دوم شاه تپه بود که به فاصله 13 کيلومتري شمال غرب گرگان واقع شده است . نتيجه حفاري ، سه دوره مشخص را نشان مي دهد که دو لايه آن به دوران ماقبل تاريخ تعلق داشت . " ياريم تپه " در 9 کيلومتر غرب شاه پسند نيز از تپه هاي مهم پيش از تاريخ اين منطقه است . ارتفاع تپه 20 متر است و در سالهاي 1960 و 1962 توسط " ديويد استروناخ " مورد حفاري قرار گرفته است ، قدمت آن به دوره اوايل کالکوليتيک ( حدود 5000 ق . م ) مي رسد . و از اواخر دوره کالکوليتيک 3200 تا 2800 ق . م و تا 1800 ق . م هميشه مورد استفاده قرار گرفته و و بعد از يک ويراني ، از حدود 1100 ق . م ( دوره آهن ) تا دوران پارتي تا 200 ميلادي داراي سکونت بوده است . سرزمين گرگان در دوران هخامنشي نيز يکي از ايالات دولت مقتدر هخامنشي نيز يکي از ايالات دولت مقتدر هخامنسي بود و با استناد به کتيبه هاي اين دوره جزو ايالت ياساتراپي پارئوا ( Parthava ) بوده و ورکانه ناميده مي شد . ابتدا اين ايالت بصورت مستقل اداره مي شد و حاکم آنجا ويشتاسپ پدر داريوش بود که در حکومت کوروش با سمت والي يا ساتراپ گرگان بکار مشغول بود . هرودوت در فهرست ساترابي هاي دولت هخامنشي و تقسيمات آن از گرگان نام نمي برد و بدين روي عمده اي را گمان آن است که پريکاني ها جرو مردمان همين ساتراپي بودند و هم آنان مردم هيرکاني هستند . در هر صورت هرودوت از قبيله هيرکاني که در ساحل راست خزر زندگي مي کردند نام مي برد . آرين Arrian مورخ يوناني زمان اسکندر گويد وقتي اسکندر به سوي باختر حرکت مي کرد قصد " زدرکرته " را کرد که مرکز هيرکانيه بود و از بزرگترين شهرهاي آن و قصر حکومتي در آنجا واقع بود . عده اي احتمال ميدهند که " زدرکرته " با محل شهر امروزي گرگان ( استراباد سابق ) يکي است . در اينجا لازم است گفته شود که يکي از بزرگترين تپه هاي باستاني موجود در سرزمين گرگان يعني قلعه خندان ( خلعت پوشان بنا بر قول رابينو ) در استراباد واقع است که بعدا بدان خاهيم پرداخت . البته T . J . Arne اندازه هاي آن را همراه يک نقشه ارائه داد ولي هنوز بررسي جامعي در آن انجام نگرفته است .غير از پيدا شدن يک سنگ نبشته يوناني از زمان سلوکي ها سفالهاي جمع اوري شده سطحي مربوط به دوران هخامنشي تا ساساني است . پليبيوس از ديگر مورخان يوناني محل استقرار فرماندار هيرکانيه را در سيرنيکا ( Sirynca ) مي داند که از شهر بدون ديوار طمبرکس ( Tambrax ) فاصله چنداني نداشت . همچنين استرابو از محلي بنام Tapa ياد کرده که بي شباهت با سيرنيکاي پلييوس نيست . در مورد تعيين موقيعت آن گفته شده است که تپه باستاني قره تپه در 7 کيلومتري غرب بهشهر مي تواند مکان اين شهر باشد . در سال 209 ق . م در جريان فرو نشاندن قيام پارتها به توسط آنتيخوس سوم در سير نيکا زندگي مي کرده اند . بعد از مرگ اسکندر هيرکانيا همچنان بصورت يک ايالت مستقل باقي ماند و فرماندار آن Tlepolemus بود ليکن قيامها و شورشها عليه سلوکي ها ادامه يافت و در سال 235 ق . م از زير سلطه آنها خارج شد و طبق پيمان صلحي که بين سلوکوس دوم شاه پارتي بسته شد ، سلوکوس او را حاکم يالت پارت و هيرکاني منصوب کرد .بعد از مرگ ارشک ، اردوان اول به حکومت رسيد و در قيامي عليه سلوکي از آنتيخوس سوم شکست خورده و پيمان صلحي بين آنها بسته شد . بر خلاف دوران هخامنشي هير کانيه از صورت يک فرمانداري مستقل خارج و ضميمه ساتراپي پارت گشت . شواهد تاريخي نشان ميدهد که گرگان اگرچه به ساتراپي پارت وابسته بود ليکن هر هنگام که توانسته خود را از زير يوق حکومت پارت خارج ساخته است . فعاليتهاي باستان شناسي دهه 1350 باعث پيدايش آثار جديد و گسترده از دوران پارتي در سطح دشت گرگان شده است که از آن جمله است : آثار پارتي از حفاريات تورنگ تپه و کاوسهاي انجام شده در ديوار دفاعي گرگان ( معروف به سد اسکندر يا انوشيروان ) و در بررسيهاي هيات کاوشهاي باستان شناسي در جرجان بسياري از قلاع و شهرهاي دوران تاريخي و اسلامي بخصوص دوران پارتي و ساساني گشف شده است . با اينکه فعلا نميتوان اين شهرها و قلاع را کاملا شناسايي کرد اما آنها را مي توان از مراکز مهم استقرار و مدنيت در ومنطقه اي از جمله دوران پارتي دانست . بعد از پاشيده شدن حکومت پارتي توسط اردشير سر سلسله حکومت ساساني ، حکومت مستقل گرگان نيز زير سلطه اردشير درآمد . در اين دوره گرگان استاني مستقل بود . نام آن در کتيبه سه زبانه شاپور در کعبه زرتشت ( پارتي va3k , n ساساني Gwfk , n) و اثر مهرهاي اداري اين دوره آمده است . مرکز آن شهري همنام استان يعني گرگان جزو دارالغربهاي دولت ساساني بود . اگرچه در مورد موقعيت اين شهر ساساني اطلاعي دقيق در دست نيست ليکن گمان مي رود که در حوالي شهر دوران اسلامي جرجان که خرابه هاي آن در کنار شهر جديد التاسيس گنبد قابوس است قرار داشته و شهر جرجان که در منابع اسلامي بنيادي به يزيد بن المهلب نسبت داده شده ، مي تواند احتمالا بر روي آثار شهر قديمي ساساني ساخته شده باشد . اين گمان با پيدا کردن تعدادي آثار ساساني در حفريات مي تواند قوت بيشتري يابد .ايجاد شهرهاي اسلامي جرجان چنانکه گفتيم به يزيد بن المهلب نسبت داده شده و در هر حال شهر به صورت استقرار کوچکي در حوالي امامزاده يحيي ( گور سرخ ) در کنار رودخانه شکل گرفته است . در دوران زياري ، ساماني و آل بويه شهر وسعت گرفته و به صورت يکي از مراکز هنر اسلامي درآمد ، ابن حوقل در قرن چهارم مي گويد که جرجان شهري نيکوست . ساختمانهاي آن از خشت ساخته و شهر در دو طرف در دو طرف رود واقع گرديده است و پلي آنها را بهم متصل مي سازد که جانب خاوري را گرگان جانب باختري را بکرآباد گويند و شهر داراي باغستانهاست و ابريشم در آنجا به عمل مي آمده است . مقدسي جانب خاوري را شهرستان ذکر کرده و باغستانهاي انار ، زيتون ، خربزه و نارنج و ليمو و انگور ياد مي کند و نهرهايي بر روي آن پل بسته اند . بقول او ميداني در مقايل دارالاماره و شهرداري نه دروازه بوده و نام محلات آن را مي آورد . شهري گرانقدر و ثروتمند . بازارها و مساجد آن زيبا و هم او ياد ميکند که مسجدها را نقاشي کرده و ديوارها را آراسته اند و در ميان شهرها آن را مشابه شهر رمله فلسطين مي دانند . در مورد بکرآباد مقدسي مي گويد : که شهري است آباد با مساجد زيبا و گورستاني بزرگ داشته که بقول او بزرگتر از آن در هيچ شهري نبوده است و از نهر معروف آن بنام طيفوري نام مي برد . از جمله آثار دوران زياري ( قرن چهارم ) جرجان مقبره امير شمس المعالي پسر امير قابوس بن وشمگير که 63 متر ارتفاع دارد . شهر احتمالا در زمان هجوم سلجوقي خراب بوده است و نواده ملکشاه اقدام به بازسازي آن مي نمايد . بعدها شهر در حمله مغولان به تصرف در آمده ويران مي شود . چنانکه در زمان حکدالله مستوفي شهري خراب بوده است . تيمور در اين محل کاري مي سازد که به شاسمان معروف بود . امروزه ارگ و چند تپه حاوي آثار توسط رودخانه تقسيم شده که قسمت بزرگتر در جانب جنوبي پشت امامزاده يحيي قرار دارد . از سال 1971 دکتر يوسف کياني از مرکز باستانشناسي ايران در آنجا مشغول کاوش بوده و آثار متعددي از دوران قبل از سلجوقي و سلجوقي بدست آورده است . حاصل اين حفريات اطلاعات بسياري را در زمينه شهر سازي ، معماري و تزئينات معماري و هنر و صنايع بدست داده است . شهر از ابتدا داراي جمعيت بسياري بوده و در آن خيابانها ، مغازه ها و راسته هاي صنفي متعددي وجود داشته . در اثر جنگهاي داخلي و حوادث طبيعي چون زلزله ، سيل و حفريات غير قانوني ، بسياري از بقاياي شهر صدمه ديده است و تشخيص شکل کلي شهر خالي از اشکال نيست و با استفاده از عکسهاي هوايي ، و گمانه زني ، نقشه شهر قابل دستيابي است . ننقشه شهر گرچه به ظاهر دايره است ولي شکل اصلي آن Polygonal است و مساحتي تقريبا 1200 هکتار را مي پوشاند . رودخانه گرگان و چهل چاي از آن گذشته و آنرا به دو قسوت کرده است . دو ديوار که ميان آنها خندقي قرار داشت شهر را احاطه کرده بود خشتها داراي ابعاد گوناگوني هستند که عمدتا 25×25 سانتيمتر بوده و در ميان انها آجرهايي به ابعاد 50 × 50 سانتيمتر نيز وجود دارند که کاوشگر آنها را به دوران پارتي منسوب مي سازد . ارگ در مرکز شهر در بخش شيعه نشين قرار داشته و در زمان مستوفي بنام دهستان معروف بوده و به قول اين حوقل و استخري به بزرگي ري بوده است . در دوران سلجوقي اماکن ذخيره سازي آب و غذا و نقاط جمع آوري خاکروبه وجود داشت و آب در سطح شهر جاري بوده است . در اين دوره تزئينات بنا مثل آجر کاري ، کاشي کاري و گچ کاري به اوج خود رسيده است . خرابه هاي شهر جرجان در زمان آخرابه هاي شهر جرجان در زمان آباداني کلا 1200 هکتار را مي پوشانده که در حال حاضر 250 هکتار آن در دو سوي رودخانه باقي است و در سال 1317 به شماره 40 در زمره آثار ملي به ثبت رسيده است . در طي سالهاي 1350 تا 1375 تنها 12 هکتار از محوطه مورد حفاري قرار گرفته است . شهر بصورت چند ضلعي نا منظم ساخته شده و اوج شکوفايي آن در قرون 5 و 6 ه . است . دو قسمت شهر توسط پلهاي به هم متصل مي شده اند و بقاياي آنها هم اکنون در قسمتهاي مختلف رودخانه قابل رويت است . شهر داراي ديوار واخلي و خارجي بوده و خندقي در ميان ديوارها قرار داشته است . مصالح ديوار آجر ، گچ و سنگ است . ارگ بصورت شش ضلعي در قسمت مرکزي شهر که در آن زمان دهستان ناميده مي شد ، قرار داشت . بناهاي مذهبي ، دولتي و کارگاههاي صنعتي در ميان و ارگ متمرکز بودند . خيابان ها و گذرها آجر فرش و داراي شبکه بندي شمالي جنوبي و شرقي - غربي است و تقريبا تمان شهر را در بر مي گرفته است . اين خيابان مربوط به دوران آل بويه ، سلجوقي و خوارزمشاهي است و با آجرهاي 4 × 12 × 12 ، 4 × 20 × 20 و 5 × 25 × 25 بطور عمودي فرش شده اند . در دوران سلجوقي تغيرات کلي در بافت شهر ايجاد شده و خيابانهاي متعددي ساخته شدند آثاري از بازسازي دوران بعد از ويراني مغول نيز در طي حفاري بدست آمده است . بناهاي مذهبي در نزديکي ارگ قرار داشته و يک مسجد چهار ايواني کشف گرديد که احتمالا در دوره مغول خراب نشد . واحدهاي مسکوني داراي چاه آب ، آذوقه و فاضلاب بوده و منازل داراي حياط مرکزي و اتاقهاي متعددي با تزئينات گچي و آجري بود و کانال سرتاسري فاضلاب در شهر بوجود آمده بود . چنانچه گفته شد شهر در حوالي امامزاده يحيي که مقبره محمد بن جعفر صادق معروف است ، شکل گرفت و حمدلله مستوفي از آن بنام گور سرخ ياد مي کند . زکرياي قزويني نيز يک قرن پيش از آن به همين صورت از آن ياد مي کند و مي گويد که او از فرزندان امام هشتم علي بن موسي الرضا است و بها مشهد لبغض اولاد علي الرضا ، العجم يسمونه " گور سرخ " مسعودي در قرن چهارم در مروج الذهب دارد که : وتوفي بها ابو الحسين محمد بن الامام جعفر الصادق ( ع ) .... فد فن فيها و معروف به محمد ديباجي بود . امروزه از محل اين گور اطلاعي نداريم . در حوالي خرابه هاي جرجان بقعه اي است که ترکمن ها آن را قرنگي امام مي خوانند. قرنگي در ترکي به معني تاريک است و شايد اين نام به خاطر راهروي طولاني و تاريک مرقد است. اين بقعه مربوط به دوران مغول است و حمدلله مستوفي نيز بدان اشاره مي نمايد. مردمان محلي آنرا مقبره يحيي بن زيد پسر زيد بن علي ( فرزند زيد العابدين (ع) ) مي دانند جاي توجه است که بقعه ديگري منتسب به يحيي وجود دارد و آن در سر پل خطيب در ايالت جوزجان افغانستان است و بنام زيارت امام خرد زيارتگاه مردم افغانستان است. از قراين چنين بر مي آيد که يحيي بعد از شهادت پدر در کوفه به طرف شرق سرزمينهاي خلاف اموي پناه مي برد و آخرالامر در افغانستان در ولايت جوزجان در دهکده ارغوبه به قتل مي رسد ( ابو الفرج اصفهاني ، مقاتل الطالبين ، نجف 1934/ 1353 ه . ق ، ص 115 ) . ياقوت ذيل نام " انبيرو جوزجان " مي نويسد که انبير پايتخت جوزجان است و مينورسکي انبير قرون وسطي را با شهر جديد سر پل خطيب جايي که قبر يحيي در آن قرار دارد يکي مي دانند.   طبيعت در شهرستان گرگان گرگان روداين رودخانه كه از كوه هاي آلاداغ سرچشمه گرفته است، پس از دريافت شعباتي چند و طي مسافتي نسبتا طولاني (بيش از 200 كيلومتر) از دره هاي پر پيچ و خم كوهستاني و‌ صحراي كلان عبور کرده و در پيرامون شهر گرگان، گنبد كاووس، دشت گرگان و شهر آق قلعه در نقطه اي به نام خواجه نفس وارد درياي مازندران مي شود. از شعبات مهم اين رودخانه كه مهم ترين و مفيدترين رودخانه مازندران به شمار مي ‌آيد، مي توان رودخانه اوغان، حاجي لر و نوده رود را نام برد. رودخانه گرگان رود حركتي آرام دارد، اما در مواقع بارندگي و سيلاب به علت عبور از زمين هاي رسي، گل آلود مي شود. در حال حاضر سدي بر روي آن احداث شده و از آب آن براي زراعت استفاده مي شود. وجود درياچه، سد و مسير آرام و پر آب آن، امكانات قابل توجهي براي بهره برداري هاي جهانگردي، به ويژه در زمينه ورزش هاي آبي فراهم كرده است.رودخانه وجادره گرگاناين رودخانه فصلي که 45 كيلومتر طول دارد از دامنه باختري كوه قلعه موران در 53 كيلومتري خاور گرگان سرچشمه مي ‌گيرد و از دره ميان كوه هاي چخماقي در شمال و آقندوكمر (Aqondukamer) در جنوب رو به باختر جريان مي ‌يابد. در روستاي زرين گل به سوي شمال باختري منحرف شده و به دشت گرگان مي ‌ريزد. آب اين رودخانه در اين محل به مصرف كشاورزي مي ‌رسد و مازاد آن در فصل هاي پرباران و سيلاب هاي بزرگ به رود گرگان مي ‌ريزد. حوزه اين رود که مسير کلي آن نخست باختري و سپس شمال باختري است، درياي خزر مي باشد. ارتفاع سرچشمه اين رود 1100 متر و شيب متوسط آن 4/2 درصد است. رودخانه نكا گرگاناين رودخانه دايمي که 180 كيلومتر طول دارد از دامنه كوه يزدكي (Yazdeki) واقع در منطقه‌اي به نام اريس چال (Arbescal) واقع در 36 كيلومتري جنوب خاوري گرگان سرچشمه مي ‌گيرد و به نام رودخانه چهارباغ از مناطق حق علي و سورخان عبور مي ‌كند و به دره ميان پيرگرده كوه و ميان كوه وارد مي ‌شود و ضمن عبور از مناطق و روستاهاي سر راه، روستاي چهارباغ را سيراب مي ‌كند. در ادامه مسير خود آرام آرام وارد دره ميان كوه سرليسه و كوه سرخ ‌شده، با رودخانه شاه كوه مخلوط مي ‌شود و به دنبال آن با آب دره رينو نيز درهم مي ‌آميزد. نکا در اين قسمت كوه تركه چال را از سوي دامنه شمالي دور زده و پس از عبور از جنوب روستاي حاجي آباد با باريک آب مخلوط مي ‌شود و به اسب نيزه رودبار تغيير نام مي ‌دهد. رودخانه اخير ضمن عبور از دره ميان كوه ميلانه و گاوكوه با پاييزبن رودبار درهم مي ‌آميزد و در دامنه جنوبي كوه چلستان (celestan) با آب دره شمشيربر مخلوط مي ‌شود و به رود رادكان تغيير نام مي ‌دهد. اين رودخانه نيز پس از عبور از منطقه چمن ساور (camansaviar) با رودخانه گليدي رودبار مخلوط شده و با نام رودخانه نكا رو به باختر روان مي ‌شود و دامنه شمالي كوه كبودريز را به سوي جنوب باختري مي ‌پيمايد. در دو كيلومتري خاور روستاي سفيدجاه با ريزابه ‌اي كه از جنوب سرازير شده مخلوط مي ‌گردد و در روستاي چانه پل (Canehpel) با رودخانه كياسر تلاقي مي ‌كند. در ادامه مسير دره نكا را رو به سوي باختر پيموده و ضمن آميختن با چند ريزابه شمالي و جنوبي در اين دره روستاهاي رودبار محمدآباد و گيلورد بزرگ (Gliavard) را مشروب مي ‌سازد و با طي چند قوس كوچک و بزرگ به سوي روستاي كنت (Kent) روان مي ‌شود. در حوالي روستاي آبلو (Abelu) با رودخانه لكشا مخلوط شده، سپس از ميان شهر نكا عبور مي ‌كند و با قطع راه‌ آهن متوجه شمال باختري مي شود. روستاهاي سر راه خود را در اين مسير سيراب کرده و سرانجام در 22 كيلومتري شمال باختري نكا به درياي خزر مي ‌ريزد. ارتفاع سرچشمه اين رود 330 متر و شيب متوسط آن 8/1 درصد است. مسير کلي رودخانه نکا نخست باختري و سپس شمال باختري بوده و حوزه آن درياي خزر است. خليج گرگانخليج گرگان که 400 کيلومتر وسعت دارد، بزرگ ترين خليج درياي خزر است و بر اثر پيشروي و گسترش خاوري رشته ساحلي شبه جزيره ميانكاله در جنوب خاوري درياي خزر تشكيل شده است. طول خليج حدود 70 كيلومتر و در جهت باختري - خاوري و عرض آن بين 13 تا 14 كيلومتر است، اما كاملا برخلاف شبه جزيره ميانكاله، از باختر به خاور به عرض خليج افزوده مي شود. خليج گرگان كم عمق است، به طوري كه با در نظر گرفتن بالا آمدگي آب، حداكثر عمق آن به 4 متر مي رسد و از باختر به خاور تا حوالي ضلع جنوبي آشوراده به عمق آب افزوده مي شود. درجه شوري آب خليج در قسمت هاي باختري به علت كمي عمق و افزايش تبخير، قدري بيش تر از شوري آب درياي خزر است. در دهانه رودهاي پر آبي مانند قره سو و گهر باران به علت ورود آب شيرين، از درجه شوري آب خليج كاسته شده و برعكس به درجه گل آلودگي آن افزوده مي شود. حدود 25 رود و نهر كوچک از دامنه شمالي البرز وارد خليج گرگان مي شوند و در كل مقدار آب ورودي خليج (به استثناي ماه هاي آبان تا اسفند) كم تر از آب خروجي بوده و كمبود آب آن از طريق درياي خزر تامين مي شود. اين وضع سبب شده است كه يک جريان شديد و طولاني از دريا به خليج و يک جريان ضعيف و كوتاه مدت از خليج به دريا، از طريق تنگه بندر تركمن - آشوراده برقرار شود. اكولوژي خليج گرگان تحت تاثير درياي خزر، رودهاي مجاور و شبه جزيره ميانكاله قرار گرفته که اين تاثير در رشد و تكثير آبزيان، ماهيان استخوان دار و ماهيان غضروفي و جذب پرندگان مهاجر زمستاني نقش مهمي داشته است. از اين رو مي توان گفت كه شبه جزيره ميانكاله و خليج گرگان دو محيط زيستي و جغرافيايي جدايي ناپذير هستند. اگرچه خليج گرگان و شبه جزيره ميانكاله به صورت يک محدوده زيستي حفاظت شده درآمده، اما صيد بي رويه و بي موقع، افزايش واردات فضولات صنعتي، دامداري و كشاورزي لطمه زيادي به آن وارد مي کنند و به علت اهميت زيست محيطي اين خليج و لزوم بهره برداري بيش تر از منابع غذايي براي جمعيت فزاينده كشور، بايد مورد تجديد نظر بيش تري قرار بگيرند. رودخانه قره سو گرگاناين رودخانه از مازاد آب رودخانه هاي امام زاده و گرماب دشت در 16 كيلومتري شمال خاوري گرگان تشكيل شده و با عبور از دهستان استرآباد، روستاهاي دهستان مزبور را سيراب كرده و به نواحي سدن رستاق خاوري و سدن رستاق باختري وارد مي شود. با عبور از اين ناحيه و بعد از سيراب کردن روستاهاي يامپي، قرنجيک، گميشلي دولي و كفشگيري به سوي جنوب باختري رفته و به دهستان جعفرباي جنوبي وارد مي شود و پس از قطع کردن راه آهن گرگان - بندر تركمن و راه اتومبيل رو كردكوي - بندر تركمن و همچنين راه اتومبيل رو و خط آهن ساري - بندر تركمن در روستاي ساحلي قره سو به درياي خزر مي ريزد. در فصل باراني و يا هنگام بارندگي هاي شديد، مازاد آب رودخانه هاي دبه دار، چهل و چهار آب، انجيلاب، فسن رود، شصت كلا و خشكه رودبار به ترتيب از خاور به باختر به اين رودخانه مي ريزند. از شعبات مهم اين رودخانه مي ‌توان به زرين گل و كفشگيري اشاره کرد.رودخانه گرماب دشت گرگانرودخانه گرماب دشت از تلاقي آب چل چلي با ريزابه اي كه از دامنه شمال باختري كوه يزدكي - واقع در منطقه اسب چر - سرچشمه گرفته است و در نقطه اي به فاصله 27 كيلومتري از جنوب خاوري گرگان تشكيل مي گردد و به نام رودخانه باغ شاه از دره جنوبي كوه اولنگ رو به باختر روان مي گردد. در منطقه اي به نام سفالين با آب قزاق مخلوط شده و نام آن پس از عبور از گرماب دشت به همين نام تغيير مي يابد. در دامنه باختري كوه اولنگ با آب جوزولي پيوند يافته و رو به سوي روستاي توسكستان از منطقه غوله سنگ عبور مي كند. بعد از عبور از دامنه باختري تپه ابراهيم وارد دشت گرگان مي شود که در اين منطقه نخست با رودخانه ديه دار مخلوط شده و پس از عبور از روستاهاي فيض آباد و آلو كلاته به رودخانه قره سو مي ريزد. رودخانه انجيلاب گرگاناين رودخانه از دامنه شمالي كوه جوزبند در 13 كيلومتري جنوب گرگان سرچشمه مي گيرد و به نام رودخانه تول چشمه رو به شمال سرازير مي شود. پس از طي حدود 8 كيلومتر به انجيلاب تغيير نام داده و به سوي شمال باختري از كوهستان خارج مي گردد. پس از عبور از خاور روستاي فتح باغ با ريزابه هاي جنوبي مخلوط شده و در دشت گرگان محو مي شود. مازاد آب اين رودخانه در فصل هاي پرآب به رودخانه قره سو مي ريزد.رودخانه نوده گرگاناين رودخانه كه در واقع يكي از شاخه هاي رود تيل آباد به شمار مي آيد، در 6 كيلومتري خاور آزادشهر از آن جدا مي شود و پس از طي يک قوس راست گرد رو به سوي شمال جريان مي يابد و از باختر روستاي قزلجه واقع در دشت گرگان عبور مي كند. رودخانه نوده پس از مشروب کردن روستاي آرتق در يک كيلومتري باختر روستاي ارس خان با رودخانه كرنگي درهم آميخته و رو به سوي باختر تغيير جهت مي دهد. اين رودخانه در نهايت و در 4 كيلومتري جنوب باختري گنبد كاووس به رود گرگان مي ريزد. رودخانه دره بزيل گرگاناين رودخانه از دامنه كوه امام ابوالقاسم و كوه گاوكشان در 39 كيلومتري جنوب باختري گرگان سرچشمه مي گيرد و به نام آب تورودبار از دره جنوبي باري كوه رو به باختر روان مي شود. پس از طي حدود 8 كيلومتر كوه حاج قلي را از دامنه باختري دور زده و از طريق دره خاوري كوه هاي هلالان و خوشي متوجه شمال باختري مي شود. در اين قسمت و با نام دره بزيل از ميان جنگل عبور مي كند و در دامنه باختري كوه سنگ تراشان به آب دره شمشيربر مي ريزد.رودخانه آلستان گرگانرودخانه آلستان از دامنه خاوري كوه قرقلند در 47 كيلومتري جنوب خاوري گرگان سرچشمه مي گيرد و از دره باختري كوه هاي نيله ته و گندي رو به سوي شمال باختري سرازير مي شود. پس از طي 7 كيلومتر با ريزابه اي كه از چشمه سارهاي دامنه شمالي كوه بي در جاري است، مخلوط مي شود و پس از عبور از روستاي آلستان با رودخانه سياه مرز كوه در هم آميخته و توامان رودخانه رودبار محمد را پديد مي آورند.رودخانه بارچلي گرگاناين رودخانه از منطقه اي به نام زرجو واقع در دامنه باختري كوهي به همين نام در 42 كيلومتري جنوب خاوري گرگان سرچشمه مي گيرد و پس از عبور از روستاهاي چلي بالا و چلي پايين در روستاي بسي سر به رودبار محمد آباد مي ريزد.رودخانه آناسخيوک گرگاناين رودخانه از دامنه باختري كوه بيگلو در 30 كيلومتري شمال خاوري كلاله دشت گرگان سرچشمه مي گيرد و رو به سوي جنوب باختري و سپس به طرف جنوب جريان مي يابد. در روستاي تنگر با رودخانه مادرسر مخلوط مي شود و رودخانه دهانه را پديد مي آورند.رودخانه خوانين دره گرگاناين رودخانه كه به آن راست دره نيز مي گويند از دامنه كوه هاي زيلان در 30 كيلومتري جنوب خاوري گرگان سرچشمه مي گيرد. اين رودخانه نخست روستاي خولين دره را سيراب کرده و در دو كيلومتري باختر روستاي نرسو به رودبار محمد آباد مي ريزد.رودخانه اسماعيلک گرگانرودخانه اسماعيلک از دامنه هاي جنوبي ارتفاعات شمالي بخش كوكلان در 54 كيلومتري شمال خاوري كلاله شهرستان گرگان سرچشمه مي گيرد. اين رود به سوي جنوب خاوري جريان يافته و در روستاي عرب به رود قره ناوه مي ريزد.رودخانه كوركلي گرگاناين رودخانه از دامنه جنوبي آق مزار، در 52 كيلومتري خاور كلاله دشت گرگان سرچشمه مي گيرد. اين رود بستر پر شيب خود را رو به سوي باختر طي كرده و در 46 كيلومتري خاور كلاله به رودخانه دهانه گرگان مي ريزد.آبشار زيارت گرگانآبشار زيارت از آبشارهاي زيباي استان است كه در روستايي به همين نام از توابع شهرستان گرگان واقع شده و در فصول مساعد سال پذيراي علاقمندان به تفريح و تفرج در طبيعت مي باشد. آبشار باران كوه گرگانآبشار باران كوه يكي ديگر از آبشارهاي زيباي استان گلستان است كه در 18 كيلومتري جنوب باختري گرگان و در مسير رودخانه شصت كلا و پارک جنگلي باران كوه واقع شده است. كوه گاو كشان گرگاناين كوه با ارتفاع 3813 متر در 37 كيلومتري جنوب گرگان و در فاصله 6 كيلومتري جنوب خاوري روستاي شاه كوه پايين قرار گرفته است. كوه گاوكشان سرچشمه رودهاي سرتنگه، چهارده و آب ترودبان بوده و دامنه هاي شمالي آن به شهرستان گرگان و دامنه هاي جنوبي آن به شهرستان هاي شاهرود و دامغان مشرف است. كوه تاورنرآب گرگانكوه جنگلي تاورنرآب در 21 كيلومتري جنوب خاوري گرگان و در فاصله 5 كيلومتري شمال روستاي چهارباغ واقع شده است. اين كوه حدود 2950 متر ارتفاع دارد و سرچشمه رودهاي چهار باغ، خاصه رود و آب قزاق است. كوه تل انبار گرگانكوه جنگلي تل انبار در فاصله 23 كيلومتري جنوب گرگان و در 6 كيلومتري شمال باختري روستاي چهارباغ قرار گرفته است. ارتفاع اين کوه از سطح دريا 3030 متر بوده و سرچشمه رودهاي چهارباغ، سوته رود و خاصه رود است. كوه چلبه گرگانكوه نيمه جنگلي چلبه در فاصله 31 كيلومتري جنوب خاوري گرگان و در 5 كيلومتري باختر روستاي سياه مرز كوه دهستان كتول قرار گرفته است. ارتفاع اين كوه حدود 2840 متر بوده و سرچشمه رودهاي باغ شاه، رودبار و سياه مرز كوه است. زرشک كوه گرگان زرشک کوه گرگان كوه نيمه جنگلي زرشک كوه در 24 كيلومتري جنوب گرگان و در فاصله 7 كيلومتري خاور روستاي حاج آباد واقع شده است. ارتفاع اين كوه حدود 2770 متر بوده و سرچشمه سوته رود و خاصه رود است.كوه زيلان گرگانكوه جنگلي زيلان در 27 كيلومتري جنوب خاوري گرگان و در فاصله 8 كيلومتري جنوب باختري روستاي خولين دره در دهستان كوهپايه قرار دارد. ارتفاع اين كوه حدود 2810 متر بوده و سرچشمه رودهاي چل چلي، امام زاده، قتور و خولين دره مي باشد. كوه سر چال گرگاناين كوه در 29 كيلومتري جنوب خاوري گرگان و در فاصله 3 كيلومتري جنوب روستاي چهارباغ دهستان كوهپايه قرار گرفته و حدود 2730 متر ارتفاع دارد. كوه سر ليسه گرگاناين كوه نيمه جنگلي با ارتفاع 2910 متر در 26 كيلومتري جنوب گرگان و در فاصله 5 كيلومتري شمال روستاي شاه كوه پايين دهستان كوهپايه واقع شده است. كوه هلالان گرگانکوه هلالان که ارتفاع آن از سطح دريا حدود 2850 متر است در 42 كيلومتري جنوب باختري گرگان و در فاصله 8 كيلومتري روستاي زردوان قرار گرفته است. دامنه هاي شمالي اين كوه به شهرستان گرگان و دامنه جنوبي آن به شهرستان دامغان مشرف است و در شمار قلل البرز خاوري محسوب مي شود. كوه جهان نما گرگاناين كوه که يکي از مهم ترين زيستگاه هاي حيات وحش استان گلستان است، در ارتفاعات جنوبي شهر گرگان و جنوب خاوري كردكوي واقع شده و جزو رشته كوه هاي البرز خاوري محسوب مي شود. اين كوه 3086 متر ارتفاع دارد و نام خود را از روستايي كه در دامنه آن واقع شده، گرفته است. كوه ميلانه گرگانكوه ميلانه در 24 كيلومتري جنوب باختري گرگان و در 2 كيلومتري شمال روستاي حاجي آباد قرار گرفته است. ارتفاع اين كوه جنگلي 2735 متر است و رودخانه پاييزبن رودبار نيز از دامنه هاي آن سرچشمه مي گيرد.   مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان گرگان مسجد جامع گرگانبناي اصلي مسجد جامع گرگان در محله نعل‌بندان اين شهر واقع شده است. با توجه به وجود مناره آجري دوره سلجوقي بناي اوليه مسجد نيز به همان دوره تعلق دارد و در دوره‌هاي بعدي به طور گسترده بازسازي ، تعمير و تزيين شده است. در حال حاضر به غير از مناره، اثر ديگري از بناي اوليه مسجد بر جاي مانده‌ و بيش‌تر بازسازي‌ها در دوره تيموري، صفوي و دوره حاضر صورت گرفته است.بناي مسجد با طرح مربع مستطيل وسعتي حدود 1600 متر مربع را در بر مي‌گيرد و شامل صحن وسيع مستطيل شكل، ايوانهاي خاوري و باختري، شبستان‌هاي چهار گوشه بنا ، ورودي‌هاي شمالي و جنوبي، مناره دوره سلجوقي و كتيبه‌ها و سنگ نوشته‌هاي تاريخي است. مناره آجري بنا با طرح استوانه‌اي تزيين آجركاري و كتيبه كوفي آجري دارد و قابل مقايسه با ديگر مناره‌هاي دوره سلجوقي است به نظر مي‌رسد كه بخش فوقاني منار ويران شده و به جاي آن يك مأذنه چوبي در دوره‌هاي بعد جايگزين شده است. از آثار نفيس و تاريخي مسجد مي‌توان به در و منبر چوبي منبت كاري شده و مزامين و سنگ نوشته‌هاي پادشاهان صفوي و افشاريه اشاره كرد. درب قديمي و منبت مسجد كتيبه‌ها و كنده كاري‌هاي زيبايي دارد كه براي نگه‌داري و حفاظت برداشته شده و به جاي آن در جديدي قرار داده شده است. منبر نفيس و تاريخي مسجد نيز داراي كتيبه‌هايي است كه براساس متن آن‌ها اين مسجد و منبر يك‌بار در سال 895 هـ.ق در زمان پادشاهي معين الدين ابوالقاسم بابر ـ حاكم هرات ـ توسط امير بابا حسن ـ فرماندار استرآباد و بار ديگر در سال 1081 هـ.ق در زمان شاه عباس اول توسط قطب الدين احمد بن ملا علي استرآبادي و سرانجام به سال 1157 هـ.ق در زمان نادر شاه اشار توسط حاجي قربان آقا ـ ناظر محمد حسين خان قاجار بيگلربيگي استرآباد ـ تعمير و بازسازي شده است . مزامين و وقف نامه‌هاي موجود در مسجد داراي تاريخ‌هايي از اوايل دوره صفوي تا اوايل دوره قاجاريه است و موضوعات مختلفي را شامل مي‌شود.مسجد گلشن گرگاناين بنا نزديك چهار راه ميدان شهر گرگان واقع شده است . بناي اوليه مسجد را به دوره صفويه منسوب مي‌دانند كه در دوره قاجاريه تعمير و بازسازي شده است . اين مسجد در سال‌هاي اخير علي رغم ثبت تاريخي، تخريب و مسجد جديدي با اسلوب مشابه مسجد قديمي جايگزين آن شده است. گفته مي‌شود كه ايوان جنوبي مسجد به بناي اوليه مربوط است، اما ظاهر بنا نشان مي‌دهد كه به صورت كامل بازسازي و تزيين شده است. مدرسه عماديه گرگاناين مدرسه در مرکز محله درب‌نو واقع شده است. باني و معمار آن شيخ اسماعيل قاضي و معمار کربلايي رمضان‌علي بوده اند. مدرسه عماديه از جمله بناهاي تاريخي است که وقف‌نامه‌هاي موجود قدمت آن را به صفويه ( شاه طهماسب – شاه سليمان) مي رساند. اين بنا با فرم چليپا و حياط مرکزي ساخته شده است و در هر سو يک ايوان در ميانه اضلاع خود دارد که فقط اين بخش از بنا در دو طبقه ايجاد شده است. ورودي بنا از باختر و ماذنه اي با فرم کلاه فرنگي نيز بر کنار آن ايجاد شده است. ايوان خاوري مدرسه مدرس و ايوان‌هاي خاوري باختري و 19 حجره پيرامون به طلاب اختصاص داشته است. اين بنا چه در بخش حجره ها و ايوان‌ها دو پوششه هستند. پوشش دوم بنا که فرم عمومي بناست شيرواني است که با سفال پوشيده شده است. مدرسه عماديه تا حدود 20 سال پيش به فعاليت خود ادامه مي داد و با رونق گرفتن مدرسه علميه امام خميني از انتفاع افتاد و استادها و طلاب به آن مدرسه انتقال يافتند. مصالح عمده بنا چوب و آجرهاي 20*20 تشکيل مي دهد.   آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاه ها در شهرستان گرگان امام زاده روشن گرگاناين آرامگاه در روشن آباد گرگان در وسط باغ و قبرستان واقع شده است. ساختمان اصلي اين بنا به قرن نهم هجري قمري تعلق دارد. اين بنا در نتيجه تعميرات دوره‌هاي بعد به صورت جديدي درآمده است . صندوق روي مرقد داراي تاريخ 879 هـ.ق است و نام سازنده آن، استاد حاجي عبدالله كه به خط رقاع بر روي آن حك شده است . اين بنا با شماره 358 به ثبت رسيده است.امام‌زاده اسحاق بن موسي بن جعفرامام‌زاده اسحاق بن موسي بن جعفر يكي از مفاخر معنوي و روحاني شهر گرگان در محله سرچشمه اين شهر واقع شده و بناي آن قدمتي 600 ساله دارد. اسحاق بن موسي بن جعفر برادر تني امام زضا (ع) است. بيش‌تر كساني كه به زيارت اين امام‌زاده مي‌آيند؛ دانشجويان، محصلين و افراد زير 30 سال هستند. يكي از نكات جالب و ديدني در خصوص اين امام‌زاده، آن است كه هنگام تحويل سال نو بيش از 2000 نفر در امام‌زاده نور گرگان تجمع مي‌كنند و پس از پايان مراسم تحويل سال به همه آن‌ها كارت‌هاي تبريك و نقل و سكه اهداء مي‌شود. امام زاده هنديجان گرگاناين امام‌زاده در 20 كيلومتري جنوب روستاي هنديجان نوكنده گرگان و در دامنه رشته كوه البرز و در مسير جاده كوهستاني نو كنده به دامغان قرار دارد‌و يكي از زيارت‌گاه‌هاي مردم بومي محسوب مي‌شود.   باغها ، کاخها و موزه ها در شهرستان گرگان عمارت كاخ اختصاصي گرگاناين عمارت كه به كاخ اختصاصي معروف است، ‌در محل پارك شهر گرگان قرار دارد. بناي كاخ اختصاصي دو طبقه با ويژگي‌هاي معماري دوران پهلوي است و از هنر معماري اروپايي متأثر شده است. در حال حاضر اين كاخ و محوطه اطراف آن به عنوان كتاب‌خانه عمومي مردم شهر گرگان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. كاخ شاسمن گرگاناين كاخ در شهر گرگان واقع شده و بنا به روايتي در سال 795 هـ.ق به وسيله امير تيمور در ساحل رودخانه ساخته شده است. برخي از جغرافي‌دانان از اين كاخ نام برده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به حافظ ابرو اشاره كرد. طبق گفته وي اين كاخ بعد از اين كه امير تيمور سراسر مازندران را مورد تاخت و تاز قرار داد، جهت اقامت وي در شهر گرگان ساخته شد. بناي اوليه اين كاخ، قلعه‌اي بود كه در سال 761 هـ.ق توسط ابوبكر شاسماني (حاكم شاسمان) ساخته شده بود. در سال 795 به جاي قلعه، قصر فعلي ساخته شده و امير تيمور زمستان آن سال را در آن‌جا گذرانده است. كاخ آغا محمد خان گرگاناين بنا توسط آغا محمدخان قاجار ساخته شده و در گرگان قرار دارد. ويژگي‌هاي معماري و اسلوب ساخت بنا نشان‌گر آن است كه بنا به قرن 12 هـ.ق مربوط است.   عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان گرگان خانه خراساني گرگانخانه خراساني در خاور امام‌زاده نور، در کوچه خراساني واقع است. از جمله بناهاي اواخر عهد قاجاريه گرگان که يادگار معماري اين دوره است‎ خانه خراساني است.تاريخ ساخت اين بنا بر اساس سنگ نبشته‌ي سطوح زيرين سرشيرهاي آن به 1295 مي رسد که با سلطنت ناصر الدين شاه هم‌زمان است. اين بنا در دو بخش ساخته شده : 1- بخش شمالي 2- بخش جنوبي عمده ارزش‌هاي معماري‌برجاي‌مانده بنا‌‎؛ بخش جنوبي آن است و بخش شمالي فاقد ارزش تاريخي است. اين بنا به فرم ال ساخته شده است، که در امتداد خاوري باختري و شمالي جنوبي پيرامون حياط گسترش يافته است. زيرا ساخت اصلي بنا را کرسي چيني تشکيل مي دهد که داراي گربه روهاي متعدد است و اين عناصرتمهيدي در راستاي رطوبت زدايي از بناست، که در بيش تر بناها به چشم مي خورد. در پوشش طبقات از چوب استفاده شده که در طبقه اول با تبريزي و گل و ني و در طبقه دوم با فرم شيرواني و پلورهلا و نحل انجام شده است. نحل در بنا حکم کلاف بندي نهايي را دارد و پلور پوشش کاذب را فراهم مي آورد و هلا فرم شيرواني را به دست مي دهد.بناي خانه خراساني در طبقه دوم از پيشکن به عنوان عنصر ارتباط دهنده استفاده نموده است که در نماي شمالي بنا ساخته شده است. اين عنصر معماري در معماري جنوب ايران نيز به چشم مي خورد که شناشير ناميده مي شود. تعداد بازشوها از ديگر ويژگي‌هاي اين بناست که خاص معماري مناطق گرم و مرطوب ايران است تا بتوان در اوج گرما و شرجي از کوران استفاده نمود.‌طاق‌ها و طاق نماها، تزيينات گچ بري موسوم به دندان موشي، ارسي هاي زيبا و پنجره هاي مشبک، با شيشه هاي رنگين، نقاشي هاي سطوخ زيرين سر شيرها که با آيات و اشعار آميخته شده است. بندکشي بخش‌هاي آجرين نماي بنا، جزرهاي قوي و قطور از ويژگي هاي و ارزش‌هاي معماري در خانه خراساني است. اين بنا در سال 1377 طي شماره 2273 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد و در آذر 1378 حريم آن مشخص شد.خانه امير لطفي گرگانخانه امير لطفي در محله چهارشنبه‌اي واقع شده است و بنايي است دو طبقه و روبه جنوب با يک هزار متر مساحت كه شامل دوبخش 1- هسته اصلي بنا و 2- بخش هاي خدماتي است. عمده ارزش بنا به هسته ساختمان اصلي بستگي دارد و در مرکز خود هر طبقه يک اطاق سه دربي و دو راه پله در مجاورت آن و سپس يک اطاق ديگر در هر سو دارد. بدين صورت بنايي است که 3 اتاق و دو راه پله نماي اصلي آن را تشکيل مي دهد. مي توان گفت که همين طرح در طبقه فوقاني نيز تکرار شده و فضاي راه پله ها به اطاق ها افزوده گرديده و اطاق هاي سه دري به 5 دري تبديل شده است. در خانه امير لطفي از فضاي مورد استفاده در کرسي چيني نيز به نحو مطلوب استفاده شده است و با ساخت حوض‌خانه؛ در مسير آب شهري که از جنوب وارد ساختمان مي شود، فضايي براي ايام گرم تابستان فراهم آورده شده است. جرزهاي قطور 80 سانتي متري بنا توان باربري طبقات را دارا مي باشد و به منظور پيوسته بودن اجزا ساخت کلاف بندي در آن انجام شده است که مهم‌ترين آن ها در سر در طاق ها ديده مي شود که با الوار هاي قطور و قوي اجزا آن را به هم پيوند داده اند. درب هاي چوبي دو لنگه که در طبقه اول داراي کتيبه و در طبقه دوم داراي هلال مي باشند نماي اصلي بنا را جلوه اي خاص بخشيده اند.فرم موزون رعايت تقارن، ارتفاع مناسب با ابعاد بنا سرشيرهاي پيش آمده و مطبق کف قلوه چين و آجر فرش گچ‌بري اتاق ها تفکيک فضاهاي خدماتي چون آشپزخانه و انباري و بخش خدمه از هسته اصلي از ويژگي هاي بناي امير لطفي است. تاريخ ساخت اين بنا به اواخر دوره قاجاريه مي رسد و اوج رونق بنا زمان پهلوي اول بوده است. اين بنا در سال 1378 با شماره 2391 در فهرست آثار ملي ايران ثبت شد.تورنگ تپه گرگان تورنگ تپه يكي از عظيم‌ترين و غني‌ترين تپه‌هاي باستاني استان گلستان به شمار مي‌آيد كه به فاصله تقريبي 25 كيلومتري شمال‌خاوري گرگان قراردارد. اين‌تپه‌با وسعت بسيار و ارتفاع چشم‌گير در مجاورت روستاي تورنگ تپه واقع شده و بر استخر آبي بزرگ مشرف است. قدمت آن به استناد گزارشات و نتايج بررسي‌ها و كاوش‌هاي باستان شناسان خارجي به هزاره سوم قبل از ميلاد يعني پنج هزار سال پيش مي‌رسد. عمده‌ترين آثاري كه در خلال حفريات و كاوش‌هاي علمي از لايه‌هاي مختلف تپه مذكور به دست آمده‎؛ شامل آثار معماري (با مصالح خشتي)، سفالينه‌ها، ظروف، اشياء و ديگر ادوات مورد نياز روزمره زندگي و ابزار آلات برنزي است. اين تپه به لحاظ ارزش‌هاي تاريخي در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است و همانند آثار ثبتي، حفاظت آن به وسيله سازمان ميراث فرهنگي استان گلستان انجام مي‌پذيرد.   بندها و پلها در شهرستان گرگان پل آق قلا گرگاناين پل بر رود گرگان رود ، در شهرستان آق قلعه (پلهوي دژ) و حدود 18 كيلومتري شمال گرگان واقع گرديده و از آثار دوره صفويه است كه در دوره اخير تعميرات و مرمت‌هايي در آن صورت گرفته و اكنون نيز مورد استفاده است . پل آق قلا به طول حدود 70 متر و عرض گذرگاه حدود 30/4 متر و حداكثر ارتفاع حدود 14 متر ـ از سطح آب ـ يكي از نمونه‌هاي منحصر به فرد در اين منطقه است . مصالح اصلي پل، آجر و ملات گچ و آهك بوده و در تعميرات دوره اخير ، از سيمان و مصالح جديد نيز در آن استفاده شده است. پل مزبور داراي چهار دهانه با طاق جناغي و پايه‌هايي مستحكم است. پايه‌هاي پل در جهت خاوري (مخالف جريان آب) براي شكستن فشار آب به صورت مثلثي (موج شكن) شكل گرفته و در جهت باختري (موافق جريان آب) به صورت نيم دايره است.موج شكن‌هاي پل كه اندازه هر يك از اضلاع مثلثي آن به 45/3 متر مي‌رسد، در دوره اخير با سيمان اندود شده است. بخش نيم دايره پايه‌ها در نماي باختري، علاوه بر اين‌كه به عنوان پشتيبان بدنه پل است، با تمهيدات در نظر گرفته شده و آجر كاري زيبا، به صورت عامل تزييني درآمده است. موج شكن‌هاي مثلثي و پشتيبان‌هاي نيم دايره پل تا نزديك سطح پل بالا آمده است. در بالاي تعدادي از پشتيبان‌هاي پل ، قاب‌هاي مستطيل شكلي تعبيه شده كه امروزه دو عدد از آن‌ها باقي است. اين قاب‌ها احتمالاً براي تزيين يا قراردادن كتيبه در نظر گرفته شده است.سطح گذرگاه پل كه از طرفين با جان پناهي به ارتفاع 10/1 متر و پهناي 50 سانتي متر محدود شده است ،‌ در گذشته سنگ فرش بوده؛ ولي در دوره اخير با آسفالت پوشش يافته است. پهناي گذرگاه پل (فاصله بين جان پناه‌ها) از 20/4 تا 40/4 متر متغير است. جان پناه‌هاي پل نيز در دوره اخير با سيمان اندود شده است. اين تغييرات، به اصالت تاريخي پل لطمه وارد ساخته است.عرض دهانه‌هاي پل ، از شمال به جنوب به ترتيب : 5/7 ،‌ 6 ، 7 و 40/6 متر است . ارتفاع دهانه‌ها نيز از تيزه قوس تا سطح آب ، به ترتيب : 75/9 ، 40/11 ، 12 ، 70/10 متر و ضخامت بخش فوقاني پل ، از تيزه طاق‌ها تا لبه پل ، به ترتيب : 10/2 ، 80/2 ، 40/2 و 2 متر است.درون اولين چشمه از جهت شمال باختري ، سكوي مستطيل شكل و بلندي به عرض 10/2 متر با آجر ساخته‌اند كه ظاهراً هم زمان با ساخته پل بوده و به عنوان صفه‌اي جهت استراحت و نشيمن به كار مي‌رفته است. پل آق قلا به شمار 919 به ثبت تاريخي رسيده است.سد اسكندري (ديوار دفاعي) گرگاناين ديوار دفاعي به نام‌هاي سد قزل آلان، سد اسكندر و سد فيروزه نيز معروف است. در قسمت شمال گرگان و گنبد واقع شده و از باختر به خاور كشيده شده است. در مسير ديوار دفاعي ، برج‌ا و قلعه‌هاي حفاظتي به فواصل مختلف بنا شده و آثار آن امروزه به صورت تپه‌هايي در حاشيه ديوار به جا مانده است.قسمت‌هايي از ديوار دفاعي كه از دست عوامل تخريبي مانده با ارتفاعي در حدود 3 تا 5 متر و عرض 10 متر از فاصله بسيار دور به صورت سدي نظر هر بيننده‌اي را به سوي خود جلب مي‌كند.   کاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان گرگان بازار قديمي گرگاناين بازار به بازار «بغل بندان» معروف است و در داخل بافت قديم شهر گرگان ـ بعد از ميدان شهرداري ـ قرار دارد . در بافت قديم گرگان، بناهاي تاريخي ـ مذهبي ، آب انبارها، كاروان‌سراها و تيمچه‌ نيز وجود دارد. بازار قديمي گرگان در روزگاران گذشته از جمله مراكز مهم داد و ستد كالا، توزيع و نشر افكار و عقايد فرهنگي ـ اجتماعي بوده است. اين بازار اگر چه در اثر گذشت زمان و عوامل اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي تحول يافته، معهذا امروزه نيز به عنوان مركز كالبد اصلي شهر ، محل داد و ستد كالا و تجمع فروشندگان و خريداران كالا است. در سال‌هاي اخير ، ‌توسعه و گسترش بي‌رويه فضاهاي شهري و شهرسازي به بافت قديمي شهر ، به محلات و فضاهاي موجود آن آسيب رسانده و موجب تغييراتي در چهره اصلي بافت قديم شده است. بازار قديمي گرگان كه قدمتي ديرينه دارد، از نظر سبك معماري و راسته‌هاي مربوطه، يكي از زيباترين بازارهاي استان منطقه شمال ايران محسوب مي‌شود. اين بازار يكي از مراكز مهم عرضه انواع محصولات بومي و غير بومي است و محصولات مهم صنايع دستي آن، به ويژه دستبافت‌هاي تركمني معروفيت خاصي دارد .  
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

قزوین


  قزوين كه لقب « باب الجنه» يا «دروازه بهشت» را به خود اختصاص داده از مناطق مهم ايران است كه در زمينه هاي تاريخي, طبيعي, اقتصادي, فرهنگي, صنعتي و گردشگري داراي اهميت زيادي است. شهرستان قزوين به لحاظ صنايع و معادن, راه ها و مسيرهاي ارتباطي, پيشينه تاريخي غني‏, اقتصاد قوي , كشاورزي و بازرگاني مناسب و جاذبه هاي گردشگري طبيعي و تاريخي از اهميت و ارزش زيادي برخوردار است. قله ها وغارهاي مشهور و زيبا, قديمي ترين مسجد ها و عمارت ها, درياچه هاي زيباي طبيعي, زيباترين كاروان سراها, جاذبه هاي غني ژئوتوريستي به منظور گردشگري علمي, قديمي ترين قلعه ها و پل هاي عمراني‏‏, رودخانه هاي متعدد و پرآب, چشمه هاي متعدد آب گرم جهت توريسم درماني وتفريحي و ده ها جاذبه اجتماعي و فرهنگي ديگر از جاذبه هاي گردشگري شهرستان قزوين است كه در كنار رونق تاريخي, اقتصادي و تجاري منطقه يكي از مهم ترين شهرستان هاي ايران را به وجود آورده است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي در مورد علت نام گذاري قزوين؛ نظرات زيادي در متن هاي تاريخي مطرح شده است. تاريخ نگاران ايراني و عرب عقيده دارند كه واژه «قزوين» از جمله «اين كش وين» گرفته شده است، به اين شرح که وقتي سركرده سپاه كسرا به هنگام نبرد، در صف لشكريان خود خللي ديد، با عبارت «اين كش وين» (يعني به آن كنج بنگر) زير دست خود را مأمور رفع خلل كرد و در نتيجه سپاهيان او پيروز شدند. آن گاه در آن محل شهري بنا كردند و آن را «كشوين» ناميدند و در دوره اسلامي، عرب ها، اين واژه را معرب كرده و آن را «قزوين» ناميدند. عقيده يونانيان دراين مورد بر اين است که پيش از دوران هخامنشي، مردمي كه آن ها را «كاسي» يا «كاسيت» مي ناميده اند، در كرانه باختري درياي قزوين مي زيستند كه به گفته بعضي از تاريخ نگاران يوناني و آريايي جزو نژاد «ميت تاني» به حساب مي آمدند. اين قوم ظاهرا مدت ها پيش از مادها به ايران آمده و قرن ها در كرانه باختري درياي كاسپين (خزر) استقرار يافته بود. نام قزوين نيز از نظر آنان، از نام درياي كاسپين گرفته شده است. نظر ديگري، وجه تسميه قزوين را متأثر از موقعيت طبيعي، جغرافيايي و حوادث تاريخي روي داده درآن مي داند. گفته مي شود كه كوهستان هاي شمالي قزوين همواره زيستگاه مردمان سركش بوده و آبادي هاي دشت قزوين پيوسته دست خوش تاخت و تاز و تاراج طايفه هاي گوناگون قرار داشته است. به فرمان حاكم وقت، براي جلوگيري از تاخت و تاز كوه نشينان، يك دژ در مدخل كوهستان شمالي قزوين و دژ بزرگ ديگري براي استقرار سپاهيان در محل كنوني قزوين بنا كردند. اولي را «دژ بالا» و دومي را «دژ پايين» ناميدند که با گذشت زمان، نام «دژ پايين» دچار دگرگوني شده و به «دژپين»، «گژوين» و سپس «كشوين» تبديل شده است. در دوران شاپور ذوالاكتاف قلعه اي - در جاي همان دژ - بنا كرده و همان کشوين ناميده شد. اين نام در دوره اسلامي معرب شده و به قزوين تغيير يافته است.بناي اوليه شهر قزوين، به شاپور اول ساساني معروف به شادشاپور نسبت داده مي شود. او شهر قزوين را براي جلوگيري از تهاجمات ديالمه بنا کرد و سپاهيان خود را در دژها و استحكامات زيادي که در آن ايجاد کرده بود، مستقر نمود. به مرور زمان؛ اين پايگاه نظامي توسعه يافت و هسته اصلي شهر قزوين - که همواره به عنوان گذرگاه مهم طبرستان و درياي مازندران (خزر) اهميت فراوان داشته؛ به وجود آمد. با آغاز دوره فتوحات اسلامي و حملات اعراب به ايران در سال 24 هـجري قمري قزوين به محاصره براء بن عازب - از سرداران معروف عرب - درآمد و چون مردم اين شهر مانند بسياري ديگر از شهرهاي ايران ‌اسلام را پذيرفتند، ازپرداخت جريمه معاف شدند. قزوين در دوره اسلامي نيز همانند دوره ساسانيان - كه پايگاه مستحكمي براي جلوگيري ازهجوم مهاجمان ديلمي بود – اهميت جنگي پيدا کرده و پايگاه و مبدأ عمليات بعدي لشكريان عرب شد. در زمان امويان، پسرحجاج بن يوسف؛ نخستين مسجد جمعه آن را بنا نهاد كه به «مسجد الثور» معروف شد. اين مسجد تا زمان هارون الرشيد معتبرترين مسجد قزوين بود. در سال 176 هـجري قمري, قلعه يا شهر ديگري توسط خليفه هادي موسي بن عباسي در مقابل شهر قديم قزوين ساخته شد كه به «مدينه موسي» يا «مدينه مباركيه» معروف شد. وقتي هارون الرشيد - خليفه عباسي – به قصد خراسان از راه قزوين مي گذشت، از گرفتاري هاي مردم قزوين در مقابل هجوم هاي ديالمه و مقاومت شجاعانه آن ها آگاهي يافت و به سعد بن العاس - والي عراقين و قزوين - دستور داد كه حصاري به دور «مدينه موسي» بكشد و مسجدي نيز در آن بسازد، اما با مرگ او حصار ناتمام ماند، تا اين كه يكي از فرماندهان ترك دستگاه عباسي به نام موسي ابن بنا كه مأمور جنگ با حسين بن زيد علوي شده بود،‌ در سال 256 هـ جري قمري بناي آن را به اتمام رساند.از اواخر قرن پنجم هجري تا زمان حمله هلاكو به قلعه هاي اسماعيليان، اين سرزمين تحت تأثير حوادث مربوط به نهضت حسن صباح و جانشينان او قرارداشت و شاهد نبردها و جنگ هاي طولاني ميان سپاه حكومت مركزي و اسماعيليان بود. با روي کار آمدن سلسله صفويه و برگزيده شدن شهر قزوين به پايتختي، منطقه اعتبار بيش تري يافت و آثار و بناهاي متعددي درآن بنا شد. دردوره قاجاريه نيز با انتخاب شهر تهران به عنوان پايتخت، قزوين به علت استقرار در مسير جاده تهران به اروپا و روسيه اهميت قابل ملاحظه اي يافت. ناصر خسرو قبادياني در سفرنامه خود در سال 438 هـجري قمري اين شهر را چنين توصيف كرده است: «باغستان بسيار داشت، بي ديوار و خار،‌ و هيچ مانعي از دخول در باغات و قزوين را شهري نيكو ديدم، با روي حصين و كنگره بر آن نهاده و بازارهاي خوب، مگر آن كه آب در آن اندك بود و منحصر به كارگرها در زير زمين و رييس آن شهر مروي علوي بود.» امروزه مركز شهرستان قزوين از شهرهاي زيباي استان قزوين است و شهرستان قزوين هم اكنون نيز از مهم ترين منطقه هاي ايران است كه نقش بسيار مهمي در اقتصاد, صنعت, فرهنگ كشور ايفا مي كند.مشخصات جغرافيايي شهرستان قزوين ازنظرجغرافيايي بين 58 درجه و 49 دقيقه تا 50 درجه و 02 دقيقه درازاي خاوري و 14 درجه و 36 دقيقه تا 19 درجه و 36 دقيقه پهناي شمالي و در بلندي 1280 متري از سطح دريا قرار دارد. رودهاي اين شهرستان بيش تر فصلي و موسمي بوده و بيش تر دربخش شمالي جاده قزوين- رشت به سوي منطقه قزوين روانند. درداخل شهر, رودخانه اي از شمال به جنوب روان است و كوه هاي البرز نيز در شمال قزوين سربرافراشته اند و بر زيبايي شهرافزوده اند. شهرستان قزوين از شهرها و دهستان هاي زيادي تشكيل شده است و از شمال به استان گيلان، از خاور به استان تهران، از جنوب به بويين زهرا و از باختر به استان زنجان محدود است. براساس سرشماري سال 1375 جمعيت اين شهرستان 574740 نفر برآورد شده كه 291117 نفر از آن ها در مركز شهرستان ساكن بوده‌اند. راه هاي منتهي به شهرستان قزوين عبارتند از:- بزرگ راه قزوين - تهران به درازاي 146 كيلومتر - بزرگ راه قزوين - زنجان به درازاي 184 كيلومتر - راه قزوين - تاكستان به درازاي 32 كيلومتر - راه قزوين - رشت به درازاي 177 كيلومتر - راه قزوين - معلم كلايه به درازاي 85 كيلومتر - راه قزوين - بويين زهرا به درازاي 59 كيلومتر - ايستگاه راه آهن تهران - زنجان از اين شهرستان عبور مي كند و اين شهرستان داراي يك فرودگاه محلي نيز است.صنايع و معادن صنايع شهرستان قزوين شامل دو دسته صنايع ماشيني و صنايع دستي مي شود. صنايع دستي مردم قزوين زيبا, هنرمندانه و جالب توجه است. كاشي سازي، منبت كاري، گچ بري، قالي بافي، سنگ تراشي، حكاكي و خطاطي از جمله هنرهاي دستي شهرستان قزوين هستند. صنايع ماشيني در اين شهرستان ازشكوفايي خاصي برخورداراست. استقرار شهر صنعتي البرز در 11 كيلومتري جنوب خاوري شهر قزوين در زميني به مساحت 900 هكتار - كه 347 كارخانه و حدود 70 كارگاه صنعتي و توليدي را در خود جاي داده - بر اهميت صنعتي استان و شهرستان قزوين افزوده است. صنايع فلزي، شيميايي، نساجي و غذايي از جمله مهم ترين صنايع شهرستان قزوين هستند. معادني چون: مس،‌ سرب، منگنز، ‌سيليس آلونيت و كائولن نيز باعث شکوفايي اقتصادي بيش تر اين شهرستان شده است.شهرستان قزوين در امربازرگاني موقعيت ممتازي دارد و در امر صادرات و واردات از اهميت زيادي برخوردار است. انواع خشك بار، ميوه، سيب زميني، پودرهاي شوينده و محصولات فلزي از جمله صادرات اين شهرستان هستند. در ضمن مواد اوليه كارخانه هاي محصولات غذايي و ساختماني از خارج از شهرستان وارد مي شود.کشاورزي و دام داري شهرستان قزوين يكي از مراكز مهم كشاورزي استان قزوين است كه با مكانيزه شدن كشت و زرع و دسترسي به آب هاي روان توسعه فراواني يافته است. آب كشاورزي اين شهرستان از چاه هاي ژرف تأمين مي شود. فرآورده هاي کشاورزي قزوين شامل گندم، جو، يونجه، عدس، لوبيا، سيب زميني، تره بار، سيب درختي، گردو، انگور، هندوانه و ذرت علوفه اي مي شود.شهرستان قزوين در زمينه دام پروري و پرورش طيور از اهميت و موقعيت ممتازي برخوردار است. دراين شهرستان دام پروري به صورت صنعتي و سنتي رواج دارد که در سال هاي اخير، به دليل افزايش نياز منطقه و استان هاي مجاور به گوشت سفيد و تخم مرغ، مرغ داري هاي سياري نيز براي پرورش مرغ گوشتي, مادر و توليد تخم مرغ در شهرهاي قزوين و تاكستان داير شده اند.مکان هاي ديدني و تاريخي شهرستان قزوين كه از مناطق زيبا, با فرهنگ و متمدن ايران است در كنار طبيعت زيبا, خدادادي و مناظر بهشت گونه خود از غناي تاريخي و فرهنگي قابل توجهي نيز برخوردار است. رودخانه هاي پرآب, قله هاي زيبا و مشهور, چشمه هاي آب گرم‏, حيات وحش, پوشش گياهي غني و درياچه هاي چشم نوازمنطقه؛ مهم ترين جاذبه هاي طبيعي شهرستان قزوين را تشكيل مي دهند. در كنار آثار متعدد تاريخي و معماري در قالب مسجد ها, امام زاده ها, مدرسه ها, بازارها, حمام ها, شهرهاي قديمي و كاروان سراها؛ اين شهرستان از جاذبه هاي اجتماعي چون: جشن ها, غذاهاي خاص و جاذبه هاي فرهنگي چون: صنايع دستي, موسيقي و لباس هاي خاص محلي برخوردار است. همه اين جاذبه ها دست به دست هم داده و مجموعه اي ديدني در قالب شهرستان قزوين به وجود آورده اند كه سبب شده اين منطقه به يكي از جذاب ترين و مهم ترين شهرستان هاي ايران تبديل شود. شهرستان قزوين به واسطه پشتوانه غني تاريخي و طبيعي خود از مكان هاي طبيعي و تاريخي زيادي برخورداراست كه فهرست و اطلاعات كامل آن ها به تفصيل در آيتم هاي مربوطه آورده شده است.   مساجد در شهرستان قزوين مسجد جامع كبيرمسجد جامع كبير که مناره‌هاي با شكوه، ايوان‌هاي بلند ، گچ بري نفيس و ساختمان با شكوه آن نماينده و نشان گر بهترين سبک معماري دوره‌هاي سلجوقي و صفوي است، در قرن هفتم هجري درب هاي متعددي داشته و پس از حمله مغول تا دوران صفويه، از چگونگي وضعيت مسجد و درب هاي آن اطلاعي در دست نيست و هم اكنون اين مسجد دو در دارد : يكي در خاور و ديگري در شمال باختر قرار دارد. اين مسجد در محله دباغان و در كناره باختري خيابان شهدا واقع شده است.قديمي ترين بنايي كه امروزه در مجموعه ساختمان‌هاي مسجد جامع باقي مانده است، طاق هاروني يا مقصوره كهن مي باشد که بناي كوچک گنبدداري است كه به دهليز در خاوري مسجد راه دارد. اصل بناي اين طاق را به دوره پيش از اسلام نسبت مي‌دهند و چنين گفته مي‌شود كه به دستور هارون الرشيد در سال 192 هجري قمري ، شالوده اين مسجد بر يک آتشكده دوره ساساني بنا نهاده شده است. اين بنا از خشت‌هاي بزرگ خام و گل ساخته شده است. دومين بخش بناي مسجد به اوايل قرن ششم هجري تعلق دارد که از لحاظ تاريخي و زمان، ساختمان بناي گنبد آجري دو پوسته دوره سلجوقي و شبستان بي‌مانند آن در سمت باختر و جنوب طاق هاروني است كه در شمار يكي از شاهكارهاي هنري مكتب معماري به حساب مي آيد.ايوان و صفه ماذنه كه در جلو شبستان گنبددار سلجوقي جاي دارند، در دوره صفويه و در سال 1069 هجري قمري ساخته شده ‌اند و به بناي سلجوقي متصل شده‌اند. ايوان باختري مسجد نيز از آثار دوره صفوي است و در سال 1081 هجري قمري ساخته شده است. مسجد جامع قزوين به مناسبت دارا بودن طاق هاروني از گنجينه آثار تاريخي مسجد جامع اصفهان قديمي‌تر است .مسجد و مدرسه شيخ الاسلام (مسعوديه) قزوين مسجد و مدرسه شيخ الاسلام در سال 1321 هجري قمري تجديد بنا شد و به صورت مسجد و مدرسه درآمد که در جانب خاوري خيابان شهداي قزوين قرار گرفته است. ساختمان مدرسه آجري است و آجرهاي آن با گچ بندكشي شده است و درب ورودي مدرسه از جانب باختري است که پهلوي آن درب ديگري نيز هست كه به حياط كوچک مدرسه منتهي مي شود. درب بزرگ مدرسه به فضايي اتصال دارد كه طاق بزرگي آن را پوشانده است. حياط مدرسه مربع شكل است و در پيرامون آن حجره‌هايي براي تحصيل طلبه‌ها وجود دارد .مسجد و مدرسه سردارقزوين مسجد و مدرسه سردار که متعلق به دوره قاجار است و درسال 1231 هجري قمري ساخته شده است درمحله ديمج در خيابان تبريز قزوين قرار دارد. نقشه بنا مربع مستطيل است و ساختمان آن در دو اشكوب ساخته شده است. ازاره بنا با سنگ و بقيه آن با آجر تراش خورده ساخته شده و با كاشي‌هاي رنگارنگ تزيين يافته است. دور تا دور حياط مدرسه را از چهار سو با اشعار مرحوم محتشم كاشاني به خط نستعليق زيبا، به رنگ سفيد در كاشي بنفش، كتيبه كرده‌اند.مسجد و مدرسه صالحيه قزوين بناي مسجد و مدرسه صالحيه در جانب باختري خيابان مولوي قزوين واقع شده است. مجموعه صالحيه يک درب از كوچه باختري و يک درب از كوچه شمالي كنار خود دارد. درب بزرگ مدرسه که در خاور بنا قرار دارد، هم به مسجد و هم به مدرسه راه دارد و در كناره باختري خيابان مولوي واقع شده است و بالاي سر درب آن تزييناتي از كاشي وجود دارد که اشعاري به خط نستعليق زيبا و به رنگ ليمويي در متن كاشي‌هاي لاجرودي سر در كتيبه شده كه برخي از ابيات آن افتاده است. در جانب شمال، ‌به جز درب ورودي، ‌درب هاي بزرگي با نرده‌هاي آهني وجود دارد. درب جنوب بنا، ارسي‌هايي تعبيه شده است كه به حياط مدرسه گشوده مي‌شوند. ساختمان مسجد را با آجر، و سقف آن رابا تاق‌هاي آجري پوشانيده و سفيد كرده‌اند. حياط مدرسه از كف مسجد پايين‌تر است و در هر دو طبقه حجره‌هايي براي استفاده طلبه‌ها دارد. راهروي مدرسه رو به خارج در گوشه شمال خاوري حياط است كه با پيچ مختصري به هشتي بزرگي منتهي مي‌شود و از سمت شمال به وسيله پلكان به در ورودي مسجد متصل مي‌شود.مسجد حيدريه قزوين ين مسجد در محله نبدريه و در گذر بلاغي واقع شده است و از نباهاي دوره سلجوقي به شمار مي‌آيد. امروزه از اين مسجد فقط شبستاني باقي مانده است. مسجد حيدريه از نمونه‌هاي كامل مساجد چهار طاقي به ابعاد 30×10 متر است. محراب آن از نظر طرح در نوع خود بهترين نمونه هنر گچ بري و يكي از باشكوه ترين محراب‌هاي دوران سلجوقي به شمار مي‌رود. تمامي محراب داراي زمينه‌اي به رنگ آبي است. در اطراف محراب در داخل حاشيه‌ها شش كتيبه به خط ثلث و كوفي وجود دارد. كتيبه‌هاي كوفي آن به شكل كوفي گل دار، كوفي گل و برگ دار و كوفي پيچيده است. در داخل محراب نيز در بين نگاره‌ها و در اطراف شمه‌هاي تزييني آيه‌هايي از قرآن با گچ در زمينه آبي تكرار شده است. در اين بنا الحاقاتي از دوره قاجاريه به چشم مي‌خورد كه مي‌توان به صورت حجراتي جهت مدرسه طلاب در اطراف بنا مشاهده نمود.در دوران پهلوي سقفي به شبستان اضافه شد كه اكنون بار ديگر در معرض آسيب قرار دارد. اين مسجد در داخل مدرسه‌اي به نام اميركبير قرار گرفته و در شرف نابودي است. اهالي محل معتقدند كه اين مسجد قبلاً بناي آتشكده‌اي بوده است، اما هيچ مدرك دال بر اين موضوع پيدا نشده است. گچ بري‌هاي مسجد نيز مي‌توانند نشان گر تاريخ بنياد ‌اين مسجد باشند. زيرا گچ‌بري‌هاي نفيس اين مسجد نيز مانند گچ‌بري‌هاي مسجد جامع كبير است و بعيد نيست كه گچ‌بري‌هاي هر دو مسجد كار يک هنرمند باشند.اين مسجد در زمان صفويه هم داير و آباد بوده، ولي به تدريج خراب شده است. در دوره قاجاريه با افزوده شدن ايواني در مقابل شبستان و حجره‌هايي در اطراف آن، تا اندازه‌اي رونق گذشته خود را باز يافته است و عده‌اي از طلاب در آن سرگرم تحصيل بوده‌اند. از اين مسجد تنها شبستان آن باقي مانده است.مسجد پنجه علي قزوين مسجد پنجه علي كه در دوره صفويه ساخته شده است، ‌در كناره باختري خيابان پيغمبريه قزوين قرار گرفته است. اين مسجد دو درب دارد يكي از خيابان پيغمبريه و ديگري از كوچه‌اي كه از جنوب آن مي‌گذرد. داخل مسجد محوطه‌اي سرپوشيده است كه در حدود 200 متر مربع از سقف آن را تاق‌هاي آجري پوشانده است. ازاره‌هاي ديوارهاي اطراف و ده ستون وسط آن از سنگ مرمر است. درازا و پهناي هر يک از سنگ‌هاي مرمر بيش از يک متر است و در حدود 115 قطعه از اين سنگ‌ها در اين ساختمان به كار رفته است. ازاره‌هاي بالاي سنگ‌ها ، به پهناي بيش از نيم متر، كاشي كاري شده است. كاشي هاي ازاره بنا ظريف و به رنگ آبي است. دور كاشي‌ها را با كاشي مشكي و سرمه‌اي حاشيه داده‌اند. در وسط اطاق دوم، محرابي هست كه دور آن را كاشي آبي رنگ چسبانده‌اند و نام‌هاي امامان عليهم السلام، به خط نسخ و به رنگ سفيد، در آن‌ها نقش شده است.مسجد النبي قزوين آغاز بناي مسجد النبي را به دوره صفويه نسبت مي‌دهند، اما چنين به نظر مي‌رسد كه پس از انقراض صفويه در اثرعدم توجه به صورت ويرانه‌اي درآمده و در دوره قاجاريه از نو بازسازي شده است. حياط مسجد به شكل مستطيل و درازاي آن از شمال به جنوب است. هر يک از جهات چهار گانه مسجد،‌ ايواني بلند در وسط دارد و دو گوشواره و سپس دو شبستان يا رواق در دو سوي آن بنا شده است. در دو بخش خاوري و باختري بنا، شبستان‌ها باريک‌تر و در بخش‌هاي شمالي و جنوبي، پهن‌تر و بزرگ‌ترهستند. رواق‌ها يا شبستان‌هاي شمالي و جنوبي، هر يک داراي چهار طاق نما‌ و رواق‌هاي خاوري وباختري داراي نه طاق نما هستند. هر يک از طاق نماها داراي ارسي سه چشمه‌اي بوده است كه امروزه بيش‌تر آن‌ها فرسوده شده‌اند و به جاي آن‌ها در چوبي كار گذاشته‌اند. در وسط حياط مسجد يک حوض بسيار بزرگ سنگي به شكل مربع مستطيل ساخته شده است كه براي وضو گرفتن از آن استفاده مي‌شودمسجد سنجيده قزوين سبک ساختمان مسجد سنجيده نشان مي دهد كه بناي اوليه آن آتشكده اي بوده كه بعدها به مسجد تبديل است و در محله راه ري قزوين قرار دارد. طاق اين مسجد مخروطي شكل و بسيار بلند است و در داخل مسجد ، كتيبه‌اي از كاشي مشتمل بر مناجات حضرت علي (ع) وجود دارد كه بيش‌تر آن فرو ريخته و از تمام كتيبه تنها سه قطعه باقي مانده است.در گذشته، در جانب شمال اين مسجد، مدرسه‌اي بود كه امروزه سراسر ويران شده است و غير از چند طاق نما اثر ديگري از آن باقي نمانده است. در وسط حياط اين مسجد ، يک حوض آب لوزي شكل قرار دارد و در اين مسجد مزاري هست كه روي سنگ آن نام حسن نوشته شده و گروهي مي گويند گور حسن صباح ، رييس فرقه اسماعيليه ، است ؛ ولي اين نظر در تحقيقات تاريخي تأييد نگرديده است.مسجد سبز قزوين اين بنا در محله آخوند قزوين واقع شده و در سال 1263 هـ.ق توسط حاجي يوسف قزويني بنا شده است. مسجد فاقد حياط و مشتمل بر شبستاني ستون دار با 6 ستون در ميانه است. بر درگاه مسجد كتيبه‌اي متضمن اشعاري به تاريخ 1263هـ.ق و نام باني بنا نصب شده است.مدرسه و مسجد پيغمبريه قزوين ين بنا در ضلع باختري باغ چهل ستون و در حاشيه خاوري خيابان پيغمبريه، متصل به بقعه چهار انبيا قرار گرفته و داراي ورودي با قوس كاشي كاري شده است. حياط آن مربع شكل با وسعتي متوسط بوده و داراي حجره هايي در اضلاع شمالي و خاوري در ارتفاع يك متر بلندتر از كف حياط است. گفته مي شود باني آن شاه اسماعيل صفوي بوده كه در زمان او به صورت نيمه تمام باقي مانده و محمدتقي ابن ميرزا هدايت اصفهاني، وزير شاه عباس دوم به ساخت بناي ناتمام آن همت گماشت.حجره ها داراي طاق نماهايي با آجركاري ساده بوده و فضاي داخلي حجرات نيز عاري از تكليف است و امروزه چون گذشته مورد استفاده و محل زندگي طلاب علوم ديني است. نمازخانه يا مسجد در ضلع جنوب خاوري حياط به چشم مي‌خورد كه داراي دو ورودي ، يك ارسي چوبي و راه رويي سرپوشيده بوده و فضاي نمازخانه عبارت از شبستاني است كه در مجموع با طاق ها و قوس هاي تزييني آرايش يافته و پوشش نيم گنبدهاي سقف با رسمي‌بندي ساده‌اي همراه شده است.مسجد مولاوردي‌خان قزوين بناي مسجد مولا وردي خان در جنوب خيابان امام خميني و باختر خيابان مولوي قزوين واقع شده و در سال 1069 هـ.ق ـ زمان شاه عباس دوم صفوي ـ توسط حاجي ساروخان بنا شده است. اما به جهت مجاورت با مدرسه مولاوردي‌خان، به مسجد مولاوردي‌خان شهرت يافته است.مسجد و آب انبار حاج ابراهيم قزوين بناي مسجد و آب انبار در تقاطع خيابان شهيد انصاري و خيابان مولوي واقع شده، بناي مسجد نوساز بوده و بخش تحتاني آن آب انبار است. بناي آب انبار داراي سه كف بوده و داراي طاق نماهايي با قوس جناغي و طاقچه‌هايي با سقف قوسي شكل است. كچلي طاق نماها و قسمت فوقاني ديوارها داراي تزيينات آجري به شيوه راسته خفته رفته بوده و تاريخ ساخت آب انبار مربوط به عصر پهلوي استمسجد محمديه قزوين اين بنا در خيابان شهدا (سپه سابق) كوچه محمديه و در ميان بافت قديمي شهر در مجموعه فرهنگي قرار گرفته است و تاريخ بنا به دوره قاجاريه برمي‌گردد. اين مسجد به صورت خاوري ـ باختري ساخته شده است. نماي داخلي عبارت از فضايي است كه در يك سو به زير زمين و سرويس بهداشتي و وضوخانه و در ضلع باختر حياط به بناي مسجد محدود شده است. فضاي داخلي مسجد به صورت شبستاني سرپوشيده است كه از خارج با طاق نماهاي كاشي كاري شده آراسته شده و در داخل با ستون هاي مربع شكل سنگي و طاق و قوس زده شده بر ستون ها و كلاف كشي مابين قوسها تزيين شده است. محراب مسجد با سقف نم گنبدي از ديگر عناصر تزييني بناست. كلاف‌كشي مابين قوس ها از جلمه اقدامات مرمتي بناست كه به سال 1367 هجري شمسي صورت گرفته است.مسجد احمديه قزوين ين بنا در ابتداي خيابان شهدا و درجانب خاوري كوچه امام‌زاده اسماعيل واقع شده است. ورودي به صورت درگاهي قوس‌دار ساخته شده و با كاشي زينت يافته است. بنا به صورت دو طبقه بوده و زيرزمين آن در ضلع جنوبي مسجد داراي نورگيرهاي مشبك كاشي بوده و ايوان خاوري نيز داراي سه طاق نماي تزييني است. درضلع شمالي بنا، مسجد يا نمازخانه‌اي ساخته شده كه در نماي خارجي داراي ارسي‌هاي زيبايي است و در داخل داراي تزييناتي است و طاق ورودي با كاشي كاري و خط به صورت توأمان زينتي بيش تر يافته است. مقبره عارف شيخ احمد غزالي در سرداب، زير ساختمان مسجد قرار گرفته و عبارت از اطاقي مستطيل شكل و آجري است و خالي از هرگونه زينت و آرايش است.مسجد موسي الرضا (سوخته چنار)قزوين اين مسجد هم اكنون به نام مسجد علي ابن موسي الرضا شناخته مي‌شود و ظاهراً آرامگاه داود ابن سليمان غازي از محدثين نامي قزوين و راوي صحيفه الرضا است كه سنگ قبر وي با تاريخ 1404 هـ.ق در مسجد قرار دارد، در حياط مسجد قبلاً چناري سوخته وجود داشت كه افراد براي طلب حاجت بدان متوسل مي‌شدند. بنا از دو قسمت قديمي و جديد تشكيل شده است. بناي مسجد در يك طبقه به ابعاد 18‍‍‍‍×13 متر با نماي آجري ساخته شده و دو درب ورودي در ضلع باختري و جنوبي دارد كه در باختري داراي طاق نماي كاشي كاري است. مسجد تقريباً در بخش داخلي ساده و بي‌پيرايه است. چهار طاق نما به عمق تقريبي 4 متر نيز فضا را از يك نواختي اوليه در آورده است. محراب در ضلع جنوبي مسجد داراي كاشي كاري است. مصالح به كار رفته در ساخت بنا، آجر، گچ، سنگ، موازييك و كاشي است.مسجد شيشه‌گرها ي قزوين اين مسجد در محل درب كوشك، در انتهاي خيابان نظام وفا، متصل به خيابان سعدي قرار گرفته و متصل به آب انباري بوده كه به نظر مي‌رسد باني هر دو بنا يك نفر بوده است و اين محوطه كه مسجد در آن قرار گرفته سابق بر اين قبرستان بوده است. بنا داراي دو ورودي در اضلاع باختري و شمالي بوده كه ورودي جنوب باختري به حياط ساده مربع شكلي منتهي مي‌گردد و از حياط راهي به شبستان مسجد دارد. ديوار باختري و شمالي داراي طاق نماهاي ساده آجري بوده و ورودي شمالي به صورت طاق نمايي رفيع با قوس جناغي ساخته شده كه به راهرويي كوچك منتهي مي‌شود كه راه پله‌اي به طبقه زيرزمين و پشت بام مسجد دارد. شبستان مسجد بنايي تازه ساز است و عبارت از فضايي وسيع و مربع شكل بوده و حاشيه ديوار در انتهاي‌ترين قسمت داراي كاشي كاري كتيبه‌اي است كه به صورت سرتاسري در اضلاع چهارگانه ادامه مي‌يابدمسجد خواجه شهداي قزوين اين بنا در خيابان تبريز، محله منحلاوك قرار گرفته و حدس زده مي‌شود كه منسوب به خواجه شاذان يكي از علماي نامي شهر باشد كه به شكل خواجه شهدا منحرف شده است. اين مسجد فاقد حياط بوده و در نماي خارجي شامل دو ورودي (مردانه ـ زنانه) به صورت پيش نشسته بوده كه هر دو با قوس جناغي باز به صورت طاق نما پوشش شده است. بخش عقب نشسته كه در ميان دو ورودي قرار گرفته عبارت از سه طاق نما با قوس جناغي است كه در دو تا از آن ها درب هاي فلزي نصب شده است. نماي خارجي كه شامل ورودي و طاق نماهاي مركزي است ، ساده و بدون تزيين بوده و با سيمان روكش شده‌اند. فضاي داخلي مسجد عبارت از راهروي منتهي به شبستان با پوشش تخت است كه به فضاي مربع شكل سنگي بنا شده و پوشش سقف آن مدور و طاقي شكل است كه با آجركاري رنگي آراسته شده و همه آن نوساز است و فاصله ميان قوس ها كلاف‌بندي شده است.   عمارات باستاني در شهرستان قزوين سر درعالي قاپو قزوينيكي از بناهاي مهم دوره صفويه در قزوين «حياط نادري» با عمارت‌ها و باغ‌هاي بسيار زيبا بوده است. اين مجموعه هفت درب داشته است كه يكي از آن‌ها را عالي قاپو مي‌ناميدند. از مجموع درب هاي آن جز درب عالي قاپو، اثري باقي نمانده است .اين بنا درگاه بلندي دارد كه به خيابان شهداي قزوين مشرف است. اين درب به هشتي بزرگي متصل است و در داخل، در دو طرف آن، دو اطاق وجود دارد كه جايگاه دربانان بوده است. راه رو طبقه دوم بنا نيز ازهمين اتاق‌ها مي‌گذشته است. درسمت باختر اين درب، سه اطاق طولاني پهلوي هم واقع شده كه احتمالاً جايگاه نگهبانان و محافظان بوده است. يكي از اين اتاق‌ها در دوره قاجار به قرايت خانه و ديگري به چاي خانه تبديل شد. اكنون تمام اتاق‌ها متعلق به چاي خانه است. درطرف خاوري بنا، بعدها، مدرسه‌اي ساخته شد. اين قسمت نيز در گذشته، مانند طرف باختري، جايگاه قراولان و نگهبانان بوده است. جلو درب عالي قاپو جلوخاني است كه در دو طرف آن، دو سكوي پهن با سنگ ساخته شده است.مدرسه ديانت قزوين بناي مدرسه ديانت در خيابان شهيد انصاري قرار گرفته و برحسب تزيينات و سبك معماري مي‌توان آن را به دوره قاجاريه منسوب دانست. ورودي بنا به شكل طاق نمايي آجركاري و گچ‌بري شده بوده و هشتي ورودي نيز عبارت از چهار طاقي گنبدداري است كه به راه رويي راه پيدا مي‌كند كه به حياط مربع شكل منتهي مي‌شود و چند اطاق در اضلاع مختلف آن قرار گرفته‌اند. زيباترين اتاق هاي اين مدرسه دراطاق مستطيل شكل است كه در اضلاع شمالي و باختري حياط قرار گرفته و در نماي بيروني داراي ارسي‌هاي بسيار زيبايي است كه با معرق نقوش اسليمي و هندسي تزيين شده‌اند. پوشش سقف اطاق ها تيرچوبي و به شكل گره چيني در اطاق شمالي بوده و در ديواره‌هاي اطاق طاقچه‌ها و قاب ‌بندي هايي با گچ‌بري رنگي ديده مي‌شود. پوشش مجموعه بنا شيرواني است.عمارت چهل ستون قزوين اين بناي تاريخي كه يادگاري از دوره صفويه است، در وسط يک باغ قرارگرفته است . اين بنا در دو طبقه ساخته شده و تالار بزرگي دارد و در روزگار رونق، داراي درب هاي خاتم كاري، راه روهايي با تزيينات نقاشي، كاشي كاري و طلاكاري جالب بوده است كه به مرور زمان، اين تزيينات از بين رفته و يا زيبايي اوليه خود را از دست داده است .عمارت شهرداري قزوين ساختمان قديمي شهرداري از شمال و شمال خاوري به بناي جديد شهرداري متصل است و از جمله بناهاي ديدني است. بناي قديمي به صورت يك ايوان پيش آمده بلندتر از كف حياط ساخته شده و داراي 6 ستون است. درحد فاصل ستون ها پايه‌هاي سنگي به شكل گلدان تعبيه شده، سرستون‌هاي آن به شكل گل و حلزون بوه و در دو سمت ايوان پنجره‌هاي چوبي دو لته ديده مي‌شود. چهار مناره كوتاه آجري و طاق تزييني از ديگر تزيينات بخش ورودي است. يكي از اطاق هاي اصلي اين بنا داراي گچ بري با طرح هاي گياهي، طرح اسليمي و حصيري و نقش ترنج در ديوار و سقف است.عمارت باغ سبزه ميدان قزوين در قسمت شمالي عالي‌قاپو، عمارت كلاه فرنگي باغ وسيعي وجود داشت كه به حياط نادري معروف بوده است. درشمال حياط نادري باغ و عمارت كلاه فرنگي وجود دارد كه سابق بر اين باغ داراي وسعت بيش تري بوده كه بخشي از آن را جدا ساخته و در اين قسمت مجزا سبزه ميدان كنوني را ايجاد كرده‌اند كه به صورت گردش گاه و پارك با فضاي سبز بوده و جزو محور فرهنگي و داخل بافت مركزي شهر قزوين است. سبزه ميدان به همراه باغ وسيع موسوم به حياط نادري جزو آثار دروه صفويه است.عمارت حسينيه اميني هاي قزوين اين حسينيه در انتها و حاشيه باختري خيابان مولوي قزوين قرارگرفته است و بخشي از شانزده عمارت تو در تو و پيوسته‌اي است كه در سال 1275 هجري قمري به سرمايه مرحوم «حاج محمدرضاي اميني» از تاجران قزوين ساخته شده است . بناي حسينيه از سه تالار در جهت خاوري وباختري تشكيل شده است كه به موازات يک ديگر واقع شده‌اند و با ارسي‌هاي چوبي زيبايي به يک ديگر ارتباط پيدامي‌كنند . تالا رمياني از دو تالار ديگر بزرگ‌تر است و طول آن 18 متر و عرض آن 5 متر است . طول و عرض دو تالار شمالي و جنوبي ، 10 و 5 متر است. در انتهاي خاوري و باختري هر يک از دو تالار جنوبي و شمالي، دو اطاق كوچک ساخته‌اند. تالار جنوبي داراي نه دهانه ارسي كشويي مشبک با شيشه‌هاي رنگي بسيار زيبا از شاهكارهاي هنري اين مجموعه است. سقف تالار نيز داراي تزيينات نقاشي همراه با آيينه كاري است.خانه و عمارت محصص قزوين خانه محصص در خيابان مولوي، محله آخوند واقع شده است و تاريخ بنا به حدود 1212هـ.ق و عهد قاجار مربوط مي‌شود. تاريخي كه در كتيبه سردر بنا ذكر شده 1220 هـ.ق را نشان مي‌دهد. ساختمان شامل حياط بيروني ، اندروني، حوض خانه و ديوان خانه بوده كه اكنون قسمت‌هايي از آن باقي مانده است. در حال حاضر بنا به صورت دو طبقه بوده و شامل جلوخان، هشتي و دالان، حياط و چند اطاق و زيرزمين در طبقه اول و يك تالار مستطيل شكل در طبقه فوقاني است. جلوخان با بدنه آجري داراي سه طاق نماي دو طبقه و قرينه همراه با تزيينات آجركاري در طرح هاي هندسي، گياهي و صليبي همراه با مقرنس‌كاري و گچ‌بري بوده و هشتي نيز داراي تزيينات كاربندي و سقف گنبدي شكل كم خيز است و طاق نماهايي دور تا دور هشتي به صورت طاقچه كار گذاشته شده است. دردالان نيز يك اطاق ارسي‌دار قرار گرفته كه نمايي به حياط دارد. تالارطبقه فوقاني نيز داراي درب هاي ارسي زيبايي است كه داراي نما رو به جلوخان و حياط خانه است. اين تالار داراي يك ايوان ستون دار و جلوخان بنا است كه در حال حاضر تحت عنوان بنياد قزوين شناسي فعال و داير است.   مدارس مذهبي در شهرستان قزوين مدرسه التفاتيه قزوينبناي مدرسه در بافت مركزي شهر در خيابان امام خميني واقع است. اين مدرسه در عصر پادشاهان مغول به دستياري خواجه التفات از امراي آن دوره بنا شده و به همين نام معروف شده است. بنا مربع شكل و يك طبقه بوده و ساده و عاري از تكلف است. درچهار گوشه بنا چهار زاويه و در هر زاويه سه حجره ديده مي‌شود. در اضلاع خاوري و باختري مدرسه هر طرف 5 حجره ديده مي‌شود. آب انباري در حياط مركزي وجود دارد كه اكنون غيرقابل استفاده است. كف حياط مدرسه با آجر پوشش شده و راه روي ورودي داراي دو طاق جناغي, دو طاق‌نما و درب چوبي قرينه هم است. در نماي بيروني حجره ها به صورت يك در ميان با آجركاري راسته خفته و ساده مزين شده وكليه حجره ها داراي طاق جناغي هستند كه در داخل داراي طاقچه‌هاي كوچك قرينه هم هستند. برخي از حجره ها محل تدريس و بعضي محل وعظ و روضه خواني بوده و در حال حاضر اين بنا به عنوان محل درس طلاب داراي كاربري است.مدرسه و مسجد پيغمبريه قزوين بنا در ضلع باختري باغ چهلستون ودر حاشيه خاوري خيابان پيغمبريه، متصل به بقعه چهار انبيا قرار گرفته و داراي ورودي با قوس كاشي كاري شده است. حياط آن مربع شكل با وسعتي متوسط بوده و داراي حجراتي در اضلاع شمالي و خاوري در ارتفاع يك متر بلندتر از كف حياط است. باني آن ظاهراً شاه اسماعيل صفوي بوده كه در زمان او به صورت نيمه تمام باقي مانده و وزير شاه عباس دوم به ساخت بناي ناتمام آن همت گماشت. حجره ها داراي طاق نماهايي با آجركاري ساده بوده و فضاي داخلي حجره ها نيز عاري از تكلف است. اين مدرسه امروزه چونان گذشته مورد استفاده و محل زندگي طلاب علوم ديني مي‌باشد. نمازخانه يا مسجد در ضلع جنوب خاوري حياط به چشم مي‌خورد كه داراي دو ورودي ، يك ارسي چوبي و راه رويي سرپوشيده بوده و فضاي نمازخانه عبارت از شبستاني است كه در مجموع با طاق ها و قوس هاي تزييني آرايش يافته و پوشش نيم گنبدهاي سقف با رسمي‌بندي ساده‌اي همراه است.   کاروانسراها در شهرستان قزوين كاروان سراي سعدالسلطنه (سعديه) قزويناين مجموعه از نظر پلان معماري, از زيباترين كاروان سراهاي درون شهري ايران به شمار مي آيد. مجموعه كاروان سرا به صورت چهار ضلعي ساخته شده است و چهار ايوان در چهار ضلع حياط دارد كه طاق نماي ايوان ها داراي آجركاري بوده، سقف داخلي ايوان نيز داراي تزيين رسمي‌بندي و مقرنس كاري است. حجره ها و يا رواق ها حدود يك متر از كف حياط بالاتر قرار گرفته‌اند. هشتي پشت ايوان جنوبي داراي يك گنبد اصلي و 4 نيم گنبد بوده و تركيب آجر و كاشي، آراميده گنبد و طاق نماهاي قرار گرفته در اين محوطه يا فضا است. محور خاوري- باختري هشتي به دالان قيصريه و محور شمالي جنوبي به دالان قهرماني موسوم است كه درطرف هر دو دالان حجره هايي وجود دارد. مجموعه از طريق دالان قيصريه؛ به بازار وزير ارتباط پيدا مي‌كند. دو حياط نيز به نام هاي نفت خانه و حياط قهرماني در جنوب اين مجموعه قرار دارند. باني اين كاروان سرا؛ آقا باقرسعدالسلطنه اصفهاني است كه نام سرا را به مناسبت لقب خودش سعديه نهادكاروان سراي سلطان آباد قزوين کاروان سراي سلطان آباد در فاصله 10 كيلومتري قزوين و در سمت چپ جاده قزوين – تاكستان قرار دارد كه درحال حاضر بعضي قسمت هاي آن پابرجا است. نقشه اين كاروان سرا مستطيل است و در گوشه هاي آن چهار طاق نما ساخته شده و طرح بنا را به صورت هشت ضلعي درآورده است. طول ضلع هاي خاوري وباختري بنا 90/29 متر و ضلع هاي شمالي و جنوبي آن 30/21 متر و چهار ضلع آن در چهار گوشه 80/2 متر است. اين كاروان سرا دري به عرض 50/3 متر دارد كه در وسط ضلع شمالي آن كار گذاشته شده است. در هر سوي اين در دو طاق نماي ايوان دار ساخته شده است كه در پشت هر يک اتاقي مستطيل شكل و يک انباري قرار دارد. در امتداد ضلع‌هاي خاوري وباختري كاروان سرا نيز در هر طرف، هفت طاق نماي ايوان دار ساخته شده استكاروان سراي پنبه قزوين كاروان سراي پنبه، سراي كوچكي است در جانب خاوري ميدان سعادت (ميدان مال فروش‌ها) كه به خيابان اصلي هم راه دارد. در گذشته، اين كاروان سرا محل كسب چند تن از بازرگانان بود و هم اكنون محل بارفروشي است.كاروان سراي قربان علي غازان قزوين کاروان سراي قربان علي غازان تا پيش از نهضت مشروطيت، خرابه اي بيش نبوده است و بعدها به جاي اين خرابه، كاروان سرايي بنا شد. در زمان جنگ جهاني اول، اين كاروان سرا مدت ها توقفگاه بخشي از نيروهاي پياده نظام روس بود. بعدها اين محل، مكان بار فروشي شد و هم اكنون كارخانه خشك بار است.   بندها و پلهاي تاريخي در شهرستان قزوين پل شاه عباسي قزوينپل شاه عباسي در 37 كيلومتري جنوب قزوين و در 10 كيلومتري جنوب كاروان سراي صفوي محمدآباد، برروي رودخانه شورساخته شده و منسوب به دوره صفويه است و در مسير كاروان رو شاه عباسي قزوين ـ ساوه ـ اصفهان قرار داشته است. پل شاه عباسي 52 متر درازا و با احتساب جان پناه‌ها، 70/4 متر پهنا دارد و داراي دو دهانه بزرگ و يک دهانه كوچک است. در ظاهر در بازسازي‌هاي دوره‌هاي بعد، دهانه كوچك ري به انتهاي جنوبي پل اضافه شده است. پايه‌هاي پل در جهت مخالف جريان رودخانه داراي آب شكن‌هايي به شكل مثلث است كه درازاي هر يک از اضلاع مثلثي آنها 80/2 متر است. از كف رودخانه تا ارتفاع يک متر، پايه‌هاي جانبي قوس مياني، با بلوک‌هاي سنگي و ملاط آهكي ساخته شده و روي پايه‌ها به كمک سنگ و ملاط به شكل آب بر درآمده تا از شدت برخورد امواج با پايه پل بكاهد. امروزه به جهت بالا آمدن سطح رسوبات، پايه‌هاي پل در زير خاک مدفون شده است.سد سپهسالار (باراجين) قزوين سد يا بند سپهسالار در شمال قزوين و در مقابل روستاي باراجين، بر روي رودخانه ارنزک (سه كيلومتري سد سيد علي خان) واقع شده و به نوشته كتاب «سرزمين قزوين» ، در طي سال هاي 1336-1335 ق ، توسط محمد ولي خان سپهسالار تنكابني به منظور تأمين آب روستاي شريف آباد که از املاک نام برده بوده، بنا شده است. ديواره سد به درازاي 90 متر، به پايين داراي حدود 50/21 متر ضخامت است كه اين مقدار در بالا به 5 متر كاهش مي‌يابد. ارتفاع سد به هنگام ساخت، حدود 15 متر بوده كه امروزه مقداري از آن كاسته شده است. در ميان ديواره سد و در محور طولي آن، لايه هسته‌اي مستحكم به قطر 10/1 متر از ملاط ساروج كار كرده‌اند كه سبب مقاومت بيش تر ديواره در مقابل نفوذ آب و فشار وارده باشد. هم چنين براي استحكام بيش تر، ‌از جهت مخزن سد ديواره‌اي به ضخامت 3 متر بدان افزوده‌اند.پل لوشان قزوين اين پل بزرگ در جاده قزوين – رشت قرار دارد. اين پل را «حاجي محمد هادي تاجر ميانجي» كه ساكن قزوين بوده ، در سال 1209 ه.ق ساخته است. پل لوشان داراي طرح خاصي است. بر خلاف بيش تر پل ها كه دهانه هاي آن ها نسبت به محور عرضي ميان پل قرينه هستند، در اين پل با يك شيب منظم برارتفاع آن افزوده مي شود. پل مزبور داراي چهار دهانه است كه دو دهانه اول كوچك ترند و دهانه سوم از دو دهانه اول بزرگ تر است؛ ارتفاع و دهانه چهارم از همه دهانه ها بيش تر و تيزه قوس آن نيز بلندتر از دهانه سوم است. قوس هاي هر چهار دهانه، قوس جناغي است و تيزه دهانه چهارم از سه دهانه ديگر بلندتر است. در فاصله دو دهانه كوچک و بر روي پايه اي كه سر قوس هاي دو جانب بر روي آن قرار دارد، غرفه اي ساخته شده است. در ميان دهانه سوم و دهانه چهارم كه بزرگ تر هستند، نيز غرفه اي ساخته شده است.بند علي خان (باراچين) قزوين اين سد به همراه سد يا بند سپهسالار درشمال قزوين و نزديک روستاي باراچين، ‌بر روي رودخانه ارنزک واقع شده است که گفته مي شود در دوره قاجار ساخته شده ولي بعدها به واسطه انباشته شدن مخزن سد با رسوبات رودخانه و شكستن ديواره آن، متروک و بلا استفاده شده است.   حمام ها وآب انبارهاي قديمي در شهرستان قزوين حمام قجر قزوينحمام قجر در محله درب كوشک، متصل به بازارچه كبير واقع شده و منسوب به دوره صفويه است. باني بنا را امير گونه خان، از سرداران شاه عباس دوم دانسته‌اند. اين حمام در قديم حمام شاه كهنه ـ در مقابل حمام شاه تازه كه توسط فتح علي شاه در شمال مسجد شاه ساخته شده بود ـ خوانده مي‌شد.حمام صفا ( حاج محمد رحيم) قزوين اين بنا در حاشيه خاوري و انتهاي خيابان مولوي واقع شده و از آثار دوره قاجاريه است كه بر طبق كتبيه تاريخي آن به سال 1259 هـجري قمري توسط حاجي حسن بن حاجي عبدالله تبريزي ساخته شده است. بناي حمام به وسعت تقريبي 1100 متر مربع، از دو قسمت مردانه و زنانه تشكيل مي‌شود. هنگام احداث خيابان مولوي قسمتي از حمام و ورودي آن تخريب و ورودي جديدي براي آن بنا كرده‌اند. در طرفين ورودي حمام دو سرباز بر روي سنگ حجاري شده است. بخش‌هاي مختلف داخل حمام از جمله سربينه ي خلوت‌ها، صحن، ازاره‌هاي داخل حمام، حوض‌ها، سنگ ها و چاله حوض از سنگ مرمر صيقلي ساخته شده است. پوشش گنبدي شكل سربينه بر روي هشت ستون سنگي استوار شده است. دراطراف حوض سربينه كه با سنگ هاي مرمر فرش شده، چهار سنگاب به شكل كاسه و كشكول از سنگ مرمر بر پشت چهار شير كه آن ها نيز از مرمر ساخته شده‌اند، نصب شده است. ميان سنگاب‌ها نيز صندلي‌هاي سنگي قرار داده اند. سربينه توسط راهرويي به گرم خانه راه پيدا مي‌كند. گرم خانه داراي پوشش گنبدي است كه توسط ستون هاي سنگي نگه داري مي‌شود. در قسمت باختر گرمابه محوطه‌اي است كه استخر در آن واقع شده و سقف آن در زير خيابان مولوي قرار دارد. براي حمام زنانه در كوچكي جنب حمام مردانه تعبيه شده است. اين بخش كوچك تر بوده و فاقد ستون سنگي است. مصالح به كارگرفته شده در بنا سنگ، آجر، سنگ مرمر و ملاط ساروج است.آب انبار سردار قزوين اين بنا در محله راه ري و خيابان راه آهن واقع شده و از آثار دوره قاجاريه است كه به سال 1227 هجري قمري توسط دو برادر بنام‌هاي حسن خان و حسين خان سردار ساخته شده است. انبار آب اين بنا به ابعاد هر ضلع 16 ذرع و مساحت كلي 4096 ذرع ، گنجايش 6000 متر مكعب آب را دارد. اين انبار با گشت بزرگي پوشش يافته و بر تيزه و بالاي گنبد طوق با گنبد كوچك تري ساخته‌اند كه اين گنبد با كاشي فيروزه پوشش يافته است. اين بنا 48 پله دارد. آب انبار سردار فاقد نماسازي و تزيينات و كتيبه است و به نظر مي‌رسد كه نماسازي آن به دلايلي به اتمام نرسيده است. بناي مزبور در دوره اخير چندين بار تعمير و مرمت شده و به شماره 1337 به ثبت تاريخي رسيده است. حسن خان و حسين خان سردار، ‌آب انبار ديگري در كنار مجموعه مسجد و مدرسه سردار بنا كرده‌اند كه آن هم به آب انبار سردار معروف است. بناي اخير كوچك تر بوده و داراي 37 پله و چهار شير آب گيري است. ازاره پلكان‌هاي سنگي و نماي بنا با آجر و كاشي تزيين شده و داراي كتيبه است. مخزن بنا با چهار گنبد كم خيز نسبتا كوچک پوشش يافته و بر بالاي هر يک از گنبدها هواكش استوانه هاي شكل ساخته شده است. بناي آب انبار سردار كوچک هم زمان با مجموعه مسجد و مدرسه سردار (1231 هـ.ق) ساخته شده است.آب انبار سردار كوچک قزوين اين آب انبار رو به روي مسجد ـ مدرسه سردار قرار گرفته است و يكي از آب انبارهاي مهم قزوين به شمار مي‌رود. اين آب انبار راه پله‌اي 37 پله دارد و چهار شير در آن كار گذاشته‌اند. انبار آن سقفي مركب از چهار گنبد و چهار هواكش دارد. ازاره راه پله‌ها با سنگ و نماي بنا با آجر و كاشي تزيين يافته است. اين آب انبار با مسجد ـ مدرسه سردار، بر روي هم، مجموعه‌اي را تشكيل مي‌دهند و هم زمان نيز ساخته شده‌اند.آب انبار جنب مسجد جامع كبير قزوين اين آب انبار كهن ترين آب انبار موجود درقزوين بوده و در اواسط خيابان سپه قزوين، رو به روي جلو خان و سركوچه مسجد جامع كبير و در شمال مسجد جامع كبير قرار گرفته است. باني آن علي خان نامي از اميران بزرگ نظامي بوده كه در اواخر سده يازدهم آن را بنا كرده است. كتيبه اين آب انبار به خط نستعليق و در روي سنگ مرمر كنده شده است. اما در تعميرات بعدي بنا، سنگ‌هاي كتيبه آن پس و پيش كار گذاشته شده و برخي از سنگ‌هاي آن شكسته و از ميان رفته است. يكي از دو گوشوار طرفين سردر آب انبار از بين رفته است. مسقف راه شير به شكل طاق آهنگ با قوس تيزه دار ساخته شده و دو فضا با طاق چهار بخشي در ابتدا و انتها ي آن قرار دارد و سقف مشبكي در وسط كار تهويه را انجام مي دهد. مخزن آب گير كه گنجايش 1800 متر مكعب آب دارد, با شيوه دو تويزه آجري و سه گنبد پوشش يافته و پلكاني جداگانه براي لاي روبي دارد. قطر ديوارهاي چهار سوي مخزن به 40/2 متر مي رسد.آب انبار حاج كاظم قزوين اين بنا در انتهاي خيابان تبريز و محله مغلاوک قزوين واقع شده و بزرگ ترين و زيباترين آب انبار قزوين به شمار مي‌آيد كه حدود سال 1256 هجري ساخته شده است. بناي آب انبار حاج كاظم مشتمل بر سر درب بزرگ كاشي كاري شده، محوطه آب انبار با 4 پله سنگي و چهار هواكش كه اكنون تنها يكي از آنها بر جاي مانده است. بر بالاي درگاه ورودي آب انبار دو كتيبه مرمرين نصب شده كه بر آنها به شعر عباراتي به تاريخ 1256 نوشته‌اند. براساس محتواي اشعار، به نظر مي‌رسد آب انبار به هزينه حاج كاظم و بعد ا زمرگ وي توسط حاجي اسمعيل نامي ساخته شده و ثواب آن نثار روح حاج كاظم شده است. هم چنين در آخر كتيبه اصلي آمده : «به سركاري محمدرضا ـ كتيبه ميرزا كاظم قزويني ـ حجره استاد عابديني. اين بنا به شماره 933 به ثبت تاريخي رسيده است.آب انبار حكيم قزوين اين بنا در حاشيه خاوري خيابان شهدا و پشت بازارچه واقع شده است و در حدود 1242 هجري قمري توسط حاج ميرزا حكيم بنا شده است. اين آب انبار سي و شش پله و كتيبه‌اي به خط سفيد روي كاشي بنفش دارد. آب انبار حكيم به شماره 1336 به ثبت تاريخي رسيده است. سردرب زيباي اين آبگير كه داراي رسمي بندي است به راه شيري مي پيوندد كه در فضاي آغازين آن دو سكوي سنگي در دو سويش قرار دارد و كاربندي سقف آن به زيبايي اش افزوده است. طاق مخزن به صورت آهنگ و آجري است كه بيش از 900 متر مكعب آب را در خود جاي مي دهد.آب انبار شيشه‌گر قزوين اين آب انبار در محله درب كوشک قرار دارد و متصل به مسجد شيشه‌گر و مشرف به گورستان متروكي به همين نام است. باني آن حاجي حسن نامي است و تاريخ بناي آن 1254 هجري قمري مي‌باشد. اين آب انبار كتيبه‌اي از كاشي بنفش دارد كه اشعاري با خط نستعليق و به رنگ سفيد بر آن نوشته شده است.آب انبار پنجه علي قزوين اين آب انبار بزرگ و وسيع در محله خيابان قزوين قرار گرفته است و به مسجد و مدرسه پنجه علي متصل است. باني اين بنا، حاجي رمضان نامي بوده است و بنا، كتيبه منظومي به خط نستعليق دارد كه بر روي سنگ مرمر كنده شده است آب انبار حاج كريم قزوين اين آب انبار در محله درب كوشک قزوين و رو به روي حمام آقامجيد قرار گرفته است و در 1306 تعمير شده و كتيبه‌اي به خط نستعليق دارد كه بر روي كاشي نوشته شده است.آب انبار حاجي بابا (خطيب) قزوين آب انبار حاجي بابا در محله قملاق (ريگ زار) پشت بازارچه آمعصوم قرار گرفته است و شهرداري قزوين به مناسبت اين كه اين آب انبار در نزديكي خانه خاندان خطيب قرار دارد، آن را به نام آب انبار خطيب نام گذاري كرده است. كتيبه‌اي حاوي نام باني بنا در آب انبار نصب شده است.آب انبار رزگره كوچه قزوين آب انبار رزگره کوچه درخيابان امام خميني قرار دارد و در خاور اين آب انبار، مسجدي نيز قرار دارد كه باختر آن به تون حمام دو در متصل است. اين آب انبار كتيبه‌اي به خط نستعليق دارد كه به رنگ سفيد در زمينه بنفش نوشته شده است.آب انبار حاج ملاآقا قزوين اين آب انبار رو به روي مدرسه و مسجد حاج ملاآقاي قزوين قرارگرفته است . اين آب انبار كتيبه‌اي به خط نستعليق دارد كه بر روي سنگ مرمر كنده شده است.آب انبار خان قزوين آب انبار خان در جنب مدرسه‌اي، به همين نام، در خيابان امام قرار دارد. اين آبگير را ملاوردي خان در سال 1177 بنا كرده است. ولي چنين به نظر مي‌رسد خللي بدان راه يافته است كه عمر باني كفاف نداده تا به مرمت آن بپردازد. پس از 74 سال، يكي از نواده‌هاي باني كه به نام جد خود موسوم بوده است، به سال 1251 هجري قمري، نواقص اين آب انبار را رفع كرده است. اين آب انبار كتيبه‌اي از سنگ مرمر دارد كه اشعاري به خط نستعليق بر روي آن كنده شده است.آب انبار لالو قزوين اين آب انباردرخيابان سعدي، متصل به مدرسه حاجي سيد ابراهيم تنكابني و در رو به روي بازارچه آقا و مسجد مرحوم حاجي موسي بزاز قرار گرفته است. باني آن حاجي محمد نامي بوده و تاريخ پايان بنا 1224 هجري قمري است. قطعه‌اي از سنگ مرمر كه به شكل مربع مستطيل است و اشعاري بر روي آن كنده كاري شده، در قسمت درگاه آب انبار كار گذاشته شده است.آب انبار زنانه بازار قزوين اين آبگير توسط مرحوم حاج ملا عبدالوهاب از علماي بنام دوره قاجار قزوين در كنار مسجد سلطاني بنا شده و ورودي آن از مسگر بازار است . راه شير 43 پله اي آن پوششي از طاق آهنگ دارد و فاقد تزيينات است. مخزن كه گنجايش 2350متر مكعب آب را داراست به شكل مستطيل بوده و در وسط آن چهار ستون بزرگ, كار نگه داري سقف را كه از ده گنبد كوتاه تشكيل شده انجام مي دهند. پنج بادگير مرتفع و پلكاني باريك در مخزن براي لاي روبي كه به شبستان شمال باختري مسجد راه دارد؛ از ويژگي هاي اين آب انبار محسوب مي شوند   دروازه ها در شهرستان قزوين شهر قزوين در گذشته هشت دروازه داشت كه به نام هاي دروازه رشت، باغ شاه، درب كوشک، تبريز، تهران، شيخ آباد، امام زاده حسن و خندقبار معروف بودند. امروزه از آن ميان، تنها دو دروازه درب كوشک و تهران باقي مانده اند. دروازه درب كوشک كه در انتهاي خيابان آزادي قرار دارد، در دوره قاجاريه ساخته شده و در سال 1296 هجري قمري در دوره حكومت عضدالدوله، كاشي كاري شده است. دروازه قديم تهران كه در خيابان تهران قديم قرار دارد، از بناهاي دوره قاجاريه است كه در سال 1347 شمسي مرمت و كاشي كاري شده است.   قلعه ها در شهرستان قزوين قلعه الموت قزوينقلعه الموت مهم ترين ومشهورترين قلعه شهرستان قزوين است كه در شمال خاوري آبادي گازرخان قزوين واقع شده است. اين قلعه با شكوه برسركوهي است كه اطراف آن را پرتگاه هاي بزرگ و بريدگي هاي عجيب فرا گرفته است. به گفته حمد الله مستوفي اين قلعه در سال 226 هجري قمري به دست حسن بن زيد الباقري بنا شده و درشب چهارشنبه ششم رجب سال 483 قمري به تصرف حسن صباح در آمده و اكنون آن را به نام قلعه الموت يا قلعه حسن مي نامند. قلعه الموت را كه مردم محل؛ قلعه حسن مي نامند ازدو قسمت تشكيل شده است. قسمت باختري كه داراي ارتفاع بيش تري است به نام جورقلا يعني قلعه بالا و پيلاقلا يعني قلعه بزرگ خوانده مي‌شود. قسمت خاوري آن را جيرقلا يعني قلعه پايين و پيارقلا يعني قلعه كوچک نامند. ديوار خاوري قلعه بالا با قلعه بزرگ كم تراز قسمت هاي ديگر صدمه ديده است. درازاي قلعه حدود 120 متر و پهناي آن بين 10 تا 35 متر متغير است. در جانب شمال باختري قلعه بالا دو اطاق در سنگ كوه كنده‌اند. بين دو قسمت قلعه يعني قلعه بالا و پايين ميداني قراردارد كه ديواري در يك سوي آن قرار دارد كه محوطه قلعه را به دو قسمت تقسيم مي‌نموده است. در حال حاضر درميان ميدان آثار فراواني به صورت توده‌هاي سنگ وخاك مشاهده مي‌شود كه بي‌شک باقي مانده بناها و ساختمان هاي فراواني است كه دراين محل وجود داشته و ويران شده است. يكي از شگفتي هاي قلعه حسن يا الموت، سيستم پيچيده آب رساني با تنبوشه هايي به قطر 10سانتي متر است كه از چشمه «كلدر» آب را به دژ رسانده و درحوض هاي سنگي ذخيره مي كرده اند. درجنوب باختري اين قسمت از قلعه, درميان شيب بسيار تندي كه به پرتگاه هاي عميق مي رسد؛ حوضي در دل سنگ به ابعاد تقريبي5×8 متر كنده اند كه هيچ گاه ازآب خالي نشده است.اين قلعه؛ بسيارمورد توجه گروه هاي گردشگري است و هرساله مورد بازديد گروه هاي گردشگري ايراني و خارجي زيادي قرار مي گيرد.قلعه شميران قزوين اين قلعه در كنار درياچه سپيد رود بر بالاي تپه اي مرتفع و سنگي كه رود قزل اوزن از جنوب آن مي گذرد, قرار دارد . پيشينه بناي آن را به دوران پيش از اسلام نسبت مي دهند و در طول سال هاي سده چهارم هجري تخت گاه كنگريان بوده است. دژ شميران نزديك به دو قرن جزو قلعه هاي اسماعيليان بوده و پس از هجوم هلاكو تا پايان دوره صفوي نيز دركشمكش هاي سياسي اهميت زيادي داشته است. طرح كلي بناي قلعه به شكل مستطيل و ارتفاع برج ها و ديوار نزديك به پانزده متر است كه تمامي آن را با كمك سنگ هاي لاشه و ملاط گچ به ضخامت هشت پا ساخته اند و در فاصله هاي يك متري كلافي چوبي در دل ديوار به كار برده اند كه علاوه بر استحكام و همبستگي اجزا ، نظمي منطقي به بنا بخشيده و از دور به صورت يك رج سنگ خود نمايي مي كند. در ديوار شمالي قلعه دو برج شكوهمند وجود دارد كه در قسمت بالا دارا ي پنجره هاي بلند مستطيل شكلي با قوس تيزه دارهستند كه بيش تر براي نگهباني پايين قلعه از آن ها استفاده مي شده است . طرزساختمان ديواره غربي قلعه با جانب شرقي تفاوت دارد و به جاي برج هاي مدور، ديواري صاف بر آورده اند كه نماي خارجي ساختمان هاي اين بخش قلعه به شمارمي رود و به تمامي از ملاط گچ پوشش يافته و به خوبي حفظ شده است . قسمت جنوبي دژ نيز ديواري صاف دارد كه به خاطر رود قزل اوزن از امنيت بيش تري برخوردار بوده و نيازي به استحكامات دفاعي بيش تر احساس نمي شده است .قلعه لمبسر قزوين بزرگ ترين و مستحكم ترين قلعه اسماعيليان در ايران درسه كيلو متري شمال خاوري رازميان – مركز بخش رودبار شهرستان- قرار دارد كه دره هاي عميق نينه رود و لمّه در دسترسي به آن را از شرق و غرب غيرممكن ساخته اند و تنها از دو دروازه شمالي و جنوبي مي توان به دژ وارد شد. شيب كوه كه از شمال به جنوب كشيده شده و اختلاف دو سطح آن به 150 متر مي رسد, حدود 480 متر درازا دارد و پهناي قلعه بيش از 190 متر است. تاريخ بناي اصلي قلعه را به پيش از اسلام نسبت مي دهند و پس از تصرف آن در شب چهارشنبه بيستم ذي القعده سال 489 هجري توسط كيا بزرگ اميد بازسازي شده و توسعه يافته است. ديواره هاي عظيم دولايه با ارتفاعي بيش از ده متر از سنگ هاي بسيار بزرگ، ساختمان اصلي در بخش شمالي دژ با ديوارهايي به قــطر يك متر و بيست سانتي متر از سنگ تراشيده، مخازن عظيم و شگفت آور آب و غلاّت در جنوب و جنوب خاوري قلعه، چند برج و سيستم آبرساني در اين قلعه وجود دارد كه هر بيننده اي را به حيرت وا مي دارد.برج هاي دو گانه شميران قزوين دو برج آرامگاهي سنگي كه از معماري همانندي برخوردارند در غرب قلعه تاريخي شميران بنا شده اند كه آرامگاه كوچك و بزرگ و قلعه ساسان ناميده مي شوند . برج كوچك به قلعه نزديك تر است و بر روي تپه منفرد كم ارتفاعي قرار دارد . طول اضلاع هشت گانه اين برج از بيرون 20/3 و از داخل 90/1 متر است كه تا زير سقف ، تمامي با سنگ لاشه و قلوه ساخته شده و نماي خارجي آن را با ملاط گچ پوشانده اند . داخل هريك از اضلاع كه در ميان دو ستون مدور قرار گرفته در جهت طولي به دو قسمت تقسيم شده است كه در بخش بالا, قابي به وجود آمده و داخل آن با آجر دو طرح به شكل برگ گشنيز يا طاق نماي شكنجي ايجاد شده كه در عين سادگي لطافت خاصي دارد. كاربندي زير گنبد – كه اكنون فرو ريخته – آجري است و با يك رشته تزيينات جالب گچ بري با نقش گل و بوته تركيب شده است . آرامگاه بزرگ ( قلعه ساسان ) نيز برجي هشت ضلعي است كه در قسمت دورتا دور پايين آن ديواري به ارتفاع دو متر بنا شده كه بر روي پايه مزبور ، ستون هاي استوار سنگي بر آورده اند كه تا ارتفاع يك متر به شكل چهار بر و از آن به بعد تا زير گنبد به شكل مدور ادامه يافته اند . اين برج داراي پنجره اي در جانب خاوري و يك ورودي با سردري رفيع و با شكوه در سمت جنوب است . هر ضلع برج از خارج 50/6 و از داخل 25/4 متراست. در كنج ميان دو ضلع و در داخل يكي از ستون ها پله پيچي به عرض 80 سانتي متر جا سازي شده كه به بام برج راه مي يافته است . احتمال داده مي شود گنبد اين برج ، دو پوش و به صورت هرمي بوده و جزو نخستين بناها به اين شيوه است . در بناي برج هاي دو گانه سنگي تارم ، شيوه معماري ساساني از طرز پي بندي و ديوار سازي استوارشان به نحو چشم گيري مشاهده مي شود .برج باراجين قزوين در فاصله 12 كيلومتري از شمال قزوين، محل خوش منظره و خوش آب و هوايي قرار دارد كه به علت ارتفاع زياد، هواي آن از هواي قزوين خنک‌تر است. در اين محل، ‌برروي ارتفاعات جانب چپ، رودخانه عريضي به نام ارنزک جريان دارد. برج بلندي نيز از دور بر فراز اين بلندى خودنمايي مي‌كند؛ چنان كه از مسافتي بسيار دور از ميان دشت‌ها و صحراهاي اطراف قزوين مي‌توان آن را ديد. بلندي مزبور بر تمام محيط اطراف مسلط است و از فراز آن مي‌توان شهر قزوين را به خوبي مشاهده كرد. در مجموع بناي برج بارجين از نظر تناسب، اثري جالب توجه است و چنان مي‌نمايد كه از پايين به بالا، رفته رفته از قطر بنا كاسته مي‌شود. اين برج را مي‌توان از آثار قرن 4 يا 5 هجري قمري به شمار آوردقلعه شير كوه قزوين قلعه شيركوه كه بيدلان نيز خوانده مي شود در نزديكي روستاي باغدشت و بر فراز قله اي كه 1851 متر از سطح دريا ارتفاع دارد, واقع شده است . بايد اين دژ را از استراتژيك ترين قلاع دفاعي اسماعيليان برشمرد؛ چون در محل تقاطع طالقان رود و الموت رود قرار گرفته و به خاطر تسلطش بر سراسر منطقه، گلوگاه مهمي براي رويارويي با مهاجماني است كه به دره گام مي گذاشتند. راه دست رسي به دژ بيدلان دشوار است و به دره هايي با عمق بيش از 600 متر منتهي مي شود كه با ديواره هاي بلند وبرج هاي مستحكم تسخيرناپذير به نظر مي آيد. وجود هشت مخزن بزرگ آب كه با پهناي تقريبي 75/1 و درازاي 6 تا 16 متري در دل سنگ كنده شده اند؛ از عزم جدي قلعه نشينان براي پايداري در محاصره هاي طولاني حكايت دارد . ويژگي منحصر به فرد دژ شير كوه, قلعه اي ايذايي است كه در 5/3 كيلومتري غرب آن قرار دارد و برجك ناميده مي شود و براي اشراف كامل به عبور كنندگان از تنگه طالقان ساخته شده است كه با تعبيه دريچه اي در پايين آن بر سر مهاجمان سنگ و نفت شعله ور فرو مي ريخته اند.كافر گنبدقزوين اين گنبد در روستاي نياق، در 16 كيلومتري قزوين و در نزديكي امام زاده سلطان ويس قرار دارد. اين بنا، نمايي هشت ضلعي دارد كه درازاي هر ضلع آن از خارج 80/2 متر است. در زاويه هر دو ضلع، برجستگي‌اي وجود دارد كه به صورت دور قاب هر ضلع درآمده است. قسمت ازاره بنا از سنگ و بقيه آن با آجر ساخته شده است . نماي خارجي بنا هيچ گونه تزييني ندارد و تنها در قسمت بالا، يک رج آجركاري كه در امتداد جرزهاي نبش با برجستگي كم تري بالا رفته، شكل يک قوس و طاق نماي تزييني را به وجود آورده است. در وسط سه ضلع از هشت ضلع بنا، سه درب ورودي تعبيه شده كه در بالاي دو درب شمالي و غربي، قوسي تيزه دار و در اطراف آن ها، قاب مستطيل شكلي قرار گرفته است. در حال حاضر, درب خاوري با لاشه سنگ مسدود شده است. محوطه‌اي كه بنا بر روي آن ساخته شده، صفه‌اي است كه در دوران آباداني وسعت بيش‌تري داشته است. احتمال دارد سردابي نيز در زير بنا وجود داشته باشد. اين بنا با توجه به شيوه معماري آن، ممكن است آرامگاهي مربوط به قرن ششم يا هفتم هجري بوده باشد. ميمون قلعه قزوين درجنوب شهر قزوين قلعه اي در دو طبقه با دهليزهاي عمود بر هم و اتاق هاي جانبي وجود دارد كه گنبد ميانيش فرو ريخته و بقايايي از هشت برج آن باقي است . عده اي آن را مهمان قلعه خوانده و گروهي به ميمون بن عون كاتب – سردار موسي الهادي عباسي – در قرن دوم نسبت مي دهند . اين قلعه بنايي است مربع شكل به ابعاد تقريبي 70*70 متر كه از خشت هاي 30*30 سانتيمتر با ملاط شفته, ساخته شده است . طبقه زيرين ميمون قلعه از خاورتپه با سه تونل به باختر تپه منتهي مي شود و يك تونل شمالي – جنوبي اين تونل ها را به هم متصل مي سازد . برخي از سفالينه هاي به دست آمده در قلعه نشان از كاربرد آن تا دوره آل بويه دارد برج سنگي با كتيبه كوفي قزوين بر روي تپه اي كه در جانب شمال خاوري قلعه ساسان – از دهستان طارم قرار دارد ، برج سنگي ويرانه اي كه با سنگ لاشه و ملاط گچ ساخته شده است، ديده مي شود. با گذشت زمان، اين برج آسيب‌هاي فراواني ديده است. درسال 962 اين برج توسط يكي از باستان شناسان خارجي به نام «ويلي» مورد مطالعه قرارگرفته است. در اين بررسي، كتيبه اي به خط كوفي تزييني در قسمت زير سقف آن مشاهده شده كه فقط دو كلمه آن باقي مانده و بقيه آن فرو ريخته است. خط كوفي اين كتيبه، از نظر زيبايي و ارزش هاي هنري، از زيباترين نمونه هاي خط كوفي تزييني به شمار مي رود.برج ناقوس قزوين بناي اين برج به صورت چند ضلعي نامنظم و از تركيب دايره و مربع ساخته شده است. سطح بيروني بنا را ستون هاي چسبيده به ديوار با سرستون هاي گلداني شكل و آجركاري برجسته و پنجره‌هاي دو سويه چوبي با سقف قوسي شكل تزيين نموده است. برج به صورت دو طبقه ساخته شده و به صورت يك چهار طاقي با دو ستون برآمده و سه ستون ساده است كه بر روي آن يك بناي هشت ضلعي با سقف گنبدي قرار گرفته كه اين سقف گنبدي كاشي‌كاري شده است. تزيين داخلي بنا تركيبي ازطاق و قوس و طاقچه تعبيه شده در ديوارها، طاق نما و گچ‌بري است.پله گنبد قزوين پله گنبد كه در 37 كيلومتري جاده قزوين ـ رشت و بر فرازيک رشته بلندى قرار گرفته است، بنايي مدوراست كه به جز گنبد آن، به تمامي از سنگ لاشه و با دقتي در خور ستايش ساخته شده است. بر روي نماي خارجي بنا، پنج برجستگي به صورت ستون‌هاي مدور تعبيه كرده‌اند. ورودي بنا، در خاور آن و در ميان يک جلوخان مستطيل شكل جاي دارد. پوشش زيرين بنا به صورت يک گنبد آجري مخروطي شكل در ميان ديوار‌هاي جانبي برج ديده مي شود. محيط پايه برج كمي بيش‌تر از محيط قسمت بالاي آن است. قطر ديوار برج به نسبت زياد و نزديک به يک متر است. از وضع كلي بنا چنين بر‌مي‌آيد كه گنبد آجري، ‌بعدها بر روي بدنه سنگي ساخته شده است. درميان اهالي رواج دارد كه اين بنا، آرامگاه پهلواني بوده است. در خصوص تاريخ ساخت بنا و شخصيت مدفون در آن، مدارک يا اطلاعاتي موجود نيست.ايوان سنگي نياق (قلعه نياق) قزوين درباختر آبادي نياق درشهرستان قزوين؛ كوه سنگي يك پارچه و كم ارتفاعي وجود دارد كه آثارطبيعي و مصنوعي باقي مانده بر فراز آن را «ايوان نياق»، «ديوايوان» و «طاق محمد حنيفه» نام نهاده اند. گفته مي شود كه وجه تسميه اين منطقه به علت استقرار9 ياغي دراين منطقه بوده كه نه ياغ و به مرور زمان به نياق تبديل شده است. درزيرديواره نسبتا بلند كوه, نيم طاق طبيعي زيبايي از سنگ به ارتفاع تقريبي ده متر به وجود آمده و سطح سنگي گسترده اي وجود دارد كه به روستاي نياق و چشم اندازهاي مجاور آن مشرف است. اين ايوان سنگي يك تكه و صدفي شكل, يكي از نماهاي بسيار زيباي منطقه است كه قلعه نياق نيز ناميده مي شود. در قسمت جنوب باختري اين صفه، حوضي سنگي به درازاي 8 و پهناي 5/2 متر كنده شده كه با هفت پله از سنگ تراشيده به عمق آبگير مي رسد و همواره داراي آب است. بر بالاي ايوان؛ قلعه اي وجود داشته كه آثار قابل ملاحظه اي از آن باقي نمانده و تنها مخازن ذخيره غله و حبوبات آن يادآورگذشته پرشكوه قلعه و ايوان نياق است.   آرامگاهها در شهرستان قزوين آرامگاه حمد الله مستوفي قزوينمقبره حمد الله مستوفي نويسنده و تاريخ نگار معروف سده هشتم ( تولد 680- وفات حدود 750) و مؤلف تاريخ گزيده ، نزهه القلوب و ظفر نامه از بناهاي دوره ايلخاني است. مزار وي در محله ملك آباد قزوين، درسردابي واقع شده كه برروي آن بنايي به شكل مربع ساخته اند كه پيش از گنبد به هشت ضلعي تبديل شده و دور تا دور آن مقرنس كاري است. گنبد فيروزه اي مخروطي آن و كتيبه اي كه به خط ثلث به معرفي پدران و آثار مستوفي پرداخته, اين بقعه را از ساير آثار تاريخي شهر ممتاز كرده است .آرامگاه خليل بن غازي (ملا خليلا) قزوين اين آرامگاه در يكي از كوچه‌هاي ميدان محله آخوند قرار دارد و به مولا خليلا «طيب الله تربته» ـ متوفاي سال 1089 هجري قمري ـ منسوب است. آرامگاه دربي بزرگ و حياطي نه چندان بزرگ با ديوار آجري دارد. در انتهاي جنوبي حياط، چند مزار ديده مي‌شود كه يكي از آرامگاه مرحوم مولا خليلا و سه قبر ديگر، از آن فرزندان آن مرحوم به نام‌هاي سلمان، احمد و ابوذر است. اين محوطه در سابق ‌مدرسه و جايگاه تدريس مرحوم مولا خليلا بوده است. آرامگاه امام احمدغزالي قزوين اين آرامگاه در كوچه امام زاده اسماعيل و نزديک خيابان پيغمبريه قزوين قرار دارد و عده‌اي از مردم قزوين اين‌ آرامگاه را آرامگاه احمد غزالي ـ برادر محمد غزالي ـ مي‌دانند كه در قزوين زندگي مي‌كرده و بين سال هاي 504 تا 527 هجري قمري درگذشته است. به دنبال سياست هاي شاه عباس اول در سخت گيري عليه عرفا و فلاسفه و تخريب مرقد وي, گروهي از مريدان بقاياي جسد اورا به محل فعلي در كوچه امام زاده اسماعيل منتقل كرده و آرامگاه جديدي ساختند. اين بنا پس از فراز و فرود ها ي بسيار و تخريب مجدد در زمان محمد شاه قاجارهم اكنون به نام مسجد احمديه شناخته شده كه توسط مجد الاسلام قزويني به سال 1328 هجري بنا شده است. دركنار مقبره غزالي ، آرامگاه ديگري متعلق به سلطان سيد محمد ولي مورخ ذيقعده 1035 هجري قرار دارد .آرامگاه رييس المجاهدين قزوين اين آرامگاه در بيرون شهر قزوين و كنار جاده قديم ـ كرج قرار گرفته است. بناي آرامگاه كه نقشه مستطيلي دارد، در دو طبقه ساخته شده است و درازاي آن 15 و پهناي آن 60/12 متر است. طبقه زيرين، شامل سرداب و آب انبار است كه با آجر و سنگ ساخته شده است و راه ورود به آن، پلكاني است كه در جهت جنوبي بنا و زير دو پنجره اتاق‌هاي طبقه اول قرار دارد. سنگ مزار شكسته است؛ ولي بر روي آن تاريخ 1333 هجري قمري حک شده و نام تراشنده آن «ميرزا عبدالله» هنوز بر روي آن خوانده مي‌شود. سنگ قبري متعلق به همسر رييس المجاهدين كه «آسيه» نام داشته، در ديوار شمالي اطاق آرامگاه نصب شده است. شخصيت مدفون در اين آرامگاه ميرزا حسن رييس المجاهدين، فرزند ميرزا مسعود شيخ الاسلام قزويني است. او از مجاهدان دوره مشروطيت در قزوين است كه در فتح تهران با سپاه آزادي خواهان كه از گيلان حركت كرده بود، همكاري داشت و پس از فتح قزوين، سران مستبد اين شهر را از ميان برداشت.گورستان حسن آباد قزوين در گورستان قديمي دامنه شاه كوه و روستاي حسن آباد كه در كنار شاهرود واقع شده سه بناي سنگي وجود دارد كه به دوران پيش از اسلام منسوب است. روستاي حسن آباد در جانب راست مسير رودخانه شاهرود، و به فاصله يک كيلومتري از آن قرار گرفته است. گورستان اين روستا بر بالاي تپه بلندى مشرف به جاده واقع شده است. بر روي تپه مزبور بناي سنگي هرمي شكلي خودنمايي مي كند كه قسمت پايين آن عبارت از مكعب مستطيلي به درازاي 80/5 و پهناي 50/4 متر است. ارتفاع اين مكعب از سطح زمين ، در هر طرف ، با توجه به شيب زمين، ميان 10/1 و 60/1 متر متغيراست. بر روي پايه بنا، گنبد مخروطي شكل نامنظمي به شيوه بسيار ابتدايي با ارتفاع تقريبي 4 متربنا شده است. طرز بر پا داشتن گنبد چنين است كه از روي لبه داخلي پايه بنا، چهار ديوار برپا شده كه به تدريج به طرف داخل مايل شده اند و در بالا به هم پيوسته اند. ضخامت ديواره گنبد به 30 سانتي متر مي رسد.مصالحي كه بناي مزبور را با آن ها ساخته اند، عبارتند از: سنگ قلوه و سنگ لاشه و ملاط. ابعاد سنگ هايي كه در ساختمان پايه بنا به كار برده شده اند، بزرگ تر از سنگ هاي به كار رفته در گنبد بنا است. در جانب جنوب خاوري بنا، در ورودي بقعه به صورت قوس شكسته پيكاني شكل تعبيه شده است. بالاي قوس درب ورودي نيز پنجره چهار گوش كوچكي به عنوان نورگير قرار دارد. در حال حاضر، براثر فعاليت غيرمجاز جويندگان گنج كه داخل بقعه را در جست و جوي گنج كنده و آن را گود ساخته‌اند، به طور كلي وضع آن به هم ريخته است. با توجه به نوع مصالح و شكل پوشش بنا، مي توان اين اثر را مربوط به دوره ساساني يا آل بويه دانست. مقبره شهيد ثالث قزوين مزار فقيه اصولي و مجتهد پر آوازه قرن سيزدهم ، مرحوم ملا محمد تقي برغاني معروف به شهيد ثالث كه در سال 1263 هجري قمري در محراب عبادت به دست پيروان فرقه بابيه به شهادت رسيد در اين مكان قرار دارد . بناي مسجد مقبره را به دوران آق قويونلوها نسبت مي دهند ، ولي ايوان مجاور قاجاري است . سنگ قبر شهيد ثالث شاه كاري از خوشنويسي ، نقاشي و حكاكي هنرمندان به ويژه ملك محمد قزويني محسوب مي شود .آرامگاه صدر جهان (امام زاده اباذر) قزوين اين آرامگاه كه مورد احترام مردم قزوين است،‌ درارتفاعات شمال خاوري قزوين و در ناحيه كوهستاني خوش آب و هوا و بسيار زيبايي قرار گرفته است. با توجه به هواي خنک اين ناحيه كوهستاني، در سراسر تابستان گروهي از مردم براي زيارت و استراحت چند روزه به آن مسافرت مي‌كنند. درباره نسب اين امام زاده گفته مي‌شود كه او فرزند امام جعفر صادق (ع)است. درسمت راست درب ورودي، پنجره سنگي بسيار جالبي ديده مي‌شود كه به صورت مشبک و با طرح‌هاي ستاره‌اي و شش ضلعي طراحي شده است. در بالاي پنجره مزبور، ‌كتيبه‌اي به تاريخ 1220 هجري قمري وجود دارد. هم چنين در بالاي درب ورودي رواق بنا، كتيبه‌اي به خط كوفي زيبا قرار دارد ‌كه تاريخ 693 هجري قمري را نشان مي‌دهد. گنبد خارجي بنا ازدو بخش گردني و كاسه گنبد تشكيل يافته است. كاشي كاري گنبد به هنگام تعميرات بنا در سال 1343 هجري شمسي انجام شده است. درروي گردني گنبد و بر زمينه لاجوردي، كتيبه‌اي به خط سفيد نوشته شده است و سطح گنبد نيز با كاشي‌هاي دوره قاجار با نقش‌هاي هندسي پوشيده شده است.آرامگاه مير ابراهيم بن معصوم قزوين اين آرامگاه در گورستان عتيق، ‌در سمت جنوبي آرامگاه شاه زاده حسين و خارج از صحن آن قرار دارد. بقعه نقشه مربع دارد و با آجر ساعته شده و طاق آن نيز آجري است. چند تن از عالمان و بزرگان نيز در اين آرامگاه مدفون‌اند. بالاي سر درب آرامگاه كتيبه‌اي به خط نستعليق زيبا از سنگ مرمر كار گذاشته شده است.آرامگاه پير سفيد (مزار پير سفيد) قزوين آرامگاه پير سفيد كه به «مزار پير سفيد»‌ نيز معروف است، در محله پنبه ريسه، در ميان ميدان گاه و حمام ميرزا كريم، قرار دارد. نام صاحب آرامگاه معلوم نيست و به احتمال قوي آرامگاه به يكي از بزرگان صوفيه تعلق دارد و شايد آرامگاه «شيخ جمال الدين رشيق القطني» باشد كه يكي از دوازده تن مريدان «شيخ نجم الدين كبري» ‌و ساكن محله پنبه ريسه بوده كه در سال 650 هجري قمري درگذشته است. آرامگاه مزبور، چهار تاقي سقف داري است كه با آجر ساخته شده است و در وسط آن قبري با معجر چوبي قرار دارد. ظاهراً سنگي هم بر روي مزار بوده است كه برداشته شده و محل آن گود مانده است. در پايين پاي قبر، قطعه سنگي به شكل قلب هست كه در زمين فرو رفته و در حاشيه آن نوشته‌اي به خط نسخ ديده مي‌شود كه با گذشت زمان، فرسوده شده است و خوانده نمي‌شود.   بازارها وتمچه ها در شهرستان قزوين مجموعه‌ بازار قزوينمجموعه بازار قزوين با معماري جالب و قديمي خود، يكي از مكان‌هاي ديدني شهر قزوين است كه در حال حاضر، ‌از آن چند اثر كوچک قديمي به جاي مانده است. در دوره صفويه، بازارها وسعت يافته‌اند و هر بازار به صنفي خاص اختصاص داشته است. در گذر هر يک از اين بازارها مسجد ، حمام ،‌ سراها ، تيمچه‌ها و قيصريه‌اي وجود داشته است كه از آن ميان ،‌ تيمچه‌ها مركز تجارت و قيصريه محل صنعت گران بوده است. قيصريه قزوين با تاق‌هاي آجري و ارتفاع بسيار زياد ،‌ از بخش‌هايي از بازار قزوين است كه به جاي مانده است . اين بازار داراي چهار درب است كه درب شمالي به تيمچه سرباز؛ درب جنوبي به تيمچه سرپوشيده، درب خاوري به سراي وزير و درب باختري به چهار سوق كوچكي متصل مي‌شود. بازارچه سعسدالسلطنه نيز كه از خيابان امام خميني قزوين تا ديوار شمالي مسجد نبي (ص) كشيده شده است. از باقي مانده‌هاي آثار قديمي بازار قزوين است و هشتي بسيار زيبايي دار دكه به سراي سعدالسلطنه متصل مي‌ شود.بازار قزوين مجموعه تاريخي بازار قزوين و بناهاي مرتبط به آن، در مركز بافت قديمي شهر و در مجاورت خيابان امام خميني قرار گرفته و از مجموعه‌هاي با ارزش معماري اسلامي ايران به شمار مي‌آيد. به جهت اهميت شهر قزوين در دوره‌هاي مختلف تاريخي، بازار قزوين نيز از سابقه زيادي برخوردار است، اما بناهاي بر جاي مانده معرف آثاري از دوره صفويه به بعد و به ويژه دوره قاجاريه است. دراوايل دوره صفويه كه قزوين به عنوان پايتخت كشور انتخاب شد، از طرف شاهان صفوي به ويژه شاه تهماسب اول اقدامات عمراني زيادي در قزوين صورت گرفت كه از جمله آن ها مجموعه بازار به همراه سراها ، تيمچه‌ها ، بازارچه‌ها و ... بود. در دوره قاجار نيز هر چند قزوين ديگر پايتخت نبود اما مجموعه بازار گسترش يافت و تعدادي از بناهاي قديمي بازسازي شد و بناهاي جديدي نيز به اين مجموعه اضافه شد. مجموعه بازار تاريخي قزوين در دوره اخير صدماتي متحمل شده و بخش‌هايي از آن تخريب شده است، با اين حال بناهاي حاضر، مشتمل بر شاخه‌هاي اصلي و فرعي بازار ، بازارچه‌ها ، قيصريه ، (كه در خيابان كشي تخريب شده است) سراها و تيمچه‌ها، تا حدود زيادي اصالت تاريخي و نقش اقتصادي و اجتماعي خود را حفظ كرده است .سراي سعديه (سراي سعدالسلطنه) قزوين سراي سعديه كه در خيابان امام خميني قرار دارد ، يكي از وسيع‌ترين و كامل‌ترين سراهاي قزوين استس و توسط سعدالسلطنه ، فرماندار قزوين در دوره قاجار، ‌بنا شده است. سراي سعديه ساختماني است يک طبقه با حياطي بسيار بزرگ كه دراطراف آن حجره‌هايي ساخته‌اند. تاق‌هاي حجره‌ها يزدي بندي شده است. در اين سرا از شمال آن است و به خيابان امام خميني باز مي‌شود. هشتي بنا كه پس از در ورودي قرار دارد، با آجر و كاشي تزيين شده و سقف يزدي بندي شده, دارد. در ضلع‌هاي خاوري ، باختري و جنوبي حياط اصلي نيز حياط‌هاي كوچک‌تري وجود دارد كه در اطراف آن‌ها نيز حجره‌هايي ساخته شده است.تيمچه سربازقزوين بناي دو طبقه تيمچه سرباز در شمال قيصريه قرار دارد. درب ورودي اين تيمچه داراي قوس كلي است. لچكي‌هاي طاق نماي حجره‌هاي آن با كاشي‌هاي زرد و صورتي كه نمايش گر صحنه‌هاي شكار، گل و بوته و پرندگان‌اند، تزيين شده است. درب ها نيز داراي ارسي‌هاي چوبي بسيار زيبايي هستند.سراي حاجي رضاقزوين سراي حاجي رضا بنايي بسيار عالي و وسيع است كه حياطي بزرگ دارد . بناي دو طبقه آن در دو اشكوب ساخته شده و به وسيله تاق‌هاي زيبايي به صورت يک تيمچه درآمده است. در گذشته، اين سرا محل داد و ستد بازرگانان تبريزي و قفقازي بود و از سراهاي قابل توجه به شمار مي‌رفت. ولي اكنون به حال نيمه متروک درآمده است. درشمال اين سرا، محوطه شترخان و جايگاه بارانداز جاي گرفته كه درب آن به بازارچه وزير باز مي‌شود . اين محوطه، درب كوچكي هم از درون سرا دارد. اكنون از حجره‌هاي اين سرا به عنوان انبار استفاده مي‌شود.سراي ضراب خانه قزوين سراي ضراب خانه كه بنايي دو طبقه است و گويا محل ضرب سكه بوده است، پيش از جنگ جهاني اول،‌ مركز فعاليت تجاري بوده و در حال حاضر رونق چنداني ندارد.اين سرا درميان بازار قزوين و نزديک به چهار سوق بزرگ قرار دارد و در خاوري آن به بازار بزازها گشوده مي‌شود. درب جنوبي سرا به طرف بازار و نزديک به حمام جلودار قرار گرفته است.سراي وزير قزوين سراي وزير كه در محوطه بازارچه وزير ـ رو به روي قيصريه ـ قرار گرفته است، بنايي دو طبقه است. طبقه پايين سرا حياطي وسيع دارد. در چهار جانب آن حجره‌هايي قرار دارند كه لچكي‌هاي طاق نماي آن‌ها با آجربندي تزيين شده است. براي ورود به طبقه بالا، در هر طرف ، دو راه پله وجود دارد. حجره‌هاي طبقه بالا درهاي چوبي بسيار زيبايي دارند. از ويژگي‌هاي خاص اين سرا، لچكي‌هاي طبقه بالاي آن است كه با كاشي‌هاي بسيار زيبايي به رنگ‌هاي سبز، زرد،‌ لاجوردي و آبي با نقش‌هاي زيبايي مانند شكارگاه، خورشيد، پرندگان و گل و بوته تزيين شده است.سراي شاهرودي قزوين سراي شاهرودي در باختر رودخانه شهر قزوين قرار دارد و آن چه باعث شهرت و اهميت اين سرا شده است، نقش اين سرا به عنوان پناه گاه مشروطه خواهان در زمان جنبش مشروطيت است. اين سرا زماني حياط بيروني خانه مرحوم «حاج محمد حسن شاهرودي» بود كه او آن را به سرايي تبديل كرد. «حاج محمدحسن بادكوبه‌اي» تاجرباشي رو سكه سمت شهبندري دولت عثماني را بر عهده داشت به واسطه خويشاوندي با «حاج محمدحسين شاهرودي» ، يكي از حجره‌هاي اين سرا را محل كار خود قرار داد و اين هنگامي بود كه مليون ايران عليه محمد علي ميرزاي قاجار قيام كردند. در سال 1327 هجري قمري ، گروهي از ميهن دوستان و مشروطه خواهان قزوين از بيم سواران قراچه داغي و سربازان سيلاخوري و فرماندار وقت به شهبندري (يعني همين سرا) پناهنده شدند و آن را پناهگاه خود قرار دادند. اكنون بخشي از اين سرا به خيابان مولوي افتاده و بقيه آن به صورت پاساژي درآمده كه محل بار فروشي است. سراي رضوي قزوين سراي رضوي از آثار دوره قاجار است و برخي نيز اعتقاد دارند كه اين بنا از آثار دوره صفويه مي‌باشد. اين بنا که در جنوب قيصريه واقع شده است، بنايي دو طبقه است كه سه در ورودي دارد. يكي از اين درها به بازارچه وزير، ديگري به قيصريه، و سومي به بازار بزازها گشوده مي‌شود. در همه حجره‌هاي اين سرا فعاليت بازرگاني انجام مي‌شود.تيمچه درويش مهدي قزوين تيمچه درويش مهدي در ميان چهار سوق بزرگ و حمام جلودار، و در برابر در جنوبي سراي ضراب خانه واقع شده است. اين تيمچه قبلاً جايگاه شاهين سازها بود، ولي در حال حاضر بار فروشي است.تيمچه رضوي قزوين اين تيمچه به سرمايه «حاج سيد ابوالقاسم رضوي اصفهاني» ساخته شده است. اين شخص تجارت خانه خود را كه درسراي سعادت بازار قزوين بود، به اين جا انتقال داده بود و فقط از اين تيمچه استفاده مي‌كرد. اكنون اين تيمچه در دست بازماندگان اوست و به چوب فروشي تبديل شده است.سراي گلشن قزوين سراي گلشن که در دوره قاجار ساخته شده است، در شمال خيابان اصلي قزوين قرار دارد و بنايي دو طبقه است. اكنون تعدادي از بازرگانان در اين سرا به داد و ستد مشغول‌اند. طبقه فوقاني آن براي مدتي محل شعبه بانک استقراضي روس بود و بانک ملي ايران نيز مدتي آن را در اجاره داشت .تيمچه حاج سيد كاظم قزوين تيمچه حاج سيد کاظم در ميان بازار و رو به روي راسته سراج‌ها قرار دارد كه تعدادي از بازرگانان از جمله خود «حاج سيد كاظم چرم فروش» در آن تجارت مي‌كرده‌اند و هم اكنون، اين تيمچه مركز چرم فروشي و بار فروشي است.تيمچه حاج محمد تقي قزوين تيمچه حاج محمد تقي در بازار آهنگرها واقع شده است و در حال حاضر بارفروشي است.  
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

شهرستان فردوس

 

فردوس يكي از شهرستان‌هاي استان خراسان رضوي است كه در بخش مركزي استان واقع شده و مركز آن شهر فردوس است. شهرستان فردوس از طرف شمال به شهرستان گناباد و كوير نمك، از طرف خاور به دهستان نيميلوك و دهستان پساكوه از شهرستان قائن، از جنوب به بخش خوسف و دشت لوت و از باختر به شهرستان طبس و كوير نمك محدود است . در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت شهرستان فردوس 86625 نفر برآورد شده از اين تعداد جمعيت 21874 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي‌كردند.
مهم‌ترين صنايع دستي شهرستان فردوس؛‌قالي‌و قاليچه بافي است كه از روزگار كهن در اين منطقه رايج بوده است. بافت قالي و قاليچه در اين منطقه داراي اهميت نسبي بوده و توليدات آن جزو اقلام صادراتي شهرستان فردوس محسوب مي‌شود. قالي‌هاي بافته شده با طرح محلي و بلوچ و نقش‌هاي ترنج و قنديلي عرضه مي شوند. فرش بافي در شهرستان طبس پيشينه تاريخي دارد و از گذشته هاي دور يكي از منابع اصلي درآمد مردم بوده است بافتن قالي به گونه سنتي و قاليچه هاي دو متري با دارهاي خوابيده است. بعضي از گونه هاي قالي اين منطقه را قاليچه هاي محلي و سنتي دومتري، سنتي مشهور به خود رنگ، نقشه‌خشتي و نقشه‌نايين تشكيل مي‌دهد. امام‌زاده در گوشه باختري ميدان بازار شهر فردوس، حوض سيدي، مدرسه حبيبيه، مدرسه شيخ، مدرسه عليا، مسجد جامع و مسجد كوشك در خاور شهر و كنار دروازه قاين برخي از مهم ترين ديدني هاي شهرستان فردوس را تشكيل مي دهند.

 

مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان فردوس

مسجد كوشك فردوس
مسجد كوشك فردوس در خاور شهر و كنار دروازه قاين قرار دارد. داراي ايوان ، شبستان ، صحن و محراب است . بر پيشاني قوس محراب، كتيبه‌اي مزين به گچ‌بري و گل و بوته است ، كه تاريخ بنا ، بر آن 554 هـ . ق ، نگاشته شده است . از كيفيت بنا و كتيبه‌هاي دراويش، به ويژه آيه پيشاني محراب پيداست كه اين بنا در اصل نه يك مسجد، بلكه شايد يك خانقاه و در دوره‌هاي دورتر شايد يك آتشكده بوده است.
مسجد جامع رقه فردوس
اين بنا در روستاي رقه در 18 کيلومتري بخش بشرويه شهرستان فردوس در جنوب استان خراسان واقع شده و بناي اوليه آن از معدود آثار دوره خوارزمشاهيان است. اين بناي خشت و گلي در اصل به صورت دو ايوانه بوده که زلزله و تغييرات مکرر، صورت اصلي را تا حدود زيادي دگرگون کرده است. ورودي بنا در گوشه شمال شرقي و جنوب غربي واقع اند. صحن مسجد به ابعاد 80.11 * 10 متر است و در اضلاع غرب و شرق وجنوب آن، سه ايوان با رواق ها و اتاق در جهت غرب و شرق داشته و وجود محراب گچي در ايوان غربي، نشانه تعلق آن به حنيفان است. پوشش سقف ايوان شرقي وغربي درگاهي وجود دارد که به فضاهاي جانبي راه پيدا مي کند. مصالح اصلي ايوان‌ها آجر بوده که در دوره هاي تعميراتي، خشت جايگزين شده است. ايوان جنوبي با پوشش طاق و قوس از الحاقات دوره بعدي است. در طرفين ايوان غربي، دو شبستان کوچک مرکب از يک ناومرکزي و سه چشمه طاق ساخته شده که گچ اندود است. دهنه هاي روبه صحن نيز ساده و فاقد هرگونه تزييني است بناي مزبور در حال حاضر در وضعيت بدي قراردارد. پوشش ايوان ها فرو ريخته و به صورت نيمه ويران درآمده است
مسجد جامع فردوس
دارالمؤمنين تون يا مسجد جامع توسط آخوند ملا اكبر توني ساخته شده است . شايد اين مسجد از سده 6 هـ. ق، باشد ، يعني پيش از حمله هولاكوخان مغول ، كه مردم آن ، اسماعيلي بودند ، در اين صورت شايد مسجد جامع ، همان مسجدي باشد ، كه مقدسي در احسن التقاسيم ، از آن ياد كرده و گفته است :
«
قلعه و مسجدي نيكو دارد و بيشتر اهل آن ، بافندگانند . »
اين مسجد ،‌ در زلزله شهريور 1347 هـ . ش ، فرو ريخت و اكنون تنها ايواني بر جاي است با رواق‌هايي آسيب ديده، بر گرداگرد صحن آن‌ كه پس از بازساري به عنوان بناي يادگاري از شهر پيشين فردوس ، خودنمايي مي‌كند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

شیراز


  شيراز نگين درخشان فرهنگ و تمدن ايران زمين و يكي از زيباترين و نام دارترين مناطق ايران است. شيراز با سابقه تاريخي منحصر به فرد خود مجموعه‌اي از تمدن باستاني جهان را در برداشته، وارث تمدن اقليم پارس و نشانه اي از هويت باستاني و سهم بسيار ارزشمند ايران در تمدن و فرهنگ جهان است. شيراز با موقعيت خاص جغرافيايي خود كه سه فصل از فصل هاي سال، هوايي بهاري دارد؛ سرزمين شعر و شاعري نيز هست و دو مرواريد بزرگ ادبيات جهان ( سعدي و حافظ) زادگاه اين سرزمين هستند و آرامگاه آن ها محفل هنردوستان است. شيراز با مناطق اطراف آن يعني تخت جمشيد، نقش رستم و شهرهاي ديرينه يكي از قديمي ترين مجموعه هاي تمدني جهان است و آثار تاريخي اطراف آن كه از عظيم ترين آثار باقي مانده در جهان است به تمدن كهن ايران، اعتباري خاص داده است.آثار پرافتخار زمان هخامنشي ها و ساساني‌ها، نمايش‌گر ذوق‌حجاري، معماري،كاشي‌كاري، نقاشي و مجسمه سازي مردم فارس پيش از اسلام است. بعد از اسلام نيز فارس ها به خصوص مردم شيراز به شيوه ديرين خود، در كسب هنر و آفريدن صنايع دستي كوشش فراوان به کار برده اند و در اين راه بسيار موفق عمل کرده اند. هنرمندان شيرازي در تاريخ هنر ايران در خط و تذهيب، جلوه سازي و گل و بوته سازي،معماري و گچ بري، خاتم سازي و نقره كاري، ابريشم دوزي، قالي‌بافي و منبت كاري از نام داران و سرآمد هاي اين هنر به شمار مي‌رفته‌اند. امروزه نيز اين منطقه به لحاظ صنايع دستي بسيار قوي عمل مي کند و خاتم كاري، منبت کاري، معرق کاري، قالي بافي، پارچه بافي، نقره كاري، مسگري و بافت گليم هاي زيبا از مهم ترين صنايع دستي شهرستان شيراز محسوب مي شود.
بافت قالي در شهرستان شيراز از سابقه اي طولاني برخورداراست. در تجارت فرش، تمام قالي هاي ناحيه فارس (جنوب غربي ايران) را تحت عنوان قالي شيراز نام مي برند که به طور کامل در صنايع دستي استان فارس توضيح داده شده است. بخشي از فرشينه هاي خمسه هم که به شيرازي معروفند، از نظر جنس متوسط است و به جز بافندگان خمسه، بافندگان روستاهاي غير عشايري نيز آن را مي بافند. اين بافته ها نيزبه نام قاليچه هاي شيرازي مشهورهستند و به کشورهاي ديگر نيز صادر مي شوند.پارچه‌هاي ابريشمي، نخي و پشمي شيراز و ظروف مسي و نقره كاري اين منطقه نيز از شهرت به سزايي برخوردار بوده و گليم بافي هم در اين ناحيه شهرت زيادي دارد. صنايع دستي شهرستان شيراز از جمله صادرات اين شهرستان به شمار مي آيد. خاتم کاري مهم ترين و مشهور ترين صنعت دستي شهرستان شيراز است. خاتم کاري يکي از هنرهاي با ارزشي است که در شرق وجود دارد و مهم ترين صنعت دستي فارسي است که بهترين نوع آن در شيراز توليد مي ‌شود. از گذشته خاتم سازي اطلاع زيادي در دست نيست، زيرا مواد اوليه خاتم بيش تر چسب و چوب است و اين دو ماده بر اثر مرور زمان از بين مي روند. با اين همه در مکان هايي که از نظر مردم جنبه تقدس داشته، به خاتم هايي بر مي خوريم که قدمت دويست تا سيصد ساله دارند. تصور مي شود هنر خاتم سازي براي اولين بار در شهر شيراز به وجود آمده و مركزاصلي خاتم كاري در شيراز باشد. شايد بهترين نمونه اين هنر درعصر حاضر، ميز خاتمي است که در نمايشگاه جهاني بروکسل (سال 1958) مدال طلا را نصيب خود کرد.کهن ترين نمونه خاتم که در دست است متعلق به دوره صفويه است. اين اثرمربوط به بقعه شاه نعمت الله ولي در ماهان کرمان است. در خاتم كاري هاي شيراز بيش تر گل هاي كوچک و ستاره هاي درخشاني كه از مواد مختلف تركيب يافته اند، ديده مي شود.( قطعات كوچک منظمي از ني، مس، قلع، چوب، عاج بريده و آن ها را روي سطحي كه قبلا سريشم زده اند، مي چسبانند.) خاتم كاري بيش تر در روي رحل و صندوقچه هاي كوچک و جعبه هاي آرايش صورت مي گيرد و نيز ممكن است به موجب سفارش، اشياء بزرگ تر از قبيل ميز و صندلي و غيره را نيز خاتم كاري نمايند. درخاتم هاي گران قيمت قسمت هاي فلزي خاتم از طلا يا نقره تشکيل مي شود و به جاي استخوان در ساخت آن ها عاج به کار مي رود. مرغوب ترين نوع خاتم، نوعي است که پره وارو ناميده مي شود و نوع ديگري هم هست که به سيم دار مشهور است. چوب، فلز، استخوان و رنگ سبز، مواد و مصالح خاتم سازي را تشکيل مي دهند. انواع وسايل و ابزار اين رشته عبارتند از: رنده که پشت خاتم را بسيار ظريف مي تراشد، تنگ هاي گوناگون نظير تنگ مثلث سابي، سيم سابي، پره ساب، گل ساب و توگلو ساب، اره، اره سرقطع کن که سر چوب ها يا گل خاتم را قطع مي کند، سوهان که انواع مختلف دارد، پرگار، گونيا، چکش، گاز انبر، مغاز و پرس. منبت کاري از صنايع و هنرهاي دستي شيراز است. واژه منبت به معناي کنده کاري روي چوب است که سابقه اي ديرينه در شهرستان شيراز دارد. شايد بتوان آغاز تاريخ منبت کاري را زماني دانست که انسان نخستين بار با ابزاري برنده چوبي را تراشيده است. مهم ترين ماده اي که روي آن منبت کاري مي کنند چوب است. چوب منبت کاري بايد محکم و بدون گره باشدو براي اين منظور از چوب هاي آبنوس، فوفل، بقم، شمشاد، عناب و گردو استفاده مي شود. شناخت راه چوب يکي از مهم ترين اصول کار است و عاج، صدف و استخوان از ديگر مصالح مورد استفاده در هنر منبت کاري است.معرق کاري يکي ديگر از صنايع روي چوب و با اهميت شيرازي هاست که شيوه جديد آن، پديده تازه اي در ايران است و عمري پنجاه ساله دارد. معرق در اصل بر تکه هاي ريزي از کاشي اطلاق مي شود که در کنار هم چيده مي شوند و فرم هاي مختلفي را تشکيل مي دهند. اين نوع کاشي براي تزيين داخل و خارج گنبدها و سردر مساجد به کار مي رفته است. معرق کاري در قرن ششم هجري يعني در دوره سلجوقيان به سمت کمال رفت و متداول شد. در شيوه تازه معرق روي چوب که به تازگي از منبت کاري جدا شده، طرح مورد نظر روي چوب زده مي شود و به وسيله مغار خالي شده و به جاي آن تکه هايي به همان اندازه از چوب هاي مختلف يا عاج، جاگذاري مي شود. پس از به وجود آمدن اره مويي هاي بسيار باريک، معرق روي چوب وارد مرحله جديدي شد و هنري با ظرافت و اعجاب آور به وجود آمد. در اين مرحله جديد با قرار دادن قطعات مختلف از قبيل صدف، عاج، استخوان، فلز و چوب هاي مختلف رنگي در کنار يکديگر، معرق ايجاد مي شود. معرق کاري هاي شيراز از جمله صنايع دستي صادراتي اين شهرستان به شمار مي آيند. ايلات عمده اي در بخش هاي تابعه اين شهرستان به زندگي كوچ نشيني مشغول هستند. ايل قشقايي در محدوده شمال و شمال غربي شيراز رفت و ‌آمد مي كنند و طوايف عمده آن كشكولي دره شوري، شش بلوكي، قراچه اي فارسيمدان، عمله و لبو محمدي هستند. اين ايل در حال حاضر اهميت و نفوذ سابق خود را از دست داده و داراي ايلخان نيست. ايلات خمسه نيز بيش‌تر در قسمت هاي خاوري و جنوب خاوري شيراز رفت و آمد مي كنند و شامل 5 ايل هستند به نام هاي اينانلو، بهارلو، عرب، نفر و باصري. مردم شهرستان شيراز آريايي نژاد بوده و اهالي اين شهرستان داراي زبان فارسي با گويش ويژه شيرازي هستند كه به زبان فارسي اصيل نزديک‌تر است. تقريبا 97 درصد شهرستان شيراز مسلمان و شيعه مذهب بوده و 3 درصد ديگر را نيز ساير اديان تشكيل مي‌دهند. جاذبه هاي تاريخي متعدد که در گوشه و کنار اين شهرستان پراکنده شده اند، نشان از اهميت و عظمت اين منطقه در دوره هاي باستاني، اسلامي و معاصر دارند. آرامگاه کوروش کبير که در دشتي پهناور قرار گرفته و از سنگ هاي سفيد رنگ ساخته شده و قدمت آن به دوره هخامنشيان مي رسد، مسجد جامع عتيق که از كهن ترين مسجد هاي استان فارس و شهرستان شيراز است و قدمت آن به دوره هاي اوليه اسلام مي رسد، مسجد وکيل که از شاهكارها و آثار پر ارزش دوره زنديه است و دروازه قرآن که از شهرتي جهاني برخوردار است، نمونه هايي از آثار دوره هاي مختلف در شهرستان شيراز به شمار مي‌آيند. بازار وكيل شيراز که داراي ويژگي هاي خاص و زيبايي خيره کننده‌اي است به همراه باغ هاي مشهوري چون باغ عفيف آباد (باغ گلشن) و باغ ارم‌ که از مشهور ترين باغ هاي ايران در جهان است، در اين شهرستان واقع شده‌اند. نارنجستان قوام از ديگر بناهاي ارزشمند منطقه است که در آن اثر هفت هنر ايراني، (گچ بري، نقاشي سنتي، آينه كاري، آجركاري، سنگ تراشي، معرق كاري و منبت كاري) قابل مشاهده است. شهرستان شيراز از طبيعت بسيارغني، جذاب و ديدني نيز برخوردار است و وجود جاذبه هايي چون تنگ بوان با طبيعت زيباي پيرامونش، پارک ها و گردش‌گاه هاي طبيعي چون گردش‌گاه ميان كتل که زيستگاه گوزن زرد ايراني است، درياچه هاي زيبايي چون درياچه پريشان، چشمه هاي متعدد چون چشمه رچي، دره هاي سر سبز و ... سبب شده اند که اين شهرستان توانمندي هاي قابل توجهي را در زمينه جاذبه هاي طبيعي داشته باشد و همراه با جاذبه هاي منحصر به فرد تاريخي خود، همواره پذيراي طبيعت دوستان و ايرانگردان باشد. مکان هاي ديدني و تاريخيشيراز؛ با سابقه هزاران ساله خود قدمتي به طول تاريخ‌ تمدن و فرهنگ ايران دارد و گوشه گوشه اين منطقه نمايشگه اين ادعاست. شيراز يکي از مشهورترين نقاط ايران در جهان است و همواره در هر محفلي که سخن از شکوه تمدن ايران بوده، نام شيراز در راس فهرست مناطق داراي تمدن ايران آورده شده است. موقعيت طبيعي و جغرافيايي اين شهرستان در فلات ايران، رودخانه هاي پرآب همراه با خاک حاصل خيز و درياچه هاي طبيعي آب شيرين به اين منطقه امکان داده که در دوره هاي مختلف از مراکز مهم فعاليت اقوام ساکن در اين مرز و بوم باشد و يادگارهاي با ارزش تاريخي زيادي را از اقوام مختلف در دل خود داشته باشد. جاذبه‌هاي تاريخي‌متعدد‌که در گوشه و کنار اين شهرستان پراکنده شده اند، نشان از اهميت و عظمت اين منطقه در دوره هاي باستاني، اسلامي و معاصر دارند. آرامگاه کوروش کبير که در دشتي پهناور قرار گرفته و از سنگ هاي سفيد رنگ ساخته شده و قدمت آن به دوره هخامنشيان مي رسد، مسجد جامع عتيق که از كهن ترين مسجد هاي استان فارس و شهرستان شيراز است و قدمت آن به دوره هاي اوليه اسلام مي رسد، مسجد وکيل که از شاهكارها و آثار پر ارزش دوره زنديه است و دروازه قرآن که از شهرتي جهاني برخوردار مي باشد، نمونه هايي از آثار دوره هاي مختلف در شهرستان شيراز مي باشند. بازار وكيل شيراز که داراي ويژگي هاي خاص و زيبايي خيره کننده اي است به همراه باغ هاي مشهوري چون باغ عفيف آباد ( باغ گلشن ) و باغ ارم که از مشهور ترين باغ هاي ايران در جهان مي باشند، در اين شهرستان واقع شده اند. نارنجستان قوام از ديگر بناهاي ارزشمند منطقه است که در آن اثر هفت هنر ايراني، (گچ بري، نقاشي سنتي، آينه كاري، آجركاري، سنگ تراشي، معرق كاري و منبت كاري) قابل مشاهده است.شهرستان شيراز از طبيعت بسيارغني، جذاب و ديدني نيز برخوردار است و وجود جاذبه هايي چون تنگ بوان با طبيعت زيباي پيرامونش، پارک ها و گردشگاه هاي طبيعي چون گردشگاه ميان كتل که زيستگاه گوزن زرد ايراني است، درياچه هاي زيبايي چون درياچه پريشان، چشمه هاي متعدد چون چشمه رچي، دره هاي سر سبز و ... سبب شده اند که اين شهرستان توانمندي هاي قابل توجهي را در زمينه جاذبه هاي طبيعي داشته باشد و همراه با جاذبه هاي منحصر به فرد تاريخي خود، همواره پذيراي طبيعت دوستان و ايرانگردان باشد. صنايع و معادنشيراز از شهرهاي مهم ايران محسوب مي شود و صنايع كارخانه اي در آن پيشرفته و چشم گير مي باشد. انواع كارخانه هاي صنعتي از قبيل نفت ايران، كارخانه هاي تهيه لوله كشي نفت خام، پالايشگاه و پتروشيمي، كارخانجات توليد نخ،‌ كارخانه‌هاي شير پاستوريزه، روغن نباتي،‌ پارچه بافي، جعبه سازي، شيشه سازي، كارخانجات ذوب فلزات، چاپخانه و كارخانه هاي توليد‌ آجر، سيمان، گچ،‌ موزاييک و ... از كارخانه هاي مهم شيراز به شمار مي روند. علاوه بر معادن نمک درياچه هاي شور، معادن سنگ و آهک اين شهرستان نيز نسبتا زياد است كه مهم ترين آن ها معادن احمد آباد، چنار زاهدان، فرهادخاني و چشمه تلخو در اطراف شيراز، و معادن سنگ سروستان و سنگ زرقان مي باشند كه در صنعت كاشي سازي وكاشي كاري اين شهرستان نقش عمده اي داشته‌اند. بازرگاني در شهرستان شيراز از رونق چشم‌گيري برخوردار است. از نظر اقتصادي شهرستان شيراز تقريبا خودكفا بوده و اساس اقتصاد آن بر كشاورزي، دام داري، كارگري، تجارت و صنايع دستي و فرش بافي استوار است. تجارت در اين شهرستان در محور شغلي عمده مردم بوده و صادرات آن را انواع محصولات كشاورزي از قبيل : گندم، جو، ‌بنشن،‌ تره بار، چغندرقند، و برنج و صنايع دستي از قبيل: خاتم كاري، منبت كاري، نقره آلات، گيوه، كلاه نمدي و قالي و محصولات كارخانه اي و صنعتي تشكيل مي دهد. وجه تسميه و پيشينه تاريخيدر افسانه ها آمده است كه شيراز فرزند تهمورس (از پادشاهان سلسله پيشداديان) شهر شيراز را تأسيس كرد و نام خود را بدان بخشيد. به روايتي ديگر، نام اين ديار، "شهرراز" بوده كه به اختصار شهر از و شيراز خوانده شده است.در حالي كه بر اساس تحقيقات "تدسكو" شيراز به معناي مركز انگور خوب است، "ابن حوقل"، جغرافي دان مسلمان قرن چهارم هجري، علت نامگذاري شيراز شباهت اين سرزمين به اندرون شير مي داند، چرا كه به قول او عموما" خواربار نواحي ديگر بدانجا حمل مي شد و از آنجا چيزي به جايي نمي بردند. و بالاخره بنا به نوشته كتاب "صورالاقاليم"، از جهت وجود دام هاي بسيار در دشت شيراز، آنجا را "شيرساز" ناميده اند.باري، بيش از هر چيز نام زيبا و سحرانگيز شيراز كه واژه اي فارسي است، بهترين گواه بر اين باور است كه برخلاف پندار پاره اي از جغرافي دانان مسلمان، تأسيس اين شهر به قرن ها قبل از ورود اسلام به ايران باز مي گردد، شيراز، هم اكنون نيز در محل تقاطع مهمترين راه هاي ارتباطي شمال به جنوب و شرق به غرب كشور است و اين موقعيت در ادوار قبل از اسلام شاخص تر بوده، چرا كه در عهد هخامنشيان، شيراز بر سر راه شوش (پايتخت هخامنشي) به تخت جمشيد و پاسارگاد بوده و در عهد ساسانيان راه ارتباطي شهرهاي بسيار مهمي چون بيشابور و گور با استخر، از جلگه شيراز مي گذشت. در نتيجه مسلم است كه چنين محل حاصلخيز و خوش آب و هوايي كه در تقاطع مسيرهاي مهمي كه برشمرده شد، قرار داشته، هرگز خالي از آبادي و سكنه نبوده است. وجود آثار قديمي مانند قصر ابونصر در حوالي شيراز كه قدمت آن به دوره اشكانيان مي رسد و نقوش برجسته برم دلك، (در چندكيلومتري شرق قصر ابونصر) كه از آثار دوره ساساني است و قلعه بزرگ بندر (فهندر، پهندر، قهندز، كهندژ) در سمت شرق تنگ سعدي و چند نقش برجسته در دهكده گويم در چهار فرسنگي شمال غرب شيراز و همچنين پيدا شدن سكه هايي در ضمن حفاري هاي قصر ابونصر، كه بر آنها با خط پهلوي نام شيراز نقش بسته است، جملگي بر وجود شهر يا بلوكي به نام شيراز، در همين محل در دوران قبل از اسلام دلالت دارد.علاوه بر آنچه گفته شد، كاوش هاي باستان شناسي در تخت جمشيد، به سرپرستي كامرون در سال 1314 ه.ش، به پيدايش خشت نبشته هايي انجاميد كه بر روي چند فقره از آنها نام شيراز مشخص بود. بدين ترتيب مي توان احتمال داد، اين وادي كه در عهد رونق تخت جمشيد، آبادي كوچكي بيش نبوده است، بعد از انهدام پايتخت هخامنشيان، سمندروار از دل خاكستر آن ديار برپا خاسته است.مشخصات جغرافياييشهرستان شيراز از شمال به شهرستان آباده، از جنوب به شهرستان فيروزآباد، از شرق به شهرستان استهبان و از غرب به شهرستان كازرون محدود مي‌شود. رودخانه هاي كر، شش پير، و قره ‌آغاج از مهم ترين رودخانه‌هاي منطقه هستند و به طور كلي شهرستان شيراز صرف نظر از جلگه هاي شيراز، مرودشت و كربال يك منطقه كوهستاني به شمار مي رود. آب و هواي منطقه معتدل و متمايل به گرم است. شهر شيراز مركز شهرستان درطول جغرافيايي 52 درجه و 32 دقيقه و عرض جغرافيايي 29 درجه و 37 دقيقه و ارتفاع 1540 متري از سطح دريا واقع است. در سرشماري سال 1375 جمعيت شهرستان شيراز 1،423،805 نفر برآورد شده است. راه هاي دسترسي به اين منطقه عبارتند از: - راه شيراز – اصفهان به طول 484 كيلومتر - راه شيراز – فسا به طول 168 كيلومتر - راه شيراز – استهبان – ني ريز به طول 191 كيلومتر و تا استهبان به طول 230 كيلومتر - راه شيراز – بوشهر به طول 225 كيلومتر - راه شيراز – جهرم به طول 200 كيلومتر - راه شيراز – نورآباد ممسني به طول 235 كيلومتر - راه شيراز – اردكان به طول 95 كيلومتر - راه شيراز – فيروزآباد به طول 120 كيلومتر مركز شهرستان شيراز داراي فرودگاه بين المللي است.   طبيعت در شهرستان شيراز رودخانه پل فسا شيرازرودخانه پل فسا يک رود دايمي به طول 35 كيلومتر است. مسير كلي اين رود جنوب خاوري بوده و از كوه پهن 14 كيلومتري جنوب باختري شيراز سرچشمه مي گيرد.رودخانه خشک شيرازرود خشک که 50 كيلومتر طول دارد رودي فصلي بوده كه مسير كلي آن جنوب خاوري است. سرچشمه اين رود، كوه هاي قلات و تشي برگي و كلتاق در 33 كيلومتري شمال باختري شيراز است كه به آن نهر اعظم نيز مي گويند. رودخانه دالكي شيرازرودخانه دالکي يک رود دايمي به طول 170 کيلومتر است که شيب متوسط آن 8/0 درصد مي باشد. اين رود که حوزه آن خليج فارس و درياي عمان است در مسير کلي خود که به سمت جنوب باختري است، از شهرستان هاي كازرون، برازجان و بوشهر در استان هاي فارس و بوشهر عبور مي کند. هله از ارتفاعات 40 كيلومتري جنوب خاوري كازرون و 53 كيلومتري جنوب باختري شيراز از دهستان كوهمره سرچشمه گرفته و به سوي شمال باختري روان مي شود. در 14 كيلومتري خاور كازرون با رودخانه حنا مخلوط شده و به نام رودخانه سفيد از طريق دره دوان در شمال خاوري، همچنان به سوي شمال باختري ادامه مسير مي دهد. پس از آن كه در 17 كيلومتري شمال كازرون با رودخانه تنگ شيب مخلوط شده، با نام جديد شاهپور از طريق تنگه چوگان به دهستان شاهپور وارد مي شود. در اين دهستان با ريزابه هاي فراواني از جمله رود شكستان درهم مي آميزد و رو به سوي جنوب باختري به طرف دهستان خشت سرازير مي شود. در اين دهستان به سوي باختر تغيير جهت داده و پس از عبور از دره شمالي كوه پوزه حسن كرچال وارد دهستان مزارعي از شهرستان برازجان مي شود. در اين دهستان با ريزابه هاي فراواني كه غالبا از شمال سرازير شده اند مخلوط گشته، مرز ميان دهستان هاي مزارعي، شبانكاوه و زيرراه را تشكيل مي دهد و به نام رودخانه شيرين در 12 كيلومتري شمال باختري برازجان با رودخانه دالكي مخلوط مي شود. از اين به بعد اين رودخانه که به سمت باختر متوجه شده و مرز ميان دهستان هاي شبانکاره و زيارت را تشکيل مي دهد، هله نام مي گيرد. سرانجام اين رودخانه در 54 كيلومتري جنوب باختري برازجان به خليج فارس مي ريزد. در طول مسير اين رودخانه نقاط مناسبي براي احداث سد وجود دارد. از جمله اين مناطق مي توان به مدخل شمالي تنگ چوگان در 20 كيلومتري شمال كازرون، دهانه خاوري پوزه حسن كرچال در 35 كيلومتري باختر كازرون و همچنين دره شمالي كتل برنگ در 44 كيلومتري باختر شمالي كازرون اشاره کرد موند (مند) شيرازمسير عبوري اين رود شهرستان هاي شيراز، جهرم، فيروزآباد، و خورموج است. اين رود 685 كيلومتر طول دارد و مسير كلي آن نخست جنوب خاوري و سپس جنوب باختري و در انتها باختري مي باشد. اين رودخانه از كوه هاي انار و خاني يک واقع در دهستان كوهمره در 75 كيلومتري باختر شمالي شيراز و 28 كيلومتري شمال خاوري كازرون سرچشمه مي گيرد و به نام رودخانه قره آغاج به سوي جنوب خاوري سرازير مي شود و پس از مخلوط شدن با رودخانه زاخرد به دهستان سياخ وارد مي گردد و مسير خود را به سوي جنوب خاوري را طي مي كند. اين رودخانه پس از طي مسيري طولاني و عبور از دهستان ها و شهرستان هاي بسيار و مخلوط شدن ريزابه ها و رودخانه هاي فراوان با اين رودخانه سرانجام در 56 كيلومتري جنوب باختري خورموج به خليج فارس مي ريزد. رود سرخون شيرازسرخون يک رود دايمي به طول 20 كيلومتر است. اين رود از كوه هاي دشت ارژن و ديوار آهني در 44 كيلومتري باختر شيراز سرچشمه مي گيرد. شيب متوسط اين رود 7 درصد و مسير كلي آن جنوبي است. رودخانه آغاج شيرازاين رودخانه از دامنه كوه تابسک در دهستان دشمن زياري سرچشمه مي گيرد و پس از عبور از ميان دره اي در ناحيه شمال باختري شيراز، در حوالي چهل چشمه از منطقه ممسني خارج مي شود. رودخانه آغاج در مسير خود همراه چند رود و چشمه، پس از عبور از اراضي زراعي خفر، كوار، جهرم، قير و كارزين از طريق استان بوشهر به نام رود مند وارد خليج فارس مي شود. چشمه رچي شيرازاين چشمه که از گردشگاه هاي زيباي استان و شهرستان شيراز به شمار مي آيد در منطقه كوهمره سرخي در 35 كيلومتري شيراز واقع شده است. آب و هواي مطبوع و مناظر دل انگيز طبيعي از ويژگي هاي اين ناحيه مي باشند كه آن را به يكي از گردشگاه هاي عمومي تبديل كرده است. چشمه خارگان شيرازچشمه خارگان در روستايي به همين نام در 60 كيلومتري شيراز قرار دارد. محوطه اطراف چشمه، همواره پذيراي انبوهي از بازديد كنندگان و گردشگران در فصل هاي مختلف سال است. اين محل به علت برخورداري از آب فراوان و همجواري با رودخانه هاي قره آغاج و جره، از پوشش گياهي مناسبي برخوردار است. گردشگاه آتشكده شيرازدر حاشيه جاده شيراز به استهبان، در دامنه ارتفاعات خرمن كوه، گردشگاهي ارزشمند وجود دارد كه در حال حاضر، بخشي از خدمات تفريحي اين مسير را به عهده دارد. اين مكان چشمه و بركه اي بسيار زيبا دارد كه علاوه بر قابليت هاي گردشگاهي، به عنوان حوضچه پرورش ماهي نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. گردشگاه برم دلک شيرازاين گردشگاه در 14 كيلومتري خاور شيراز واقع شده است. در چهار كيلومتري آثار باستاني قصر ابونصر، تالابي وجود دارد كه به نام برم دلک معروف است. آب اين برم (چشمه) از چند شكاف كوه خارج مي شود و در دامنه كوه تالابي را تشكيل مي دهد. در اطراف اين آبگير، نيزاري وجود دارد و در بدنه كوه مشرف بر تالاب، سه تاقچه منقش در كوه حفر شده است كه قدمت نقوش آن به عهد ساساني مي رسد. برم دلک در طول سال مورد استفاده بسياري از مردم و مسافران شيراز قرار مي گيرد. گردشگاه چشمه فيلي شيرازگردشگاه چشمه فيلي در حاشيه خاوري دانشكده دامپزشكي و در مسير راه ورودي به دشت بانش واقع شده است. اين گردشگاه با وسعتي در حدود 60 هكتار خارج از محدوده قرق شده باجگاه است. اين محل بين دو رشته كوه شمالي آن صوفيا و جنوبي فيل قرار گرفته و دشت كوچک خانعلي را در خود جاي داده است. مجموعه دشت، دامنه و كوه هاي كم ارتفاع، گردشگاه جالبي را به وجود آورده اند كه مورد استفاده مردم قرار مي گيرد. گردشگاه چشمه سلماني شيرازاين گردشگاه در منطقه تنگ سعدي و در حاشيه ضلع جنوبي پارک ملي بمو واقع شده است. چشمه سلماني كه آب شيرين دارد در شمال اين منطقه قرار دارد. گردشگاه چشمه سلماني چشم اندازهاي طبيعي زيبا و هواي مطبوع دارد و راه ارتباطي آن از جاده آسفالته شيراز - خرامه مي گذرد. فاصله اين گردشگاه تا شيراز شش كيلومتر است. درياچه پريشان (فامور) شيرازدرياچه پريشان كه فامورهم گفته مي شود از نام چشمه اي گرفته شده كه منبع اصلي تامين آب درياچه است. اين درياچه در 3 كيلومتري روستاي ايازآباد که در 12 كيلومتري كازرون قرار دارد، به وجود آمده است. آب درياچه پريشان، شيرين مي باشد اما براي آشاميدن چندان مناسب نيست. از اين درياچه، براي پرورش ماهي نيز استفاده مي شود. در داخل اين درياچه، ماهي ها به صورت آزاد زيست مي كنند و پرندگان مهاجر آبزي نيز در فصل مهاجرت در اطراف درياچه ديده مي شوند. حداكثر سطح مشاهده شده آن 18 كيلومتر مربع مي باشد كه در تابستان به حداقل رسيده و حالت باتلاقي پيدا مي كند. ميانگين عمق آب آن 6/1 متر مي باشد كه در بعضي از سال ها به 2 متر نيز مي رسد. اين درياچه حوضه آبريز بسته اي را تشكيل مي دهد كه مساحتي حدود 263 كيلومتر مربع را زهكشي مي كند. جلوه هاي بهاري و پاييزي اين درياچه جذاب و ديدني بوده و مراتع و گلزارهاي حاشيه درياچه و پرندگان وحشي آن تفرجگاه طبيعي جالب توجهي را به وجود مي آورد. ارزش هاي زيست محيطي درياچه كم نظير و قابل توجه است. درياچه مهارلو شيرازاين درياچه با وسعت 600 كيلومتر مربع در 27 كيلومتري جنوب خاوري شيراز واقع شده است. به طور کلي آب اين درياچه از نظر كيفي شور و غير قابل استفاده مي باشد، اما براي تهيه و استخراج نمک طعام مورد استفاده قرار گرفته و مكاني مناسب براي زيست پرندگان و حيوانات وحشي محسوب مي گردد. درياچه بختگان شيرازدرياچه معروف بختگان که در 18 كيلومتري شمال شهر استهبان قرار دارد، حوضه آبريز بسته اي را تشكيل مي دهد كه مساحتي حدود 263 كيلومتر مربع را زهكشي مي كند. آب اين درياچه شيرين است و ماهي هاي آزاد بسياري در داخل آن زندگي مي كنند. مراتع و گلزارهاي حاشيه درياچه بختگان و پرندگان وحشي آن به همراه چشم اندازهاي زيباي اين درياچه در بهار و پاييز بسيار جذاب و ديدني هستند و تفرجگاه هاي طبيعي جالب توجهي را فراهم کرده اند. تنگ خاني شيراز اين تنگ در 29 كيلومتري شهرستان شيراز در نزديكي روستاي دارنگون و در مجاورت رودخانه قره آغاج واقع شده و داراي چشم اندازي مناسب براي جذب گردشگران علاقمند به ورزش هاي كوهستاني است. در حال حاضر، در فصل هاي بهار و تابستان تنگ خاني به عنوان تفريح گاه استفاده مي شود. هم اكنون روستاي دارنگون از مزاياي برق و آب آشاميدني بهداشتي برخوردار است. زير حوزه آبخيز وسيع و منطقه جنگلي پرباران بالادست اين تنگ، موجب فراواني آب شيرين و گواراي تنگ بوان شده است. به طوري كه در طول سال به ويژه در فصل بهار از روي اغلب ديواره هاي صخره اي تنگ آبشارهاي زيبا سرازير مي شوند. اين منطقه پرآب، از زمان هاي قديم محل ييلاقي طوايفي از عشاير ممسني بوده است كه به باغ داري و دام داري مي پرداخته اند.درختان گردوي تنومند منطقه، عمري طولاني دارند. بعضي از اين درختان تا شعاع 10-15 متري از ورود نور آفتاب به زير درختان جلوگيري مي كنند. اختلاف درجه حرارت اين تنگه با نورآباد در روزهاي گرم تابستان، گاه به بيش از ده درجه سانتي گراد مي رسد. منطقه نورآباد ممسني از مناطق گرمسير محسوب مي شود و ميانگين درجه حرارت آن در تابستان در حدود 30 درجه سانتي گراد بالاي صفر است. با اين وجود تنگ خاني با دماي حدود 20 درجه سانتي گراد از توانمندي جاذبه گردشگاهي قابل توجه در جذب گردشگران برخوردار است. از ديگر مزاياي اين تنگ، راه ارتباطي آسفالته آن است.تنگ هرايرز شيرازاين تنگ با دره اي ژرف و پرآب، در مجاورت جاده شيراز - اهواز و در نزديكي روستاي هرايرز قرار گرفته و داراي جنگل هاي بلوط، بنه و بادام است. تنگ الله اكبر شيرازاين تنگ را بايد دروازه جلگه شيراز ناميد و چون مشرف بر شهر شيراز است و دورنماي فرحبخش جلگه و منظره دل انگيز اين شهر را بهتر از هر جاي ديگري مي نماياند از همان قديم الايام مورد توجه مسافران داخلي و خارجي بوده و حتي در ادبيات و اشعار شعراي اين شهر نيز مقامي در خور يافته است. هر مسافر تازه وارد هنگام ورود به شيراز از بالاي تنگ، منظره بديع و دل انگيز شيراز را مشاهده كرده و با اعجاب و تحسين عبارت الله اكبر را بر زبان مي آورد و از اين رو نام اين تنگ به تنگ الله اكبر معروف شده استتنگ بوان شيرازتنگ بوان در هشت كيلومتري خاور جاده شيراز - اهواز و در مسير جاده آسفالت نور آباد - دشمن زياري واقع شده و در خان زينان به جاده آسفالته شيراز - كازرون متصل مي شود. اين گردشگاه به علت نزديكي به جاده اصلي، در محور چهار استان فارس، بوشهر، خوزستان و كهگيلويه و بويراحمد قرار گرفته و امكان دسترسي ساكنان شهرهاي پر جمعيت اين استان ها را در فاصله زماني مناسب فراهم مي آورد. زير حوزه آبخيز وسيع و منطقه جنگلي پر باران بالادست اين تنگ، موجب فراواني آب شيرين و گواراي تنگ بوان شده است، به طوري كه در طول سال (به ويژه در فصل بهار) از روي اغلب ديواره هاي صخره اي تنگ، آبشارهاي زيبا سرازير مي شوند. اين منطقه پر آب، از زمان هاي قديم محل ييلاقي طوايفي از عشاير ممسني بوده كه به باغ داري و دام داري مي پرداخته اند. درختان گردوي تنومند باغ هاي اين منطقه، عمري طولاني دارند. بعضي از اين درختان تا شعاع 10-15 متري از ورود نور آفتاب به زير درختان جلوگيري مي كنند. اختلاف درجه حرارت اين تنگه با نورآباد در روزهاي گرم تابستان، گاه به بيش از ده درجه سانتي گراد مي رسد. منطقه نور آباد ممسني از مناطق گرمسير محسوب مي شود و ميانگين درجه حرارت آن در تابستان در حدود 30 درجه سانتي گراد بالاي صفر است. با اين وجود تنگ بوان با دماي حدود 20 درجه سانتي گراد از توانمندي گردشگاهي قابل توجه در جذب گردشگران برخوردار است. از ديگر مزاياي اين تنگ، راه ارتباطي آسفالته آن است.   مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان شيراز مسجد وكيل شيرازمسجد وکيل که به نام مسجد «سلطاني وكيل» نيز معروف است، از شاهكارها و آثار پر ارزش دوره زنديه به شمار مي رود که علاوه بر بزرگي، از ارزش و اهميت تاريخي نيز برخوردار است. ساخت اين مسجد كه هم اكنون محل برگزاري نماز جمعه شهر شيراز مي باشد در سال 1152 هجري شمسي به پايان رسيده است. اين مسجد داراي كاشي كاري هاي زيبا و منبر يکپارچه مرمرين است. صحن مسجد، با مساحتي برابر با 3600 متر مربع با تخته سنگ هاي بزرگ فرش شده است و شبستان آن 2700 متر مربع وسعت دارد. ستون هاي سنگي بلند و يكپارچه 48 گانه اين مسجد با سقف ضربي، از شاهكارهاي حجاري دوره زنديه به شمار مي رود. كاشي كاري هاي بالاي ستون ها، طاق ها و پيشاني اتاق ها با نقش و نگارهاي رنگارنگ و زيبا تزيين شده اند. عمده اين كاشي كاري ها، بر اثر زلزله از بين رفته و برخي از آن ها در زمان فتحعلي شاه قاجار بازسازي شده است. پاره اي از كاشي كاري هاي طاق ها را نيز اداره حفاظت آثار باستاني مرمت كرده است. مسجد جامع عتيق شيرازاين مسجد که به نام هاي«مسجد جامع عتيق»، «مسجد جمعه»، «مسجد آدينه» و «مسجد جامع» نيز معروف است، از كهن ترين مسجد هاي استان فارس و شهرستان شيراز مي باشد که در خاور شاهچراغ قرار گرفته و ساختمان آن اولين هسته تاريخي شهر شيراز است. اين مسجد پس از لشكركشي عمر و ليث صفاري در سال 276 هجري قمري به شيراز، به شكرانه پيروزي و تصرف اين شهر بنا شد ه و كار ساخت آن، در سال 281 هجري قمري خاتمه يافت. ساختمان مسجد جامع عتيق، بنايي بلند و مجلل با حجره ها و شبستان هاي بسياري است كه كاشي كاري هاي سقف(معروف به طاق مرواريد) آن از زيبايي خاصي برخوردار است. اين مسجد داراي چندين حجره و شبستان است و برخي قسمت هاي آن دو طبقه و 6 درب ورودي و خروجي مي باشد. در دو طرف شبستان دو طبقه وجود دارد كه سقف آن از آجر است و در انتهاي آن نيز، محرابي كاشي كاري شده قرار دارد. سقف اين محراب با كاشي لاجوردي كاشي كاري شده است و دو طرف محراب نيز سنگ كاري شده است. در كنار اين محراب، تاريخچه مرمت مسجد بر روي دو سنگ نقش گرديده است.در ضلع باختري اين مسجد ده طاق نما وجود دارد و در پشت آن ها نيز شبستان كوچكي قرار گرفته است. در گذشته صحن مسجد از سنگ هاي مرمر مفروش بوده و در دالان هاي آن سنگاب هايي وجود داشته كه مردم در آن ها پاي خود را مي شسته اند و پس از وضو وارد صحن مسجد مي شده اند هم اينک نيز سه نمونه از اين سنگاب ها در ابتداي صحن همانند نمونه پيشين آن به صورت دروازده ضلعي موجود است. طي هزار سال اخير، اين مسجد چندين بار از جمله در زمان اتابكان، در زمان سلطان ابراهيم ميرزا پسر شاهرخ گوركاني، در دوره صفويه و در سال 1315 شمسي به وسيله اداره حفاظت آثار باستاني تعمير و بازسازي شده است. مسجد حاجي غني شيرازمسجد حاج غني که بين سال هاي 1300 تا 1303 هـ . ق به جاي مسجد قديمي تري ساخته شده است، در انتهاي شمالي بازار وکيل واقع است. سر در ورودي اين مسجد در سمت خاوري رو به روي مدخل ورودي بازار وکيل واقع شده و داراي تزيينات زيباي کاشي کاري است. بر سر در اين مسجد کتيبه اي به خط نستعليق و بر روي سنگ مرمر وجود دارد که نام باني و سال ساخت و اتمام بنا نوشته شده است. بناي اين مسجد شامل يک رشته رواق در خاور و يک رشته رواق در باختر و دو شبستان کوچک در شمال و يک شبستان در جنوب مي باشد. رواق خاوري و باختري در هر سمت شامل 5 طاق نما است که در دوره اخير با نصب درهاي آهني مسدود شده اند. در سمت شمال، درب شبستان در پهناي مسجد قرار گرفته است. شبستان شمال خاوري وسيع تر و داراي چهار ستون سنگي مي باشد و شبستان شمال باختري تنها دو ستون سنگي دارد. پوشش هر دو شبستان متشکل از گنبدهاي ساده و کوچکي مي باشد که به کمک طاق هايي بر روي ستون ها و جرزهاي اطراف قرار گرفته است. ستون ها ساده بوده و به صورت مدور از سنگ هاي يکپارچه حجاري شده اند. در ضمن ازاره مسجد از نوعي سنگ سرخ فام مي باشد. مسجد نو شيرازمسجد نو (شهدا) که در قديم به «مسجد اتابک» معروف بوده است، پس از مسجد جامع عتيق، كهن ترين مسجد شيراز است. ساخت بناي اوليه اين مسجد در سال 598 هجري قمري آغاز و در سال 615 هجري قمري به اتمام رسيد. در سمت شمال و جنوب اين مسجد، رواقي بسيار بلند به ارتفاع 40 متر و پهناي 25 متر ساخته شده كه در هر طرف آن 12 طاق كم ارتفاع تعبيه شده است. در پشت رواق جنوبي، شبستاني وسيع قرار دارد كه جايگاه نماز و موعظه است. قرينه اين ايوان و طاق ها، در جهت شمالي نيز وجود دارد. ساختمان فعلي مسجد اخيرا نيز بازسازي شده است. مسجد نصيرالملک شيرازبناي مسجد نصيرالملک که يكي از زيباترين مساجد شيراز است در سال 1293 آغاز شده و در سال 1305 هجري قمري پايان يافته است. اين مسجد در انتهاي خيابان نصيرالملک در شيراز قرار گرفته و با اين كه وسعت زيادي ندارد، ولي از لحاظ معماري و مخصوصا كاشي كاري و مقرنس كاري بي نظير است. خانه نصيرالملک نيز كه در كنار مسجد قرار دارد از لحاظ كاشي كاري بسيار نفيس و ارزنده است.مسجد بردي شيرازبناي مسجد بردي قصرالدشت که بر اساس کتيبه تاريخي موجود در سال 875 هـ . ق ساخته شده، در روستاي قصر الدشت در حدود 6 کيلومتري شمال باختري شيراز واقع شده است. اين کتيبه بر سنگي به ابعاد 80×85 سانتي متر به خط ثلث نگاشته شده است. مسجد شير الملک شيرازمسجد شيرالملک که از آثار و مساجد ارزشمند عهد قاجاريه به حساب مي آيد، بين سال هاي 1256 تا 1275 هـ . ق ساخته شده است. اين مسجد در خيابان قاآني و در محله سنگ سياه قرار دارد. اين بنا شامل دو گلدسته، سر در ورودي، صحن، ايوان، شبستان و حجره هايي جهت سکونت طلاب است. در سه سمت مسجد، سه ايوان واقع شده اند که بر روي آن ها کتيبه هاي قرآني به چشم مي خورد. در ضلع جنوبي شبستان محرابي تعبيه شده است.مسجد حاج نظري شيرازمسجد حاج نظري از آثار دوره صفوي است و در شهرستان سروستان در استان فارس واقع است. بر سر در مسجد کتيبه اي است که بر آن تاريخ 112 هـ . ق زمان شاه سليمان صفوي ثبت شده است. در سروستان مسجد ديگري با شبستاني ستون دار و ستون هاي حجيم و لوحه فرماني مورخ 1253 هـ . ق مي باشد که بر ديوار مدخل نصب شده است. مسجد حاج ميرزا کريم صرا ف شيرازاين بنا از آثار اواخر دوره زنديه و اوايل دوره قاجاريه محسوب مي شود و در محله اسحاق بيک، 200 متري نصير الملک در بافت قديمي شيراز واقع گرديده است. شبستان اصلي مسجد در ضلع شمالي قرار دارد که در طي سال هاي اخير سه دهانه آن فروريخته و بقاياي تزيينات ساده کاشي کاري و آجرکاري در آن مشهود است. به استناد نوشته اي که بر سر در ورودي مسجد نصب شده، اين مسجد در دوره قاجاريه تعمير شده است. مدرسه آقابابا خان شيرازمدرسه آقابابا خان از بناهاي معروف دوره قاجاريه است كه در محله درب شاهزاده، جنب بازار وكيل و مسجد جامع قرار دارد و شالوده آن از دوره كريم خان زند است. آغاز بناي مدرسه توسط مرحوم حاجي محمد حسين خان صدراعظم اصفهاني صورت گرفته و مرحوم آقابابا خان حسين در حدود سال 1240 بناي مدرسه را تمام كرده است. مدرسه خان شيرازبناي تاريخي مدرسه خان محوطه اي وسيع و دلباز است با معماري زيبا كه در دوران سلطنت شاه عباس كبير به وسيله الله وردي خان والي فارس و فرزند و جانشين او، امامقلي خان در شهر شيراز بنياد شده است. مدرسه خان مشتمل بر سر در بلند و پهن با مقرنس هاي عالي و دهليز ورودي با كاشي كاري هاي معرق بسيار ريز و ظريف و حجرات دو طبقه در چهار سمت و صحن وسيع و ايوان هاي بلند است. زلزله هاي گذشته اين شهر و هم چنين رطوبت، به ساختمان اين بناي تاريخي آسيب فراوان رسانده، اما چندين بار مرمت و بازسازي شده است. مهم ترين تعمير آن در زمان ناصرالدين شاه صورت گرفته است.   آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاه ها در شهرستان شيراز آرامگاه شاه چراغ شيرازآرامگاه شاه چراغ با شکوه ترين و مهم ترين مرکز مذهبي شهرستان شيراز است که گنبد نيلوفري آن به سبک بسيار زيبايي کاشي کاري شده و از دوردست نمايان است. اين آرامگاه در نزد شيرازي ها از اهميت وقداست زيادي برخوردار است و سالانه زايران زيادي براي زيارت اين بقعه، راهي شيراز مي شوند. حضرت ميرسيد احمد فرزند امام موسي كاظم (ع) معروف به شاه چراغ برادر حضرت امام رضا (ع) در آغاز قرن سوم هجري به شيراز هجرت نموده و در همان جا وفات يافته است. در زمان اتابک سعد بن زنگي، امير مقرب الدين مسعود بدرالدين وزير اين شهريار بقعه و گنبدي بر فراز قبر وي ساخت و اتابک نيز رواقي بر آن افزود و سپس تاشي خاتون مادر شاه اسحاق اينجو در سال هاي 745 تا 750 هجري تعميرات اساسي در آن انجام داد و بقعه، بارگاه، مدرسه عالي و مدفني براي خود در جنوب آن ساخت و 30 هزار جزو قرآن نفيس منحصر به فرد با خطوط ثلث طلايي و تذهيب عالي مورخ به سال هاي 745 و 746 هجري را بر آن وقف نمود. در زمان سلطنت شاه اسماعيل اول به سال 912 متولي بقعه كه نامش ميرزا حبيب الله شريفي بود تعميرات اساسي در اين بنا انجام داد و در 997 هجري بر اثر زلزله نيمي از بنا منهدم شد و تعمير مجدد يافت. در قرن سيزدهم هجري نيز اين بنا چند بار خراب شد و مجددا تعمير و مرمت گرديد و فتحعلي شاه قاجار در سال 1243 هجري ضريحي بر آن وقف نمود. به علت شكاف هاي متعددي كه گنبد داشت در سال 1337 شمسي آن را برچيدند و به جاي آن با آهن و مصالح، بنايي مناسب و قابل دوام و با همان طرح و به هزينه مردم شيراز احداث نمودند. آستانه سيدعلاءالدين حسين(ع) شيرازآستانه سيدعلاءالدين حسين(ع) كه در جنوب خاوري شهر شيراز قرار دارد، بارگاه حضرت سيد ميرعلاءالدين حسين برادر شاهچراغ است. وي كه در اواخر قرن دوم هجري و اوايل قرن سوم، هنگامي كه براي ديدار برادر خود امام رضا، از راه شيراز عازم توس بود در شيراز شهيد و به خاک سپرده شد. بناي روي مقبره در آغاز گويا در زمان قتلغ خان والي فارس ساخته شده، اما بناي اساسي، تزيينات، كاشي كاري و گنبدسازي آن در زمان صفويه صورت گرفته است. امام زاده شاه ميرعلي حمزه شيرازساختمان اصلي بقعه امام زاده ميرعلي حمزه را که فرزند امام موسي كاظم (ع) است، به عضدالدوله ديلمي نسبت مي دهند اما در دوره هاي تيموري، صفويه، زنديه، قاجاريه و دوره معاصر مكرر بازسازي و تعمير شده است. اين آرامگاه در پايين خيابان دروازه قرآن شيراز واقع و بنايي مشتمل بر صحن و حرم وسيع است. در سمت جنوب اين ساختمان، فضايي باز كه وسعتي نزديک به سه برابر سطح فضاي بسته آن دارد، به صورت حياطي كشيده واقع شده است. ورودي و بخش هاي خدماتي در جهت ديگر حياط قرار دارند. فضاي بسته مجموعه نيز خود از دو بخش تشكيل شده است. اول فضاي چليپايي شكل(چهار صفه) مركزي است كه قسمت اصلي بنا محسوب مي شود و دوم، اتاق ها و ايوان هاي كوچكي كه ورود به فضاي اصلي از داخل آن ها صورت مي گيرد. علاوه بر اين بناها، بناهاي ديگري در اين امام زاده ساخته شده اند که تازه تاسيس هستند. فضاي اصلي امام زاده آينه كاري شده است و درهاي منبت و پنجره هاي گره چيني شده نفيس، بخش ديگري از تزيينات مجموعه محسوب مي شوند. بر روي مرقد، ضريحي از چوب خاتم و فولاد قرار دارد و در بالاي ورودي به صحن قطعه سنگي سرخ قام نصب گرديده و بر آن به خط ثلث شيوا جملاتي نوشته شده است. در اطراف بنا در گذشته قبرستان وسيعي قرار داشته كه در دوره معاصر به هنرستان صنعتي و باغ ملي تبديل گرديده است. بقعه سيدميرمحمد شيرازمعماري بناي بقعه سيد مير محمد به دوره زنديه تعلق دارد. اين بنا در ضلع شمال خاوري حرم حضرت احمد بن موسي، قرار دارد كه از زيارتگاه هاي مهم شيراز به شمار مي رود. مدخل اين بقعه از سمت جنوب مزين به كاشي كاري مي باشد. درون بقعه مشتمل بر حرم ساده و وسيعي است كه مرقد آن در شاه نشين شمالي قرار دارد و مسجدي بي پيرايه، قرينه حرم، در سوي ديگر بقعه احداث شده است. ضريح اين مرقد خاتم کاري هاي زيبايي از عهد زنديه دارد و پشت آن ضريح، مرقدي منسوب به امام زاده ابراهيم از اولاد امام هفتم واقع شده است. هر دو ضريح به يكديگر اتصال يافته اند. گنبد كاشي كاري بنا، به سبک گنبدهاي ديگر بقعه هاي متبرک عهد قاجاريه شيراز ساخته شده و داراي بدنه باريک و برآمدگي زيادي در قسمت پايين گنبد مي باشد. بناي اصلي از آثار قرن دهم هجري بوده و به نظر مي رسد كه در دوران زنديه و سپس در دوره قاجاريه تزيين و تعمير شده است. بقعه علي بن حمزه (ع) شيرازاين بقعه که محل دفن يكي از امام زادگان(علي بن موسي كاظم عليه السلام) است، در كنار پل دروازه اصفهان قرار گرفته است. اين بقعه صحن و حرمي بزرگ و زيبا دارد. بقعه چهل تنان شيرازاين بقعه از بناهاي دوره كريم خان زند است. در محوطه بقعه هفت تنان 40 سنگ قبر كوچک كه متعلق به 40 درويش است ديده مي شود که در جنوب بلوار هفت تنان و خاور باغ جهان نماي شيراز، قرار دارد. در اين تكيه قبور چند تن از بزرگان شيراز نيز وجود دارد كه معروف ترين آن ها شيخ ابواسحاق شيرازي معروف به اسحاق اطعمه مي باشد. بقعه سيد تاج الدين غريب شيرازبقعه سيد تاج الدين نزديک دروازه كازرون شيراز قرار گرفته است و به جعفر بن فضل بن جعفر بن علي بن ابي طالب تعلق دارد.«تاج الدين» و «غريب» از القاب وي بوده است، اما مردم او را «سيد حاجي غريب» مي نامند. سر در ورودي بقعه، كاشي كاري مفصلي دارد كه شامل گل و بته هايي است كه در ميان آن ها آيات قرآني و شعارهاي مذهبي به خط ثلث نوشته شده و بعضي از صحنه هاي وقايع كربلا نيز نقش شده است. تاريخ اين كاشي كاري را سال 1310 هجري قمري نوشته اند.بقعه بي بي دختران شيرازشخص مدفون در بقعه را ام عبدالله از بانوان فاضل و احفاد فاطمه زهرا مي دانند. اين بنا در محله سه باغ شيراز واقع شده و بنايي چهارضلعي مي باشد كه در هر سمت آن درگاهي تعبيه گرديده است. فضاي گنبددار در مركز بنا قرار دارد. اين بقعه به همراه مدرسه اي توسط قتلغ خان ساخته شد، اما بر اثر زلزله شيراز ويران گرديد. بعدها بقعه مجددا تعمير و مرمت شد و در حال حاضر قسمتي از فضاي وسيع بقعه كه مدت ها مخروبه بود به دبستاني تبديل شده است. اين بنا به شماره 422 به ثبت تاريخي رسيده است.مقبره شيخ اقطع يا بقعه پيربناب شيرازبقعه پيربناب که محمدخان ايلخان قشقايي در سال 1206 هجري بنا به وصيت خود در اين محل دفن شده در كوهسار جنوبي شيراز واقع شده است. محمد خان در غاري در همان محل سكونت داشته و پس از مرگش او را در همان جا به خاک سپرده و بقعه اي كوچک نيز بر سر آن بنا كرده اند. به تدريج اين مكان وسعت بيش تري يافت و يک تالار بزرگ و چند اتاق ديگر نيز به آن اضافه شد. اكنون بقعه نام برده يكي از زيارتگاه ها و گردشگاه هاي زمستاني مردم شيراز است. آرامگاه حافظ شيرازآرامگاه حافظ در مكاني به نام «حافظيه» در شمال شهر شيراز قرار دارد که يکي از مشهورترين مکان هاي ديدني شهر شيراز مي باشد. حافظ از نام آورترين شعرا و عرفاي ايران زمين است كه در سال 726 هجري قمري در شيراز متولد شد و در سال 791 هجري قمري به سراي باقي شتافت. اين آرامگاه داراي دو حياط شمالي و جنوبي مي باشد كه مقبره حافظ شاعر بزرگ در حياط شمالي آن واقع شده است. در سال 1187 هجري قمري، كريم خان زند، پس از محصور كردن محوطه بزرگي كه قبر حافظ در آن قرار داشت، عمارتي در وسط آن ساخت. اين ساختمان، از چند اتاق جنوبي تشكيل مي شد. كريم خان زند در زير گوشه باختري اين عمارت، آب انباري ساخت كه از آب ركن آباد پر مي شد و ايواني داشت كه چهار ستون سنگي يک پارچه آن را نگهداري مي كردند. وي هم چنين مقبره حافظ را با يک سنگ مرمر نفيس كه چندين بيت زيبا و نغز اين شاعر به خط نستعليق روي آن حكاكي شده بود، پوشاند. پس از اين تاريخ افراد بسياري آرامگاه را تعمير و مرمت كرده اند. آرامگاه سعدي شيرازآرامگاه «شيخ اجل»، معروف به «سعدي»، در تنگ سعدي و در قريه اي به همين نام واقع شده است. هم اكنون اين قريه با اتصال به شهر به «شهرک سعدي» معروف شده است. آرامگاه سعدي را افراد مختلف تعمير و مرمت كرده اند. ترديدي نيست كه از سال 691 آرامگاه او داراي بقعه و باغ بوده و توسط اميران و سلاطين وقت مرمت شده است. در سال 1187 هـ. ق كريم خان زند عمارتي دو طبقه روي قبر او ساخت. قبر سعدي در طبقه زيرين بود و اتاقي مرتفع روي آن قرار داشت كه داراي معجري چوبي بود. بعدها در يكي ديگر از اتاق هاي اين ساختمان شاعر معروفي به نام محمد تقي مقلب به فصيح الملک و متخلص به «شوريده» مدفون شد. آرامگاه كنوني سعدي، در سال 1321 شمسي، به وسيله انجمن آثار ملي ساخته شد و قبر سعدي در ميان عمارتي هشت ضلعي با سقفي بلند و كاشي كاري شده قرار گرفت. رو به روي اين هشتي، ايواني زيبا ساخته شده است كه دري به آرامگاه دارد. در قسمت باختري آرامگاه ايواني است كه به اتاق كوچكي منتهي مي شود و قبر شوريده در آن قرار دارد. در زمان تعمير بنا قطعه سنگ مزاري به دست آمد كه براساس قراين موجود سنگ سابق مزار سعدي است. هم اكنون اين سنگ در موزه پاريس نگهداري مي شود. سنگ قبر كنوني را علي اكبر خان قوام الملک شيرازي روي قبر شيخ قرار داده و كتيبه اي از اشعار بوستان را بر آن حک كرده است. سعدي نويسنده و سخن سراي بزرگ قرن هفتم هـ. ق در شيراز متولد شد و در آن جا و نظاميه بغداد به تحصيل پرداخت. سپس سفري طولاني به بين النهرين، شام، حجاز و شمال افريقا كرد و پس از كسب تجارب فراوان به شيراز بازگشت. در زمان اتابک ابوبكر بن سعد بن زنگي به سال 655 هـ. ق سعدي نامه يا بوستان و در سال 656 هـ. ق گلستان را تاليف كرد. سعدي در سال هاي بين 691 تا 695 هـ. ق وفات يافت. آرامگاه كوروش كبير (پاسارگاد) شيرازآرامگاه كوروش كبير در مسير جاده اصفهان- شيراز در دشت مرغاب) شهرستان خرم بيد) قرار گرفته است. بناي اين آرامگاه مشتمل بر اتاقي چهارگوش مي باشد كه بر فراز يک سكوي شش طبقه قرار دارد. اين بنا از سنگ هاي سفيد رنگ ساخته شده است. زير سقف اتاق تا سطح بالاي بام آرامگاه در حدود سه متر فاصله دارد و در اين فاصله محل دو قبر تعبيه شده است كه يكي را خوابگاه ابدي كوروش و ديگري را مدفن همسر او كاسان دان مادر كمبوجيه دانسته اند. اندازه هاي يكي از دو قبر، دو متر در يک متر و ديگري 95/1 در 95/0 متر است كه با دهليزي باريک به درازاي يک متر و پهناي 35 سانتي متر به يكديگر مربوط مي شوند. اين دو قبر با وجود اين كه در محل بين سقف زيرين اتاق و بام آرامگاه قرار داده شده بود در ادوار بعدي مورد دستبرد قرار گرفته و به طمع غارت آثار آن بقاياي اجساد و استخوان هاي موجود در آن را از ميان برده اند. در حال حاضر، خرابي آن ترميم شده و به وسيله ميله هاي آهني از ورود افراد به داخل آرامگاه جلوگيري مي شود. در دوران اتابكان فارس (قرن هفتم هجري) دشت مرغاب بيش تر رونق يافت و محوطه آرامگاه كوروش تبديل به مسجد شد. نوشته ها و سال تاريخ مربوط به اين موضوع رمضان 612 هجري و نام اتابک سعدبن زنگي در گوشه و كنار اين محوطه، روي سنگ ها موجود هستند. آرامگاه خواجوي كرماني شيرازآرامگاه كمال الدين ابوالعطا متخلص به خواجو (753-689 هـ. ق) در تنگ الله اكبر و در جوار دروازه قران شيراز قرار دارد. خواجوي كرماني در 689 هجري قمري در كرمان متولد شد و در سال 753 در شيراز وفات يافت. وي پس از كسب علم و فضايل در كرمان به سفر پرداخت و از محضر شيخ امين الدين محمد كازروني بهره برد. خواجو معاصر ابوسعيد بهادر بود و در غزل تتبع سعدي مي كرد. در سال هاي پيش مرمت و تعمير اين آرامگاه به طور پراكنده به همت اداره كل باستان شناسي انجام گرفت و ديوار مشرقين آن برداشته شد. مشرقين تكيه اي است كه با دو يا سه مغازه، محل رياضت مرتاضان بوده است. اين تكيه در جبهه باختري جنوب آرامگاه خواجو و چند متر بالاتر از سطح آرامگاه قرار دارد. در جلو دهانه يكي از مغازه ها يک تاق ضربي وجود دارد كه قبر عمادالدين محمود، وزير معروف شيخ ابواسحاق اينجو، در زير آن قرار گرفته است. هم اكنون در اين مكان، پارک خواجوي كرماني احداث شده كه از جلوه اي خاص برخوردار است و يكي از گردشگاه هاي مهم شيراز به حساب مي آيد. آرامگاه سيبويه شيرازآرامگاه سيبويه عالم گرانقدر ايرني در محلي معروف به سنگ سياه در شمال دروازه کازرون شيراز قرار دارد. در سال هاي اخير بنايي بر روي قبر وي احداث كرده اند كه جالب توجه مي باشد. ابو بشر عمرو ابن عثمان ابن قنبر مشهور به سيبويه، عالم معروف ايراني در نحو زبان عربي و مولف كتاب مشهور«الكتاب» (نخستين و معتبرترين كتاب در نحو) متولد بيضا (اردكان) بوده و تاريخ تولد او مشخص نيست و هم چنين در وفاتش چندين تاريخ از 161 هـ. ق تا 194 هـ. ق ذكر شده است. او در جواني به بصره رفت و نزد علماي آن جا تحصيل كرد. وفات او به قولي در شيراز اتفاق افتاده و در محلي معروف به «سنگ سياه» دفن شده است. بناي مشهور به قبر مادر نادرشاه شيرازبقايايي از قلعه اي تاريخي مشهور به قبر مادر نادر شاه در ضلع خاوري قلعه اژدها پيکر، بر يک سطح مرتفع مشرف به شهر وجود دارد. ديوارهاي خارجي ساختمان مربع شكل و به ابعاد 5/4×5/4 متر است. ارتفاع اين ساختمان نه متر است و چندين بار تعمير شده است. آرامگاه شاه داعي الي الله شيرازآرامگاه شاه داعي الي الله عارف و حكيم معروف شيراز در ضلع جنوب خاوري گورستان معروف «دارالسلام» قرار دارد. اين آرامگاه داراي دو سنگ قبر بزرگ سماقي مجلل سرخ رنگ متعلق به شاه داعي و فرزندش است و از دو قسمت تشكيل گرديده است. بر سر در آرامگاه شعري از خود شاه داعي الي الله نوشته شده است. نام او محمود ملقب به نظام الدين و مشهور به شاه داعي الي الله است. وي علاوه بر اين كه شعر را نيكو مي سروده، قريب 35 جلد كتاب مختلف هم تاليف كرده است. شاه داعي الي الله در سال 870 هجري قمري وفات يافته است. آرامگاه مشرقين شيرازدر نزديكي آرامگاه خواجو در شيراز، در تنگ الله اكبر غاري قرار دارد كه در گذشته جايگاه عبادت و رياضت عارفان بوده است. در برابر غار مقبره خواجه عماد الدين محمود وزير معروف به شاه شيخ اسحاق اينجو(743-754 هـ. ق) قرار دارد. سنگ قبر آن به رنگ مايل به سرخ از آثار قرن نهم بوده و حاوي كتيبه اي مي باشد كه نام دوازده امام در اطراف آن حک شده است. آرامگاه وصاف شيرازآرامگاه وصاف نويسنده«تاريخ وصاف» در ضلع شمالي آرامگاه حافظ قرار گرفته است. به نظر مي رسد آرامگاه وصاف تا چندين سال پيش به صورت سنگ قبر محقري بوده است كه چند قطعه سنگ شكسته روي آن نصب شده بود. معروف است كه اين سنگ قبر را افغان ها شكسته اند. آرامگاه شيخ روزبهان شيرازآرامگاه شيخ روزبهان، در محله بالا كفه كه به محله درب شيخ نيز معروف است در خاور شيراز قرار دارد. شيخ ابومحمد روزبهان بن ابي نصر در سال 522 هـ. ق در شهر فسا تولد يافته و در سال 606 هجري قمري در شيراز درگذشته است. شيخ در عرفان و تصوف مقام شافعي داشته و به همين اعتبار، شيخ سعدي در شعري براي حفاظت از شهر شيراز خدا را به اين شيخ و شيخ كبير قسم داده است. خانقاه شيخ و قبرستاني كه در اطراف آن بود به تدريج ويران گرديد و در حال حاضر قسمت بسيار كوچكي از آن باقي مانده و قبور شيخ، فرزند و نوادگان او در داخل آن قرار دارند. در سال 1346 شمسي به سفارش انجمن آثار ملي بر روي قبور شيخ و اولاد او بنايي ساخته شد. اين بنا كه به كاشي كاري هاي معرق و كتيبه هايي مزين است سه تاق دارد كه قبور مزبور زير تاق سومي قرار يافته اند. آرامگاه شاه شجاع مظفري شيرازآرامگاه شاه شجاع مظفري بزرگ ترين قبر پادشاه آل مظفر يعني ابوالفوارس شاه شجاع فرزند امير مبارزالدين است كه در دامنه تخت ضرابي و در باختر تكيه هفت تنان قرار دارد. كريم خان زند سنگ بزرگي بر قبر او نهاده است. در ميان تمام شاهاني كه در فارس سلطنت كرده اند تنها قبر شاه شجاع مظفري در شيراز معلوم و مشخص است و به همين جهت بود كه انجمن آثار ملي بنايي بر قبر وي ساخت كه در سال 1350 شمسي به اتمام رسيد. اين بنا از حيث معماري و اهميت تاريخي واجد ارزش هاي ويژه مي باشد. آرامگاه شيخ محمد لاهيجي شيرازبناي اين آرامگاه نزديک دروازه شاه داعي الي الله شيراز واقع است. اين بنا در اصل خانقاه بزرگي موسوم به خانقاه«نور بخشيده» بوده كه در آن عارف سالک محمد بن يحيي بن علي الجيلاني- لاهيجي كه از مريدان شيخ محمد نوربخش بود به رياضت و عبادت مي پرداخته است. اين بنا متاسفانه در اثر مرور زمان ويران شده و تنها قسمت كوچكي از بنا باقي مانده كه قبرهاي شيخ لاهيجي و پسرش در درون آن قرار دارند كه از سالني با درهاي آهني تشكيل مي شود. قبرها در وسط سالن قرار گرفته اند. آرامگاه شيخ كبير (ابن حفيف) شيرازابوعبدالله شيخ محمد بن حفيف معروف به شيخ كبير از بزرگان عرفا و از بزرگان شيوخ شيراز است كه كرامات و عادات بسياري از او نقل شده است. تاريخ وفات شيخ را 331 و 371 هجري قمري نوشته اند. در زمان اتابكان فارس، اتابک زنگي بن مودود(متوفاي 571 هـ. ق) بناي بقعه شيخ كبير را تجديد كرد در سال 1337 شمسي اداره باستاني شناسي وقت تعميراتي را در آرامگاه صورت داد. در حال حاضر سنگ قبر شيخ در اتاقي با كاشي مفروش قرار گرفته و در پشت بازار وكيل شيراز واقع است. آبش خاتون يا خاتون قيامت شيرازدر شهر شيراز، در نزديكي محلي به نام دروازه قصابخانه، قسمتي از بناي نيمه ويران به نام «آبش خاتون» وجود دارد كه روزگاري بنايي مجلل و زيبا بوده است. درباره اين بنا، مطالب گوناگون نگاشته اند. پس از اين كه آبش خاتون در سال 685 هجري در محله چرنداب تبريز درگذشت، جسد وي را به همان رسم مغول در شهر تبريز به خاک سپردند. پس از چندي به دستور دخترش جسد وي را به شيراز آوردند و مقبره اي مجلل براي او بر پا كردند. اكنون از آن بناي مجلل، نيمه ويرانه اي به جاي مانده است كه كتيبه هاي معرق آن به دوره صفويه تعلق دارد. اين بنا در سال 1310 در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده است.   کليساها در شهرستان شيراز كليساي ارامنه شيرازكليساي ارامنه در زمان شاه عباس دوم در كوي معروف به «سرجوي ارمني ها» و در فاصله اي اندک از خيابان قاآني، بنا شده است. اين كليسا با نقاشي هاي اصيل عهد صفويه و با سبک بناهاي آن دوران احداث شده است. سقف تالار اصلي كليسا به طرز زيبايي نقاشي شده و تاقچه بندي و مقرنس كاري هاي گچي حاشيه وسط ديواره آن از آثار هنري آن دوران است.   باغها ، کاخها و موزه ها در شهرستان شيراز موزه تخت جمشيدموزه تخت جمشيد در يكي از قديمي ترين بناهاي استان تاسيس شده و در كاخ اصلي حرمسراي خشايارشاه جاي گرفته است. اين بنا در سال 1311 و دقيقا بر اساس شواهد و قراين موجود شبيه به اصل بنا بازسازي شده تا هم مورد استفاده هيات علمي قرار گيرد و هم محلي براي نگه داري اشياي باز يافته در تخت جمشيد باشد. اين بنا در سال 1316 با عنوان موزه تخت جمشيد گشايش يافت. در مجموعه موزه تخت جمشيد آثار و اشياي سه دوره ماقبل تاريخ دوره هخامنشيان و دوره اسلامي در سه بخش جداگانه به نمايش گذاشته شده است. عمده ترين بخش اين موزه را آثار و اشيايي تشكيل مي دهند كه در هنگام خاک برداري از صفه تخت جمشيد به دست آمده اند. آثار دوره اسلامي حاصل حفاري هاي انجام شده در شهر باستاني استخر است. موزه تخت جمشيد وابسته به سازمان ميراث فرهنگي كشور مي باشد.بناي موزه پارس شيرازموزه پارس كه شاه نشين خاوري آن محل دفن كريم خان زند است، از يک تالار مركزي گنبددار و چهار شاه نشين جانبي تشكيل شده است. اين بنا در سال 1315 هـ . ش به موزه تبديل شد و تا سال 1350 موزه اي داير و فعال بود. پس از يک وقفه ده ساله كه به منظور بازسازي و مرمت آن صورت گرفت، مجددا در سال 1360 بازگشايي شده است. در داخل عمارت موزه، يازده مجلس نقاشي از كارهاي مرحوم آقا صادق، نقاش معروف آن دوره وجود دارد و مقرنس كاري هاي زيباي آن در نوع خود بي نظير است. باغ عفيف آباد شيرازباغ گلشن كه به باغ عفيف آباد نيز شهرت دارد، در سال 1242 هـ . ش به فرمان ميرزا علي محمد خان قوام الملک شيرازي در باختر شيراز ساخته شده است. اين باغ، عمارتي زيبا و باشكوه دارد و معماري آن آميزه اي از ويژگي هاي معماري دوره هخامنشيان و قاجاريه است. اين باغ در دوره صفويه از جمله باغ هاي آباد شيراز و مقر پادشاهان وقت بوده است و هنگام مسافرت شاه سابق به شيراز مورد استفاده قرار مي گرفت. باغ عفيف آباد در باختر شيراز و در جنوب خيابان قصرالدشت و در انتهاي خيابان عفيف آباد واقع است. اين باغ يكي از قديمي ترين و زيباترين باغ هاي شيراز است که مساحت آن حدود 127 هزار متر مربع است. درب ورودي باغ در شمال آن واقع شده و سه در باغ داراي چهار ستون گچي ساده است كه دو به دو در دو سوي آن و بر فراز ازاره آن قرار گرفته اند. در پيشاني درب ورودي نقش دو شير كه گويي را در ميان پنجه هاي خود گرفته اند ديده مي شود. پس از گذر از در، دهليزي وجود دارد كه سقف آن را از چوب ساخته اند و با شكل هاي منظم هندسي مرتب كرده اند. در ديگر سوي در و بر پيشاني دهليز، مجلس تاج گذاري پادشاه ساساني وجود دارد كه بر قاب نيم دايره اي به وسيله كاشي هاي رنگارنگ قرار دارد. پس از گذر از دالان كوتاهي به محوطه وسيعي مي رسيم كه عمارت اصلي در آن قسمت است. ساختمان در وسط باغ قرار گرفته است و از بناي دو طبقه تشكيل شده است.طبقه اول زيرزمين وسيعي است كه آب نماي زيبايي در آن ساخته شده و سمت خاوري آن با پنجره هاي مشبک و رنگيني پوشيده شده است. در فواصل ميان پنجره ها سنگ هاي گندمک نصب شده كه روي آن ها نقوشي از گل و بوته حجاري شده است.طبقه دوم كه در واقع طبقه همكف ساختمان است، تالار مجللي است كه اطراف آن را ايوان فرا گرفته است. در پيشاني عمارت صحنه اي از تاجگذاري يكي از پادشاهان ساساني با كاشي تصوير شده است كه موبدي تاج سلطنتي را به وي هديه مي دهد. سر ستون هاي ايوان گچ بري شده اند و در بالاي آن ها گل ها به تقليد از نقوش تخت جمشيد گچ بري شده است. ديوار اتاق هاي تالار اصلي نيز همگي گچ بري و مقرنس كاري شده و با نقش هاي گل و بته و صحنه شكار و مجالس بزم و رزم مزين شده اند. در دو طبقه ساختمان حدود 30 اتاق تالار وجود دارد، تمامي اتاق ها داراي سقف و درب هاي چوبي تزيين شده هستند. در شمال و جنوب تالار دو بخاري از سنگ مرمر تراشيده و نصب شده است. نماي خاوري عمارت شامل ايوان بزرگ و زيباست كه در تمام طول بنا امتداد دارد. اين نما از بيرون به وسيله ستون هاي آجري و گچي از هم مجزا شده اند. در جلو عمارت، حوض وسيعي ديده مي شود كه خيابان اصلي از جلو حوض شروع مي شود. تمام خيابان هاي باغ پر از درختان سرو و كاج و چنار است و باغچه ها داراي آب نماهايي زيبايي است. در محوطه باغ و در طبقه اول آن انواع ابزارهاي رزمي و جنگ افزارها به نمايش درآمده است. طبقه دوم كاخ كه دور تا دور آن را ايواني در بر گرفته، داراي تالارهاي باشكوه و اتاق هاي متعدد با تزيينات زيبا از جمله نقاشي هاي گل و بوته، مناظر طبيعي و مجلس بزم است. باغ عفيف آباد در سال 1341 به وسيله ارتش و زير نظر سازمان ميراث فرهنگي تعمير و مرمت شد و هم اكنون به عنوان موزه نظامي تحت اختيار سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران است.اين باغ كه معماري آن آميزه اي از ويژگي هاي معماري دوران هخامنشي، ساساني و قاجاريه است با شماره 913 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.نارنجستان قوام شيرازنارنجستان يا باغ قوام از عمارات دوره قاجاريه شيراز است كه در محله بالاكفت و در قسمت باختري انتهاي خيابان لطفعلي خان زند واقع است. احداث اين بنا توسط علي محمد خان قوام الملک 1267-1257 شروع شده و در حدود سال 1300 ه. ق تكميل شده است. ساختمان نارنجستان در حدود 940 متر مربع در زميني به مساحت 3500 متر در دو قسمت شمالي و جنوبي بنا شد و باقي مانده آن در حدود 2560 متر محوطه سازي شده است. اين بنا با 3085 متر مساحت، در دوره قاجاريه به بيروني معروف بوده و با عمارت اندروني كه همان خانه زينت الملوک بوده و در طرف باختر آن بنا قرار گرفته كوچه اي فاصله داشته است كه توسط راه زيرزميني بدان راه مي يافتند.از ويژگي هاي اين مجموعه عمود بودن محور بيروني و اندروني آن بر يكديگر است. عمارت بيروني به منظور انجام امور تجاري و نيز برگزاري تشريفات و جشن ها و استراحت و پذيرايي از ميهمانان ساخته شده است. در ورودي اصلي باغ رو به جنوب در راستاي محور اصلي بنا به يک دالان يا هشتي گشوده مي شود. سر در ورودي آن داراي تزيينات آجركاري است. بر پيشاني در ورودي كتيبه اي از سنگ مرمر سرخ رنگ درباره باني باغ و تاريخ احداث آن حجاري شده است. هم چنين تاريخ سال 1305 ه. ق در اين قسمت ديده مي شود. بر روي ازاره سنگي دو طرف درگاه، نقش دو سرباز تفنگ به دست دوره قاجاريه، حجاري شده است. درب ورودي از چوب ساج است كه بر روي آن منبت كاري صورت گرفته است. سقف هشتي يا دالان ورودي آجركاري و كاشي كاري به صورت ستاره و مقرنس كاري گچي شده است. در پشت دالان (رو به حياط) تصويري از سه خدمتكار كه گلاب و شراب و شربت به دست دارند، كاشي كاري شده است. اين هشتي به وسيله دو راهرو به محوطه باغ ارتباط مي يابد. ازاره بنا با سنگ پوشيده شده و پنج باب پنجره سنگي حجاري شده، به عنوان نورگير در جلو ايوان ها نصب شده است. ساختمان جنوبي باغ به وسيله راه پله اي به زمين هاي طرفين راهروها راه دارد. ازاره اين بخش از نما از سنگ هاي سرخ و نقش برجسته هايي برگرفته از تصاوير تخت جمشيد تشكيل شده است.حد فاصل عمارت جنوبي و عمارت اصلي واقع در ضلع شمالي باغ وسيعي وجود دارد كه از دوره قاجاريه با نرده آهني محصور شده است.عمارت اصلي اين ساختمان در ضلع شمالي آن قرار گرفته است. اين عمارت داراي دو طبقه و يک زيرزمين است. در گذشته اين زيرزمين به عنوان زندان مورد استفاده قرار مي گرفت. طرح بناي اصلي اين عمارت برگرفته از معماري دوره زنديه است. در اين عمارت، تالار بزرگي به طول 9 متر، عرض 5.10 متر و ارتفاع 6 متر با ستون هايي بلند مشرف بر حوض واقع در وسط باغ، وجود دارد.ديواره ها و سقف تمام اتاق ها گچ بري و نقاشي شده است. همچنين در اين طبقه، دو اتاق وجود دارد كه نقاشي هايي بر تيرک هايي چوبي آن ترسيم شده است. نقاشي هاي سقف ايوان بزرگ و بيش تر اتاق ها غالبا" به وسيله لطفعلي خان صورتگر، نقاش مينياتوريست آن دوره، انجام شده است.دو ستون تالار طبقه اول نيز از سنگ مرمر يکپارچه و بدنه استوانه اي و سر ستون هاي مقرنس كاري شده تشكيل شده است.در ناحيه جلويي عمارت اصلي درهاي ارسي با شيشه هاي رنگي ديده مي شود. هلالي ميان ايوان دو ستوني و شاه نشين هم داراي شيشه هاي رنگي است. اين شيشه هاي رنگي در دوره قاجاريه از اروپا به ايران آورده شده، صد ف هاي به كار رفته در تزيينات درها نيز از خليج فارس آورده شده است. ازاره اتاق ها و بخاري ديواري شاه نشين از سنگ هاي مرمري است كه از يزد تبريز و شيراز به دست آمده است. روي اين بخاري نقش داريوش هخامنشي حكاكي شده است، اطراف آن نيز مزين به رنگ طلايي است. دو تصوير از محمدرضا خان قوام الملک در دو طرف بالاي اين بخاري حكاكي شده است. ازاره پايين عمارت، از ازاره سنگي عمارت ديوانخانه كريم خان زند است. بر روي سنگ هاي ازاره تصاوير سربازان قاجاريه تفنگ به دست، شير، گور، خرگوش و گل و بوته ديده مي شود.نارنجستان قوام كه در آن اثر هفت هنر ايراني، گچ بري، نقاشي سنتي، آينه كاري، آجركاري، سنگ تراشي، معرق كاري، و منبت كاري، قابل مشاهده است، در ارديبهشت ماه 1353 با شماره 1073 به ثبت تاريخي رسيد.باغ ارم شيرازتاريخ ساخت اين باغ را به دروه سلجوقيان نسبت داده اند چرا كه در آن زمان، باغ تخت و چند باغ ديگر توسط اتابک قراجه حكمران فارس - كه از سوي سنجر شاه سلجوقي به حكومت فارس منصوب شده بود، احداث شد و احتمال ايجاد اين باغ به درخواست وي و در آن زمان، زياد است. هم چنين احتمال مي رود كه اين باغ در زمان كريم خان زند مرمت شده باشد.اين باغ در شمال باختري شيراز و در انتهاي خيابان ارم قرار گرفته است. اين باغ به مناسبت عمارت و باغ بزرگي كه در گذشته توسط شدادبن عاد پادشاه عربستان به رقابت با بهشت ساخته شده و ارم ناميده شده بود، به باغ ارم مشهور گرديده است.در اواخر سلسله زنديه، بيش ا ز75 سال اين باغ در تصاحب سران ايل قشقايي بود، بناي اوليه عمارت باغ ارم توسط جاني خان قشقايي اولين ايلخان قشقايي و پسرش محمدقلي خان و در زمان فتحعليشاه قاجار احداث شده است. عمارت اصلي باغ ارم طبق معماري دوره صفويه تا قاجاريه بنا شده است. اين ساختمان داراي سه طبقه است كه طبقه زيرين داراي حوض خانه اي براي استراحت در روزهاي گرم تابستان است كه در آن آب نماي زيبايي است و طاق آن با كاشي هاي هفت رنگ مزين شده است. جوي آبي نيز از وسط آن مي گذرد و سپس به آب نماي بزرگ جلوي عمارت مي ريزد. طبقه دوم داراي ايواني دوستوني با سقف مسطح است كه در پشت آن تالاري قرار دارد و دو طرف آن دو راهرو، 4 اتاق در دو طرف راهرو و دو ايوان كوچک و دو طبقه ساخته شده است و بر فراز اين دو راهرو، دو گوشواره به عنوان طبقه سوم وجود دارد. قسمت جلويي ستون هاي اين دو طبقه با كاشي هاي هفت رنگ به مجالسي از سواران، زنان و گل ها مزين شده است. طبقه سوم، داراي يک تالار بزرگ مانند تالار طبقه دوم است كه پنجره هاي آن به ايوان اصلي باز مي شود. در دو طرف آن نيز دو راهرو وجود دارد. دو ايوان كوچک نيز در هر طرف ايوان بزرگ همانند طبقه سوم قرار دارد. در پيشاني عمارت، هلالي هايي وجود دارد كه به سنتوري معروف است و داراي سه مجلس بزرگ و دو مجلس كوچک كاشي كاري با كاشي هاي لعاب دار رنگي است.در هلالي ميدان كه بزرگ ترين هلالي است، نقش ناصرالدين شاه، سوار بر اسب سفيدي ديده مي شود كه نيم تاجي نيز در جلو كلاه خويش دارد. در اطراف آن، سه نقش ديگر كه برگرفته از داستان هاي فردوسي و نظامي است، ديده مي شود. در ضلع شمالي عمارت و چسبيده به آن هشت باب اتاق قرار دارد كه در حال حاضر مورد استفاده جهت امور اداري باغ گياه شناسي ارم است. در پشت ساختمان اصلي، ساختمان و محوطه اندرون قرار دارد. در جلو اين عمارت، حوض وسيعي قرار گرفته كه با كاشي آبي رنگ كاشي كاري شده است. ازاره هاي جلوي عمارت اصلي از سنگ گندمک يکپارچه است كه بيش از دو متر بلندي دارد. در سال هاي 50-1345 ه . ش اين باغ در زير نظر مسوولين دانشگاه شيراز تعمير شد. هم چنين در سال 1358 به وسيله سازمان ميراث فرهنگي مرمت گرديد، هم اكنون اين باغ به عنوان باغ گياه شناسي مورد استفاده قرار گرفته است. اين باغ در تاريخ 1353 به ثبت تاريخي رسيده است.باغ چهل تن شيرازقدمت باغ چهل تن به عهد كريم خان زند مي رسد و گورهاي داخل محوطه باغ نيز به نيمه دوم قرن 13 هجري مربوط اسـت. اين باغ در مساحتي كوتاه از شمال حافظيه محوطه اي مشجر و با صفا وجود دارد كه داراي چهل سنگ مزار هم اندازه است. باغ هفت تن شيرازباغ هفت تن کمي بالاتر از باغ چهل تن قرار دارد اين باغ يک محوطه پر درخت است که داراي ايوان و بناي زيبايي است. آرامگاه شاه شجاع شهريار آل مظفر ممدوح خواجه حافظ و متوفي به سال 776 هجري، در اين باغ قرار دارد. از آثار موجود بيرون باغ معلوم مي شود که در زمان قديم بناها و متعلقاتي در مجاورت اين محل وجود داشته که بعد ها از ميان رفته است. باغ جهان نما شيرازباغ جهان نما كه از آثار بازمانده از دوران كريم خان زند است، در شهر شيراز در كنار خيابان دروازه قرآن وجود دارد . ديوار آجري با نماي ساده آن از بيرون نمايان است و درون آن باغ وعمارتي نظير عمارت كلاه فرنگي با چهار حوض و محوطه اي وسيع كه شبيه باغ موزه پارس است، قرار دارد. باغ دلگشا شيرازباغ دلگشا يکي از باغ هاي تاريخي شيراز است که در نزديکي آرامگاه سعدي واقع شده است. سابقه آباداني و رونق باغ دلگشا به دوران پيش از اسلام و به دوره حکومت ساسانيان نسبت داده شده است.باغ دلگشا در دوره صفويه نيز از باغ هاي مهم و تفريحي شيراز بود. به طوري که در تصاوير به جا مانده از جهانگردان اروپايي به اين باغ اشاره هاي فراوان شده است. اين باغ که 5/7 هکتار مساحت دارد، هم اکنون از گردشگاه هاي ديدني شيراز است. باغ تخت شيرازباغ تخت که اساس اوليه آن سال 480 هجري به همت اتابک قراچه گذارده شد و به نام تخت قراچه موسوم است درشمال شهر شيراز و در دامنه كوه بابا كوهي قرار گرفته است. در زمان آقا محمد خان قاجار(1260هجري ) محوطه و بناي جديدي احداث كردند كه به تخت قاجار معروف است. در حال حاضر اين باغ قسمتي از يک پادگان نظامي است .باغ و پارک سعدي شيرازباغ و پارک سعدي از آثار حسينعلي ميرزا، فرزند فتحعلي شاه قاجار است. اين باغ مصفا روبه روي باغ جهان نما قرار دارد و يک عمارت قديمي دارد كه حوض بزرگ آب وحجاري هاي ازاره جلو عمارت آن به سبک قديم حفظ شده است . باغ كنوني قسمت كوچكي از باغ اصلي قديمي است. قصر ابونصر (تخت ابونصر) شيرازقصر ابونصر در عهد اشكانيان احداث شده و در زمان ساسانيان هم مورد استفاده كامل بوده است. احتمالا پيش از دوران اسلام چندين قلعه در حول و حوش محل كنوني شهر شيراز فعلي وجود داشته و قصر ابونصر يكي از اين قلعه ها بوده است. اين قصر در شش كيلومتري خاور شيراز، بر بالاي يک تپه قرار گرفته که به شکل يک حصار سنگي با ديوارهاي آجري، ساختمان هاي خشتي و آستانه هاي سنگي فرو افتاده مي باشد. نام قديم قصر ابونصر، «تخت سليمان» بوده است و در آن جا تعدادي نقش برجسته از نوع نقوش تخت جمشيد وجود دارند. از نقش برجسته ها و آستانه هاي سنگي عهد هخامنشي فقط يک آستانه بر پا مانده و نقش خدمتگزاري كه ظرفي در دست دارد بر ديواره هاي آن حجاري شده است. به عقيده برخي دانشمندان، قطعات مزبور را از تخت جمشيد به اين محل آورده و مورد استفاده مجدد قرار داده اند. در سال هاي 1313-1311 شمسي هيات علمي موزه «متروپوليتن» نيويورک كاوش هاي علمي در آن جا انجام داد و نمونه هاي سفال و قطعات ظروف سنگي عهد هخامنشي را با سكه ها و آثاري ديگر از عهد سلوكي، اشكاني و ساساني كشف كرد. اين بنا در تاريخ 24 شهريور 1310 به شماره 13 در فهرست آثار تاريخي ايران به ثبت رسيده است. محوطه پايين و مجاور قصر ابونصر را به نام «دشت خضر» مي خوانند و بقعه هايي هم در آن جا وجود دارند.   بندها و پلها در شهرستان شيراز بند بهمن شيرازبند بهمن از آثار تاريخي دوران ساساني است و روي رودخانه قره آغاج احداث شده است. اين بند از جاذبه هاي طبيعي- تاريخي شهرستان شيراز به حساب مي آيد . بند بهمن در فاسله 58 كيلومتري شيراز در منطقه كوار واقع شده است. در اطراف اين بند درختان زيبا وچشم اندازهاي دل انگيز طبيعي وجود دارد.   حمامها و آب انبارها در شهرستان شيراز حمام وکيل از بناهاي دوران كريم خان زند (1172-1193) در شيراز است كه به دستور وي در محله ميدان شاه، جنب مسجد وكيل (خيابان طالقاني) ساخته شد. اين حمام كه به عنوان حمام عمومي شهر شناخته مي شد، داراي چهار قسمت مرتبط با يكديگر است. مدخل ورودي اين حمام هم اينك يك هشتي است كه در ابتدا وجود نداشته و دوره پهلوي احداث شده است. اين هشتي داراي سقفي با گچ كاري برجسته است. پس از آن سر بينه حمام به شكل هشت ضلعي منظم و وسيعي ديده مي شود كه بيشترين تزيينات را داراست. آهكبري هاي سقف و ديوارهاي اين قسمت مربوط به دوران كريم خاني بوده كه بيشتر به شكل طرح هاي گلداني است اما در زمان قاجاريه، آثار زنديه كلنگي شده و قاجاريان بر روي آن آهكبري هايي به شكل داستان هاي اساطيري (داستان شيرين و فرهاد، پيرزن و سلطان سنجر، بيژن و منيژه و معراج حضرت رسول) انجام داده اند، در حال حاضر نيز به جهت تنوع بيشتر طرح هاي قاجاري، يكي دو طرح زندي مرمت شده و در بقيه قسمت ها طرح هاي قاجاري حفظ شده اند. هورنور يا جامخانه هايي كه در سقف تعبيه شده اند، روشنايي اين بخش را تأمين مي كنند.در اطراف اين سربينه، سكوهايي براي تعويض لباس ساخته شده و چهار حوض سنگي نيز جهت استحمام در آن وجود دارد. ستون هاي اين حمام از جنس سنگ گندمك گوگرد دار و سخت است. اين ستون ها يك پارچه هستند و بر روي آنها به فرم هندسي، مقرنس گچي كم عمق ديده مي شود ولي مقرنس آن برجسته است. در وسط محوطه سر بينه حوض كثيرالاضلاعي از سنگ ساخته شده و در يك سمت آن راهرويي است كه به هشتي دوم منتهي مي شود. در كف حمام چندين رج آجر آب خروده كار شده و بين آنها ساروج ريخته اند تا فشار آب را تحمل كند.در دوران پهلوي حمام به دو بخش تقسيم شد. بخشي از آن سربينه حمام بود كه به زورخانه تبديل شد. در برزخ يا هشتي دوم كه به گرم خانه مي رود، قسمتي وجود داشته (در سمت راست ورودي هشتي دوم) كه ديواري ضخيم، قطور و توپر بوده و در بالاي آن (در پشت بام) حوض آبي بوده كه آب حمام از آغاز تأمين مي شده، پس از تبديل سر بينه به زورخانه، اين ديوار برداشته شده و راهي به خيابان طالقاني گشوده شد كه به در ورودي حمام تبديل گشت. هم اينك اين در مسدود و به ديوار تبديل شده است.پس از عبور از هشتي دوم به گرمخانه حمام وارد مي شويم كه داراي سه خزينه آب گرم، آب سرد و آب ولرم است. در زير اين خزينه ها كانال هايي به نام گربه رو جهت گرم كردن حمام وجود دارد. آب رساني به اين حمام از طريق چاهي در ضلع غربي (گاو چاه) صورت مي گرفت. در زير خزينه اصلي (آب گرم) تون حمام قرار دارد. در كف حمام نيز گربه روهايي وجود دارد كه در بدنه ديوار به دودكش ها منتهي مي شود. اين گربه روها علاوه بر آن كه گرماي اضافي را به كف حمام منتقل مي كند، دوده هاي ناشي از سوخت را نيز به بيرون هدايت مي كند.در زمان پهلوي برخي از قسمت هاي حمام به نمره خصوصي تبديل شد. چنان كه از دو شاه نشين قرينه با دو حوض سنگي موجود در فضاي حمام، شاه نشين سمت راست به نمره خصوصي تبديل شد. هم اينك حوض سنگي آن از بين رفته است. دو شاه نشين اختصاصي ديگر پس از اين دو شاه نشين وجود دارد كه شاه نشين سمت راست در طرفين خزينه ها، به نمره خصوصي تبديل شده بود. حمام وكيل كه به علت تغيير وضع حمام هاي عمومي از صورت قبلي خارج شده بود، در سال 1351 توسط اداره باستان شناسي مورد مرمت قرار گرفت.اين بنا با شماره 917 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.   قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان شيراز قلعه اژدها پيكر شيرازقلعه اژدها پيکر که قدمت آن با توجه به يافته هاي موجود به دوره پيش از اسلام مي رسد و تا يک قرن پيش مسكوني بوده است بر روي يک سطح مرتفع در باختر شهر شيراز قرار گرفته است. درازاي اين قلعه 700 و پهناي آن 170 متر است. قلعه اژدها پيكر از سه بخش ديوار سنگي محاطي، قلعه بالايي و مياني تشكيل شده است. به جز قلعه بالايي و بناي مشهور به قبر مادر نادرشاه، بقيه قسمت هاي قلعه منهدم شده است. گهواره ديو شيرازگهواره ديو يا گهواره ديد بر بالاي نوک باختري كوه چهل مقام، مشرف به تنگه الله اكبر به شکل يک چهار تاقي با چهار ستون ساخته شده است كه در بعضي از كتاب ها «گنبد عضد» ناميده شده است. از قرار معلوم گهواره ديو تحريف «گهواره ديد» است. گهواره ديد نام محل ديده بانان و قراولاني است كه براي حفظ و حراست راه تنگ الله اكبر مستقر مي شدند. اين مكان هم اكنون از گردشگاه هاي ديدني شيراز است كه از سمت شمال به پارک ملي بمو مرتبط مي شود. آتشكده صميكان شيرازآتشکده صميکان متعلق به دوره ساسانيان است. اين آتشكده در 140 كيلومتري جنوب شيراز و در مسير جاده اي متعلق به عهد ساسانيان قرار گرفته است. آتشكده پاسارگاد شيرازدر فاصله 1500 متري از كاخ اختصاصي كوروش، در قسمت خاوري دشت مرغاب، دو تخته سنگ بزرگ سفيد در مجاورت تپه كوتاه خاكي به فاصله 9 متر از يكديگر قرار گرفته اند. اين دو تخته سنگ را «آتشگاه» يا «قربانگاه پاسارگاد» مي دانند. نيايش ايزد يكتا در دوران هخامنشيان در فضاي باز برابر آتش مقدس صورت مي گرفته است.   کاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان شيراز دروازه قرآن در شيراز، در نزديكي تنگ الله اكبر و در ميان كوه هاي باباكوهي و چهل مقام واقع شده است. وجه تسميه اين دروازه وجود قرآني بر بالاي طاقي مرتفع است. اين دروازه شامل يك طاق مرتفع از نوع طاق كجاوه اي در وسط دور طاق با ارتفاع كم در طرفين است. اين طاق در زمان حكومت عضدالدوله ديلمي در فارس، ساخته شد و قرآني نيز در آن جاي داده شد تا مسافرين به بركت عبور از زير آن سفر را به سلامت به پايان برند و در موقع سفر از زير قرآن بگذرند. به مرور زمان طاق شكسته و تخريب شد. در دوره حكومت زنديه كريمخان زند (1172 – 1193) مجددا" آن را بازسازي نمود و در قسمت فوقاني آن اطاقي ساخت و دو جلد قرآن نفيس به خط ثلث و محقق، اثر سلطان ابراهيم بن شاهرخ گوركاني را در آن اتاق جاي داد. اين قرآن ها به قرآن هفده من مشهورند. در سال 1316 كه طرح توسعه راه شمالي شيراز در دستور كار دولت قرار گرفت، اين طاق خراب شد و قرآن مذكور نيز به موزه پارس منتقل گرديد. در زمان قاجاريه كه چند زلزله شيراز را تكان داد، اين دروازه آسيب هايي ديد اما به وسيله محمد زكي خان نوري مورد بازسازي و مرمت قرار گرفت.در سال 1327 ه.ش. يكي از بازرگانان شيراز به نام حسين ايگار، مشهور به اعتمادالتجار، با هزينه شخصي خود طاق كنوني را بازسازي كرد و چند آيه از قرآن كريم را كه با خط ثلث و نسخ بر روي كاشي نوشته شده بود، بر بدنه طاق نصب كرد. در پيشاني شمالي اين طاق (سمت كوه بمو) اين آيه بر روي كاشي نوشته شده است، ان هذاالقرآن يهدي للتي هي اقوم و يبشر المؤمنين الذين يعملون الصالحات ان لهم اجرا" كبيرا" در پيشاني جنوبي طاق (سمت شهد شيراز) اين آيه به چشم مي خورد.قل لئن اجتمعت الانس و الجن علي ان يأتوا بمثل هذاالقرآن لايأتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيراًدر گوشه غربي طاق اين آيه نوشته شده:انا نحن نزلناه الذكرو ادامه اين آيه در قسمت شرقي طاق و روبروي همان كتيبه نوشته شدهو انا له لحافظون.بازار وكيل شيرازبازار وکيل که از آثار زيباي دوران صفويه است در محله درب شا ه زاده جنب مسجد جامع وكيل واقع شده است. اين بازار مشتمل بر يک رشته حجره هاي شمالي - جنوبي و يک رشته خاوري - باختري است. راسته شمالي- جنوبي بازار از دو جناح تركيب شده و در هر جناح 41 زوج مغازه وسيع ساخته اند. در خاور و باختر جناح شمالي آن كاروان سراهاي روغني، احمد، گمرک و ضرابخانه ساخته شده است كه هر يک از آن ها حجره هاي متعدد دارند. راسته خاوري - باختري نيز داراي دو جناح است كه جناح خاوري آن با 19 زوج مغازه«بازار علاقمندان» و جناح باختري آن با 10 زوج مغازه«بازار تركش دوزها» ناميده مي شود. به موازات بازار تركش دوزها، بازاري ديگر به نام«بازار شمشيرگرها» وجود دارد كه اين بازار نيز داراي 11 زوج مغازه است. در بازار شمشيرگرها، سراي ديگري وجود داشته كه آن را«كاروان سراي فيل» مي ناميده اند. از ويژگي هاي اين بازار مي توان به زيبايي و معماري خيره كننده، پهناي زياد، وسعت و تاق هاي ضربي مرتفع آن(با ارتفاعي متجاوز از 10 متر) كه به منظور تهويه هوا ساخته شده، اشاره كرد. اين تاق هاي ضربي، هواي بازار را در زمستان گرم و تابستان خنک نگه مي دارند. افزون بر اين، دريچه هايي كه در زير سقف آن ها ساخته شده است هوا و نور كافي بازار را تامين مي كنند. در چهار سوق بازار وكيل، روي يک هشتي بزرگ تاق ضربي بسيار وسيع و مرتفعي ساخته اند كه از شاهكارهاي معماري به شمار مي رود و با اين كه تاكنون متجاوز از دويست سال از عمر آن مي گذرد. كوچک ترين شكافي بر نداشته است. در حال حاضر، بازار وكيل شهر شيراز بر اثر امتداد خيابان كريم خان زند به دو قسمت تقسيم شده است. سراي مشير (سراي هنر) شيرازسراي مشير از يادگاري هاي مرحوم ميرزا ابوالحسن مشيرالملک است كه آن را «سراي گلشن» هم مي گويند. سراي مشير جنب بازار وكيل قرار دارد و چون كاشي كاري هاي زيبا و ريزه كاري هاي چوبي و شيشه هاي الوان درب هاي آن رو به انهدام بود در سال 1348 تحت تعمير و مرمت قرار گرفت. درب هاي فرسوده و شكسته آن نوسازي گرديد و حوضخانه آن هم كه از حيث كاشي كاري و مقرنس كاري بي نظير است به شكل چايخانه درآمد. اتاق هاي اين سرا براي نمايش هنرهاي دستي و محلي فارس اختصاص يافت و به «سراي هنر» نيز معروف شد. بازار نو شيرازبازار نو يکي از يادگارهاي سال 1314 هـ. ق است. اين بازار از اواخر دوره قاجار به «بازار نو» معروف شده است. بازار نو را يكي ديگر از وزيران فارس به نام ميرزا اشرف يوسف شرفي مازندراني ساخته است. بازار نو در جانب دروازه اصفهان - شيراز و در امتداد بازار وكيل احداث شده است. بازار حاجي شيرازبازار حاجي كهن‌ ترين بازار شيراز است که از عهد ديلميان و شايد پيش از آن بنياد نهاده شده و بعدها بازسازي و تكميل شده است. اين بازار از سمت شمال باختري مسجد جمعه شيراز آغاز و به سمت شمال گسترده شده است. بازار مسگرها از بازارهاي شيراز است كه در محله درب شاهزاده قرار گرفته است. اين بازار بقاياي بازار قيصريه است كه توسط امام قلي خان در غرب مدرسه خان ساخته شده است. اين بازار كه از آجر و گچ ساخته شده است، بازار مرغ و اردوبازار را به يكديگر متصل مي نمايد به گونه اي كه اردوبازار در جنوب بازار وكيل و در مقابل بازار مرغ قرار مي گيرد و در امتداد شرق و غرب نيز بازار مسگرها قرار مي گيرد.اين بازار در زمان قاجاريه بر اثر زلزله ويران شد و در سال 1299 ه.ق. مرمت شد. اين بازار هم اينك مركز فروش اسباب منزل است. اين بازار شباهت فراواني از نظر اجرايي با بازار وكيل دارد با اين تفاوت كه از هر ابعادي و مقياسي، در مقياس كوچكتري نسبت به بازار وكيل ساخته شده است. سقف اين بازار همانند بازار وكيل داراي طاق تويزه است و در بالاي عرقچين آن حورنورهايي ديده مي شود در بالاي دكانها نيز همان دريچه ها ديده مي شود. تفاوت ديگر اين بازار با بازار وكيل در اين است كه مغازه هاي اين بازار اكثرا" يا هم سطح زمين و يا پايين تر از سطح زمين ساخته شده اند. كه البته اين مسئله شايد به نوع كالايي كه د راين مغازه ها عرضه مي شده بر مي گردد. همچنين سردر ورودي مغازه ها يك قوس كجاوه اي است كه با يك پاكار پهن به زمين مي رسد. بازار ديگري به نام قيصريه به اين بازار از سمت راست متصل مي گردد كه داراي 12 جفت مغازه است كه اكثرا" سطحي بالاتر از سطح زمين دارند و مغازه ها داراي ارتفاع نسبتا" بلندي نسبت به بازار مسگرها مي باشند.در قديم ارتفاع مغازه ها را با توجه به جنسي كه در آنجا فروخته مي شده در نظر مي گرفتند. به عنوان مثال مغازه هاي نانوايي همواره پايين تر از سطح زمين بوده اند و مغازه هاي عطاري بالاتر از سطح زمين.قيصريه همانند راسته درسته و غيره به نوعي بازار اطلاق مي شود كه در آن اجناس ظريف ساخته و عرضه مي شدند مثل طلا و جواهرات و پارچه و ... قيصريه ها بايد حتما" درب ورود و خروج جداگانه داشته باشند كه البته در بازار ذكر شده چنين دربي مشاهده نشده است.   عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان شيراز ارگ كريم خاني شيرازارگ كريم خاني که از يادگارهاي دوران زنديه به شمار مي رود در حقيقت اندروني و قصر سلطنتي سلسله زنديه در شهر شيراز بوده است. اين ارگ، به شكل قلعه آجري با ديواره هاي بلند ساخته شده كه در هر چهار گوشه آن برجي بزرگ برپا است. روي برج ها، نقش هاي آجري جانبي ديده مي شوند و بر سر در ارگ، مجلس كشته شدن ديو سفيد به دست رستم، با كاشي هاي هفت رنگ تصوير شده است. در چهار جبهه دروني ارگ، ساختمان هاي جالبي وجود دارند كه بيش تر كاشي كاري هاي آن ها از بين رفته اند. ساختمان شهرباني در مقابل اين ارگ ساخته شده و از خود ارگ از سال 1315 تا 1350 به عنوان زندان شهرباني استفاده مي شد. زماني كه ارگ به عنوان زندان مورد استفاده قرار گرفت همه آثار نقاشي هاي و مقرنس كاري هاي آن با گچ پوشيده و دود گرفته شد. بيش تر اتاق ها و تالارهاي آن با سقف و ديوارهاي بسيار، به صورت سلول هاي كوچک زندان درآمده اند. بخشي از تالارها و اتاق هاي مرمت شده آن نمونه اي زيبا از سبک معماري دوران زنديه را نشان مي دهند. عمارت ديوان خانه شيرازعمارت ديوانخانه در نزديكي ارگ كريمخاني، قرار گرفته كه در گذشته، عمارت ديوانخانه كريم خان زند بوده و اكنون تنها عمارت سابق آن در قسمت شمالي ارگ باقي مانده است. اين عمارت، شامل يک تالار وسيع با سقفي بلند است كه در گذشته دو ستون مرمر در جلو آن قرار داشت، اما آغامحمد خان قاجار آن دو ستون را به تهران برد و به جاي آن دو ستون چوبي نصب كرد. در جلو تالار وسطي، روي سنگ هاي بزرگ صيقلي، جنگ رستم و اشكبوس به طور برجسته حجاري شده كه دو شير و دو باز در طرفين آن قرار دارند. در جلو اين عمارت، دو حوض بزرگ و طولاني ساخته شده است. در گذشته قرار بود اين عمارت به موزه مردم شناسي تبديل شود ولي بعدها قسمت جنوبي آن را كه سابقا سر در ديوانخانه بود خراب كردند و ساختمان پست و تلگراف و تلفن را در آن جا احداث كرده اند. عمارت باغ نشاط شيرازعمارت باغ نشاط که از ساختمان هاي زيبا و بسيار ديدني عصر صفويه است، در ضلع شمالي پل عباسي و در ميان فضايي سبز و گسترده قرار گرفته و مقر حكومت لار، پس از دوران صفويه بوده است. مساحت قصر اين باغ 35×135 متر است. ارتفاع طبقه بالاي عمارت آن هفت متر و ايوان هاي آن 5/12 متر مي باشد. طبقه زيرين آن داراي چهار اتاق است. اتاق مركزي آن درست زير سالن ايوان قرار دارد كه از بالا و از يک منفذ هشت گوش نور مي گيرد. در وسط اتاق حوضچه اي هشت گوش از مرمر قرار دارد. عمارت كلاه فرنگي باغ نظر شيرازدر وسط باغ نظر در شيراز كه متاسفانه هم اكنون قسمت بسيار كوچكي از آن به جاي مانده و آن را «باغ موزه» مي نامند، عمارت هشت ضلعي بسيار زيبايي ساخته شده كه به «كلاه فرنگي» مشهور است. اين عمارت در زمان كريم خان زند محل بارعام ميهمانان و سفراي خارجي بوده است. كتيبه ها و لچک هاي اين بناي زيباي هشت ضلعي را كاشي كاري هاي بديع زينت بخشيده اند.اين باغ با انبوه درختان سر به فلک كشيده سرو و نارنج در سال هاي پيش از سلطنت كريم خان زند احداث شده و وجه تسميه آن معلوم نيست. كريم خان زند عمارت كلاه فرنگي، ارگ، ديوانخانه و بعضي از ساختمان هاي ديگر را در محوطه آن بنا كرد. در دوره قاجار نيز حسين علي ميرزاي فرمانفرما، عمارتي در نزديک عمارت «خورشيد» احداث نمود. در داخل بنا، محوطه اي صليب مانند با چهار شاه نشين وجود دارد كه بين شاه نشين ها نيز چهار گوشواره ساخته اند. در وسط محوطه، حوضي از سنگ مرمر يکپارچه ساخته شده است. ديوارهاي محوطه وسط و اتاق هاي زاويه، مقرنس كاري مي باشد و نقاشي هاي بسيار زيبا دارد و از نظر هنري كم نظير است. روي بدنه و تاقچه هاي محوطه وسط، ده مجلس نقاشي به وسيله نقاشان دوره زنديه كه معروف ترين آن ها آقا صادق نقاش بوده تصوير شده است. عمارت باغ ايلخاني شيرازباغ ايلخاني يكي از فضاهاي سبز دوره قاجاريه مي باشد كه ساختمان كهنسال و عمارت قديمي و ديدني دارد. اين باغ از بناهاي محمد قلي خان، ايلخان قشقايي است كه در محله ميدان شاه(نزديک بقعه بي بي دختران) واقع شده است. در حال حاضر، قسمت باختري باغ كه عمارت اصلي در آن واقع شده به صورت قديمي باقي مانده و 3500 متر مربع مساحت دارد. در قسمت خاوري آن نيز باغچه اي به مساحت 3000 متر مربع وجود دارد كه عمارت كلاه فرنگي در محوطه آن واقع شده است. اين ساختمان داراي ايواني دو ستوني در وسط مي باشد. در پشت آن يک سالن نسبتا بزرگ پنج دري قرار گرفته كه يک اتاق در بالا دارد. در دو طرف ايوان دو راهرو وجود دارد كه در بالاي آن دو گوشواره جلب نظر مي كنند. سه اتاق در ضلع شمالي ايوان و چهار اتاق در ضلع جنوبي آن قرار گرفته اند. ايوان وسط به شيوه اغلب آثار دوره زنديه و قاجاريه داراي دو ستون سنگي و سقف مسطح است. ستون هاي اين ايوان از سنگ يكپارچه بوده و به نحوي زيبا به صورت مارپيچ ساخته شده است. مسير ستون ها به طور مقرنس حجاري شده اند. يكي از اتاق هاي ضلع جنوبي اين باغ«اتاق آيينه كاري» ناميده مي شود و تركيبي از نقاشي و منبت كاري روي در و پنجره ها و گچ بري هاي بسيار زيبا است.  
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:18 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

شهر کرد


  دشت وسيعي كه شهركرد در آن قرار گرفته، از روزگاران بسيار كهن قابل سكونت بوده و با توجه به تپه هاي متعدد اطراف شهر و پيدا شدن سكه هاي مربوط به دوران اشكاني و ساساني از سابقه ديرينه اي بر خوردار است. شهركرد در جلگه اي مسطح و در ميان رشته كوه هايي كه از شمال باختري ايران به سوي جنوب خاوري كشيده شده و در هر محلي به نامي ناميده مي شود؛ واقع شده است. درمناطق اطراف شهرستان شهرکرد صنايع دستي رواج زيادي دارد که از آن جمله مي توان به گليم بافي، جاجيم بافي، خورجين بافي، حريربافي، کرباس بافي و بافت انواع قالي اشاره کرد. هم چنين گيوه دوزي، نمد مالي، کلاه مالي، تخت کشي، منبت کاري، خاتم کاري، قفل سازي، صنايع فلزي ودستي مانند اسلحه سازي از ديگر صنايع دستي اين شهرستان است. روستاها و شهرهاي اطراف شهرکرد سهم قابل ملاحظه اي درتوليدات صنايع دستي منطقه ايفا مي نمايند. صنعت در روستاي چالشتر شهرت جهاني دارد و استادان زيادي در رشته‌هاي مختلف مشغول به كار بوده و هستند قالي ‌بافي، گليم بافي، جاجيم بافي، حرير بافي، صنايع فلزي و دستي مانند اسلحه سازي و خاتم كاري، منبت كاري، مشبک بري وجود داشته ولي امروزه فقط كار قالي بافي و يک سري ابزار و ادوات مربوط به قالي و قفل سازي انجام مي شود. مشهورترين قفل هاي چالشتر از نظر دوام و استقامت شهرت جهاني دارد. نمونه اي از اين قفل ها که به قفل حاج عبدالله مشهور است، به خانه کعبه است.
صنعت قالي بافي در روستاي چالشتر مربوط به قرن نهم هجري است كه اين قدمت طولاني سبب به وجود آمدن‌بيش از 60 نوع نقشه توسط هنرمندان و اساتيد متعدد و ايجاد طرح ها و نقشه‌هاي مختلف از جمله نقشه‌هاي خشتي، لچک، ترنج، گل مينا، سرو و كاج، بي بي باف، گل افشان و قالبي در طرح هاي مختلف سماوري، قاب كوزه و غيره شده است. اين بافته ها كه در اندازه‌هاي 3×2 ، 4×3 ، 6×4 و 2 × 5/1 بافته مي ‌شود شهرت جهاني دارد و در بيش تر كشورهاي اروپايي به معرض نمايش گذاشته مي ‌شوند. كليه رنگ‌آميزي اصالت خاصي داشته و ثبات رنگ توسط اساتيد هنر رنگ آميزي انجام مي ‌شود كه در نوع خود منحصر به فرد و كم نظير است. در شهر فرخ شهرنيز يک نوع قالي‌ مرغوب و نقش مخصوص بافته مي ‌شود كه به « بي بي باف » معروف است زيرا در قديم زن هاي خوانين را بي بي مي ‌گفتند و طبق نقش و رنگ و آب مخصوص و دقت كافي بافته مي شود، مشهور به بي بي بافي شد كه از آن زمان تاكنون به همان نام است. درشهر بن قالي بافي بسياراهميت دارد و بيش تر زنان اين ناحيه به اين هنر مشغولند. قالي ‌هاي شهر سامان بيش تراز طرح و نقشه و اسلوب بافت قالي‌هاي نجف آباد پيروي مي ‌كنند. دراين شهر قالي بافي به عنوان يكي از مهم ‌ترين راه‌هاي كسب درآمد جنبي مطرح است. در روستاي اشکفت، قالي‌هايي كه بافته مي ‌شود داراي دو نوع طرح «خشتي» و «سرو و كاج» است كه نقشه‌هاي آن از روي نقشه‌هاي قالي چالشتر اقتباس گرديده است و معروف به قاليچه «چهار چله» است. از موادي كه براي رنگ كردن خامه قالي استفاده مي ‌شود مي ‌توان به روناس براي رنگ قرمز، پوست گردو براي رنگ قهوه‌اي، زاج براي رنگ سفيد، ادرار گاو براي رنگ زرد و پوست انار، برگ مو و نيل براي ساير رنگ ها استفاده مي ‌كنند اشاره نمود. در روستاي حيدري قالي بافي از جمله رايج ترين صنايع دستي است، که مي ‌توان گفت همگي زنان اين روستا در خانه به بافتن قالي و قاليچه مشغولند. نقشه‌هاي گل مينا، خشت، ترنج و قالب سماوري از طرفداران بيش ‌تري برخوردارند. در روستاي هفشجان قالي بافي، گيوه دوزي، نمد مالي، كلاه مالي و تخت كشي رواج دارد. قالي بافي اين روستا به لحاظ نقش و بافت و مواد رنگ ثابت توانسته در بازارهاي داخلي و خارجي محبوبيت كسب كند. نوع خاصي قالي از جنس ابريشم در روستاي گرم دره تهيه مي شود که نخ و حتي تار و پود مورد استفاده در آن همه ابريشمي و بسيار ظريف مي باشند. قالي ‌هاي ناييني با نقشه‌هايي جداگانه كه به صورت دو خفت بافته مي ‌شوند نوع ديگري از قالي هاي گرم دره بوده و رواج بيش تري دارند. مکان هاي ديدني و تاريخيامام زاده حليمه و حكيمه خاتون، امام زاده بابا پير احمد، امام زاده شيح شبان (سيدبهاء الدين محمد)، امام‌زاده حمزه علي، قلعه دزك، مدرسه علميه اماميه، مسجد خان شهر كرد، مسجد جامع فرخ شهر، مسجد جامع كيان، مسجد جامع چالشتر و مسجد جامع شهرك از جمله ديدني هاي شهرستان شهر كرد به شمار مي روند. - منطقه حفاظت شده تنگ صياد (فرخشهر )2- منطقه شکار ممنوع شيدا (سورشجان )3- چشمه مايک (سورشجان )4- چشمه زنه (هفشجان )5- چشمه زاغي (سورک )6- گردشگري بابازکي (فرخشهر )7- درياچه شلمزار (شلمزار )8- گرداب بن (بن )9- محدوده پل زمانخان (سامان )صنايع و معادنبا توجه به غلبه معيشت روستايي و عشايري، جريان توسعه صنعت از رونق چنداني برخوردار نيست. مهم ترين صنايع شهر کرد عبارتند از : كارخانه قند، كارخانه ريسندگي، و صنايع شير و لبنيات. کشاورزي و دام داري با توجه به ميزان نزولات جوي و جاري شدن رودخانه هاي پر آب، كشاورزي يكي از مهم ترين اركان اقتصادي به ويژه در خاور استان چهارمحال و بختياري محسوب مي شود. ازميان محصولات سالانه استان، غلات از اهميت قابل توجهي برخوردار است. به طوري كه 4/70 درصد از كل سطح زير كشت محصولات سالانه، به غلات اختصاص داده شده است. بعد از غلات، ‌نباتات علوفه اي با 3/21 درصد، بيش ترين ميزان سطح زيركشت محصولات سالانه را به خود اختصاص داده اند. هم چنين علاوه بر رمه هاي كوچنده، پرورش انواع دام ‌رايج ترين فعاليت عشاير و مردم روستاهاي استان چهارمحال و بختياري است. مشخصات جغرافياييشهركرد در جلگه اي مسطح و در ميان رشته كوه هايي كه از شمال باختري ايران به سوي جنوب خاوري كشيده شده و در هر محلي به نامي ناميده مي شود واقع شده است. رشته كوه هاي شمال باختري و جنوب دنباله همان سلسله جبال زاگرس است كه از كردستان و لرستان امتداد يافته و به طرف خوزستان ادامه دارد. كوه هاي شمالي اين شهر كم ارتفاع و كوه هاي جنوبي كه از سلسله كوه هاي زردكوه منشعب مي شود مرتفع تر است. ارتفاع متوسط اين كوه ها بين 1400 تا 1600 متر بوده و به مناسبت همين موقعيت از نقطه نظر آب و خاك استعداد تربيت احشام و امر كشاورزي را در برداشته است. آب و هواي شهرکرد كوهستاني معتدل متمايل به سرد بوده و بيش ترين درجه گرما در تابستان ها به 22 درجه بالاي صفر و كم ترين درجه در زمستآن ها به 7 درجه زير صفر مي رسد. هم چنين ميزان بارندگي سالانه به طور متوسط 380 ميلي متر است. وجه تسميه و پيشينه تاريخيدشت وسيعي كه شهركرد در آن قرار گرفته، از روزگاران بسيار كهن قابل سكونت بوده و با توجه به تپه هاي متعدد اطراف شهر و پيدا شدن سكه هاي مربوط به دوران اشكاني و ساساني از سابقه ديرينه اي بر خوردار است. بنا به گزارش هاي تاريخ نويسان در اواخر دوره ساساني شخصي به نام فرامرز كه مذهب زرتشتي داشت در سرزمين بختياري حكومت مي كرد و بختياري ها نيز به معتقدات خود در عهد فرامرز گبر اشاره ها دارند. در كتاب سرزمين و مردم ايران آمده است كه اين حدود تحت سلطه اتابكان فارس و لرستان بوده است. در آن دوره پاسگاهي براي تأمين امنيت راه و رفع نيازهاي مسافران ساخته شده بود و از آن جا که پاسداران دايمي اين پاسگاه از كردها بودند، اين محل به نام «ده كرد» ناميده شده بعد ها به شهر كرد تغيير نام يافت. هم چنين در متون تاريخي، از مكاني به نام چالشتر در ناحيه شهركرد به عنوان مركز حكومتي نام برده شده، كه خرابه هاي ديوار قلعه آن را امروزه به جاي مانده است.بيش تر ساكنين شهر کرد قبل از شناسايي امام زاده محل، يا در اطراف رودخانه و مراتع سبز با ايجاد قلاع و دهكده زندگي مي نمودند، و يا در دامنه كوه رود خوش آب و هواي شمالي به شغل خويش ادامه مي دادند. چنان که تعبير «ده كهنه» هنوز ورد زبان معمرين مي باشد. پس از چندي با مسكن گرفتن چند خانوار در اطراف امام زاده و ايجاد حمام و مسجد و طالوجونه و عصار خانه به وسيله سلاطين وقت، جمعي از مردم از اطراف به داخل آبادي آمده و براي خود كاشانه اي تهيه نمودند و تقريبا بناي شهر کنوني گذاشته شد. بيش تر اين تشكيلات را به دوره اتابکان لرستان و مخصوصا حكمراني و پادشاهي اتابك نصره الدين احمد بن افراسياب مي دانند. هم اکنون نيز طومار و نوشته جاتي در خصوص ساختمان ها و به خصوص امام زاده گان به نام اتابك شاه در دست افرادي ديده شده است. به هر حال وجود اين امام زاده و احداث ساير احتياجات موجب تمركز افراد گرديده و عده اي نيز كمي دورتر با بناهاي قلعه اي در آن جا ساكن شده اند كه اينك بنام قلعه اي و كوهي ناميده مي شوند. در اوايل تسلط خلفاي عباسي دو برادر در سرزمين لرستان كه به دو شعبه لر كوچك (لرستان فعلي) و لر بزرگ (بختياري و كهگيلويه و بوير احمد) تقسيم مي شد، حكومت داشتند. حاکم سرزمين لر بزرگ «بدر» نام داشت. بعدها اتابكان فضلوئيه قريب سيصد سال بر بختياري حكومت كردند. در زمان يكي از اتابكان فضلوئيه (اتابك تكله)، مغولان بر بختياري و كوه هاي آن دست يافتند. اما اقتدار اين قوم دوام نياورد و سلطه مغولان بر بختياري ها وضعي ناپايدار به خود گرفت. از آغاز سلسله صفوي تاريخ بختياري ها روشن تر است. در زمان صفويه يكي از تيره هاي بختياري موسوم به آستريك - كه هم اكنون نيز طايفه كوچكي از بختياري است - به رياست شخصي به نام تاجميرو با فرمان شاه اسماعيل اول بر بختياري حكومت مي راند. اين شخص در زمان شاه طهماسب به دليل استنكاف از پرداخت ماليات به قتل رسيد. در همين زمان بود که بختياري ها به دو بخش هفت لنگ و چهارلنگ كه در اصل يك تقسيم بندي مالياتي است، تفكيك شدند. پس از دودمان تاجمير، شخصي به نام ميرجهانگيرخان به حكومت بختياري ها منصوب شد و در زمان همين شخص تونل معروف به كاركنان يا شاه عباس در نزديكي محل تونل فعلي كوهرنگ حفر شد كه به دلايل نامعلومي عمليات حفاري آن ناتمام ماند. پس از فوت ميرجهانگير خان برادر وي مير خليل خان، از رياست طايفه آستريك خلع شد و طوايف عمده بختياري و تعدادي از تيره ها در حيطه اقتدار محمد تقي خان چهار لنگ باقي ماندند. طوايف هفت لنگ نيز به رياست دو دسته خوانين دوركي و بختياروند از طوايف عمده هفت لنگ گردن نهادند. از اواسط پادشاهي قاجار حسينقلي خان (رئيس طايفه دوركي) با شكست قطعي خوانين بختياروند (بهداروند) همه طوايف هفت لنگ را متحد ساخته و خود را ايلخان و برادرانش را ايل بيگي ناميد و رياست ايل هفت لنگ و اداره امور كل منطقه بختياري را به عهده گرفت. رياست اين طايفه تا همين اواخر در بازمانده گان اين دودمان موروثي بود. بررسي هاي تاريخي ايران از اواخر دوره صفويه به بعد نشان مي دهد كه ايل بختياري و در رأس آن خوانين بختياري، به دليل برخورداري از شرايط ويژه جغرافيايي قلمرو ايلي، ‌سازمان قبيله اي و نظام ايلي منسجم كه الزاما اطاعت و فرمان برداري بي قيد و شرط گروه هاي فرودست از رهبران و سركرده گان فرادست را در پي داشت، در بيش تر حوادث و وقايع تاريخي كشور حضوري موثر و فعال داشتند كه، برخي از نمونه هاي آن به شرح زير اشاره مي شود: سواران بختياري از زبده تفنگ چيان نادرشاه بودند كه با فتح قندهار، دروازه هند را به روي لشگريان نادر گشودند. علي مردان خان بختياري با شكست افاغنه و بازسازي سلطنت انقراض يافته صفوي، خود نيز مدعي سلطنت شد. محمد تقي‌خان چهارلنگ علم طغيان بر عليه حكومت قاجار برافراشت و قلعه تل، مقر خود را در منطقه مالمير، به عنوان مركز حكومت بختياري انتخاب كرد و با كمك و مشاورت ليارد انگليسي (سياح معروف) با انگلستان رابطه سياسي برقرار كرد. در دارازاي دوره حكومت سلسله هاي صفويه، افشاريه، زنديه و قاجار عمده قشون سلاطين سلسله هاي مزبور از بختياري ها تشكيل مي شد، به طوري كه علي قلي خان سردار اسعد فرزند حسين قلي خان اشاره دارد، همواره صد نفر از سواران بختياري به رياست چند تن از خان زاده گان بختياري حفظ نظم تهران، حتي نگهباني از دربار قاجار، را به عهده داشتند. بارزترين نقش بختياري ها در تحولات دوران مشروطيت روي داد. سركرده گان بختياري (خوانين و تفنگ چيان) با مشاركت و راهبري بخش مهمي از اين جنبش عظيم ملي، ضمن اخذ وجاهت، با قبضه كردن پست هاي كليدي كشوري و لشگري و تقسيم مناصب بين خود و اطرافيان، زمينه دست يابي به منابع سرشار و ثروت را فراهم كردند. بررسي هاي تاريخي وضع اجتماعي و سياسي ايلات بختياري نشان مي دهد كه بختياري ها يكي از بزرگ ترين طوايف كوچنده ايران بوده اند كه ساليان درازي با قدرت و سلطه جويي فراوان توانستند بر قسمتي از اراضي ايران حكومت كنند. سران اين ايل در زمان حكومت قاجار از قرب و منزلتي فراوان برخوردار بودند و براي خود تشكيلات و مقررات خاصي داشتند. حتي بعضي مواقع، خان هاي ايل به عنوان عامل حكومتي تلقي مي شدند و از اين راه درآمدهاي كلان و ثروت فراوان و زمين هاي وسيعي را تصاحب مي كردند. اينان از يک سو از دولت و حكومت مركزي مستمري دريافت مي كردند، و از سوي ديگر از رعاياي خود ماليات نقدي و جنسي، باج و خراج و حتي حق سرزميني از درآمد استخراج نفت و هم چنين انواع هدايا و تحفه ها را اخذ مي كردند. به هر صورت سران ايلي چون جعفر قلي خان سردار اسعد، اميرمجاهد، سردار جنگ، سردار محتشم و ديگران توانسته اند پس از انقلاب مشروطيت به پست هاي حساس كشوري دست يابند. چنان كه صمصام السلطنته بختياري در سال 1336 قمري به سمت نخست وزيري و وزارت امور خارجه و عموزاده اش لطفعلي خان امير مفخم نيز به وزارت جنگ گمارده شد. شهر كرد از حدود سال 1300 هـ . ش با تعيين نماينده حكومت مركزي و استقرار دواير دولتي آغاز به رشد كرده است. پس از سال 1300 و تا سال 1340 دهكرد و منطقه چهارمحال و بختياري (معروف به شهر چهارمحال) از طريق مركز اصفهان اداره مي شد و از آن پس تا سال 1352 شهركرد مركز فرمانداري كل چهارمحال و بختياري بوده و سپس به مركز استاني با همين نام تبديل شده است. در حال حاضر شهر کرد شهري است رو به آباداني و توسعه.   طبيعت در شهرستان شهرکرد زاينده رود (اصفهان، چهارمحال و بختياري)زاينده رود يکي از زيباترين و بااهميت ترين رودهاي ايران است. اين رودخانه كه از جبهه شمال خاوري زرد كوه بختياري سرچشمه مي گيرد، از باختر به خاور تا باتلاق گاوخوني جريان دارد. اين رود كه از چشمه هاي جانان واقع در زردكوه بختياري (كوهرنگ) در 95 كيلومتري شمال باختري شهركرد در استان چهارمحال و بختياري، شروع شده است، ضمن جريان يافتن به جانب خاور و دريافت شعباتي از قبيل رود خرسنک، قمشه رود، تيران رود، زرين رود، رود كرمان و هم چنين آبياري کردن شهرها و آبادي هاي مسير خود وارد اصفهان مي شود و شهرستان هاي شهركرد، زرين شهر، اصفهان و نايين در استان هاي چهارمحال و بختياري و اصفهان را آبياري مي کند. اين رودخانه از سمت باختر به سمت جنوب خاوري كليه نواحي مركزي اصفهان را آبياري کرده و از جنوب نايين از آبادي هاي قورتان و ورزنه گذشته و سرانجام پس از طي 300 كيلومتر از سرچشمه به مرداب گاوخوني که در قسمت خاوري دهستان جرقويه عليا قرار گرفته است، مي ريزد. طول اين رودخانه با پيچ و خم هايش از 360 تا 420 كيلومتر ذكرشده که اين فاصله به خط مستقيم حدود 270 كيلومتر است. پهناي رودخانه زاينده رود در ابتدا حدود 10 تا 20 متر است، اما هر چه به طرف شهر اصفهان و جلگه هاي مسطح پيشروي مي كند، پهناي آن افزايش مي يابد. به طوري كه در شمال فلاورجان، در محل روستاي موسيان، عرض آن به حدود 800 متر مي رسد. پهناي بستر رودخانه در شهر اصفهان نيز متفاوت است و بين 300 - 100 متر تغيير مي كند. زاينده رود از چشمه ها و رودخانه هاي متعددي تشكيل شده و از تنگ گزي در دهستان شوراب سرچشمه مي گيرد. مجموع اين آب ها در تنگ گزي، زاينده رود را تشكيل مي دهند. شعبه مهم ديگر با الحاق آب كوهرنگ توسط تونل هاي كوهرنگ به ابتداي زاينده رود اضافه مي شود كه آب آن را به ميزان قابل توجهي افزايش مي دهد. پس از تنگ گزي و قبل از رسيدن به درياچه سد زاينده رود، آب سه شعبه قابل توجه ديگر، يعني كاگونک، خير سانک و پلاسكان يا اسكندري نيز به زاينده رود افزوده مي شوند، اما بعد از درياچه، شعبه دايمي قابل توجهي به آن نمي پيوندد.از ابتدا تا انتهاي زاينده رود، به ويژه در ناحيه اصفهان، بيشه زارهايي وجود دارند كه در زيبايي، طراوت، لطافت آب و هوا و جذابيت چشم اندازهاي عمومي رودخانه بسيار موثر بوده و در مطلوبيت فضاي حواشي رودخانه نقش قابل توجهي دارند. به علت اين که سرچشمه زاينده رود نزديک سرچشمه رود كارون است (با حدود سه كيلومتر فاصله) و از طرف ديگر در سال هاي خشكسالي آب زاينده رود به تمام زمين هاي زير كشت نمي رسد، در سال هاي 1330 تا 1332 هجري شمسي در داخل كوهرنگ تونلي به همين نام حفر شد كه 2823 متر طول دارد و از طريق آن مقداري از آب سرچشمه كارون به زاينده رود برگردانده مي شود. سرچشمه زاينده رود در دامنه شمال خاوري زردكوه و در جنوب روستاي ديمه - که در فاصله 11 كيلومتري تونل كوهرنگ قرار دارد - واقع شده و در فاصله يک كيلومتري، به موازات آب كوهرنگ جريان مي يابد. قبل از اتصال به كوهرنگ با شاخه ديگري به نام آب خور به در محل قلعه سبزي اتصال مي يابد که اين مساله باعث افزايش آب آن مي شود. تونل کوهرنگ در جنوب چلگرد حفر شده است و قسمتي از آب كوهرنگ را پس از اتصال به شاخه ميان رودان به رود ديمه وصل مي كند. در نزديكي روستاي آب هره طهماسبي، يک شاخه نيز از جنوب وارد زاينده رود مي شود كه به نام رودخانه نعل اشكنان معروف است. به اين ترتيب 5 شاخه مزبور كه همگي از شمال خاوري زردكوه سرچشمه مي گيرند، پس از اتصال، شاخه پر آب رودخانه زاينده رود را تشكيل مي دهند.بخشي از مسير زاينده رود که در استان چهارمحال و بختياري واقع شده است از قراقوش در انتهاي مرز شمالي تا چلوان در نزديكي سامان، از جاذبه هاي اصلي و كانون هاي عمده گردشگاهي اين استان به شمار مي آيد. اين ناحيه با روستاهاي زيباي قراقوش، كرم گوگان، ماركده، قوچان، صادق آباد، قار تطوع، پونه وار، هوره، دشتي، چم كاكا، چم جنگل و چم چنگ، هر ساله هزاران خانوار بومي و غير بومي را به سوي خود جلب مي كند. مسافرت به اين منطقه معمولا از ماه پاياني بهار (خرداد ماه) آغاز و به مدت چهار ماه تا اواخر شهريور ادامه مي يابد. از جاذبه هاي ويژه زاينده رود، بستر، كناره ها و محيط پيرامون آن است كه اين رود را به يكي از مهم ترين تفرجگاه هاي استان اصفهان و استان چهارمحال و بختياري و استان هاي اطراف آن ها تبديل كرده است. كناره هاي اين رودخانه به ويژه در مسير عبور از شهر اصفهان، محدوده پل زمان خان در حدود مرز اصفهان، استان چهارمحال و بختياري و پشت سد زاينده رود از گردشگاه هاي مهم منطقه محسوب مي شوند و هزاران تن از بوميان و اهالي شهرهاي مجاور در فصل ها و ماه هاي مساعد سال، براي گذراندن اوقات فراغت و به ويژه در روزهاي تعطيلي از آن بهره مند مي شوند. مسافرت به اين منطقه معمولا از ماه پاياني بهار(خرداد ماه) آغاز و به مدت چهار ماه تا اواخر شهريور ادامه مي يابد. مهمانان زاينده رود كه بيش تر اهالي اصفهان و بازديدكنندگان آثار تاريخي اصفهان هستند، در حاشيه هاي پردرخت و باغ هاي زيباي اطراف آن اقامت مي كنند. سواحل زاينده رود با توجه به استعدادهاي طبيعي اين رود مناسب ترين محل براي احداث دهكده هاي ييلاقي و استقرار اردوگاه هاي جهانگردي است. رودخانه بازفت شهر كردرودخانه بازفت كه پس از طي سراسر باختر منطقه به رودخانه كارون مي پيوندد، ‌يكي از بكرترين و بديع ترين امكانات سياحتي منطقه است. مسير طولاني اين رودخانه در كنار متراكم ترين و دست نخورده ترين محدوده هاي جنگلي با چشم اندازهاي زيبا و چشم گير، روز به روز ارزش و اهميت تفرجگاهي بيش تري پيدا مي کند. حاشيه رودخانه بازفت با دسترسي به جاده شهر كرد - مسجد سليمان، از جنگل ها، دره ها و گردنه هاي پرپيچ و خم گذشته و در مسيري طولاني پس از سيراب كردن‌ آبادي هاي فراوان و خلق زيبايي هاي شگفت انگيز و چشم اندازهاي بديع به رودخانه كارون مي ريزد. حواشي اين رودخانه از زيباترين مسيرهاي جلب جهانگرد محسوب مي شود كه در هر فصلي جاذبه هاي خاص خود را دارد. بر فراز اين رودخانه گردنه چري با همه زيبايي و عظمت واقع شده است كه به تنهايي به جهت طبيعت منحصر به فرد خود يک ناحيه سياحتي جالب توجهي به شمار مي آيد، به خصوص كه جنگل هاي نسبتا متراكمي اطراف آن را فرا گرفته اند.اين رودخانه دايمي که 95 کيلومتر طول دارد، از شهرستان هاي شهركرد و بروجن در استان چهارمحال و بختياري عبور مي کند و ريزابه رود كارون در حوضه خليج فارس و درياي عمان است. ارتفاع سرچشمه اين رود 2750 متر، ارتفاع ريزشگاه آن حدود 850 متر و شيب متوسط آن 2 درصد است. آب دهي اين رود که مسير كلي آن به سمت جنوب خاوري استسالانه 2087 ميليون متر مكعب در ايستگاه مرغک مي باشد. اين رودخانه از دامنه كوه هاي منار، گله سگا، تورک و زردکوه در 120 كيلومتري شمال باختري شهركرد سرچشمه مي گيرد و از طريق دهستان بازفت رو به سوي جنوب خاوري روان مي شود و پس از دره شمالي - خاوري كوه تاراز به روستاي قره گر رسيده و در يک كيلومتري جنوب خاوري روستاي مزبور با آب شنگي مخلوط شده و در 8 كيلومتر پايين تر نخست با آب تشنوي و سپس با آب تركي آميخته مي شود. پس از سيراب کردن روستاي تيک وارد دره هاي پرپيچ و خم ميان زردكوه در شمال و كوه سفيد در جنوب مي شود و سر راه خود با آب چنار نيز مخلوط مي گردد و از كنار روستاهاي سرخلا، قلعه تبارک و ارتك مي گذرد. در 3 كيلومتري روستاي اخير با آب نازي مخلوط شده و كمي پايين تر با دو ريزابه يكي شمال خاوري و ديگري جنوبي درهم آميخته و از روستاي مورز واقع در منطقه تلخه دان مي گذرد و پس از عبور از دره باتري كوه دالانگ به دهستان ديناران از شهرستان بروجن وارد مي شود. در اين قسمت نخست از كنار روستاي بادام شيرين دان مي گذرد و پس از مخلوط شدن با يك ريزابه كوچک به دره خاوري پوتک وارد شده و به دهستان ميانكوه از شهرستان بروجن داخل مي گردد و پس از پيمودن دره خاوري كوه هاي سو، سرصحرا، دهدز و آته و مخلوط شدن با چند ريزابه كوچک سرانجام در يک كيلومتري جنوب خاوري روستاي كبوسي به رود كارون مي ريزد. رودخانه آب تركي شهركردرودخانه دايمي آب ترکي که از ريزابه هاي رود بازفت تشکيل شده و حوضه آن خليج فارس و درياي عمان است، در مسير خود به سمت جنوب باختري از دهستان بازفت، شهرستان شهركرد عبور مي کند. ارتفاع سرچشمه اين رود 285 متر، ارتفاع ريزشگاه آن 1595 متر و شيب متوسط آن 3/6 درصد است. اين رود از دامنه باختري زردكوه در 73 كيلومتري باختر شهركرد سرچشمه گرفته و كوه گرد را از سوي دره شمالي و باختري دور مي زند و از كنار روستاي شو و تركي مي گذرد.آب تشنوي شهركردآب تشنوي يک رودخانه دايمي است به طول 12 کيلومتر که در مسير خود به سمت جنوب باختري از دهستان بازفت، شهرستان شهركرد عبور مي کند. حوضه اين رود که از ريزابه هاي آب بازفت تشکيل شده، خليج فارس و درياي عمان است. ارتفاع سرچشمه اين رود 2100 متر، ارتفاع ريزشگاه آن 1600 متر و شيب متوسط آن 2/4 درصد است. آب تشونوي از دامنه جنوبي زردكوه در 86 كيلومتر باختر شهركرد و 6 كيلومتري خاور روستاي تشنوي سرچشمه مي گيرد.آب دره سير شهركرد رودخانه دايمي آب دره سير که از ريزابه هاي رود گرگگ تشکيل شده و حوزه آن خليج فارس و درياي عمان است، در مسير خود به سمت جنوب خاوري از دهستان فارسان، شهرستان شهركرد عبور مي کند. اين رود که 20 كيلومتر طول دارد از دامنه کوه چوبين در 38 کيلومتري باختر شهرکرد سرچشمه گرفته و ضمن عبوراز دره بيدكان روستاهاي اميرآباد و ملک آباد را سيراب کرده و در 7 كيلومتري شمال خاوري فارسان به رودخانه گرگگ مي ريزد. ارتفاع سرچشمه آب دره سير 2300 متر، ارتفاع ريزشگاه آن 1540 متر و شيب متوسط آن 8/3 درصد است. آب زري شهركردرودخانه دايمي آب زري که از ريزابه هاي زاينده رود تشکيل شده و حوضه آن باتلاق گاوخوني در شهرستان هاي اصفهان و سيرجان است، در مسير خود به سمت شمال باختري از دهستان تنگ گزي، شهرستان شهركرد عبور مي کند. آب زري با طول 17 كيلومتر از دامنه کوه ضراب در 54 کيلومتري باختر شهرکرد سرچشمه گرفته است. ارتفاع سرچشمه اين رود 2850 متر، ارتفاع ريزشگاه آن 225 متر و شيب متوسط آن 5/3 درصد است. آب كوفي شهركردرودخانه فصلي آب کوفي که 12 کيلومتر طول دارد در مسير خود به سمت جنوب خاوري از دهستان دوآب، شهرستان شهر كرد، عبور مي کند. آب کوفي از ريزابه هاي رودخانه دو آب تشکيل شده و حوضه آن خليج فارس و درياي عمان است. ارتفاع سرچشمه اين رود 2600 متر، ارتفاع ريزشگاه آن 1980 متر و شيب متوسط آن 2/5 درصد است. آب کوفي از دامنه خاوري كوه چرمي در 62 كيومتري جنوب باختري شهركرد سرچشمه مي گيرد. رودخانه بن شهركردرود دايمي بن که از ريزابه هاي زاينده رود تشکيل شده است در مسير خود به سمت جنوب خاوري از دهستان بن، شهرستان شهركرد مي گذرد. حوضه رود بن که 18 کيلومتر طول دارد، باتلاق گاوخوني در شهرستان هاي اصفهان و سيرجان است. ارتفاع سرچشمه اين رود 2300 متر، ارتفاع ريزشگاه آن 1900 متر و شيب متوسط آن 2/2 درصد است. رودخانه بن از دامنه شمالي كوه لاتان در 32 كيلومتري شمال باختري شهركرد و 7 كيلومتري دهستان بن سرچشمه گرفته و از كنار روستاي لاتان و دهستان بن مي گذرد. آب نازي شهركرد رودخانه دايمي آب نازي که از ريزابه هاي رود بازفت تشکيل شده است در مسير خود به سمت جنوب خاوري از دهستان بازفت، شهرستان شهركرد عبور مي کند. حوضه اين رود که 20 کيلومتر طول دارد، خليج فارس و درياي عمان است. ارتفاع سرچشمه اين رود 2300 متر، ارتفاع ريزشگاه آن 1540 متر و شيب متوسط آن 8/3 درصد است. اين رودخانه از دامنه كوه چوبين در 38 کيلومتري باختر شهركرد سرچشمه گرفته و ضمن عبور از دره بيدكان روستاهاي اميرآباد و ملک آباد را سيراب کرده و در 7 كيلومتري شمال خاوري فارسان به رودخانه گرگگ مي ريزد. رودخانه دره قاضي شهركردرودخانه دايمي دره قاضي که 25 کيلومتر طول دارد در مسير خود که نخست به سوي جنوب باختري و سپس به سوي شمال باختري جريان دارد از دهستان بن، شهرستان شهركرد مي گذرد. اين رودخانه از ريزابه هاي زاينده رود تشکيل شده و حوضه آن باتلاق گاخوني در شهرستان هاي اصفهان و سيرجان است. ارتفاع سرچشمه اين رود 2680 متر، ارتفاع ريزشگاه آن 2170 متر و شيب متوسط آن 2 درصد است. اين رودخانه که از 37 كيلومتري شمال باختري شهركرد سرچشمه مي گيرد، در آغاز به نام رودخانه جوب آسياب از كنار روستاهاي مرغ ملک و آقجربوغار مي گذرد و پس از مخلوط شدن با رود خاكي به دره قاضي كوچک وارد مي شود و از دامنه باختري كوه قاه آخوند به زاينده رود مي ريزد. كوه سوخته شهركرداين قله حدود 4000 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و مسير كوهنوردي آن از روستاي دستنا آغاز مي شود. در اين مسير يک پناهگاه ابتدايي وجود دارد كه به باغ هاي زير صخره قله امتداد مي يابد. در انتهاي باغ هاي مذكور صخره هايي وجود دارد كه كوهنوردان با استفاده از تجهيزات صخره نوردي از آن ها صعود كرده و به قله اصلي مي رسند. از اين قله نيز راهي به طرف تنگه دركش وركش وجود دارد. چشم اندازهاي اين قله به طور حيرت انگيزي جالب توجه هستند و نگاه هر بيننده اي را به سوي خود مي کشند.چپ دره شهركرداين كوه با ارتفاع 2320 متر در محدوده شهرستان شهركرد، بخش مركزي، دهستان لارود و در 19 كيلومتري شمال باختري مركز شهرستان شهركرد واقع شده است. جهت كوه شمال باختري - جنوب خاوري بوده و قله آن از نظر جغرافيايي در 50 درجه و 40 دقيقه درازاي خاوري و 32 درجه و 26 دقيقه پهناي شمالي قرار دارد. يان چشمه شهركرداين كوه با ارتفاع 2932 متر در محدوده شهرستان شهركرد، بخش مركزي، دهستان وردنجان و در 36 كيلومتري شمال باختري مركز شهرستان شهركرد واقع شده است. جهت كوه شمال باختري - جنوب خاوري بوده و قله آن از نظر جغرافيايي در 50 درجه و 40 دقيقه درازاي خاوري و 32 درجه و 37 دقيقه پهناي شمالي قرار دارد. كوه ينجه شهركرداين كوه با ارتفاع 2765 متر در محدوده شهرستان شه كرد، بخش مركزي، دهستان حومه و در 23 كيلومتري خاور مركز شهرستان شهركرد واقع شده است. جهت كوه شمال باختري - جنوب خاوري بوده و قله آن از نظر جغرافيايي در 51 درجه و 2 دقيقه درازاي خاوري و 32 درجه و 20 دقيقه پهناي شمالي قرار دارد.   مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان شهرکرد مسجد جامع چالشتر شهر كردمسجد چالشتر در سال 1267 هـ . ق و به دستور حاج محمد رضا خان چالشتري در 9 كيلومتري شهركرد ساخته شد. جنس بنا از سنگ، آجر و كاشي بوده و داراي چهار ايوان، شبستان، حوضخانه، تطهيرخانه و سردر ورودي است. در داخل شبستان جنوبي اين مسجد منبر چوبي زيبايي تعبيه شده كه در اطراف آن آياتي از قرآن بر روي چوب، منبت كاري شده است. اين بنا نيز همچون ساير ابنيه تاريخي به تعمير، مرمت و نگه داري نياز دارد.مسجد اتابكان شهر كردمسجد اتابكان يكي از بناهاي دوران اتابكان لرستان است كه در سال 605 هجري ساخته شده است. همان طوري كه فرم و محدوده بنا نشان مي دهد، وسعت مسجد بيش از اين بوده اما در زمان هاي مختلف و با تغييراتي در آن صورت گرفته از مساحت آن کاسته شده است. جنس بناي اين مسجد از خشت بوده و در سال 1351 با شماره 929 و جزو آثار ملي به ثبت رسيده و توسط سازمان ميراث فرهنگي تعمير و مرمت شده است.مسجد جامع فرخ شهرشهر كرداين مسجد که امروزه به جاي آن يک مسجد نو ساخته شده است در جنوب ميدان جديد الاحداث مركز فرخشهر قرار داشت و قديمي ترين و بزرگ ترين مسجد اين شهر بود. بخش مهمي از ساختمان اين بنا در دوران صفويه ساخته شده و در دوره هاي زنديه و قاجاريه تكميل و بازسازي شده است. اين مسجد داراي شبستان هاي متعدد و يک صحن وسيع بود كه توسط ميراث فرهنگي تعمير و مرمت شد.مسجد رسول الله (مسجد خلجا) شهر كردمسجد رسول الله در 17 کيلومتري جنوب باختري شهرکرد و در شهر هفشجان قرار دارد. اين مسجد داراي يک شبستان و يک صحن نسبتا کوچک بوده و شبستان آن به شيوه طاق و چشمه بر روي شش ستون سنگي مشعلي شکل بنا شده است. مصالح اين مسجد که قدمت آن را با توجه به کتيبه سنگي آن مربوط به سال 1233 هـ . ق مي دانند، از خشت و نماي آن از آجر است.مسجد جامع سامان شهر كردمسجد سامان در محله مسجد جامع يا ميانه شهر سامان در 20 کيلومتري شمال شهرکرد قرار دارد. اين مسجد داراي يک شبستان و دو ورودي در شمال خاوري و جنوب باختري مي باشد که ورودي شمال خاوري به شکل هشتي و با گنبدي عرقچين ساخته شده است. شبستان مسجد پلاني مستطيل شکل دارد و به شيوه طاق و چشمه بر روي هشت ستون سنگي مشعلي شکل استوار شده است. مسجد سامان فاقد تزيينات خاص است و رسمي بندي هايي که از آجر و در نماي ورودي شمال مسجد به کار رفته تنها تزيينات آن است. مصالح مورد استفاده در اين مسجد که قدمت آن به دوره قاجاريه مي رسد، عبارتند از: آجر، گچ و ساروج.مسجد جامع هرچکان شهر كردمسجد جامع هرچکان در روستاي هرچکان و در 18 کيلومتري باختر شهرکرد واقع شده است. اين مسجد که از آثار دوره قاجاريه است، داراي صحن، ايوان رواق و شبستان زمستاني است. ورودي مسجد بازسازي شده و از طريق آن مي توان وارد صحني به ابعاد 22×13 متر شد. در جبهه شمال مسجد شبستان تابستاني و يک ايوان قرار دارد که پوشش آن توسط يک گنبد نسبتا بلند و دو گنبد کوچک تر در طرفين صورت گرفته است. اين گنبد ها با آجر و به صورت ساده اجرا شده اند. در قسمت خاوري صحن، شبستان زمستاني ستون دار با طاق هاي جناغي و پوشش هاي گنبدي قرار دارد. ستون ها سنگي هستند و بر روي يکي از آن ها تاريخ 1226 هـ . ق نقر شده است. گنبدها داراي نقوش آجري برجسته با طرح هاي هندسي هستند. روشنايي شبستان هاي از طريق نورگيرهاي راس گنبدها و پنجره هاي ديوار باختري تامين مي شود. مقابل شبستان زمستاني و در طرف ديگر صحن، رواق هايي با طاق جناغي ساخته اند. به نظر مي رسد بناي اين مسجد در سال 1320 هـ . ق يک بار تعمير و بازسازي شده است.مسجد دستگرد شهر كردمسجد دستگرد جنب امام زاده محمد اکبر در روستاي دستگرد و بخش کيار خاوري از توابع شهرکرد واقع شده و از آثار دوره صفويه است. بخش اصلي مسجد شبستان ستوندار و مستطيل شکلي است که پوشش طاق و گنبد آن بر روي ستون هاي سنگي قرار گرفته است. تمام طاق ها و گنبدها گچ اندود شده تنها در زير يکي از آن ها نقوش زيبايي ديده مي شود، البته احتمال دارد که ديگر گنبدها نيز در گذشته داراي چنين نقوشي بوده باشند. ستون هاي سنگي از سه بخش پايه، ساقه و سرستون تشکيل مي شوند که به طور جداگانه تراشيده شده و به هم اتصال يافته اند. ساختمان اين مسجد در دوره اخير از طرف سازمان ميراث فرهنگي مورد تعمير و مرمت قرار گرفته است.مسجد نوشهر كردمسجد نو که متعلق به اوايل دوره قاجار است، در محله آسياب بالاي کوهپان و خيابان مرکزي شهر قرار گرفته و شامل يک شبستان سرپوشيده است. اين شبستان نسبت به کف خيابان يک متر پايين تر و داراي دو رديف ستون سنگي و سقف ضربي آجري است. روشنايي آن نيز به وسيله پنجره هاي مشبک خاوري و باختري تامين مي شود. مسجد جامع كيان شهر كردبناي تاريخي مسجد جامع كيان در 5 كيلومتري شهركرد واقع شده و به نام مسجد محب نيز معروف است. اين مسجد در دوران صفويه ساخته شده و در زمان افشاريه توسط يكي از سرداران نادرشاه افشار به نام محب علي بيک مرمت شده است. رواق خاوري شبستان هاي ستوندار سنگي، كاربندي هاي سقف و آجركاري هاي آن از ويژگي هاي معماري مسجد محسوب مي شوند. مسجد كيان که داراي دو شبستان بهاره و زمستانه مي باشد در اين اواخر جزو فهرست آثار ملي ثبت شده است.مسجد خان جامع شهر كردمسجد خان جامع در سال 1270 هـ . ق ساخته شده و ‌داراي صحن و شبستان هاي تابستاني و زمستاني و حجره هاي متعدد است. در حال حاضر و به علت نفوذ آب از پشت ديوارها، قسمت هايي از اين مسجد فرسوده شده، آجرهاي آن شكسته و بعضي بندهاي آن خالي شده و احتياج به مراقبت و تعميرات اساسي دارد.مسجد جامع شهرک شهر كردروستاي شهرک در شش كيلومتري جنوب خاوري فرخشهر و خاور شهركرد در نزديكي خرابه هاي قديمي شهر سرخ بارز واقع شده است. تاريخ احداث اين مسجد را به زمان ديالمه و خوارزمشاهيان نسبت مي دهند. مسجد جامع شهرک نيز مانند ساير بناهاي قديمي از گزند روزگار محفوظ نمانده و در حمله مغول خراب شد، اما دوباره و به همت محب علي بيک، سردار نامي نادر شاه بازسازي شد. مسجد جامع شهرک داراي شبستان زمستاني جالبي است و تمام ساختمان آن با آجر مربع و قطور و با نهايت استحكام و استادي احداث شده است. تاريخ اين بناي با ارزش كه بر سنگ لوح بسيار ظريف و مستطيل شكلي نوشته شده، 27 محرم سال 1153 هـ . ق است.مدرسه علميه اماميه شهر كرداين مدرسه از بناهاي جالبي است كه به همت مرحوم مير سيد محمد - امام جمعه وقت شهر كرد - به جاي خرابه هاي تيمچه آرمناي كدخدا ساخته شد. اين بنا داراي حجره هاي گوناگون و صحن نسبتا بزرگي است كه تا به حال عده زيادي از طلاب ديني در آن به تحصيل پرداخته اند. اين مدرسه و متعلقات آن در سال 1312 به توليت و نظارت امام جمعه وقت به ثبت رسيد.   آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاهها در شهرستان شهرکرد امام زاده بابا پيراحمد شهر كردبابا پيراحمد پسر سيد بهاء الدين محمد است. اين امام زاده در قريه چم جنگل در نزديكي سامان قرار دارد و ساختمان اصلي آن شامل يک گنبد و دو ايوان است. داخل گنبد با آياتي از قرآن مجيد و تصاويري از مجالس مذهبي و گل و بوته تزيين شده است.امام زاده شيخ شبان (سيد بهاء الدين محمد)اين امام زاده در منطقه كوهستاني شهركرد قرار گرفته است. اين منطقه در تابستان آب وهواي بسيار مناسبي دارد و از اين نظر يک مركز زيارتي - سياحتي جالب توجه به حساب مي آيد.امام زاده دستگرد شهر كردامام زاده دستگرد يکي از زيارتگاه هاي مهم منطقه است که بناي آن را مي توان به دوران صفويه نسبت داد. اين بنا شامل سردري بلند، جلوخاني وسيع، دهليزي با غرفه هاي متعدد، مسجدي با شبستان ستوندار از سنگ تراشيده شده و سقف آجري است. بقعه امام زاده با طرح هشت ضلعي و از آجر ساخته شده و داراي گنبدي بلند و دوپوش است. بر روي در ورودي ضريح اشعاري درباره شخصيت و اهميت اين امام زاده نوشته شده است. اين بنا در دوران سلطنت مظفرالدين شاه، توسط شخصي به نام محمود خان ملقب به خان باباخان رياحي تعميرشده است. در اين مجموعه چند آسياب و يک عصاره خانه وجود داشته كه از بين رفته اند، علاوه بر اين وجود غرفه هاي ويران شده در صحن مجموعه نيز نشان دهنده اهميت و موقعيت ممتاز اين امام زاده در گذشته بوده است. از جمله آثار با ارزش اين بقعه كتيبه اي به خط محمد صالح - خطاط مشهور و كتيبه نويس عهد صفوي - بر روي سنگ به تاريخ 1124 هـ . ق است.امام زاده حليمه و حكيمه خاتون شهر كردبناي فعلي امام زاده حليمه و حکيمه خاتون بعد از تغييراتي که در دوران هاي مختلف بر روي آن انجام شد در دوران پهلوي و قاجار نوسازي شده و در شهرکرد قرار دارد. به نظر مي رسد که ساختمان اوليه اين بنا جزو مجموعه هاي اتابكان فارس باشد كه در اثر مرور زمان و حوادث مختلف از بين رفته و به مرور زمان مرمت شده است. ساختمان اصلي اين بنا که از خشت، آجر و گچ ساخته شده در باختر، داراي رواقي است كه بر روي آن گنبد زيبايي ساخته اند. داخل رواق به صورت هشت ضلعي است و سطح ايوان آن را با گچ ساده اي پوشانده و با نقاشي هاي مذهبي تزيين کرده اند. سردر ورودي آن در سمت خاور يک هشتي و يک ايوان دارد كه روي دو ستون سنگي جلو خان قرار دارند و با كاشي هاي هفت رنگ مزين شده اند. در داخل مقبره ضريحي فلزي و در درون آن دو قبر متصل به هم واقع شده كه بر روي معجر چوبي آن تاريخ 1286 هـ . ق را مي توان خواند. درهاي مقبره شامل سه دهنه است كه با شيشه هاي رنگين به صورت متحرک - ارسي - ساخته شده است. در طرفين دو در بزرگ عبارت «باني حاجيه خورشيد بيگم صبيه مرحوم حاج محمدرضا خان شهركي 1332 قمري» نگاشته شده است. در جوار امام زاده سنگ قبرهايي به تاريخ هاي 1023 و 1130 هـ . ق نصب شده است.امام زاده عبدالله سورک شهر كردامام زاده عبدالله سورک در فاصله 45 کيلومتري جنوب خاوري شهرکرد و در روستاي سورک از توابع بخش کيار قرار دارد. ساختمان اين بنا که حدود 40 سال پيش و به دستور بي بي تاج الملوک همسر فريدون خان بختياري ساخته شده، به شکل هشت ضلعي بوده و نماي بيروني آن هر چهار جهت اصلي را داشته است. بناي اين امام زاده با الهام از مساجد چهار ايواني و با مصالحي چون آجر قرمز و گچ ساخته شده است. آرامگاه دهقان ساماني شهر كردابوالفتح دهقان ساماني (سيف الشعرا) مردي صوفي مسلک و عارف بود كه در ميان ايلات بختياري مي زيست و در سال 1326 هـ . ق درگذشت. وي جهان را در منشور اشراق و عرفان مي ديد و زندگي پررمز و رازي داشت. مقبره اين عارف ايلياتي در حدود 28 كيلومتري شمال شهركرد قرار دارد و مانند زندگي اش به شكل عجيب و پررمز و رازي بنا شده است. اين آرامگاه نزديک پل زمان خان که بر روي رودخانه سامان احداث شده قرار دارد. بناي آرامگاه دهقان ساماني از لحاظ شيوه ساخت و نوع معماري بسيار درخور توجه است.قبرستان ارامنه روستاي قلعه ممکا شهر كرداين قبرستان در 50 کيلومتري جنوب شهرکرد و در سمت چپ جاده قلعه ممکا - بلداچي قرار دارد. قبرستان ارامنه قلعه ممکا نزديک به 200 قبر بزرگ و کوچک دارد که در دو نوع ساده و نقش دار هستند و در نوشته هاي آن ها از خط ارمني استفاده شده است. سنگ هاي به کار رفته در اين قبرستان بسيار حجيم بوده و ضخامتشان گاهي به يک متر نيز مي رسد. تاريخ هاي لاتين روي قبرها سال 1900 ميلادي به بعد را نشان مي دهد.قبرستان ارامنه سيرک شهر كرداين قبرستان در فاصله 17 کيلومتري جنوب باختري شهرکرد و سمت چپ جاده سيرک - طاقانک واقع است. تعداد و قبور آن نزديک به 400 قبر ارمني و تاريخ لاتين از سال 1900 ميلادي به بعد مي باشد. سنگ قبور اين قبرستان از نظر تزئينات به دو نوع ساده و نقش دار تقسيم مي شوند.قبرستان روستاي حاجي آباد شهر كرد قبرستان حاجي آباد در فاصله 45 کيلومتري جنوب شهرکرد و در شمال باختري روستاي حاجي آباد از توابع بخش کيار قرار دارد. روي قبور اين قبرستان که نزديک به 300 عدد هستند مطالبي به خط ارمني و به صورت فرورفته پخته و نا پخته حجاري شده است. تاريخ قبور به لاتين و مربوط به سال 1900 ميلادي به بعد مي باشد. سنگ قبرهاي موجود در اين قبرستان از نظر تزيينات به کار رفته در آن ها به دو نوع ساده و نقش دار تقسيم مي شوند.   بندها و پلها در شهرستان شهرکرد پل زمان خاناين پل يكي از بناهاي با ارزش و قديمي استان است كه در 29 كيلومتري شمال شهركرد قرار داشته و در ادوار گذشته ايلات و عشاير بختياري از روي آن آمد و شد مي كردند. پل به دست يكي از روساي عشاير به نام زمان خان به صورت دو دهنه هشت متري احداث شد و دو بار يكي در سال 1202 توسط كارگزاران حكومت صفوي و بار دوم در سال 1321 شمسي به وسيله حاج عبدالحسين قزويني مالک قريه جمعالي به طور كامل تعمير و مرمت شد. استحکام اين پل با احداث ديوار سنگي در طرفين آن، دو چندان شد.پل بن شهر كردپل بن در جنوب خاوري شهر بن که در فاصله 22 کيلومتري شمال شهرکرد و بر روي يک مسيل طبيعي قرار دارد، توسط شخصي به نام حاج الله يار اکبري و در دوره پهلوي ساخته شده است. اين پل که مصالح آن آجر و گچ است داراي دهانه اي به طول 10 متر و عرض 7 متر مي باشد.پل خراجيپل خراجي که قدمت آن به دوره صفوي مي رسد، در جنوب باختري روستاي خراجي، به فاصله 30 کيلومتري شهرکرد و بر روي رودخانه کيار احداث شده است. طول اين پل 54 متر، بالاترين ارتفاع آن 5 متر و فاصله دهانه هاي آن متغير و به طور متوسط 2/5 متر است. پل خراجي که مصالح آن از آجر، سنگ و ملاط بوده داراي ده دهانه است که بر روي پايه هاي سنگي ساخته شده اند. اين پل به شکل مخروطي بوده و از طرفين شيبدار به نظر مي رسد. قدمت اين بنا از دوره صفويه به بعد است.   حمامها و آب انبارها در شهرستان شهرکرد حمام درب امام زاده شهر كردحمام درب امام زاده يکي از بناهاي باستاني استان است که رو به مسجد قديمي اتابكان شهر كرد قرار دارد و شالوده اوليه آن در زمان اتابكان لرستان گذاشته شده و در دوره هاي صفويه، زنديه و قاجاريه مرمت و تعمير شده است. اين حمام داراي يک فضاي مسقف وسيع بيروني به نام رختكن بوده و 70 سانتي متر از كف زمين بالاتر است و به وسيله يک دهليز منحني به تطهيرخانه و گرمخانه متصل مي شود. صحن وسيع گرمخانه بر چهار ستون سنگي استوار است و زير سقف سرتاسر ضربي قرار گرفته است. روشنايي اين صحن که در طرفين شمال و جنوب آن دو حوض مستطيل شکل وجود دارد، به وسيله شيشه هاي كوچک محدب تامين مي شود. در طرفين آن چهار پله سنگي وجود داشت که به خزينه بزرگي مي رسيد. اين فضا که خلوتگاهي زيبا و مربع شكل است جايگاه اعيان و اشراف در فصل تابستان بوده است.حمام قديمي دزک شهر كردحمام دزک که در اوايل دوره قاجاريه ساخته شده و سربينه آن درحدود 70 سال قبل توسط شخصي به نام محمد قاسم محتشمي فرزند آعلي بازسازي شده است، در نزديكي قلعه دزک قرار دارد. اين حمام داراي چهار ستون سنگي، 24 طاق و گنبد مي باشد كه در يكي از آن ها خزينه آب گرم بنا شده است.   قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان شهرکرد قلعه امير مفخم بختياري شهر كردقلعه امير مفخم بختياري که در فاصله 35 کيلومتري جنوب خاوري شهرکرد و در روستاي ذرک از توابع بخش کيار قرار دارد، در سال 1325 هـ . ق و به دستور لطفعلي خان امير مفخم يکي از خوانين بزرگ بختياري ساخته شده است. قلعه مذکور از ساختمان اصلي در دو طبقه، برج نمادين، حوض بزرگ، تالار سفره خانه با گچبري هاي رنگ آميزي شده با موضوعات شکار، شيرين و فرهاد، گل و بوته و... و اطاق آيينه با آيينه کاري هاي زيبا تشکيل شده است. نماي بيروني قلعه با تلفيقي از آجر چيني و کاشي تزيين شده که در استان و در نوع خود بي نظير مي باشد.قلعه سردار جنگ شهر كردقلعه سردار جنگ 40 کيلومتري جنوب خاوري شهرکرد و در روستاي سورک از توابع بخش کيار قرار دارد. اين قلعه متعلق به سردار جنگ - از خوانين متنفذ و مشهور بختياري - مي باشد که حدود 120 سال پيش ساخته شده است. بناي قلعه شامل ساختمان اصلي با دو طبقه زيرزمين و همکف، ابنيه جانبي شمال و جنوب آن، ورودي هشتي شکل و حمام کوچک است و مصالح آن از خشت و نماي آن از آجر مي باشد. طبقه همکف بنا داراي ايوان عريض و طويلي است که 14 ستون دارد. قلعه در عين سادگي و بي پيرايگي ساخته شده و تنها تزيينات و گچ بري هاي ساده و فاقد رنگ آميزي در ورودي اطاق هاي شمالي ايوان به کار رفته است.قلعه يوسف خان امير مجاهد بختياري شهر كرداين بنا در 25 کيلومتري باختر شهرکرد و در روستاي شمس آباد واقع است. اين قلعه که متعلق به يوسف خان امير مجاهد بختياري - يکي از خوانين مشهور بختياري - بوده، حدود 120 سال پيش ساخته شده است. مصالح اين قلعه از خشت بوده، نماي آجري دارد و در دو طبقه همکف و زيرزمين به صورت مجموعه اي شامل ورودي هشتي شکل، چهار برج و ابنيه جانبي ساخته شده است. طبقه همکف بنا داراي يک ايوان ستون دار است و نقوش به کار رفته در ته ستون هاي ايوان شمالي از مهم ترين تزيينات آن به شمار مي رود.قلعه چالشترشهر كردچالشتر كه در 10 كيلومتري شهركرد واقع شده است، سال ها قبل از اين که شهركرد اعتبار پيدا کند، مركز حكومت نشين چهارمحال بود. در اين محل قلعه اي وجود داشت كه متعلق به خدا رحيم خان بختياري بود، البته هم اكنون تنها بخش كوچكي از اين قلعه بر جاي مانده است.قلعه جونقان شهر كردجونقان يا جونقون شهر كوچكي در 38 كيلومتري شهركرد و مقر سكونت خوانين بختياري بوده است. علي قلي خان سردار اسعد در سال 1318 هـ . ق در اين محل قلعه اي به وسعت 14000 متر مربع و با نماهاي بيروني متفاوت براي سكونت خود ساخت. ستون هاي سنگي اين قلعه هر كدام با چند قطعه و در اشكال مختلف بنا شده اند، به طوري كه تمام ستون ها در قسمت بالا چهارگوش هستند. در چند سال اخير بيش تر تزيينات اين بنا از بين رفته و به جز قسمت محدودي از قلعه كه به كتابخانه عمومي اختصاص يافته، بقيه رو به نابودي است.قلعه دزک شهر كرداين بنا که در جنوب خاوري روستاي دزک قرار دارد، در دو طبقه و به صورت باشكوهي ساخته شده است. طبقه اول در وسط داراي يک هشتي ورودي است كه از طرفين به محوطه بزرگ قلعه منتهي مي شود. در طرفين هشتي چهار ايوان قرار دارد كه دو ايوان آن رو به شمال و دو ايوان ديگر رو به جنوب قرار گرفته و شامل چند اتاق و انبار هستند. از طريق ايوان هاي شمالي طرفين هشتي مي توان به طبقه دوم راه پيدا کرد. بعد از مسير راه پله ها محوطه اي بزرگ به نام حوضخانه قرار دارد كه در وسط آن سالن بزرگي به نام سفره خانه با تزيينات گچبري و نقاشي هاي زيبا وجود دارد. اشكال مختلفي از قبيل ملايک به عنوان مظهر پاكي، كله شير حاكي از قدرت و دلاوري و مناظر زيبا از شكار و گچبري هاي گل و بوته در حاشيه هاي بزرگ و كوچک اين سالن ها ديده مي شود. سقف سفره خانه چوبي، به شكل قاب بندي و داراي در و پنجره هاي سيم كوبي شده است. اتاق آينه نيز در جوار حوضخانه و سفره خانه قرار گرفته و به صورت باشكوهي تزيين شده است. اين اتاق تقليدي از سبک اروپايي است و شباهت زيادي به اتاق آينه قصرهاي ايتاليا دارد. در حال حاضر قسمت هايي از آينه هاي اين اتاق فرو ريخته است. در قسمت شمال اين بنا ساختمان اندروني وجود داشت كه به طور كلي از بين رفته است. در کل مي توان گفت که از مجموع چهار برج اين بنا تنها دو برج باقي مانده است.قلعه تک شهر كرداين قلعه در حوالي كوه جهان بين و بر فراز روستاي تک قرار دارد. مساحت محدوده آن 7000 متر مربع بوده و ستون هاي آن به صورت منشوري بنا شده اند. در حياط اين قلعه سه حوض سنگي و كاشي شده وجود دارد.   عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان شهرکرد سنگ نوشته رخ شهر كردکتيبه رخ از آثار سنگي مهم استان چهار محال و بختياري و مربوط به دوره اسلامي است. اين كتيبه که بر دامنه شمالي گردنه رخ و در كنار جاده باستاني اصفهان - خوزستان قرار دارد، مربوط به دوره شاه عباس دوم و سال 1062 هـ . ق است. در زماني که شاه عباس جهت سركشي به حفر ترعه اي كه قرار بود آب كارون را به زاينده رود منتقل كند، از اين مسير عبور کرد، اشعار اين کتيبه که در مدح او سروده شده بر سطح تخته سنگ حک شد. اين کتيبه که در شهرکرد واقع شده، همواره توجه تمامي علاقه مندان به آثار تاريخي را به خود جلب کرده است.  
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:17 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

سنندج


  شهرستان سنندج؛ مهم‌ترين منطقه‌ي كردنشين ايران؛ وهم‌چنين‌مهم‌ترين شهرستان‌ استان كردستان به شمار مي‌آيد. كشاورزي ودام‌داري اصلي ترين شغل مردمان اين ناحيه را تشكيل مي‌دهد. در اين منطقه از كردستان به دليل گسترش روابط با ديگر شهرهاي هم جوار امروزه كم‌تر از لباس هاي محلي استفاده مي شود. در سنندج مردها از نيم تنه به نام «چوخه» و شلواري گشاد با دمپاي تنگ به نام «رانك» استفاده مي کنند ولي لباس زنان سنندجي بر خلاف لباس زنان در ساير مناطق كردستان فاقد شال است و شامل پيراهني بلند بدون پولك يا با پولك و قباي بلند و روسري است.
صنايع دستي شهرستان سنندج يكي‌از‌مهم‌ترين‌جاذبه‌هاي اين شهرستان‌ را تشكيل مي‌دهد. فرش‌هاي سنندج داراي زيبايي و استحكام خاصي هستند. فرش‌هاي عشاير كرد كه بيش‌تر به وسيله پشم‌هاي قهوه اي و بلوطي رنگ و گاهي با پشم شتر بافته مي‌شوند؛ نيز داراي اهميت زيادي هستند. سنندج مركز قالي‌بافي استان كردستان به شمار مي‌آيد و از قالي‌هاي قديمي اين شهرستان انواع بته جقه ها را مي توان نام برد مانند بته جقه چاركي، جقه دو گره اي، جقه توپي و نقش‌هاي ديگري بنام گل ميرزا علي، گل و بلبل و غيره. امروزه به علت نبودن رنگ‌هاي طبيعي بافت ان ها مشكل است نقشه هاي فعلي قالي بافي در سنندج سه ترنج، كلاه فرنگي و ماهي در هم را شامل مي شود. مسجد دار الاحسان ( مسجد جامع سنندج)،خانه سالار سنندجي( موزه سنندج)، عمارت خسروآباد،خانه‌آصف وزيري، پل قشلاق (سنندج)، عمارت مشير، ديوان، عمارت امجدالاشراف، بازار سنندج، آصف ،عمارت وكيل الملك، امام زاده پيرعمر، امام زاده عبدالله (طاق گوره)، امام زاده عبدالله (طاق گوره)، مسجد هاجره خاتون، امام زاده پيرمحمد، قلعه حسن آباد، قلعه پلنگان، پل شيخ (سنندج)، روستاي صلوات آباد، قران نگل، حمام خان ( پير ظهيري)، خانه پير مرادي و خانه معمار باشي جاذبه هاي تاريخي شهرستان سنندج را تشيل مي دهند. صنايع و معادنصنايع كارخانه‌اي نساجي، كفاشي، چرم سازي، توليد شير پاستوريزه، كاغذ سازي، توليدات شيميايي، توليدات برق و الكترونيك و فلزي، توليدات كاني غير فلزي، فرآورده هاي غذايي و داروسازي از جمله صنايع شهرستان سنندج هستند.در اين شهرستان معادن زيادي نيز وجود دارد كه به علت مرغوبيت جنبه صادرات دارند. معدن ‌مرمريت، معدن آهك كوه روشه، معدن سنگ لاشه آجگره و معدن تراورتن كوييك مهم ترين اين معادن است. هم چنين گليم و گليمچه، نازك كاري چوبي، عسل، محصولات دامي، گردو، بادام، زرد آلو، سيب، تره بار، كتيرا، گياهان دارويي، قند و كان هاي معدني صادرات اين منطقه را تشکيل مي دهند.کشاورزي و دام داري اساس اقتصاد شهرستان سنندج بر كشاورزي و باغ‌داري، دام داري و دام‌پروري و صنايع استوار شده است. کشاورزي و باغ‌داري به دليل وجود رودخانه هاي متعدد و باران كافي از رونق خاصي برخوردار بوده و محصولات عمده آن انواع تره بار، گندم، جو، ذرت، تخم آفتابگردان، سويا، توتون و تنباكو، چغندر قند، بنشن، نباتات علوفه اي، توت فرنگي، زردآلو، گردو، سيب، هلو، بادام، گيلاس، آلبالو، گلابي، آلو، به، هلو، شفتالو و انار مي باشند. كشاورزان علاوه بر كشاورزي به زنبورداري نيز اشتغال دارند. دام‌داري و دام پروري از فعاليت هاي اقتصادي اوليه و اصيل اين منطقه به شمار مي رود و بيش تر شامل پرورش گوسفند بوده و در ارتفاعات بالا بز نيز نگه‌داري مي شود. مشخصات جغرافياييشهرستان سنندج يكي از شهرستان هاي استان كردستان و مركز اين استان است كه از نظر جغرافيايي در 47 درجه ي درازاي خاوري و 35 درجه و 19 دقيقه ي پهناي شمالي و ارتفاع 1500 متر از سطح دريا قرار دارد. شهرستان سنندج از شمال به شهرستان تكاب، از خاور به شهرستان هاي بيجار و قروه، از جنوب به شهرستان كامياران و از باختر به مريوان و سقز محدود مي باشد. شهر سنندج مركز شهرستان در فاصله 657 كيلومتري جنوب باختري تهران و در مسير راه هاي اصلي مياندوآب ـ كرمانشاه و زنجان ـ كرمانشاه قرار گرفته است. آب و هواي اين شهرستان نسبتا سرد و نيمه خشك است. بر اساس سرشماري سال 1375 جمعيت شهرستان سنندج 359990 نفر و جمعيت شهر سنندج 277808 نفر شامل 59357 خانوار بوده است. مردم اين شهرستان مسلمان سني و آريايي نژادند و به زبان فارسي با گويش كردي (اورامي و سوراني) صحبت مي كنند. مسيرهاي ارتباطي اين شهرستان به مناطق اطراف عبارتند از: - راه اصلي به سوي شمال باختري تا شهر سقز به درازاي 193 كيلومتر، از 87 كيلومتري اين راه راهي اصلي به درازاي 44 كيلومتر به سوي شمال خاوري تا شهر بيجار و از آن جا تا شهر زنجان ادامه دارد. - راه اصلي به سوي خاور تا شهر قروه به درازاي 87 كيلومتر، از همين راه، راهي به درازاي 165 كيلومتر سنندج را به مركز استان همدان متصل مي کند. - راه اصلي به سوي جنوب تا شهر كرمانشاه به درازاي 130 كيلومتر تمامي اين مسيرها از مقصد مركز استان مي باشند. وجه تسميه و پيشينه تاريخيدر گذشته به جاي شهر سنندج فعلي شهري به نام ‹‹سير›› وجود داشت كه اين كلمه در فارسي به معناي ‹‹سي سر›› است. مجاور«سي سر»، محلي به نام «صد خانيه» (صد خانه) بوده كه احتمالا به مرور زمان به ‹‹سنه›› تغيير يافته است. سنندج مدت چهار قرن تحت حكومت حكام موروثي خاندان اردلان بود كه نسبت خود را به ساسانيان مي رسانيدند. كريم خان زند در سال 1146 هـ . ق سنندج را ويران كرد و پس از يك دوره هرج و مرج، خسرو خان اردلان در سنندج مستقر شد. آقا محمد خان قاجار به پاس خدمات وي سنقر را نيز ضميمه قلمرو حكومتي او كرد. از سال 1214 تا 1240 هـ . ق امان الله خان پسر خسرو خان در سنندج حكومت مي كرد كه در اين مدت اصلاحات زيادي براي آباداني و عمران شهر سنندج به عمل آمد. در حكومت رضا قلي خان اردلان بين اعضاي اين خاندان اختلافاتي به وجود آمد و پس از يك سلسله كشمكش ها، سرانجام امان الله خان برادر رضا قلي خان به حكومت رسيد و در حقيقت اين شخص آخرين والي موروثي سنندج بود كه از سال 1265 تا 1284 هـ . ق حكومت كرد. در سال 1284 هـ‌ . ق دولت مركزي، حاج ميرزا معتمدالدوله عموي ناصرالدين شاه را به حكومت كردستان منصوب كرد و حکومت وي تا سال 1291 هـ ‌. ق ادامه داشت. در حال حاضر سنندج مركز استان است و يكي از شهرهاي زيباي استان كردستان و باختر كشور محسوب مي شود. مناطق ديدني سنندج پارك‌ جنگلي‌ آبيدراين‌ پارك‌ در ضلع‌ غربي‌ شهر سنندج‌ در دامنه‌ كوه‌ آبيدر قرار دارد. آبيدر در فرهنگ‌ منطقه‌ جايگاه‌ خاصي‌ دارد و به‌ دليل‌ پرآب‌ بودن‌ چشمه‌سارها، قنات‌ها و وجود باغ‌هاي‌ متعدد مانند امانيه‌، اميريه‌ و... چنين‌ ناميده‌ مي‌شود. از زماني‌ كه‌ شهر سنندج‌ بنيان‌ نهاده‌ شد، آب‌ چشمه‌هاي‌ آبيدر به‌ وسيله‌ تنبوشه‌هاي‌ سفالي‌ به‌ شهر منتقل‌ شد. هنوز هم‌ قنات‌ عمارت‌ خسروآباد، آصف‌، وكيل‌، مشير و تعدادي‌ از بناها، به‌ نوعي‌ از اين‌ كوه‌ سرچشمه‌ مي‌گيرند. در سال‌هاي‌ اخير در اين‌ كوه‌ پاركي‌ احداث‌ و سكوبندي‌ و جاده‌سازي‌ در آن‌ انجام‌ شده‌ است‌. نقش‌ برجسته‌اي‌ هم‌ در آن‌ ساخته‌ شده‌ كه‌ بسيار قابل‌ درنگ‌ است‌. اين‌ منطقه‌ از مكان‌هاي‌ زيباي‌ شهر سنندج‌ است‌.   طبيعت در شهرستان سنندج آب دره کوب کار، آب رقجو، آب سيروان، آب گلين، آب لاين، آساوله رود، چم آقا ويسي، چم امير آباد، چم بنا سوره، چم پل، چم دوويسه، چم زويار کرجو، چم شور، چم شينه، چم صوفيان، چم قالوازه، چم نران، چم هانه گلان، چم هشلي، خنجره، دره تنگه بر، ديله، شوراب، شهره زوره، صلوات آباد، قشلاق، گاو رود، گومرش، نهرديلا، وزمان، يول کشتي از جمله رودهاي مهم اين منطقه به شمار مي روند. يول كشتي سنندج اين رود دايمي است با طول 55 كيلومتر از تلاقي چم آقا ويسي با ريزابه اي كه از ارتفاعات شمالي دهستان اوباتو سرچشمه گرفته و روستاهاي مسير خود را سيراب مي كند در 27 كيلومتري شمال باختري ديوان دره پديد مي آيد و ضمن جريان يافتن به سوي جنوب خاوري و مخلوط شدن با ريزابه هاي بسيار روستاهاي مسير خود را سيراب مي كند در روستاي اخير انحراف بيشتري به سوي جنوب خاوري پيدا كرده و در سر راه روستاهاي تازه آباد و هي جي را سيراب مي كند. در روستاي گل تپه با رودخانه وزمان در هم مي آميزد و با كمي انحراف به سوي خاور متوجه مي گردد در اين مسير روستاهاي چندي را سيراب مي كند و در 2 كيلومتري جنوب خاوري روستاي گنبد به قزل اوزن مي ريزد. حوزه اين رود درياي مازندران است ارتفاع سرچشمه 1960 متر شيب متوسط 7/0 درصد مسير كلي جنوب خاوري است.درياچه پشت سد قشلاق (سد وحدت) سنندجسد مخزني قشلاق بر روي رودخانه قشلاق در ده كيلومتري شمال سنندج، روي كوه هاي منطقه «ساتله و تيرگرا» احداث شده است. درياچه پشت اين سد 11 كيلومتر درازا دارد و وسعتي معادل 934 هكتار را در بر مي گيرد و با توجه به سطح دريا و حجم آب، زمينه مناسبي براي انواع ورزش هاي آبي به وجود آورده است. اين درياچه هم چنين محل زيست ماهيان مختلف از خانواده كپور ماهيان است كه از آن جمله مي توان به ماهي عروس، شاه كولي، سياه ماهي، آلبورنوس كاپيتو، ماهي سياه و سس ماهي اشاره كرد. به همين دليل شرايط ماهي گيري تفريحي نيز فراهم شده است. درياچه پشت سد با فضاي سبز و جنگل كاري اطراف از ديدني هاي جالب توجه شهر محسوب مي شود. هم چنين امكانات تفريحي و اسكله قايق راني درياچه هر ساله تعداد زيادي علاقمندان به ورزش هاي آبي را به سوي اين مكان جذب مي كند.كوه كوچسار سنندجاين كوه با ارتفاع 2946 متر در 30 كيلومتري جنوب باختري سنندج در محدوده دهستان ژاو رود خاوري واقع شده است. روستاي زيباي شيان که در بهار و تابستان چشم اندازهاي بديعي دارد، در خاور اين كوه قرار گرفته است. رودخانه هاي دوپردان و چم هشلي از همين كوه سرچشمه مي گيرند. كوه شيخ معروف سنندجاين كوه در 23 كيلومتري شمال باختري سنندج، شمال باختري روستاي ياينچوب واقع شده و 2895 متر ارتفاع دارد. كوه شيخ معروف از شمال خاور به كوه ملكه و از جنوب باختري به كوه توكلان متصل است و ادامه رشته كوه هاي زاگرس مي باشد. كوه مسجد ميرزا سنندجاين كوه از بلندترين كوه هاي شهرستان سنندج است و در 58 كيلومتري شمال باختري اين شهر و در شمال باختري روستاي دوزخ دره واقع شده و 3059 متر ارتفاع دارد. رودخانه هاي هنگ لانه، گول بيك، چم قتاوه و قزل اوزن از اين كوه سرچشمه مي گيرند. اين كوه نيز دنباله رشته كوه هاي زاگرس است و از جنوب باختري به كه سلطان اقزنو و از شمال خاوري به كوه كله درويش متصل مي شود.كوه ملاكاوو سنندجاز كوه هاي كوهستان زاگرس است كه با 2820 متر ارتفاع در 37 كيلومتري شمال باختري سنندج و خاور روستاي علي آباد واقع شده است. كوه سنگ رخناوي در شمال اين كوه قرار دارد. كوه هواربرزه سنندجاين كوه در 37 كيلومتري جنوب باختري سنندج واقع شده و 2950 متر ارتفاع دارد. هواربرزه يكي از بلندترين كوه هاي شهرستان سنندج مي باشد. كوه چرخ لان سنندجاين كوه با ارتفاع 3330 متر از بلندترين كوه هاي شهرستان سنندج است كه در جنوب باختري اين شهر و شمال باختري روستاي گرنه واقع شده است و جزو كوهستان زاگرس محسوب مي شود. كوه سراج الدين سنندجاين كوه در 24 كيلومتري جنوب خاوري سنندج و جنوب خاوري روستاي نران واقع شده و 2836 متر ارتفاع دارد. اين كوه از جنوب به كوه هاي معارف و از شمال به كوه كاني شيخه متصل مي شود و جزو كوهستان زاگرس است. رودخانه هاي چم نران و چم امير آباد از اين كوه سرچشمه مي گيرند.   مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان سنندج مسجد هاجره خاتون سنندج هاجر خاتون خواهر امام رضا (ع) است كه در اين محل دفن شده است. در جنب مدفن او لله يعقوب مسجدي بنا نهاد كه به اسم مسجد هاجره خاتون شهرت يافت. مرحوم حاج شيخ شكرالله (پدر حاج شيخ عبدالله) تعمير كاملي از آن مسجد به عمل آورد و مرحوم حاج جلالي فرزند مرحوم محمد صادق، يك دانگ از مغازه هاي پاساژ شهبازي را وقف مسجد هاجره خاتون كرد.ساختمان اين زيارتگاه داراي دو صحن مناسب و يك حرم كوچك و مسجدي نسبتا بزرگ، موقوفات، هيات امنا، خادم و امام جماعت است و محل نذورات فراوان مردم و زيارتگاه خاص و عام است. حتي از شهرهاي ديگر و روستاهاي اطراف براي زيارت به اين محل مراجعه مي كنند.مسجد آويهنگ اين مسجد در مركز روستاي آويهنگ در دهستان ژاوه رود غربي از بخش كلاترزان شهرستان سنندج وا قع شده است . پلان مسجد آوريهنگ شبستاني است كه در دو طبقه شكل گرفته است و تنها از نظر تعداد ستون هاي چوبي با مسجد رشيد قلعه بيگي و ميرزا فرج الله تفاوت دارد . در هر دو شبستان در پشت بام قرار گرفته است . مسجد داراي دو بخش است ؛ يك بخش قديمي و بخش ديگر الحاقي است . بخش قديمي يا همان طبقه نخست ،‌ شامل يك شبستان با پلان مستطيل شكل ،‌حوض خانه و يك اتاق وروردي است . بخش الحاقي در طبقه بالا، افزون بر يك شبستان مشابه طبقه همكف ، داراي غسالخانه و يك اتاق است . ويژگي بارز تزيينات بنا ، استفاده از قوس هاي نيم دايره متداول عصر قاجاريه است . سر ستون هاي چوبي با آيات قرآني ، تاريخ ساخت و نام خلفاي مذهب اهل تسنن زيينت يافته است مسجد قرآن نگل سنندجقرآن نفيس نگل بر جايگاه خاص معنوي در ميان مردم منطقه از ارزش هنري تاريخي ويژه اي برخوردار است و طبق روايات يكي از چهارقرآن به شمار مي رود كه در قرون اوليه اسلامي نوشته شده و به چهار اقليم جهان فرستاده شده است اين قرآن به خط كوفي و بر روي پوست نوشته شده و در مسجد روستاي نگل واقع در 65 كيلومتري جاده سنندج- مريوان نگه داري مي شود. معروفيت روستاي نگل به مناسبت وجود يك جلد قرآن به خط كوفي است كه در گاو صندوق مسجد روستا نگه داري مي شود. گفته مي شود قدمت كتابت اين قران به بيش از هزار سال مي رسد. صفحات قرآن 40 سانتي متر طول و 35 سانتي متر عرض دارد و در هر صفحه 14 ستون نوشته شده است. اين اثر مقدس و حيرت انگيز مذهبي- هنري روستا و مسجد آن را به يك موزه معروف تبديل كرده است. مسجد خورشيد لقا خانم اين مسجد كه در مجاور عمارت مشير ديوان سنندج قرار دارد ،‌به سبك مسجدهاي شبستاني منطقه كردستان است ؛ يعني داراي يك حياط با آب نما در ضلع جنوبي است كه ايوان ستون دار و شبستاني با چهار ستون چوبي در ضلع شمالي آن قرار دارد . بنا در يك طبقه ساخته شده و درطرفين شبستان اصلي ، راهرو با قوس هاي نيم دايره و راه پله مشاهده مي شود . از ويژگي هاي بارز ساختمان ، وجود درهاي چوبي با كتيبه چوبي اسليمي در مدخل ورودي آن است . در ضلع جنوبي تعدادي حجره قرار دارد كه به سمت كوچه مشير باز مي شد و در گذشته به عنوان مغازه مورد استفاده بود . وجه تسميه اين مسجد به نام باني آن يعني خورشيد لقا خانم ،‌باز مي گردد . كه دستور ساخت آن راداد . از آنجا كه در گذشته خانم ها كمتر امكان مشرف شدن به مكه معظمه را داشتند ، هزنيه سفر خانه خدا را صرف ساختن مساجد مي كردند . مسجد دارالاحسان (جامع ) ‌اين مسجد در ضلع شمالي خيابان امام خميني سنندج قرار دارد . بر اساس كتيبه هاي موجود ،‌ بناي مسجد در سال 1227 ه. ق توسط امان الله خان اردلان والي كردستان ساخته شد . اين بنا شامل دو ايوان شرقي و جنوبي ، گل دسته هاي بالاي ايوان شرقي ، صحن مركزي ، 12 حجره در اطراف ، شبستان ستون دار با 24 ستون سنگي مارپيچ و ... است . اين مسجد را مي توان مسجد – مدرسه دانست ، زيرا بخشي از آ“ به حجره هاي طلاب علوم ديني اختصاص دارد و بخش جنوبي آن صحن اصلي مسجد است . اين بنا داراي تزيينات كاشي كاري هفت رنگ مينايي فوق العاده پركار . ظريف ، ازاره هاي مرمرين ، آجركاري لعاب دار و معقلي ، حوض سنگي و فواره هاي زيبا و همچنين ستونهايي با تزيينات طنابي است . از عمده تزيينات بنا ، نگارش آيات قرآني در قسمت هاي گوناگون مسجد است ؛ چنان كه تو ثلث قرآن مجيد در اين بنا نگارش شده است . اين مسجد در گذشته يكي از مهم ترين دارالعلم هاي ديني بوده و بسياري از علما در اين دارالعلم به كسب علوم مختلف پرداخته اند . مسجد دارالاحسان ، يكي از ارزشمند ترين مساجد استان كردستان از نظر معماري و تزيينات معماري است.مسجد دارالامان (مسجد والي ) مسجد دارالامان در خيابان فردوسي شهر سنندج قرار دارد . اين مسجد در دوران حكومت قاجار و توسط غلام شاه خان فرزند امان الله خان اردلان در ضلع شرقي قلعه حكومتي شهر ساخته شد . مسجد داراي صحني زيبا و ايوان بزرگي است كه در پشت آن شبستان وسيعي قرار دارد و از نظر معماري با مسجد دارالاحسان سنندج قابل مقايسه است . اين بنا هم ابتدا به صورت مسجد – مدرسه بود ، كه با حداث خيابان فردوسي بخش مدرسه آ“ از بين رفت مسجد دارالامان يك ايواني است و سبك معماري دوره قاجاريه درساخت آن كاملا رعايت شده است .مسجد رشيد قلعه بيگي اين مسجد كه درضلع جنوبي بازار سنندج قرار دارد در اوايل حكومت قاجار ساخته شده و از قديمي ترين مساجد استان كردستان است. پلان مسجد شبستاني دو طبقه با ستون هاي چوبي است . ورودي آن نيم هشتي با قوس هاي متداخل نيم دايره ( هلال ) ،‌خواجه نشين و سكوهاي اطراف و طاق نماهاي متعدد از نوع قوس كليل با بافت خفته – راسته آجري است . حياط ، چهارضلعي و داراي آب نما است . ورودي بنا پله دار است و از دو طرف صحن مسجد به ايوان و شبستان كه داراي ستون چوبي است ،‌ راه مي يابد . طاق نماهاي آجري بيروني و داخلي از ويژگي هاي تزيينات معماري اين مسجد محسوب مي شود . مسجد رشيد قلعه بيگي داراي اتاق هايي در طبقه اول و دوم است كه در اصطلاح محلي به آن ها اتاق فقيه (طلاب علوم ديني ) مي گويند . اين مسجد به سبك مسجد هاي منطقه كردستان ساخته شده و كليه ويژگي هاي اين مساجد يعني شبستان ستون دار چوبي (به ويژه چهارستون ) ،‌ايوان سمت حياط و ايوان ديگري رو به سمت جنوب را دارا است مسجد و تكيه عبدالله بيگ اين بنا در بافت قديمي شهر سنندج ،‌در محله سرتپوله و ضلع شرقي خيابان شهدا قرار دارد . مسجد عبدالل بيگ داراي دو بخش اصلي است :‌ حياط كه در ضلع جنوبي قرار گرفته و داراي يك آب نما است و بخش ديگر كه فضاي اصلي مسجد است و با طاق ، چشمه طاق و گنبد مسقف شده و داراي ايواني قوس دار رو به سمت جنوب و ياط است . اخيرا يك پنجره بزرگ فلزي دراين قسمت تعبيه شده است . نوع قوسهاي اين بنا يادآور معماري اصفهاني است و در تزيينات آن آجركاري خفته وراسته در نماسازي و گره چيني به كار رفته است . نرده هاي فلزي به سبك اوايل عصر پهلوي نيز در ساختمان مشهود است . در طرفين ايوان، حجره هايي دردو طبقه ايجاد شده كه محل آموزش طلاب علوم ديني است. اين مسجد را مي توان در زمره مساجد يك ايواني كردستان قلمداد نمود . تاريخ دقيق ساختم مسجد مشخص نيست و احتمالا به اوايل دوره قاجاريه تعلق دارد . مسجد قوله اين مسجد در محله قطار چيان سنندج ،‌ در ضلع جنوبي بلوار كردستان واقع است . بناي آن بر مبناي معماري بومي كردستان از ستون هاي چوبي قطور با پلان شبستاني تشكيل شده است . آب نماي گود ، سرداب و زيرزمين در اين مسجد به خوبي تركيب شده است . اين مسجد در محل گودي قرار دارد و از اين رو به مسجد قوله معروف دشه است . احتمالا قدمت آن مربوط به اوايل دوره زنديه است و در اوايل دوره پهلوي نيز تغييرات و مرمت هايي در آن صورت گرفته است . آب جاري مسجد از قنات هاي شهر تامين مي شود و اكنون نيز فعال است . مسجد ملا احمد قيامتي اين مسجد در ضلع غربي بازار سنندج ، كنار ورودي غربي بازار قرار گرفته است . بناي مسجد به سبك شبستاني و در يك طبقه ساخته شده و داراي ‌يك ايوان ستون دار و شبستان با چهار ستون چوبي است . مسجد در ضلع جنوبي داراي يك حياط با آب نما است كه از آب قنات بهره مي جويد . مصالح عمده به كار رفته در آن سنگ ، آجر ، خشت و چوب است و در طرفين ايوان و شبستان اصلي دو راهرو تعبيه شده است . يكي از ويژگي هاي مسجد ، وجود كتيبه هايي به خط ثلث از خطاطان مشهور به نام ملا حسن حزين كردستاني اين مسجد نيز به دورن قاجاريه تعلق دارد اين مسجد نيز به دوران قاجاريه تعلق دارد . مسجد ميرزا فرج الله اين مسجد در ضلع شمالي خيابان 17 شهريور ( سه راهي شيخان ) سنندج قرار دارد پلان بنا شامل شبستان ستون دار با چهار ستون چوبي است كه ايوان ستون دار چوبي در مقابل آن قرار دارد . در اطراف ايوان راهروهايي در دو طبقه ساخته شده است . معماري اين مسجد با اصول و شيوه هاي معماري ايران و متاثر از بناي مسجد دارالاحسان اجرا شده است و تمامي مصالح به كار رفته در آن محلي است . از عمده تزئينات مسجد مي توان به پنجره هاي مشبك با گره چيني و دو ايوان ستون دار در اضلاع شرقي و جنوبي اشاره نمود . اين مسجد به دوران قاجاريه تعلق دارد و باني آن ، ميرزا فرج الله وزير از افراد صاحب منصب اين عصر در كردستان به شمار مي رفت مسجد وزير اين مسجد در خيابان شهدا در ضلع غربي پارك شهدا قرار دارد . پلان مسجد شبستاني و قابل مقايسه با مساجدي چون ميزرا فرج الله و رشيد قلعه بيگي است . شبستان اصلي مسجد داراي چهارستون چوبي با تزئينات و سرستون چوبي و نيز قف مسجد چوبي است . در ضلع غربي مسجد محوطه اي قرار دارد كه به روش طاق و تويزه مسقف شده و محل دفن خانواده هاي مشير وزيري و معتمد هاشمي است . روي سنگ هاي قبر نام صاحبان قبر و نيز اشعاري به نخط نستعليق بسيار زيبا و همچنين نقوش گل و گياه حجاري شده است . حياط مسجد در ضلع جنوبي قرار دارد و داراي آب نمايي است كه آب قنات در آن جاري است . اين مسجد كه به دوران قاجاريه تعلق دارد از بناهاي زيباي شهر سنندج است مسجد وكيل يكي از مساجد قديمي شهر سنندج مسجد وكيل است كه در محله قطارچيان و مجاور عمارت وكيل الملك ، قرار دارد . اين مسجد توسط خانواده وكيل ساخته شده و داراي يك شبستان ستون دار و همچنين حياط و اتاق هايي براي دفن اجساد اين خانواده است . اين مسجد در اواخر دوره قاجار،‌ در سال 1328 ه.ق ساخته و سبك معماري مساجد كردستان در آن رعايت شده است . تزيينات معماري آن شامل آجركاري خفته و راسته در نماي ساختمان است   آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاهها در شهرستان سنندج امام زاده پيرعمر سنندجحضرت امام زاده عمربن الحسين (ع) در خيابان امام خميني شهر سنندج مدفون است و گنبد و بارگاهي دارد و به امام زاده پير معروف است. محمد ابراهيم خان نظام الدوله در تاريخ 1306 هجري وسط گنبد اين امام زاده را آينه كاري كرد. در جوار اين گنبد و بارگاه مدرسه كوچكي در گذشته بنا كرده بودند كه شش حجره و حياط كوچكي داشت. در تاريخ 1297 هجري ميرزا صادق خان (مستوفي باشي كردستان پسر ميرزا محمدرضاي وزير) تعمير كاملي از اين مدرسه به عمل آورد و محوطه آن را بزرگ كرد و ده حجره عالي در آن بنا نهاد.امام زاده عبدالله (طاق گوره) سنندجطبق شجره نامه موجود، امام زاده عبدالله، از نوادگان حضرت امام هادي (ع) هستند و از فرزندانشان نيز در روستاهاي اطراف شهرستان سنندج مدفونند. ساختمان اين بقعه قديمي است و در خيابان صلاح الدين ايوبي شهر سنندج در كوچه طاق گوره واقع شده است.امام زاده پيرمحمد سنندجاين محل كه محل دفن حضرت امام زاده محمدبن عمر يحيي مشهور به پيرمحمد- فرزند پيرعمر- است در ميدان نبوت شهر سنندج در بالاي تپه و گورستان پيرمحمد واقع شده است. شخص مدفون از اولين ساداتي هستند كه در اين منطقه سكونت اختيار كرده اند. ساختمان جديد اين بارگاه و گنبد مخروطي شكل آن از تمام نقاط شهر ديده ميشود.بقعه پير خضر در روستاي پير خضر در دو كيلومتري بيجار بقعه اي به همين نام وجود دارد . اين بنا داراي پلان چهار ضلعي با گنبدي شلجمي است كه باسنگ لاشه و آجر خشت و سنگ هاي حجاري شده بنا شده و مدفن يكي از عرفا و سادات منطقه ، معروف به پير خضر است . تاريخ سنگ نبشته قديمي روي مزار مشخص نيست ، اما نوع خط ،‌ قدمت ساختمان را به دوره صفوي مي رساند . اين بقعه در سال 1378 به و سيله ميراث فرهنگي كردستان به طور كامل مرمت شد . مقبره شرف الملك اين بنا در انتهاي خيابان كشاورز سنندج واقع است . روي تپه شرف الملك كه گورستان است ،‌ دو ساختمان قديمي جدا از هم قرار دارد كه يكي از آن ها به علي اكبر خان شرف الملك پسر مرحوم محمد صادق خان پسر امان الله خان بزرگ ، از واليان كردستان تعلق دارد . بنا به صورت مكعب ساده با گنبدي بر فراز آن است . در اين مقبره كه به مقبره شيخ محمود نودشه اي نيز معروف است ، برخي از اعضاي خانواده اردلان نيز دفن شده اند . اين مقبره فقط روزهاي جمعه براي ذكر دعا و قرائت قرآن باز است . مقبره شيخ محمد باقر غياثي اين مقبره كه حدود 50 سال پيش روي تپه شرف الملك سنندج ساخته شد . به يكي از عرفاي اواخر عصر قاجار، شيخ محمد باقر غياثي تعلق دارد . بنا داراي پلان مربع شكل با سقف گنبدي است كه از داخل به روش بسيار زيبايي آينه كاري شده است . در اين مكان روزهاي پنج شنبه و جمعه دعاخواني و قرائت قرآن برگزار مي شود . بقعه شيخ نجم الدين بقعه ( شيخ نجم الدين نقشبندي ) در روستاي ( امروله ) از شهرستان سنندج ، به يكي از مشايخ طريقت نقشبندي تعلق دارد . اين بنا داراي يك فضاي مربع با ايوان ستون دار چوبي است كه با سنگ و آجر ساخته شده و از دوره قاجار به جاي مانده است .   کليساها در شهرستان سنندج كليساي سنندج اين بنا در ضلع غربي خيابان نمكي و در محله قديمي ( آقا زمان )‌كه محله اي مسيحي نشين است قرار دارد . اواخر صفويه در زمان حكومت شاه عباس دوم هنگامي كه ارامنه توسط دولت عثماني به ايران تبعيد شدند ، گروهي از آنها در شهر سنندج ساكن و احتمالا در همان زمان به ساخت كليسا اقدام نمودند .شيوه ساخت و نوع معماري كليساي سنندج تحت تاثير معماري سبك اصفهاني است و تلفيقي از نماسازي سبك بومي مانند طاق نما و ستون هاي آجري در آن به كار رفته كه به فرم مشعل در بخش فوقاني به صورت سه تركي آجركاري شده است . خطوط عمودي در نماي بيروني ساختمان تاكيد بر ارتفاع كليساست .در گل دسته ناقوس كليسا كاشي هاي معقلي و گره چيني قابل ملاحظه است . حجاري سنگ هاي سردر ورودي كه داراي نقش گل لوتوس و ترنج است ،‌ كار استادان سنندجي است . اين كليسا داراي قناتي فعال است و آب نماي زيبايي نيز در داخل حياط آن در ضلع جنوبي ديده مي شود .   عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان سنندج خانه سالار سنندجي (موزه سنندج)اين موزه يكي از بناهاي مهم و از جاذبه هاي توريستي محسوب مي شود. شيوه و سبك معماري و ساخت اين عمارت نشان از معماري عصر قاجاريه دارد كه شامل حياط بناي اصلي و زيرزمين است كه به شكل حوض خانه ساخته شده و داراي سقف گنبدي شكل با تزيينات و آينه كاري بسيار زيبايي است جالب ترين قسمت موزه ارسي بزرگ تالار است كه 11 متر عرض و 6 متر ارتفاع دارد و هفت لنگه دارد و شاهكار صنعت نجاري محسوب ميشود.عمارت خسروآبادسنندجاين عمارت مجموعه بزرگي است كه در گذشته محل سكونت اعيان و حكام كردستان بوده و هم اكنون مسكوني است. اين مجموعه به شكل بيروني و اندروني است كه كتيبه اي دارد كه اسم فتحعلي شاه قاجار و والي كردستان امان الله خان و تاريخ 1223 ه. ق بر روي آن حك شده است.خانه آصف وزيري سنندجيكي از عمارات زيباي سنندج است كه در مركز شهر واقع شده است. داراي سبك معماري زيبا و منحصر به فردي است كه در گچ بري ها، ارسي هاي قديمي، سنگ هاي تراشيده، آجرهاي تراش و طاق هايي هلالي و جناقي نهايت مهارت به كار برده شده به خصوص در قسمت تالار و ارسي كه در نوع خود بسيار هنرمندانه و زيبا ساخته شده است.خانه پير مرادي سنندجخانه پير مرادي در محله قديمي چهار باغ سنندج ضلع شمال خاوري بازار سرپوشيده واقع است. اين بنا از آثار دوره قاجاريه است و با مساحت 450 متر مربع داراي حياط چهارگوش با بناهاي دو اشکوب و يک اشکوب، راهرو، اطاق هاي تو در تو و لنگه چوبي و نماي جنوبي – خاوري است. نماسازي آجري، طاق و قوس نيم دايره، ستون نما با شعله و مشعل نما، گچ بري برجسته از مهم ترين ويژگي هاي اين بنا است.خانه معمار باشي سنندجخانه معمار باشي در ضلع جنوبي خيابان شهداي سنندج واقع شده است. بناي اين خانه متعلق به اواخر قاجاريه و اوايل دوران پهلوي است. اين بناي تاريخي از 3 طبقه با نقوش و تذهيب هاي زيبا که خاص دوران پهلوي است تشگيل شده و توسط شخصي به نام معمار که خود در ساختن ساختمان هاي قديمي نقش داشته ساخته شده است و سکونت گاه وي و خانواده اش بوده استعمارت مشير ديوان سنندجعمارت مشير در خيابان شهداي سنندج واقع شده و از بناهاي مشهور دوره قاجاري است كه توسط ميرزا يوسف مشير ديوان مشاور و جانشين حاكم منطقه ساخته شده است.اين بنا كه سالياني چند محل استانداري كردستان بود، هفت حياط و هفت آب نما دارد و شامل بخش هاي خصوصي،عمومي، تشريفاتي، خدماتي و بهداشتي است در بخش اصلي ساختمان، ايوان ستون دار، تالار، حياط و آب نما قرار گرفته و درب و پنجره هاي آن از تلفيق گرده چيني چوب و شيشه رنگي اتاق ها را زينت داده است.عمارت امجدالاشراف سنندجاين عمارت از بناهاي معروف دوره قاجار است كه توسط ميرابوطالب تاجر اصفهاني در دوره امان الله خان والي بزرگ ساخته شده است و در خيابان صلاح الدين ايوبي شهر سنندج بنا به دعوت امان الله خان از اصفهان به كردستان آمده است. اين بنا داراي حياط سنگ فرش شده حوض، حمانم، تالار و حسينيه است. حسينيه كه از جالب ترين قسمت هاي بنا است، كاشي كاري هاي بي نظير و ظريف، نقاشي ها و گچ بري هاي زيبايي بر روي ديوارها دارد. تمام تزيينات بنا به دست استادكاران اصفهاني طراحي و اجرا شده اند. مصالح به كار رفته در بنا شامل گچ، آجر و آهك و ملات ساروج و كاه گل است كه قسمتي از گچ و آهك مصرفي را از اصفهان آورده اند. سيستم آب رساني عمارت از طريق قنات و تنبوشه هاي سفالي است. عمارت وكيل الملك سنندجحمله بناهاي ديدني و قديمي شهر سنندج عمارتي معروف به عمارت وكيل است كه در خيابان كشاورز قرار گرفته است. اين عمارت موروثي و شخصي خانواده وكيل است كه در تاريخ حكومت كردستان از صاحب منصبان حكومتي بوده اند. بنا يك روايت تاريخي، اصل بناي اين عمارت به دوره زنديه مربوط است كه توسط محمد رشيد بيگ وكيل- از امراي مفرخان زند- احداث شده و در دوره هاي بعدي به تدريج تکميل شده است. اولين تعمير كلي در سال 1310 ه ق و توسط امان الله خان وكيل الملك صورت گرفته و عمارت را به وضع فعلي كه مجموعه اي از چندين بنا،حياط و باغ است، درآورده است. اين عمارت با گذشت سال ها، هنوز هم در نهايت پايداري و استحكام پابرجاست و از آثار جالب توجه و ديدني شهر سنندج محسوب مي شود.عمارت و باغ آيت الله مردوخ روستاي «نوره » در 18 كيلومتري جنوب غربي شهر سنندج واقع شده و بيش از سه هزار نفر جمعيت دارد . « نوره » روستايي با معماري بومي منطقه كردستان است كه در معماري آن از مصالح محلي ، به ويژه سنگ هاي منطقه استفاده شده است . بناي آيت الله مردوخ در دامنه يكي ازتپه هاي غرب كوه «آبيدر » و به فاصله 700 متري روستاي نوره قرار دارد . اين اثر قابل توجه ، در جنوب روستا واقع و از موقعيت خاصي برخوردار است . نوع معماري آن قلعه اي و داراي چشم اندازي زيباست و اشراف كامل به محيط پيرامون و روستا دارد . اين بنا در زميني به مساحت 600 متر مربع (اعيان 500 متر مربع و عرضه 550 مترمربع )‌از مصالح محلي و در دو طبقه ساخته شده و در طرفين گوشه هاي شمالي و جنوبي داراي برج ديده باني است . حياط آن در ضلع غربي قرار دارد . طراحي و اجراي اين بنا و باغ به وسيله « آيت الله مردوخ » انجام شده و توسط استادكاران بومي به ويژه استاد « عنايت الله » واستاد « علي محمد بنا » در سال 1322 شمسي ساخته شده است . خانه آيت الله شيخ محمد مردوخ كردستاني بناي آيت الله مردوخ در محله قطارچيان و ضلع شرقي خيابان مردوخ شهر سنندج واقع شده و اكنون در تملك خانواده ديگري است . اين ساختمان در دو طبقه و زيرزمين ، به شيوه معماري اصفهاني در دوره قاجاريه ساخته شده است . اين منزل داراي دالان ورودي طولاني ، اتاق سرايدار ، حياط چهارگوش و راه پله ورودي از دو سمت تالار شاه نشين بود . در ساختمان از آب جاري و روش دفع سنتي فاضلاب استفاده مي شد . در حياط آن كه داراي آب نما و فضاي سبز است ، حريم خصوصي و عمومي كاملا رعايت شده است . بر اثر كم توجهي مالكين فعلي در ساختمان تغييراتي حاصل شده است . عمارت احمد زاده اين عمارت در ضلع شمالي بلوار نمكي شهر سنندج واقع شده و زمان ساخت آن به دوران حكومت پهلوي اول بر مي گردد . بنا داري يك حياط چهارگوش كوچك است و ساختمان آن در چهار طبقه با نماي جنوبي و تزيينات آجر تراش بسيار زيبا و پركار در قسمت نماي اصلي ، ساخته شده است. عمارت احمد زاده نسبت به ساير بناهاي مسكوني استان ، از شيوه اجرايي و تزيينات منحصر به فرد برخوردار و نوع معماري آن برون گرا است . از اين رو با وجود يك حياط در ضلع جنوبي ، مي توان گفت سبك معماري كردستاني كه ويژگي بارز آن ايوان هاي ستون دار است ، در اين عمارت به بهترين وجهي رعايت شده است . عمارت سرهنگ آزموده اردلان اين عمارت در بافت قديمي محله قطار چيان سنندج ، در كوچه خسروي نزديك عمارت وكيل الملك واقع است. اين بناي قديمي كه مالك اوليه آن فردي از خانواده «اردلان» بود ، اكنون در تملك ميراث فرهنگي كردستان قرار دارد . اينعمارت داراي بخش هاي مختلفي است؛ سردر ورودي به قرم نيم هشتي و سكوهاي قرينه سنگي با قوس هاي متداخل نيم دايره آجري و گره چيني است . حياط چهار ضلعي مركزي ساختمان با آب نما و باغچه ، يادآور معماري درون گراي ايراني است. فضاهاي ديگر شامل سه دري ها ، دودري و پنج دري ، تالار ،‌غلام گردش بسيار زيبا با ستون هاي چوبي و اروسي زيبا و بديع در هر يك از مدخل هاي ورودي فضاها . بسيار حساب شده و زيبا است . تمام فضا در پيرامون حياط مركزي و در دو طبقه ساخته شده است . تزيينات آن تركيبي از اروسي ، گچ بري رنگي ، حجاري روي سنگ ، آجركاري به صورت خفته و راسته واستفاده ازنرده هاي فلزي است . تاريخ ساخت دقيق منزل مشخص نيست ، اما با توجه به نوع و ويژگي معماري بنا ،‌ به نظر مي رسد كه در دوره قاجار ساخته شده باشد . مجموعه عمارت شيخ محمد باقر غياثياين ساختمان كنار عمارت وكيل الملك ، در ضلع شمالي خيابان كشاورز ودر محله قطارچيان سنندنج واقع است . اين منزل كه از خانه هاي بزرگ شهر سنندج محسوب مي شود، داراي بخش هاي مختلف است كه طي چند دوره ساخته شده است . سردر ورودي ، مهم ترين بخش ساختمان ، از نظر نوع معماري داراي ويژگي هاي منحصر به فرد است . بخش ديگر كه ساختماني سه طبقه است ،‌كه در اوايل دوره پهلوي ، در داخل حياط اصلي و در كنار قنات ساخته شده است . براي رسيدن به داخل ساختمان بايد سلسله مراتب خاصي را طي كرد ؛ ابتدا بايد از سردر ، هشتي ، حياط بيروني و سپس از حياط اصلي و محلي كه شيخ در آن ساكن بود ،‌عبور كرد. فضاهاي مختلف اين مجموعه شامل پنج دري ها، سه دري ها ، انبار ، زيرزمين ، هشتي ،‌تراس ، راهروها، هفت دري و مسجد است كه زماني محل بست بود . تزيينات معماري اين ساختمان شامل اروسي سازي كه در نوع خود داراي طرح هاي اسليمي قابل توجهي است ، قاب بندي ، گچ بري ،‌حجاري روي سنگ و همچنين تزيينات آجركاري است . امروزه بخش هايي از ساختمان تخريب شدهولي قنات آن به خوبي باقي مانده است . اين بنا متعلق به « شيخ محمد باقر غياثي » از عارفان برجسته سنندج بود و هنز وراث آن مرحوم در آن زندگي مي كنند . معمار بنا استاد « ابراهيم مختار پوريان » بود . خانه گله داري اين بنا در محله قطار جيان ، مجاور عمارت وكيل و منزل سرهنگ آزموده اردلان واقع شده است . ساختمان در دو طبقه با كاربري مسكوني ساخته شده و داراي دو بخش است . نوع معماري اين بنا به معماري ديگر بناهاي قديمي مسكوني متفاوت است و در آن حياط در مقابل ساختمان ساخته شده است . در طبقه همكف ، يك اتاق سه دري بزرگ كه در طرفين آن دو راهرو با پله تعبيه شده ، وجود دارد و در طبقه بالا ، دو اتاق گوشوار ، يك سالن بزرگ با اروسي زيبا ،‌گچ بري ها و قاب بندي هاي زيبا ساخته شده است . تزيينات عمده اين ساختمان شامل حجاري ، درها ،‌ اروسي ها و آجر خفته و راسته و به ويژه اروسي سازي آن است كه از ويژگي هاي بارز بنا محسوب مي شود . خانه مجتهدي ساختمان مجتهدي كه امروزه در ضلع شرقي بلوار جديدالاحداث كردستان قرار دارد ،‌ قبلا در كنار رودخانه ودر بافت قديمي قطار چيان از خيابان هاي اصلي شهر سنندج ، واقع بود . اين بنا يك حياط مركزي در ضلع شمالي دارد و بخش هاي اعياني آن دو طبقه است كه بر روي سكويي بلند و مرتفع و مشرف به بلوار ايجاد شده است. سكوي آن با مصالح بومي و از سنگ هاي لاشه اي ساخته شده است. ساختمان داراي يك سالن اصلي با اروسي بسيار زيبا است و در طرفين آن اتاق هايي در دو طبقه تعبيه شده است . اين بنا از نظر پلان و نما شباهت بسيار به موزه سنندج دارد و معماري آن بي تاثير ازمعماري موزه نيست . در دو طرف تالار اصلي ، اتاق ها و راه پله هايي به صورت قرينه ساخته شده كه يكي از آن ها براي عبور زنان و ديگري براي مردان بود . در اين بناي ارزشمند ، علاوه بر اروسي بزرگ نماي اصلي و داخلي حياط ، اروسي هاي ديگري نيز در ضلع غربي سالن وجود دارد كه از آثار با ارزش چوبي دوره قاجار محسوب مي شود . روي ازاره سنگي داخل ساختمان نيز نقش هايي حجاري شده است . تاريخ دقيق ساخت اين بنا مشخص نيست ، اما احتمال دارد كه در دوره قاجار ساخته شده باشد . عمارت ملا لطف الله شيخ الاسلام اين بنا حدود 150 سال پيش مقارن سلطنت ناصر الدين شاه قاجار ، توسط يكي از علماي اهل سنت به نام «ملا لطف الله شيخ الاسلام » قاضي القضات منطقه كردستان ،‌در سه بخش ساخته شد . اكنون از اين عمارت ، تالار تشريفات ،‌زير زمين يا حوضخانه و فضاهاي جنبي آن و بخش اندروني باقي مانده است . بخش اندروني شامل ساختمان شمالي دو طبقه و ساختمان غربي با دو فضاي وسيع شرقي – غربي و سردرها است . از ويژگي هاي عمده اين بخش ،‌وجود اتاق پنج دري با گچ بري ، آينه كاري و نقاشي هاي ديواري زيباست كه به عنوان اتاق شان نشين اندروني معروف بود . بخش اندروني بعدها به تملك خانواده «حبيبي » در آمد و اكنون به عنوان ساختمان اداري ميراث فرهنگي استان مورد استفاده است . اروسي هفت لنگه زيبا و تزيينات گچ بري و آينه كاري در اتاق دو دري كه به نارنجستان نيز معروف بود از عمده ويژگي هاي شاخص بخش بيروني بناست . اين بنا بعدها به تملك «عبدالحميد خان سنندجي » (سالار سعيد ) در آمد و اكنون موزه سنندج است . عمارت ملك التجار عمارت «ملك التجار » در خيابان امام خميني شهر سنندج قرار دارد . اين بناي ارزشمند در دوران قاجاريه ، نزديك مركز دارالحكومه كردستان ساخته شد . عمارت داراي حياط مركزي است . در ضلع شمالي حياط وسيع ، بناي ايواني با شكوه با ستون هاي آجري قرار دارد كه در دو طرف آن ،‌ فضاهاي مختلف در دو طبقه ساخته شده است . در حد فاصل فضاهاي سه دري و پنج دري ، راهروهايي وجود دارد كه آن ها را از ساير بخش ها متمايز مي سازد . به طور كلي ، اين عمارت داراي تزيينات ويژه اي است كه در نوع خود شايان توجه است ؛ به عنوان نمونه ، در تزيين سنگ هاي به كار رفته در ازاره بنا ، از طرح هاي ترنج و نقوش حيواني استفاده شده است . عظمت معماري ايراني در اين بنا ، با ايجاد يك ايوان ستون دار كه رو به جنوب و حياط دارد ، به خوبي قابل مشاهده است . اين ستون ها داراي روكش آجري زيبايي هستند كه در نوع خود حايز اهميت است . منزل خورشيد لقا خانم اين بنامربوط به دوره قاجاريه مي باشد پلان بنا مستطيل شكل ودردو طبقه مي باشد وساخت وساز درسه طرف وجود دارد سازه آن آجري پوشش آن چوبي مي باشد اروسي آن داراي 7 لنگه درمي باشد(درحال حاضر درها ازبين رفته است) وجزو اروسي هاي بزرگ سنندج محسوب مي شود .سبك معماري آن الهام گرفته ازمعماري قسمت مركزي ايران است ورود به بنا فقط ازطريق عمارت مشيرديوان ميسر بوده ودرب جدا گانه كه به داخل كوچه باز شده وجود نداشته است بنا داراي شاه نشين وايوان وچهار اتاق ديگر دراطراف اين دو قسمت ومطبخ واصطبل ودواتاق خصوصي در اضلاع شرقي وغربي مي باشد .درطبقه همكف درطبقه اول نيز همان قسمتهاي شاه نشين وايوان وچهار اتاق وجود دارند . مطبخ واصطبل در ضلع شرقي بنا قرارداشته اند كه درحال حاضر اثري ار انها موجود نمي باشد.بنا درهنگام ساخت استفاده مسكوني داشته ودرزمان ناصرالدين شاه قاجار حالت مسكوني اداري راداشته ومتعلق به دختر مشير وزير يعني خورشيدلقا خانم بوده ، بعد ها با جدا شدن خانواده ها ومسدود شدن راه ورودي ازمشير اين منزل ازمجموعه مشير جدا شده است وورودي جداگانه درآن ايجادشده است .منزل اميرآصفي اين بنا مربوط به دوره پهلوي اول مي باشد باعناصرمعماري دوره پهلوي دوره دوم واول شامل ايوان تالار اتاقها زيرزمين توسط استادكاران بومي ازحيث سازه با مصالح بوم آورد ورون غربي – جنوبي ساخته شده وهمچنين ازتزئينات مانند سقف كاذب وقاب بندي چوبي توسط استادكاران ونجارهمداني اجرا گرديد . درسال 1314 قسمتي ازاين بنا دچار حريق شد وخسارتي رابه بارآورد واينك ازمجموعه عمارت آصف تحت مرمت ابنيه است . بناداراي عناصر تزئيني وابسته به معماري شامل گچبري ازنوع گل وبوته- قاب بندي ونماآجري شامل گره چيني جزمي وهرزه ملات توسط استادكاران سنندجي واجراي سقف چوبي كاراستادكاران همداني ودرب پنجره اروسي كارهنرمندان سنندجي مي باشد   باغها ، کاخها و موزه ها در شهرستان سنندج باغ امانيه از ديگر باغ هاي دامنه آبيدر ، باغ « امانيه » است كه به وسيله « امان الله خان اردلان » ايجاد شد . هر چند شكل و فرم اين باغ ها با تغييرات فراوان مواجه بوده ،‌اما هنوز به نام هاي قديمي شناخته مي شوند .چهار باغ خسرو آباد يكي از چهار باغ هاي معروف منطقه غرب كشور كه شايد بتوان آن را پس از چهار باغ اصفهان قرار داد ،‌ چهارباغ خسرو آباد سنندج است كه احتمالا در زمان كريم خان زند و خسروخان اول اردلان ايجاد شده بود . اين چهار باغ در مقابل عمارت باشكوه خسروآباد ، در حد فاصل خيابان هاي كشاورز و بلوار شبلي و خيابان اردلان واقع بود . اين باغ كه دقيقا به وسيله چهار خيابان به چهار قسمت تقسيم شده بود ، تا حدود سال 1345 نيز موجود بود ، اما شهر سازي جديد موجب شد تا به جاي آن خانه هايي كه اكنون پيرامون عمارت اين وجود دارند ، احداث شوند . جز درختان پيرامون عمارت و جوي آب مركزي ، ديگر عناصر چهارباغ از بين رفته و بسياري از درختان و حوضچه ها نابود شده اند . توضيح مفصل در مورد اين چهار باغ در كتب تحفه ناصري ، حديقه ناصري و تاريخ مستوره آمده است .از ديگر چهار باغ هاي قديمي بايد از چهار باغ گروس در جنوب بيجار نام برد كه اعتماد السلطنه در « مرآت البلدان » توصيف جامعي از آن ارايه و احداث آن را به سال 1104 ه.ق نسبت داده است . چهارباغ سنندج نيز از چهار باغ هاي نابودشده است به نظر مي ردس كه محله قديمي چهار باغ سنندج ، در قديم جايگاه اين چهار باغ بود . در تاريخ اردلان به اين چهار باغ اشاره شده است . موزه سنندج موزه‌ سنندج‌ در قسمت‌ بيروني‌ يكي‌ از بناهاي‌ دوره‌ قاجاريه‌ داير شده‌ است‌. اين‌ بنا به‌ منزل‌ «سالار سعيد» معروف‌ است‌ و مقارن‌ با سلطنت‌ ناصرالدين‌شاه‌ قاجار در حدود 150 سال‌ پيش‌ توسط‌ يكي‌ از علماي‌ بنام‌ اهل‌ سنت‌ «ملا لطف‌الله‌ شيخ‌الاسلام‌» قاضي‌ القضاة‌ منطقه‌ كردستان‌، در دو قسمت‌ حياط‌ و ساختمان‌ بيروني‌ و حياط‌ و ساختمان‌ اندروني‌ بنا شد. عمارت‌ بيروني‌ شامل‌ يك‌ حياط‌ بزرگ‌ و ساختمان‌ دو طبقه‌ با تالار تشريفات‌ مزين‌ و همچنين‌ زيرزمين‌ و حوض‌ خانه‌ زيبا و انبار است‌ كه‌ قبلاً در تملك‌ «عبدالمجيد خان‌ سنندجي‌» (سالار سعيد) بود. اين‌ بنا در سال‌ 1354 شمسي‌ به‌ موزه‌ تبديل‌ شد موزه‌ سنندج‌ از دو بخش‌ مجزا تشكيل‌ شده‌ است‌:بخش‌ تاريخ‌ و باستان‌شناسي‌اين‌ بخش‌ در طبقات‌ اول‌ و دوم‌ قرار دارد؛ طبقه‌ اول‌ كه‌ شامل‌ تالار شاه‌نشين‌ با گچ‌بري‌هاي‌ زيبا و اروسي‌ هفت‌ لنگه‌ و آيينه‌كاري‌ هنرمندانه‌ و با شكوه‌ است و اتاق‌هاي‌ كنار آن‌، به‌ نمايش‌ آثار تاريخي‌ ايران‌ از پيش‌ از تاريخ‌ تا اواخر دوره‌ ساساني‌ اختصاص‌ دارد. اين‌ آثار شامل‌ آثار 3000 سال‌ پيش‌، دوره‌ ماد و ماننايي‌ و دوران‌ تاريخي‌ قبل‌ از اسلام‌ است‌.شاخص‌ترين‌ آثار اين‌ بخش‌، اشياي‌ مربوط‌ به‌ نقاط‌ مختلف‌ استان‌ و به‌ ويژه‌ آثار سفالي‌، مفرغي‌، عاج‌ و استخوان‌هاي‌ يافته‌ شده‌ از «تپه‌ زيويه‌» و «غار كرفتو» است‌ كه‌ در سال‌هاي‌ اخير در حفاري‌هاي‌ علمي‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌. ساير آثاري‌ كه‌ در اين‌ بخش‌ به‌ نمايش‌ درآمده‌ است‌، دربرگيرندة‌ آثاري‌ از دوره‌هاي‌ اشكاني‌ و ساساني‌ و هزاره‌ اول‌ قبل‌ از ميلاد است‌. اين‌ اشيا از سفالينه‌ و آبگينه‌ و همچنين‌ سكه‌هاي‌ مختلف‌ دوران‌ تاريخي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. طبقه‌ دوم‌ كه‌ شامل‌ اتاق‌هاي‌ بزرگ‌ و ايوان‌ مزين‌ عمارت‌ است‌، به‌ آثار دوره‌هاي‌ مختلف‌ اسلامي‌ از اوايل‌ اسلام‌ تا دوره‌ قاجاريه‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌. زيباترين‌ آثار اين‌ بخش‌ سفالينه‌هاي‌ مختلف‌ از قرون‌ 6 و 7 اسلامي‌ است‌ كه‌ از نقاط‌ مختلف‌ ايران‌ مثل‌ كردستان‌، ري‌ و نيشابور و...كشف‌ شده‌اند. در اين‌ بخش‌ علاوه‌ بر سفالينه‌ها، آثار ديگري‌ مانند اشياي‌ مفرغي‌، مس‌ و نقره‌ و همچنين‌ سكه‌ها و مهره‌هاي‌ دوره‌ اسلامي‌ در معرض‌ ديد قرار داردبخش‌ مردم‌شناسي‌اين‌ قسمت‌ از موزه‌ در زيرزمين‌ و حوض‌خانه‌ زيباي‌ بنا داير است‌. اين‌ بخش‌ از نظر معماري‌ بسيار زيباست‌ و داراي‌ سقف‌ گنبدي‌ و گچ‌بري‌ و آيينه‌كاري‌ درخشاني‌ است‌.در بخش‌ مردم‌شناسي‌ كليه‌ اشيا، ابزار و وسايلي‌ كه‌ از ديرباز مورد استفاده‌ مردم‌ منطقه‌ بوده‌، به‌ نمايش‌ درآمده‌ و از اين‌ طريق‌ مي‌توان‌ با بسياري‌ از اشيا و با زندگي‌ فرهنگي‌ مردم‌ مواجه‌ شدموزه تاريخ طبيعياين موزه در خيابان فلسطين سنندج واقع شده و وابسته به سازمان آموزش و پرورش استان كردستان است .موزه در برگيرنده پيكره جانوران گوناگون منطقه كردستان است كه به صورت علمي تاكسيدرمي شده و در ويترين هاي مخصوص به نمايش در آمده اند.   بندها و پلها در شهرستان سنندج پل قشلاق سنندجاين پل در منتهي اليه خاوري شهرستان سنندج و بر روي رودخانه قشلاق ساخته شده و ظاهرا از آثار دوره صفويه يا زنديه است كه در دوره هاي بعد به ويژه در دوره قاجاريه تعمير و بازسازي شده است. براساس روايت هاي غيرمستند، اين پل به سفارش شاه صفي و توسط سليمان خان اردلان، سال 1046 ه. ق در مسير سنندج به همدان ساخته شده است. اين تاريخ با انتخاب محل كنوني سنندج به عنوان مركز ولايت كردستان مقارن است تا قبل از آن قلعه حسن آباد در 5 كيلومتري جنوب سنندج چنين نقشي را داشته است. پل به خط مستقيم ساخته شده و داراي حدود 78 متر درازا، 3 متر پهنا و شش دهانه است. از نظر استحكام و توجه به عناصر مختلف تشكيل دهنده آن پل قشلاق از نمونه هاي خوب پل سازي دوره صفوي است. 6 دهانه پل با طاق هاي جناغي پوشش يافته اند.عرض دهانه ها از خاور به باختر افزايش مي يابد و از 20/2 متر به 20/4 متر مي رسد. ارتفاع پل در بالاترين نقطه آن، از كف رودخانه به حدود 6/4 متر مي رسد. هم چنين ارتفاع تيزه طاق از كف رودخانه از 5/1 متر تا 5/2 متر متغير است. در دو سوي معبر روي پل، دو جان پناه به ارتفاع نيم متر كار شده است. پايه هاي پل از دو جانب به صورت آب بر و مثلثي، شكل داده شده اند و بر روي انها آبگذرهاي كوچك تري به ارتفاع 20/1 و عرض 8/0 متر تعبيه شده است. كف پل سنگ فرش شده است. پايه هاي سنگي پل از كف سنگ فرش 1 متر ارتفاع دارد. ساختمان اصلي پل با آجر اجرا شده است.پل شيخ سنندجپل شيخ از بناهاي منسوب به دوران زنديه است كه توسط خسروخان اول، در حدد 235 سال قبل ساخته شده است. به روايتي ديگر، پل شيخ قبل از اين تاريخ وجود داشته و توسط نامبرده بازسازي شده است. اين پل در حدود 5 كيلومتري شمال سنندج و در مسير ارتباطي سنندج به طرف بيجار و زنجان، بر روي رودخانه قشلاق ساخته شده است. پل شيخ داراي 55 متر طول و 20/5 متر عرض است و بيش ترين ارتفاع آن از كف رودخانه 8 متر است. عرض دهانه هاي اين پل از 40/2 متر تا 50/7 متر متغير است. پل داراي 5 دهانه است كه بر روي 4 پايه چهارمتري قرار دارد. سطح پل داراي شيب ملايمي به طرف شمال است و امروزه با يك جاده خاكي كه از آن مي گذرد، رابطه روستاهاي اطراف را با سنندج برقرار مي سازد.   حمامها و آب انبارها در شهرستان سنندج حمام خان (پير ظهيري) سنندج اين بنا در ضلع شمالي بازار سرپوشيده سنندج واقع شده و براساس كتيبه تاريخي آن در سال 1220 ه.ق به دستور امان الله خان اردلان، حاكم وقت سنندج، ساخته شده و در سال 1296 ه. ق توسط امين التجار مرمت و بازسازي شده است.بناي حمام مشتمل بر سردر ورودي، سربينه، گرم خانه و خزينه با تزيينات آهك بري، كاشي كاري و سنگ فرش مرمرين است. اين بنا به شماره 2603 به ثبت تاريخي رسيده است. حمام حسن آباد در داخل شهر حسن آباد ياسوكند ، حمامي قديمي وجود دارد كه از لحاظ معماري حايز اهميت است . اين حمام داراي ورودي ،‌ هشتي ، حمام گرم و سرد ،‌تون ، خزينه ، اتاق تقسيم آب و ... است . تمام فضاها با روش طاق و تويزه و كاربندي و گنبد با سنگ لاشه اي مسقف شده كه از ويژگي بارز بنا است . در اين بنا ازملات آبي به خوبي استفاده شده است و نشان مي دهد با وجود اين كه معمار حمام محلي بود ،‌از اصول معماري و طرح ها و عناصر مكمل آن آگاهي كامل داشت . اين حمام احتمالا در دوره زنديه ساخته شده است حمام شيشه حمام شيشه در ضلع شمالي بلوار كردستان و مجاور پل و مسجد (ملاويسي ) قرار دارد و از بناهاي عمومي و قديمي شهر سنندج به شمار مي رود . اين حمام داراي فضاهاي ورودي ، هشتي ، سربينه و حمام گرم با ستون هاي سنگي است . سكوها ، آب نماي گرم و سرد ،‌ خزينه و خلوتي بنا داراي خصوصيات ويژه اي است . در حمام زنانه در كوچه مجاور حمام قرار دارد . از در و پنجره ها و شيشه هاي رنگي ، كه وجه تسميه حمام به آن باز مي گردد ، آثار زيادي باقي نمانده است . از ديگر ويژگي هاي اين بنا ، تزيينات آهك بري است كه شامل نقش هاي مختلف گياهي و حيواني است . به احتمال قريب به يقين اين حمام در دوره قاجار بنا شده است . حمام شيشه تا چند سال پيش مورد استفاده بود . حمام صلاحي در ضلع شرقي خيابان فردوسي و مجاور بازار قديمي سنندج ، در زير مغازه هاي پيرامون ، حمامي قرار دارد كه به گرمابه ممتاز (صلاحي ) مشهور است . اين حمام در سطح پايين تري از حمام هاي قديمي شهر سنندج قرار دارد . اين امر احتمالا براي بهره گيري بهتر از قنات هاي قديمي شهر بوده است . حمام داراي بخش هاي مختلف شامل سردر ورودي ،‌هشتي ، حمام سرد خلوتي ،‌گرم خانه ، خزينه و ... است . ويژگي انحصاري بنا ، قرار گيري در سطح پايين و نوع قوس هاي معماري و نيز چهار فضاي گنبد دار است كه هر يك عملكرد خاصي داشته اند . به نظر مي رسد هم زمان با ساخت بازار و قلعه سنندج ،‌اين حمام ايجاد شده باشد . مجاورت حمام با بازار و كار هم زمان با آن مؤيد اين مدعا است . حمام عبدالخالق اين حمام در ضلع شرقي راسته بازار سنندج قرار دارد . تاريخ ساخت آن دقيقا مشخص نيست و احتمالا به دوره قاجاريه تعلق دارد . حمام داراي فضاهاي مختلفي است كه در بيشتر حمام هاي استان نيز ديده مي شود . آب لازم براي اين حمام از آب جاري قنات هاي شهر تامين مي شود . ارتفاع سقف اين حمام نسبتا بلند است و ستون هاي چهارگوش سنگي ، آب نما، حجره ها، رخت كن ،‌ گرم خانه ،‌ خلوتي ها ،‌ سرويس و خزينه آن تابع اسلوب حمام سازي ايراني در دوره صفوي است . تزيينات معماري اين بنا مشخص نيست ، زيرا سطح ديوار آن با سيمان و كاشي جديد اندود شده است ، ولي گفته مي شود اين حمام داراي تزيينات آهك بري كه در شهر سنندج بسيار رواج داشت ، بود . اين بنا با حمام (وكيل الملك )‌ در شهر سنندج قابل مقايسه است و اكنون در تملك ميراث فرهنگي استان كردستان قرار دارد . حمام عمارت آصف در داخل مجموعه عمارت (آصف وزيري ) حمام كوچكي وجود دارد كه يكي از زيبا ترين حمام هاي غرب كشور است . اين بنا به سبك معماري اصفهاني و مانند ساير حمام هاي استان اما در مقياس كوچك تر ساخته شده و داراي ورودي ،‌محل انتظار ، حمام سرد ، رخت كن ، ميان در ،‌ حمام گرم ، خزينه خلوتي ، تون ، سرويس بهداشتي و فضاي اضافي براي منبع آب است . اين بنا داراي شش ستون سنگي با تزيينات طنابي است و از تزيينات آهك بري پركار ،‌كاشي هاي خشتي آبي رنگ ، حجاري روي سرستون ها و ستون هاي سنگي برخوردار است . تزيينات طنابي ستون ها و سرستون هاي اين حمام ، از ويژگي منحصر به فرد آن است . اين حمام فقط مورد استفاده اختصاصي خانواده آصف بود . حمام عمارت ملالطف الله شيخ الاسلام در مجموعه عمارت (ملا لطف الله شيخ الاسلام سنندجي ) كه هم اكنون اداره كل ميراث فرهنگي استان كردستان از آن بهره مي گيرد ، حمامي قديمي وجود دارد كه در بخش اندروني و در ضلع غربي طبقه زيرزمين عمارت قرار گرفته است . اين حمام داراي تزيينات آهك بري و كاشي كاري يك رنگ است و طرح هاي هندسي – اسليمي و حيواني از مهم ترين نقوش آن به شمار مي آيد . اين حمام داراي ورودي ، حمام سرد ،‌ حمام گرم ، تون ، خزينه و خلوتي است و در كف سازي آن از سنگ مرمر استفاده شده است . اين بنا هم زمان با كل مجموعه عمارت در دوره قاجار ساخته شده . حمام عمارت وكيل در مجموعه عمارت «وكيل الملك » و متصل به پارك سپيدار ،‌ حمامي قديمي قرار دارد كه احتمالا فقط مورد استفاده افراد خانواده وكيل بود . اين حمام داراي فضاهايي است كه درتمام حمام هاي منطقه ديده مي شود به نظر مي رسد اين حمام هم زمان با احداث مجموعه عمارت وكيل كه به دوره زنديه باز مي گردد، ساخته شده باشد . استفاده از آهك بري در سطح وسيع بر ديوارها و در فضاهاي گرم و سرد حمام به چشم مي خورد و نقش هاي به كار رفته براي تزيين حمام شامل اشكال هندسي ، گياهي و حيواني است كه از نقش طاووس بيشتر استفاده شده است .   قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان سنندج قلعه حسن آباد سنندجاين قلعه در 5 كيلومتري سنندج واقع شده و يك مقر حكومتي بوده است. قلعه حسن آباد مقر حكومت اردلان، در دوره صفويه توسط «هه لوخان» حاكم مقتدر كرد ساخته شده است. در حال حاضر ويرانه هاي اين قلعه مشهود است. قلعه پلنگان سنندجاين قلعه در دهستان «ژاورود» شهرستان سنندج قرار دارد و در اواخر قرن ششم هجري به وسيله حكام اردلان به منظور مركز حكومت ساخته شده است.آثار يك لنگه دروازه قلعه كه از تخته سنگ بزرگ ساخته شده هنوز هم باقي مانده است.قلعه سنندج (دژ سنه ) يكي از قلعه هاي قديمي كردستان قلعه سنندج بود . هنگمي كه «سليمان خان اردلان » ار طرف «شاه صفي » به عنوان والي كردستان منسوب شد ، مركز ايالت كردستان را از حسن آباد به سنندج انتقال داد و قلعه اي ساخت كه به دژ «سنه » معروف شد . اين قلعه بعدها با گسترش شهر در داخل محله اي قرار گرفت كه به محله «ميان قلعه » معروف بود . «سنه دژ» بالاي تپه اي در كمال استحكام بنا شد و در برخي كتب توصيف جالبي از فضاها و تزيينات معماري آن آمده است . از جمله : برگرد محله ميان قلعه كه دارالحكومه و سراي خسرو خان و امان اله خان بود ،‌ ديواري كشيده اند مشتمل بر چهار دروازه ... اول دروازه «قلعه چوالان » كه رو به مغرب دارد . دوم دروازه «تپوله » ،‌ سوم دروازه «عبدالعظيم » كه روي آن به سمت قبله است . چهارم ، دروازه «بازار» كه رو به مشرق است . به اين ترتيب ، مشخص مي شود كه قلعه سنندج هسته مركزي يا ارك حكومتي (كهنه دژ ) بود اين قلعه تا سال 1851 ميلادي كه روس ها براي اولين بار از شهر سنندج نقشه برداري كردند ،‌نيز به حيات خود ادامه مي داد . امروزه اما جز نام قلعه اثري از آن باقي نمانده است .   کاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان سنندج بازار سنندج و آصفدر شهرستان سنندج دو بازار معروف به بازار سنندج و آصف وجود دارد كه به سبك معماري دوره صفويه ساخته شده است و از بناهاي باارزش و ديدني اين شهرستان محسوب مي شوند. بازار سنندج در ضلع شمالي خيابان انقلاب شهر سنندج، واقع شده و بناي اوليه آن از ساخته هاي دوره صفويه است كه در دوره هاي بعد تغييرات و تعميراتي در ان صورت گرفته است. بازار سنندج به شماره 1775 به ثبت تاريخي رسيده است. بازار سرتپوله سنندج يكي از بازارهاي شهر سنندج به نام بازار (سرتپوله ) در محله اي به همين نام واقع است . اين بازار از خيابان شهدا آغاز و به ابتداي بازار مستطيل شكل قديمي متصل مي شود . بازار سرتپوله در مسير راه قديمي مريوان و سقز به كردستان عراق كه هنوز بقاياي آن موجود است ،‌ شكل گرفته و در گذشته در مسير راه كاروان رو براي رسيدن به بازار اصلي سنندج قرار داشت . گذر اصلي بازار فاقد سقف و داراي حجره ها و مغازه هايي از حرفه هاي مختلف است . اگر چه امروزه اين بازار از رونق گذشته برخوردار نيست ،‌ ولي همچنان به حيات خود ادامه مي دهد .  
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:15 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

سمنان


  منطقه سمنان در تمام دوره حكومت مادها و هخامنشيان، كوميسنه يا كوميشان ( قومس بعد از اسلام ) جزو ايالت بزرگ پارت يا پرتو به شمار مي رفت. سمنان شهر سرحدي ايالات پارت هاي پارت و ماد بوده و به همين علت برخي از مورخان، زماني اين شهر را جزو مادها و گاهي جزو پارت ها به حساب مي آورند. شهرستان سمنان مهم ترين منطقه استان سمنان است كه در درازاي جغرافيايي 53 درجه و 23 دقيقه و پهناي جغرافيايي 35 درجه و 34 دقيقه واقع شده است. باغ هاي گل نرگس سمنان كه نوع مرغوبي از گل نرگس را در سراسر ايران توليد مي كنند, از زيبايي هاي اين منطقه به شمار مي آيند. صنايع استان سمنان؛ شامل صنايع دستي و ماشيني مي شود. سمنان يكي از مهم ترين قطب هاي صنعتي استان است كه به تنهايي حدود 56 % از واحد هاي صنعتي استان را به خود اختصاص داده است. معادن زيادي نيز در اين شهرستان وجود دارند. مكان هاي طبيعي و تاريخي متعدد به همراه اقتصاد مناسب, منطقه ياد شده را به يكي از ديدني ترين مناطق استان سمنان تبديل كرده است
مکان هاي ديدني و تاريخيشهرستان سمنان به سبب پيشينه تاريخي غني و دارا بودن معماران هنرمند, از بناهاي تاريخي و معماري قابل توجهي برخوردار است. كوه ها و غارهاي منطقه نيز در كنار دشت با اهميت كوير, رودخانه ها و چشمه هاي متعدد, به همراه پوشش گياهي خاص كويري از جمله جاذبه هاي طبيعي مهم شهرستان سمنان هستند. نيمه جنوبي شهرستان سمنان را بخشي از بزرگ ترين منطقه بياباني ايران فرا گرفته كه همواره مورد بازديد دانش پژوهان و دوست دارن طبيعت كويري قرار مي گيرد. كوهستان و كوير در شهرستان سمنان تضادي ديدني به وجود آورده كه به راستي ديدني است. دراين شهرستان مي توان از قلعه هاي قديمي تاريخي چون قلعه‌هاي سارو كه در دو طرف كلاته؛ كنار چشمه ساري زيبا واقع شده و قلعه كوشمغان كه در كهن ترين محله هاي سمنان بنا شده؛ بازديد كرد و لذت برد. وجه تسميه و پيشينه تاريخيدرباره وجه تسميه نام سمنان كه به اين منطقه اطلاق مي شود, عقايد و نظرات متفاوتي رايج ومعمول است که مهم ترين آن ها آورده مي شود. - در گذشته هاي دور در محل آتشكده بزرگ هريس در كومش (سمنان) شهري عظيم با بت خانه اي بزرگ با ساختماني رفيع و با شكوه وجود داشته است. به همين علت احتمال مي رود كه مردم اين سرزمين قبل از ظهور زرتشت، داراي مذهب «سمتي» يا «سمينه» بوده اند و بت خانه بزرگ آنان در محل سمنان فعلي واقع بوده است. - برخي ديگر بر اين باورند كه سمنان در اصل «سكنان» منسوب به طوايف سكه ها مي باشد و الف و نون آن نشانه نسبت و مكان است كه در واژه هاي گيلان و غيره مشاهده مي شود. - عده اي ديگر از اهالي سمنان عقيده دارند كه نام قديم سمنان (سيم لام) بوده كه بناي آن به دست دو نفر از فرزندان نوح پيغمبر به نام هاي (سيم النبي) و (لام النبي) انجام گرفته كه مقبره آنان در كوه هاي شمال خاوري سمنان در محلي موسوم به پيغمبران واقع است. بر اين اساس كلمه (سيم لام) در اثر كثرت استعمال به مرور زمان به سمنان تبديل شده است. - برخي نيز افسانه بناي اوليه را به دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح به دستور تهمورث ديوبند نسبت داده اند. در آن زمان شهر را به سمينا نام گذاري نموده اند كه به مررو زمان به سمنان تغيير يافته است. - روايت ديگر حاكي از اين است كه نام قديم سمنان در زبان محلي «سه مه نان» بوده و منظور ساكنان آن اين بوده است كه محصولات كشاورزي اين منطقه نان و آذوقه اهالي را بيش از سه ماه تأمين نمي كند. بعدها به مرور زمان «سه مه نان» به سمنان تغيير يافته است. به هر حال آن چنان که از منابع و كتب تاريخي استنباط مي شود سمنان يكي از مناطق كهن و قديمي ايران است كه در درازاي تاريخ فراز و نشيب هاي زيادي را پشت سر گذاشته است.منطقه سمنان در تمام دوره حكومت مادها و هخامنشيان، كوميسنه يا كوميشان ( قومس بعد از اسلام ) جزو ايالت بزرگ پارت يا پرتو به شمار مي رفت. در اين دوره سمنان, شهر سرحدي ايالات پارت هاي پارت و ماد به شمار مي رفت. به همين علت برخي از مورخان، زماني اين شهر را جزو مادها و گاهي جزو پارت ها به حساب مي آورند. سلوكيان بزرگ ترين عامل يوناني كردن مشرق بودند و به همين جهت، براي ادامه فرمان روايي خود نظر مساعد مردم را لازم داشتند و براي اين كار تقريبا شصت شهر در مشرق و ايالت پارت بنا كردند. يكي از اين شهرها آپاما يا لاسگرد فعلي است كه در 34 كيلومتري سمنان واقع شده و ديگري شهر هكتا پليس ( صد دورازه ) است كه عده اي آن را دامغان مي دانند. اشكانيان ايالات ايران را به هيجده بخش وسيع تقسيم كردند كه يكي از ايالت هاي مهم آن كميسن قوميس يا قومس در نواحي سمنان و دامغان كنوني بود.در آغاز قرن هفتم ميلادي تضادهاي داخلي در زندگي سياسي – اجتماعي ايران بيش تر شد و مبارزه اي كه به خاطر قدرت و حكومت ميان گروه هاي گوناگون درگرفت، به تضعيف ايران انجاميد. درهمين زمان يزدگرد سوم، آخرين پادشاه سلسله ساساني، سرگرم مبارزه با مهاجمان عرب بود كه به تازه گي به ايران تاخته بودند. اين مبارزه كه تا سال 651 ميلادي ادامه داشت، با فتح كامل ايران به دست اعراب خاتمه پذيرفت. اعراب نخست شهر بزرگ و آباد ري را تسخير كردند، سپس به شمال شرقي رفته و به سرزمين كومش ( شهرهاي سمنان، دامغان، بسطام ) رسيدند و آن ر ا تسخير كردند.سمنان در دوره هاي بعد از اسلام جزو سرزمين تاريخي قومس ( كومش ) به شمار مي آمد. سمنان طي تاريخ دو هزار ساله خود شاهد فراز و نشيب ها، جنگ ها، شكست ها و پيروزي هاي بي شمار بوده است. در دوره هاي بعدي نيز منطقه سمنان مورد توجه خاص حكومت هاي مركزي قرار گرفت و منازعه ها ومناقشه هاي متعدد بر سر اين منطقه بين قدرت مندان درگرفت. دردوران حكومت امويان و عباسيان به ويژه پس از قتل ابومسلم خراساني به دست منصور دوانيقي، شورش و بلوا سراسر ايران را در برگرفت و نهضت هاي بي شماري به وقوع پيوست كه از مهم ترين آن ها قيام سنباد زردتشتي بود. در اندك زمان، زرتشتيان طبرستان و نواحي شمال قومس يعني سنگسر (مهدي شهر)، شهميرزاد و فولاد محله، به دور رهبر اين نهضت جمع شدند و قومس و ري را به تصرف در آوردند، ولي در ساوه شكست خوردند و سنباد به قومس گريخت و پس از ضبط خزاين ابومسلم رو به طبرستان نهاد. وي پس از مدتي در دره هاي سنگسر و شهميرزاد به قتل رسيد.ايالت كومش (قومس) از كانون هاي مهم اسماعيليان در قرن هاي ششم و هفتم هجري بود. به طوري كه در اين ايالت 150 قلعه در اختيار اين فرقه بود كه هر مجموعه از آن ها را يك كدخدا و هر قلعه مجزاي آن را يك محتشم كه به منزله فرماندار كل يا حاكم بزرگ بود، زير نظر داشت. سمنان در دوران مغول، هم چون ساير نقاط ايران از حمله و كشت و كشتار اين قوم در امان نماند و متحمل خسارات جاني و مالي بسيار شد. اين كشت و كشتار، در زمان تيمور لنگ نيز كه از سال 783 هجري حمله به ايران را شروع كرد، ادامه يافت. پس ازظهورواستقرارحكومت صفويان، شاه اسماعيل صفوي به سركوب گردن كشان ولايت ها پرداخت. از جمله، حاكم قلعه فيروزكوه را دستگير كرد و به اين ترتيب، ولايت فيروزكوه و خوار، سمنان و سنگسر به تصرف صفويان درآمد. كريم خان زند با عنوان وكيل الرعايا مدت 29 سال در ايران سلطنت كرد، ولي در اين مدت شهرهاي سمنان، دامغان، شاهرود، بسطام، را در اختيار بزرگان خانواده قاجار قرار داد. بعد از مرگ خان زند، آغا محمد خان شيراز را ترك كرد و به طرف كومش و دامغان رفت و با گرد‌ آوردن عده اي از افراد قبيله خود، سرانجام توانست به ولايت كومش ( سمنان، دامغان و بسطام ) و ولايت جنوبي درياي خزر دست يابد. پس از آغا محمد خان، برادر زاده وي به نام فتحعلي شاه قاجار بر اريكه سلطنت تكيه زد و از همان ابتداي سلطنت، خطه قومس را كه زادگاهش بود مورد توجه قرار دارد و ذوالفقار را به عنوان حاكم سمنان برگزيد. نام جغرافيايي قومس تا اواخر دوران قاجاريه بر سر زبان ها بود، ليكن در دوران حكومت پهلوي اول، سمنان در شمار شهرهاي استان دوم، يعني مازندران در آمد. مشخصات جغرافياييهرستان سمنان مهم ترين منطقه استان سمنان است كه در درازاي جغرافيايي 53 درجه و 23 دقيقه و پهناي جغرافيايي 35 درجه و 34 دقيقه واقع شده است. اين منطقه از خاور و شمال خاوري به شهرستان دامغان، از شمال به شهرستان ساري و قسمتي از شهرستان سواد كوه، ازباختر به شهرستان هاي گرمسار و دماوند و از جنوب به شهرستان هاي نايين و اردستان محدود مي شود.شهرستان سمنان در دامنه‌هاي جنوبي سلسله جبال البرز قرار گرفته و به تدريج از شمال به جنوب از ارتفاع آن كاسته مي شود و به كوير نمك منتهي مي شود. رشته كوه البرز هم چون ديواره‌اي شهرستان سمنان را از مازندران جدا مي ‌سازد. ارتفاع متوسط شهرستان سمنان از سطح دريا 1132 متر است و در فاصله 234 كيلومتري خاور تهران و در مسير جاده اصلي (آسفالته) تهران – مشهد واقع شده است.بر اساس آخرين آمار جمعيتي در سال 1375 جمعيت اين شهرستان 142330 نفر بوده كه از اين رقم 91045 نفر جمعيت مركز شهرستان بوده است. مردم شهرستان سمنان آريايي نژادند و به زبان فارسي با گويش سمناني سخن مي گويند. شهر سمنان مركز شهرستان سمنان وهم چنين مركز استان سمنان است. شهر سمنان درغرب گذر آهوان قرار گرفته و به گفته سياحان اين جاده محبوب ترين راه جهت رسيدن به ري در تابستان با گذشتن از ده كوهستان و دارا بودن مناظر خرم و زيباي طبيعي بوده است. شهرستان سمنان از راه هاي ارتباطي جاده اي, راه آهن و هوايي برخوردار است. مهم ترين مسيرهاي دسترسي از شهرهاي بزرگ به اين منطقه راه اصلي تهران – مشهد است كه از ميان شهر سمنان مي گذرد. دراين مسير فاصله سمنان با گرمسار 118، با تهران 234، با دامغان 110، با شاهرود 176 و با مشهد 658 كيلومتر است. مسيرفرعي سمنان – مهدي شهر به درازاي 18 كيلومتر که پس از طي 26 کيلومتر با گذشتن از مهدي شهر به شهميرزاد مي رسد و مسير فرعي سمنان– فيروزكوه به درازاي70 كيلومتر از جمله ديگر راه هاي مناسب اين منطقه هستند. سمنان هم چنين در مسير راه آهن سراسري تهران – مشهد قرار دارد.   عمارات و محوطه هاي باستاني عمارت شكارگاه ملادهدر روستاي سرسبز و خوش آب و هواي ملاده (در حدود 70 كيلومتري شمال سمنان) دو عمارت بزرگ و باستاني و زيبا وجود دارد كه در دو سمت شرق و غرب به فاصله حدوداً 50 متر به موازات يك ديگر قرار گرفته‌اند. معماري ساختمان‌هاي مذكور بسيار زيباست. معماري، نوع گچ‌بري روي ديوارهاي اتاق‌ها و ايوان‌ها، ساخت تاق‌نماها روي ديوار و در برخي جاها نقاشي‌هاي زيباي ديواري و نيز ايجاد شومينه‌هاي كوچك، به آن جلوه‌اي خاص داده است.مصالح اصلي بنا، خشت و آجر و نماي آن آجر و گچ است. هر يك از اين دو نوع ساختمان دو طبقه و داراي تعداد زيادي اتاق و راهروي مربوط به اتاق‌ها و طبقه بالايي است.اين ساختمان كه به خانه ابراهيم خان نيز معروف است, داراي يك حياط بزرگ با درختان فراوان و متنوع است و سر در اصلي اين ساختمان‌ها از جنس چوب است. درهاي اين دو ساختمان به فاصله چند متر مقابل هم قرار دارند.اين بناها در سال 1287 قمري به همت ابراهيم خان حاكم دودانگه و چهاردانگه براي سكونت شخصي احداث شد. پس از ابراهيم خان، پسرش اسماعيل‌خان در آن زندگي مي‌كرد و به علت كشته شدن او، بازماندگان از آن محل كوچ كردند و خانه را غيرمسكوني باقي گذاشتند. در حال حاضر سرپرستي اين ساختمان‌ها به عنوان آثار باستاني به عهده سازمان ميراث فرهنگي استان بوده و محل بازديد گردشگران است. ساختمان دارالحكومه ساختمان دارالحكومه سمنان يكي از آثاردوران قاجاريه است كه در جنوب شهر و در ميدان ابوذر غفاري (پاچنار) واقع شده است. بناي دارالحكومه را به دوره فتح علي شاه قاجار و پيش از زمان حكومت حاجي بهمن ميرزا بهاءالدوله پسر فتح علي شاه در سمنان نسبت مي‌دهند. قبل از اين كه ساختمان ارگ دولتي سمنان در شمال شهرساخته شود، دارالحكومه سمنان در جنوب شهر و در همين بنا كه امروز به خانه كلانتر معروف است، واقع شده بود.تپه تاريخي ناسار (نو حصار)تپه ناسار در سه كيلومتري شرق شهر سمنان و در پنج كيلومتري جنوب راه شوسه آن واقع شده است. در مورد وجه تسميه آن عقيده بر اين است كه نام ناسار در اصل نوحصار بوده و در اثر مرور زمان به ناسار تبديل شده است، آثار باقي مانده اين شهر به صورت تل بزرگي در شمال شرقي ناسار فعلي مشاهده مي‌شود. در حفاري‌هايي كه سال هاي قبل در اين تپه به عمل آمده اشياء فراواني كشف شد. از شواهد چنين برمي‌آيد كه بناي اين شهر در حمله‌هاي اقوام مهاجم نابود شده و روستاي ناسار كنوني در كنار خرابه‌هاي آن بنا شده و لذا به نوحصار يا حصارنو معروف شده است. اكنون در اطراف اين تپه‌ تاريخي زراعت مي‌شود. بلندي تپه مذكور به حدي است كه بر مناطق اطراف و تا قسمتي از شهر گرمسار اشراف دارد. ساير تپه‌هاي تاريخي تپه خرابه محمدآباد در 8 كيلومتري جنوب سمنانتپه عيد علاء در 11 كيلومتري جنوب خاوري سمنانتپه خرابه ركن‌آباد در پنج كيلومتري جنوب سمنان ميدان باستاني و تپه هاي دلازياناين ميدان در هشت كيلومتري جنوب خاوري شهر سمنان و در پانصد متري خم رودخانه گيناب واقع شده است. در انتهاي زمين هاي كشاورزي نماي هشت تپه نزديك به هم ديده مي‌شود. هر چند جاگيري تپه‌ها در كنار هم شكل هندسي ويژه‌اي ندارد، اما از هر سو كه بدان‌ها بنگريم همواره هشت برجستگي از دور پيداست. بلندي اين تپه‌ها يكسان نيست ولي تفاوت زيادي هم ندارند. فاصله بين دامنه‌هاي پشت تپه جنوبي تا دامنه‌هاي پايين تپه شمالي بالغ بر 230 متر و فاصله مشابه تپه خاوري تا تپه باختري معادل 300 متر است. وسعت دامنه‌هاي هر يك از تپه‌ها متفاوت است و تپه‌هاي كوچك‌تر نيز بر دامنه و كنار تپه‌هاي بلند جاي دارند. با توجه به نوع معماري و ابعاد خشت‌ها، قدمت اين تپه‌ها به اوايل هزاره اول مي‌رسد. اين تپه‌ها توسط افراد سودجو مورد كند و كاو قرار گرفته و به وسيله ماشين‌هاي سنگين تخريب شده است.   حمام ها و آب انبارها در شهرستان سمنان  حمام پهنه ( گرمابه حضرت)حمام پهنه كه پيشينه ساخت آن به قرن نهم هجري قمري مي رسد, يكي از آثار قديمي و ارزشمند سمنان است كه در گوشه شمال باختري تكيه ‌پهنه سمنان، بين مسجد جامع, مسجد امام خميني(ره) و امام‌زاده يحيي قرار گرفته است. اين حمام قديمي در سال 856 هجري قمري در زمان سلطنت ابوالقاسم بابرخان پادشاه تيموري و به دستور وزير وي خواجه غياث‌الدين بهرام سمناني ساخته شده و به علت كم توجهي در زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار، كتيبه آن ربوده شد. در سال 1312 هجري قمري در زمان سلطنت مظفرالدين شاه؛ نسبت به تعمير و تجديد بناي آن اقدام شد.ساختمان حمام از سه قسمت تشكيل يافته است: قسمت اول رخت كن يا سربينه است كه به وسيله يك هشتي كوچك به قسمت دوم و سوم يعني گرم خانه و خزانه متصل مي‌شود. يكي از قسمت‌هاي جالب توجه اين حمام سر در زيبا و كاشي كاري شده آن است. با اين كه در انجام كاشي كاري به اندازه كافي دقت نشده باز هم از جذابيت قابل توجهي برخوردار است. در طرفين درب ورودي كه از چوب با گل ميخ‌هاي آهني ساخته شده، دو نقش از يك افسر و فرمانده قاجار با شمشير وجود دارد. حمام پهنه از موقوفات مسجد جامع است كه در حال حاضر پس از باز پيرايي به عنوان موزه مردم‌شناسي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين حمام پهنه به جهت نزديكي به بقعه حضرت يحيي بن موسي به گرمابه حضرت نيز شهرت دارد. اين بنا با شماره 1022 به ثبت تاريخي رسيده است. آب انبار ناساريكي از مهم ترين و عميق‌ترين آب انبارهاي سمنان، آب انبار ناسار است كه در دوران قاجاريه ساخته شده است. اين آب انبار داراي سر درب بزرگي است كه روي دو جرز مشتمل بر دو سپر آجري استوار شده است. بر بالاي مدخل ورودي آب انبار نيز لوحه‌اي سنگي نصب شده كه اشعاري بر آن حجاري شده است. آب انبار ناسار، داراي پله‌هاي سنگي پهن و بلند است. سقف پايين آب انبار مشتمل بر ايواني به صورت دايره است و به وسيله راهرويي كه در سمت راست آب انبار قرار دارد به قسمت اصلي راه مي‌يابد. سقف بلند آن، گنبدي و داراي سوراخي بزرگ است كه نور داخل آب انبار را تأمين مي‌كند. حمام ناسارحمام ناسار دربازار عمومي شهر سمنان و جنوب خاوري تكيه ناسار واقع شده است و نزديك سه قرن قدمت دارد و يكي از بناهاي دوره صفويه به شمار مي‌آيد.اين حمام از معماري قديمي و قابل توجهي برخوردار استآب انبار قلي بناي آب انبار قلي در خيابان امام خميني پشت هتل كومش كوچه ملاقزويني و در 50 قدمي حمام تاريخي قلي واقع شده و براساس كتيبه ‌ تاريخي آن در سال 912 هجري شمسي ساخته شده است. سردرب آب انبار هيچ گونه تزييني ندارد. حمام قليحمام قلي در خيابان امام خميني سمنان، پشت هتل كومش در كوچه معروف به ملا قزويني واقع شده است. در اين حمام كتيبه‌اي كه حاكي از تاريخ بناي اوليه آن باشد, وجود ندارد ولي عده‌اي تاريخ بناي آن را با آب انبار مقابل بنا هم زمان مي‌دانند و اگر چنين باشد مي‌توان حمام قلي را در زمره يكي از آثار قرن دهم به شمار آورد. حمام قلي شامل سه قسمت سربينه، رخت كن، گرم خانه و خزانه است. بخش اول يا سربينه به شكل مربعي است كه چهار غرفه با تاق‌هاي قوسي شكل در اطراف آن ساخته شده است. نور داخل سربينه از طريق روزنه‌هايي كه در وسط سقف و در اطراف آن ساخته شده است تأمين مي‌شود. قسمت دوم حمام گرم خانه است كه براي ورود به آن بايد از هشتي گذشت. قسمت اصلي آن داراي طرح مستطيل شكل و سقف ضربي با نورگير است.در قسمت شمالي گرم خانه طرح هخامنشي ساخته شده كه به اندازه 20 سانتي‌متر از كف حمام بلندتر و در وسط آن حوضي قرار دارد. در قسمت باختر, گرم خانه خزانه و در بخش جنوب كه به اندازه يك متر از سطح گرم خانه پايين‌تر است، دوش‌هاي آب گرم و سرد ايجاد شده است. اين حمام، بدون در نظر گرفتن سقف گنبدي آن، به صورت بنايي جديد درآمده و تا حدودي از اصالت تاريخي خود خارج شده است. حمام نخست حمام نخست، در ابتداي بازار عمومي سمنان و در كنار خيابان شهدا قرار دارد كه نسبت به حمام‌هاي ديگر سمنان جديد است. اين حمام داراي سه بخش سربينه، گرم خانه و خزانه و بيش از سه متر از كف خيابان مجاور پايين‌تر است. سر در اوليه حمام، داراي كاشي‌كاري و كتيبه‌اي از كاشي قرمز است تاريخ ساخت آن را 1349 هجري قمري ذكر كرده است.آب انبار سرخهآب انبار باستاني سرخه كه در خيابان عاشورا در شهر سرخه قرار دارد. بزرگ‌ترين، زيباترين و مهم ترين آب انبار اين شهر است كه براساس معماري سنتي خاص ناحيه كويري با گنبد عظيم مخروطي بر بالاي منبع آن به صورت پله‌هاي مدوري ساخته شده است. بر بالاي گنبد آن بادگير كوچكي براي عبور جريان هوا به چشم مي‌خورد. از مدخل ورودي آب انبار كه اكنون بسته است، تا شيرهاي آب بيش از چهل پله وجود دارد. قدمت اين آب انبار را بيش از چهار قرن تخمين زده‌اند.آب انبار كارخانهيكي از زيباترين و جالب ترين آب انبارهاي حاشيه شمالي كوير را مي‌توان آب انبار كارخانه به حساب آورد. اين آب انبار كه به علت مجاورت با كارخانه ريسنده گي و بافنده گي به اين نام خوانده مي‌شود. اين آب انبار در سال 1310 هجري شمسي ساخته شده و داراي سر درب زيبا مزين به تزيينات آجري عالي است. درِب دو طرف آب انبار، اندكي به جلو متمايل شده و به اين ترتيب، طرح ذوزنقه‌اي پيش فضاي آن را به وجود آورده است. بالاي مدخل ورودي مجلسي، نيم دايره‌اي از آجر وجود دارد كه در آن نقش دو شير به چشم مي‌خورد. در اين آب انبار، كتيبه‌اي وجود ندارد. سقف آن گهواره‌اي كوتاه با تزيينات آجري ساده است. در طرفين آب انبار، دو مغازه كوچك وجود دارد. آب انبار كهنه دژآب انبار كهنه دژ در محله ناسار بالا و در كوچه كهنه دژ سمنان قرار دارد و داراي سر درب و پشت بغل‌هاي آجري با تزيينات زيگزاگ شكل است كه در سال 1325 هجري قمري ساخته شد. بر بالاي مدخل ورودي اين آب انبار، لوحه‌اي به درازاي نيم متر و پهناي 30 سانتي‌متر وجود دارد و اشعاري نيز بر آن منقوش است آب انبار توكلي آب انبار توكلي در خيابان شهيد باهنر سمنان و روبه روي مدرسه قرار گرفته و سر درب آن آجري است. قسمت بالاي اين آب انبار و سرتاسر آن با قطاربندي ساده‌اي كه به كمك دو رج آجر به طور سه گوش قرار دارند, زينت داده شده است.ديوارهاي طرفين آب انبار اندكي به جلو متمايل است و در گوشه آن، دو ستون مدور زيبا ساخته شده است. آب انبار داراي 32 پله سنگي به ارتفاع 27 سانتي‌متر است كه سقف آن را اتاق گهواره‌اي كوتاه با تزيينات آجري زيگزاگ تشكيل مي‌دهند. آب انبار بيابانكبناي آب انبار بيابانك در روستايي به همين نام واقع شده و مشتمل بر سردرب، راه پله، مخزن اصلي و مخزن فرعي است. سردرب بنا ساده و آجري است. مخزن اصلي بنا با گنبد مخروطي شكلي كه سطح خارجي آن به صورت پله‌اي است و در بالاي آن هواكش مكعب شكلي وجود دارد, مسقف شده و مخزن ديگر آن نيز با گنبد مدور و كوتاهي پوشيده شده است. اين بنا تا چند سال پيش مورد استفاده بوده است. ساير آب انبارهاي تاريخي سمنانآب انبار امام‌زاده علوي كه روبه روي درب ورودي سابق بارگاه سمنان قرار گرفته است. آب انبار پاچنار كه در كنار دبيرستان دخترانه هاجر سمنان واقع شده است. آب انبار صادقيه در جنوب مسجد امام خميني سمنان واقع شده است. آب انبار كاشفي در خيابان سعدي و جنوب غربي ساختمان استان داري سمنان قرار گرفته است. آب انبار چوب مسجد در خيابان آيت‌الله طالقاني نزديك ميدان ابوذر سمنان واقع شده است. آب انبار شرق سمنان در شرق سمنان در مسير اصلي تهران – مشهد واقع شده است.آب انبار امام‌زاده زين‌العابدين در خيابان امام حسن؛ مقابل امام‌زاده زين‌العابدين سمنان قرار گرفته است. آب انبار سنادره در قبرستان سابق سنادره سمنان واقع شده است.آب انبار بيابانك در روستاي بيابانك سمنان واقع شده است.آب انبار جهاديه در انتهاي خيابان دكتر شريعتي سمنان واقع شده است. آب انبار مهدي‌شهر در بخش مهدي‌شهر – حوالي حسينيه اعظم سمنان قرار گرفته است. آب انبار علي‌بن جعفر در خيابان شهيدرجايي سمنان واقع شده است. آب انبار حاجي شيخ در خيابان ابوذر (نيم فلكه ) سمنان واقع شده است. آب انبار امام‌زاده علوي سمنان روبه روي درب بارگاه علويان واقع شده و در زمان فتح علي‌شاه قاجار ساخته شده است.يخ دان‌هاي تاريخي سمنانبه طور كلي يخ دان ها ابتكارخاص كويرنشينان ايراني در گذشته بوده اند. اين بناها نوع خاصي از معماري است كه به منظور انبار آب خنك و گوارا براي مصرف اهالي به صورت خشتي – گلي و مدور به صورت استوانه‌اي, مخروطي و يا گنبدي ساخته مي شد. مهم ترين يخ دان هاي سمنان كه در حال حاضر اثري از آن ها باقي مانده عبارتند از: - يخ دان آتشگاه در محله سابق آتشگاه سمنان. - يخ دان بيابانك در روستاي بيابانك سمنان. - يخ دان خزانه در روستاي گرمه مربوط به دوره قاجاريه  
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

ساری

 

ساري، مركز استان مازندران است كه مهم ترين منطقه‌ي استان به شمار آمده و يكي از جذاب‌ترين و زيباترين مناطق شمالي كشور ايران محسوب مي‌شود. بناي اوليه اين منطقه را به طوس نوذر نسبت مي‌دهند كه در قرن اول هجري به دست فرخان بن دابويه از ملوك گاوباره تجديد بنا شده است. شهرستان ساري از طبيعتي گيرا، جذاب و بسيار ارزشمند برخوردار بوده و همواره مورد نظر حكام محلي قرار داشته است. به همين لحاظ عمارت‌ها و كاخ‌هاي قديمي در كنارطبيعت جذاب اين منطقه مهم ترين بناهاي ديدني اين منطقه را تشكيل مي‌دهند. اساس اقتصاد اين منطقه را كشاورزي، دام‌داري و صنايع دستي تشكيل مي‌دهند. ازمهم ترين صنايع دستي ساري مي توان حصيربافي، قالي‌بافي، گليم‌بافي، ابريشم‌بافي، پارچه بافي، ظروف سفالي، ظروف چوبي، مجسمه‌هاي‌چوبي، زيلو و جاجيم بافي رانام برد. سواحل زيباي درياي مازندران، آبشارداراب كلا، پارك جنگلي ميرزا كوچك خان، پارك‌جنگلي شهيدزارع، پناه‌گاه حيات وحش دست تاز،رودخانه‌هاي متعدد،غارهيلدو ومجموعه تالابي سراندون و بالندون مهم ترين مناطق طبيعي و ديدني اين منطقه راتشكيل مي‌دهند. آب انبار ميرزا مهدي، آب انبار نو، امام زاده عباس، امام زاده يحيي، امام زاده هاي قاسم، ‌گنبد سرت، فخرالدين،امام زاده عيسي بن كاظم و بقعه شاطرگنبد ، برج رسكت، برج سلطان زين العابدين و مجموعه كاخ هاي فرح آباد نيز از جمله مهم‌ترين مكان‌هاي تاريخي و ديدني اين منطقه به شمار مي‌آيند.
مکان هاي ديدني و تاريخي
آبشار داراب كلا : روستاي آبكا ساري
پارك جنگلي ميرزا كوچك خان : ساري
پارك جنگلي شهيد زارع : مجاور پناه گاه حيات وحش
پناه گاه حيات وحش دست تاز : ساري
غارهيلدو: روستاي شوراب ساري
مجموعه تالابي سراندون و بالندون : 25 كيلومتري ساري به طرف بابلسر
آب انبار ميرزا مهدي : ساري
آب انبار نو : محله نوانبار ساري
امام زاده عباس : ساري
امام زاده يحيي : ساري
امام زاده هاي قاسم، ‌گنبد سرت، فخرالدين : ساري
امام زاده عيسي بن كاظم و بقعه شاطرگنبد : ساري
برج رسكت : بخش دو دانگه ساري
برج سلطان زين العابدين : ساري
مجموعه صفوي فرح آباد : 28 كيلومتري شمال ساري
صنايع و معادن
در شهرستان ساري صنايع رونق زيادي دارند. ازعمده ترين صنايع شهرستان ساري مي توان: صنايع غذايي، صنايع چاپ و انتشار، صنايع اشياء كائوچويي، صنايع تهيه اشياء‌ فلزي، صنايع نساجي، صنايع چوب، صنايع چرم سازي، صنايع شيميايي، صنايع غير فلزي معدني، پنبه، روغن‌نباتي، آرد، شير پاستوريزه و مشتقات آن را نام برد.از معادن اين منطقه اطلاعات مستندي در دست ما نيست.
کشاورزي و دام داري
كشاورزي و دام‌داري اساس اقتصاد مردمان منطقه ساري را تشكيل مي‌دهند. ساري به علت خاك حاصل خيز و آب كافي از كشاورزي خوبي برخوردار است. آب كشاورزي از رودخانه ها، چشمه ها دره ها و چاه‌هاي ژرف تأمين مي‌شوند. محصولات عمده كشاورزي اين شهرستان گندم، جو، ‌برنج، پنبه، توتون، ذرت، تره بار، مركبات و دانه هاي روغني است. به علت مجاورت با دريا محصولات دريايي اين شهرستان نيز قابل توجه بوده و ماهي‌گيري در اين شهرستان نيز از‌رونق‌بالايي برخوردار است. برنج، ‌پنبه، ‌گندم، روغن نباتي، توتون، مركبات، ‌تره بار، توليدات پلاستيكي، مصنوعات چوبي و ماهي صادرات شهرستان ساري را تشکيل مي دهند.
مشخصات جغرافيايي
ساري درجلگه پهناوري قرار دارد كه از سوي شمال در 38 كيلومتري درياي مازندران و از سوي جنوب در 25 كيلومتري كوه هاي البرز واقع است. مركز شهرستان ساري، در270 كيلومتري شمال خاوري تهران و در مسير راه اصلي تهران – گرگان واقع شده است. ساري از نظر جغرافيايي در 53 درجه و 5 دقيقه ي درازاي خاوري و 36 درجه و 34 دقيقه‌ي پهناي شمالي و 40 متري از سطح دريا قرار دارد و از شمال به درياي مازندران، از جنوب به كوه هاي البرز، از خاور به شهرستان نكا و بهشهر و از باختر به شهرستان هاي جويبار و قائم شهر و سوادكوه محدود مي‌شود. رود تجن از خاورساري گذشته و با ادامه جهت به سوي شمال در نزديكي فرح آباد به درياي مازندران مي پيوندد. از آن جا که ساري مركز استان بوده و راه آهن سراسري تهران – بندرتركمن از جنوب آن مي گذرد، گسترش فراواني يافته است.ساري از شمال خاوري به استان خراسان، از باختر به سوادكوه، جويبار و قائم‌شهر ‌و از جنوب به سمنان محدود مي‌شود. بر اساس سرشماري سال 1375جمعيت ساري بيش از 806و423 نفر بوده كه از اين رقم بيش از 882و 195 نفر جمعيت مركز شهرستان هستند.
مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارتند از:
-
ساري – گرگان به درازاي 132 كيلومتر
-
آزادراه ساري – قائم شهر به درازاي 16 كيلومتر به سوي باختر و از قائم شهر دو راه اصلي، يكي به سوي جنوب جاده فيروزكوه و ديگري به باختر و جنوب باختري ساري – آمل و از آن جا جاده هراز تا تهران
-
آزاد راه ساري – درياي مازندران به درازاي 28 كيلومتر
-
مسير ساري – چهاردانگه به سوي جنوب خاوري به درازاي 70كيلومتر
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
بناي ساري، مركز استان مازندران را به طوس نوذر نسبت مي دهند كه در قرن اول هجري به دست فرخان بن دابويه از ملوك گاوباره تجديد بنا شده است. ساري بعد از «اسپهبدان» نيز تقريبا تا به امروز مركز مازندران بوده و فرمانروايان طاهري، زيدي و آل باوند تا سال 635 هجري در آن جا حكومت كرده اند. مسجد بزرگ ساري اولين بنايي بود كه مسلمين توسط ابوالخصيب، نخستين حاكم عباسي طبرستان، ‌در سنه 140 هـ . ق احداث كرده و سپس در همان جا مسجد جامع شهر را نيز بنا نمودند. بناي اين مسجد در زمان هارون الرشيد و به وسيله يحيي بن يحيي شروع و توسط مازياربن قارن تمام شد. اين شهر در سال 298 هجري توسط اقوامي كه از درياي مازندران و سواحل آن هجوم آورده بودند به آتش كشيده شد و در اوايل قرن چهارم نيز در اثر سيل صدمات بسيار ديد و خراب شد. ساري درزمان سلطان محمود خوارزم شاه و نيز بعد از آن، در حمله مغول آسيب بسيار ديد و در زمان مستوفي، شهر تقريبا ويرانه بود. حسام الدوله اردشير، در«دولت آباد» يا «اترابن» قصري ساخت كه احتمالا تپه هاي سنگر در دهكده هاي«ليمون» و«دولت آباد»، آثار خرابه هاي آن قصر باشند. در دوره صفويه – در زمان شاه عباس اول بناهاي مهمي در ساري بنا کردند. هنگامي كه زنديه، طبرستان را فتح كردند، مركز طبرستان، از ساري به «بارفروش»( بابل كنوني) منتقل شد. در دوره آقامحمد خان قاجار (1200-1211 هـ . ق) مركز مازندران مجددا از بار فروش به ساري منتقل گرديد. به همين جهت به آبادي و عمران آن كمك شد. زلزله سال 120هـ . ق عده زيادي از سكنه آن را به ديار عدم فرستاد و شهر بيش از پيش رو به ويراني نهاد. در دوران اخير با عبور راه آهن از كنار شهر و احداث خيابان ها و ساختمان هاي دولتي بار ديگر ساري رو به آباداني نهاد و امروزه يكي از شهرهاي زيباي استان مازندران و شمال كشور است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

زنجان


  زنجان بزرگ ترين و مهم ترين شهرستان استان زنجان به شمار مي آيد که مرکز استان را در بر گرفته است. اين منطقه از کوه ها و رودخانه هاي متعددي برخوردار است که سبب پيدايش جاذبه هاي طبيعي زيادي در اين منطقه شده است. ديرينگي و قدمت ناحيه زنجان بر اساس مطالعات انجام شده به اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد مي رسد. بعضي از تاريخ‌ نگاران، شهر زنجان را با شهر "آگانزانا" كه بطلميوس از آن نام برده است، يكي دانسته‌ اند. جاذبه‌هاي تاريخي متعددي که در اين منطقه وجود دارند؛ بهترين گواه قدمت و پيشينه تاريخي با ارزش اين خطه از استان زنجان است. شهرستان زنجان علاوه بر اين که مهم‌ترين منطقه استان زنجان به شمار مي آيد، در زمينه جاذبه هاي طبيعي و تاريخي نيز از مناطق قابل توجه استان و ايران است. زنجان از نظر امکانات و تاسيسات مناسب از ديگر شهرستان هاي استان وضعيت بهتري دارد و از اقامتگاه ها و رستوران هاي نسبتاً مناسبي برخوردار است. جاذبه هاي گردشگري اين شهرستان به دو دسته طبيعي و تاريخي تقسيم مي شوند. رودخانه‌هاي قزل‌اوزن و زنجان‌رود، درياچه‌سد تهم، آبشار‌شارشار، چشمه معدني وننق زنجان، چشمه آب گرم ابدال، غار گلجيک، روستاي حمزه لو و مرد نمکي از جمله جاذبه هاي طبيعي شهرستان زنجان هستند. شهرستان زنجان از مکان هاي تاريخي زيادي برخوردار است که مسجد جامع زنجان يا مسجدسيد، مسجدخانم، مسجدميرزايي، مسجد قلابر، مسجد عباسقلي خان، مسجد چهل ستون، مسجد آقا شيخ فتح الله، مسجد و مدرسه ملا، بناي مسجد و گرمابه حسينيه اعظم، گرمابه حسينيه اعظم، گرمابه حاج داداش، گرمابه مير بها، گرمابه قيصريه، بقعه امام زاده سيد ابراهيم (ع)، امامزاده ام البنين، آرامگاه ميرزا ابوالقاسم، كاروان سراي نيک پي، کاروان سراي سنگي، كاروان سراي قره بلاغ، سراي دخان، قلعه يا حصار زنجان، قلعه قمچي، قلعه قلاير، پل مير بهاءالدين، پل سردار، پل حاج سيد محمد، مجموعه بازار زنجان، بناي رختشوي خانه، عمارت و باغ معين، عمارت ذوالفقاري و عمارت دارايي برخي از مکان هاي تاريخي و ديدني اين شهرستان هستند.
صنايع و معادنزنجان در زمينه صنايع داراي رونق نسبي است. صنايع اين شهرستان به دو دسته كارخانه اي و دستي تقسيم مي شوند. گذشته زمين شناسي و توپوگرافي سخت منطقه زنجان، باعث وجود معادن زيادي در اين خطه از کشور شده است. تحقيقات زمين شناسي، وجود معادن متنوع از جمله سرب، مس، طلا، آهن، منگنز، سيليس، زاج، تالک، فلدسپات، كائولن، دولوميت، آهن و زغال سنگ را در اين منطقه ثابت كرده است. معادن فلدسپات، كائولن، آهک، گچ و سنگ كه در منطقه عبدل آباد وجود دارند، به صورت نيمه صنعتي مورد بهره برداري قرار مي گيرند. هم‌چنين ساخت انواع چاقو، قند شکن، قاشق، انواع ظروف مسي و مليله کاري، برخي از صنايع فلزي دستي و با اهميت شهرستان زنجان هستند. ‌زنجان از مناطقي است‌ که‌ چاقوسازي به‌ گونه‌ اي گسترده‌ درآن رواج دارد و کارگاه هاي متعدد چاقوسازي در بازار زنجان، توجه هر تازه واردي را جلب كند. مواد اوليه اين کارگاه ها را بيش تر فولاد، فيبر (پلاستيک)، ورشو، صدف شاخ‌ گوزن‌، سيم و... تشکيل مي‌ دهند و ابزار کار نيز شامل‌ کوره‌، گيره آهنگري، ميز کار، چکش،‌ سندان، دريل‌ برقي و دستي، قيچي آهن‌ بر دستي و ثابت‌ چرخ سمباده‌ برقي و... است‌. استادکاران زنجاني با مشقت فراوان ساعت ها در مقابل کوره هاي آتش مي ايستند و حاصل زحمتشان در نهايت انواع چاقو، کارد آشپزخانه،‌ کارد‌ شکاري‌، گزليک، قندشکن و قيچي است که به بازار عرضه مي شوند. مليله سازي كه داراي شهرت جهاني بوده و از قدمت بسيار زيادي برخوردار است يكي ديگر از صنايع ظريف، با ارزش و گران قيمت شهرستان زنجان محسوب مي شود كه در سفرنامه هاي مختلف از اين صنعت ياد شده است. فرد‌ريچارد مستشرق اروپايي كه از منطقه زنجان عبور كرده در نوشته هاي خود آورده است: "... در جاده تبريز، شهر سلطانيه را با آن مسجد و گنبد مشهورش مي ‌توان از چند مايلي مشاهده كرد. بعد از آن شهر زنجان كه شهر كوچک و ويراني است قرار دارد. نقره و مليله ‌كاري اين شهر پرزرق و برق است. اين نوع كار مورد پسند ايرانيان متجدد است كه از نازک ‌كاري زياده از حد و صنايع مزين و آراسته طرفداري مي ‌كنند..." کشاورزي و دام داري زنجان از گذشته هاي دور در زمينه کشاورزي و باغ داري داراي اهميت بوده است. با وجود جنگ ها و شورش هاي محلي، آباداني و فراواني نعمت هاي باغي و کشاورزي اين خطه در تمام سفرنامه ها و کتاب هايي که نگاهي به زنجان داشته اند، يادآوري شده است. وجود زمين هاي مناسب و آب رودخانه هاي متعدد که بيش تر از زيرشاخه هاي قزل اوزن هستند همراه با همت و سختکوشي مردم منطقه سبب شده است كه كشاورزي در اين شهرستان به صورت سنتي و نيمه صنعتي رواج داشته باشد. کشاورزي در اين ناحيه بيش تر به صورت ديمي انجام مي گيرد و آب مورد نياز آن از رودها، چشمه ها، كاريزها و چاه هاي نيمه ژرف تامين مي شود، البته در کناره رودخانه ها و باغ ها، کشت آبي نيز رواج دارد. انواع محصولات غله اي از قبيل گندم و جو، بنشن از قبيل نخود، لوبيا، عدس، ماش و انواع حبوبات، تره بار از قبيل انواع سبزي، گوجه، کاهو و کدو، صيفي جات از قبيل خيار و هندوانه و محصولات باغي از قبيل انواع انگور، گردو، بادام، سيب، هلو، شليل و پسته در اين شهرستان توليد و به ساير مناطق صادر مي شود. به طور كلي شهرستان زنجان يكي از مراكزعمده و مهم توليد غلات کشور به حساب مي آيد. اين منطقه هم‌چنين از نظر دام‌داري نيز بسيار فعال بوده و بيش تر توليدات آن جنبه صادراتي دارند. دام‌داري در اين شهرستان به دو شيوه سنتي و صنعتي رايج بوده و واحدهاي دام‌داري و مرغ‌داري و پرورش طيور زيادي در آن ديده مي شود که علاوه بر مصرف اهالي، نياز شهرهاي بزرگي چون تهران را نيز مرتفع مي كنند. دام‌داري سنتي و بومي نيز در روستاهاي اطراف رايج است که نقش به سزايي در تامين اقتصاد منطقه دارد. وجه تسميه و پيشينه تاريخيمنطقه زنجان از گذشته دور و به دليل قرار گرفتن بر سر راه تجاري ري قديم به آذربايجان داراي اهميت بوده است. قديمى ترين نامى كه به اين منطقه اطلاق شده، زنديگان به معناى اهل كتاب زند (معروف ترين كتاب آيين زردشتى ساسانى) و گان از پساوند اهل باستان است كه در دوره ساسانيان بر اين منطقه گذاشته شده است. نطفه اصلي اين منطقه از شهر زنجان آغاز شده و در کتاب هاي تاريخي و سفرنامه جهانگردان، پژوهشگران و سفيران سياسي کشورهاي مختلف بارها از اين منطقه ياد شده است. حمدالله مستوفي در "نزهه القلوب" درباره زنجان چنين آورده است "... زنجان از اقليم چهارم است... اردشير بابكان آن را ساخت و "شهين" خواند و دور و باروش ده هزار گام است در فترت مغول خراب شد. هوايش سرد است و آبش از رودخانه‌اي كه به آن شهر منسوب است و از حدود سلطانيه برمي ‌خيزد و در سفيدرود مي ‌ريزد و از قنوات ارتفاعات آن جا اكثر غله بود و در رودخانه جاليز و برنج نيز كارند، اما در آن شهر و ولايتش ميوه نيست و از طارمين آوردند..." ياقوت حموي که در قرن هفتم هجري قمري مي زيسته است در "معجم البلدان" درباره زنجان چنين آورده است "... زنجان به فتح اول و سكون ثاني شهر بزرگ و مشهوري است از نواحي جبال كه بين آذربايجان و ديگر شهرهاي جبال واقع شده است. نزديک قزوين و ابهر است. عجم آن را به فتح (گاف) زنگان گويند. از اين شهر مردماني از اهل علم و ادب و حديث برخاسته ‌اند. در سنه 24 هجري قمري به زمان عثمان بن عفاف (براء ين عازب) را ولايت ري داد و او در ابهر جنگيد و آ ن جا را فتح كرد و بعد قزوين را گشود و سپس متوجه زنجان شد و آن را با قهر و غلبه فتح كرد..." در كتاب "حدودالعالم من المشرق الي المغرب" که در قرن چهارم هجري قمري تاليف شده، درباره زنجان چنين آمده است ".. زنگان شهري است با نعمت بسيار و مردماني آهسته..."ديرينگي و قدمت زنجان بر اساس مطالعات انجام شده به اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد مربوط مي رسد. وجود نظرهاي گوناگون درباره قدمت و تاريخ اين منطقه اظهار نظر نهايي در مورد تاريخ اسکان در اين منطقه را با دشواري روبه رو كرده است. دانشمندان با استناد به وجود محوطه‌هاي تاريخي در گاوازنگ، قره تپه، منجوق تپه و قبرستان‌هاي محوطه مذكور به فاصله هاي 4، 6 و10 كيلومتري شهر فعلي، موجوديت شهر زنجان را در اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد تأييد مي كنند. آنچه مسلم است اين که موجوديت شهري زنجان در دروه ساسانيان تاييد شده است. با گسترش شهر زنجان و ايجاد بخش ها، روستاها و دهستان هاي بسيار در اطراف آن، اين منطقه از نظر تقسيمات کشوري به شهرستان تبديل شد. مشخصات جغرافياييشهرستان زنجان از نظر جغرافيايي در 47 درجه و 25 دقيقه تا 48 درجه و 54 دقيقه درازاي خاوري و 36 درجه و 27 دقيقه تا 37 درجه و 15 دقيقه پهناي شمالي واقع شده و مرکز آن نيز در موقعيت 48 درجه و 28 دقيقه درازاي خاوري و 36 درجه و 40 دقيقه پهناي شمالي و ارتفاع 1650 متر از سطح دريا قرار گرفته است. اين شهرستان ازسمت شمال به شهرستان هاي ميانه و خلخال (در استان آذربايجان خاوري) و اردبيل، از باختر به شهرستان هاي طارم و ابهر، از جنوب به شهرستان خدابنده و از باختر به شهرستان ماه نشان در محدوده استان زنجان محدود مي شود. براساس سرشماري سراسري سال 1375 شهرستان زنجان 386،006 نفر جمعيت داشته که از اين تعداد 286،295 نفر در مرکز آن ساکن بوده اند. شهرستان زنجان بر اساس آخرين آمار تقسيمات کشوري در آبان ماه سال 1381 داراي دو بخش مرکزي و زنجان رود و 11 دهستان به نام هاي بوغداکندي، بناب، تهم، زنجان رود بالا، زنجان رود پايين، قره پشتلوي پايين، قره پشتلوي بالا، قلتون، معجزات، چايپاره بالا و چايپاره پايين و همچنين دو شهر به نام هاي زنجان و نيک پي است. شهرستان زنجان از راه‌هاي درجه يک و بسيار خوبي برخوردار است که عبارتند از: راه درجه يک اصلي زنجان - تهران به درازاي 319 كيلومتر به سوي شمال باختري، راه درجه يک اصلي زنجان - تبريز به درازاي 241 كيلومتر به سوي جنوب باختري و راه درجه يک فرعي تا شهر رودبار به سوي شمال خاوري. علاوه بر اين ها راه آهن تهران - تبريز که از شهر زنجان عبور مي كند، از کيفيت مطلوبي برخوردار است. هم چنين در مرکز اين شهر و در کنار منطقه حفاظت شده سرخ آباد فرودگاه کوچکي نيز داير شده است.   طبيعت درشهرستان زنجان منابع تامين آب آشاميدني و کشاورزي منطقه را آب هاي سطحي و زيرزميني تشكيل مي دهند. از اين ميان رودخانه هاي متعدد جاري در شهرستان زنجان بخش عمده اي از منابع آبي آن را تشکيل مي دهند. رودخانه هاي آب بر، آق زوج چاي، اوزون دره، اوزون دره گوجه قيه، بيوک چاي، تلخه رود، زنجان رود، سارمساقلو، سُهرين، قره جريان، ميرجان سويي و سفيدرود يا قزل اوزن از جمله رودخانه هايي هستند که يا از کوه هاي اطراف شهرستان زنجان سرچشمه گرفته و در اين منطقه جاري مي شوند و يا از کوه هاي اطراف استان سرچشمه گرفته و از اين منطقه عبور مي كنندرودخانه سفيد رود يا قزل اوزن زنجان رودخانه قزل اوزن علاوه بر اهميت اقتصادي بالايي که دارد به دليل پرآبي، زيبايي و طولاني بودن مسير خود يکي از مهم ترين روخانه هاي زنجان است كه در زمينه جاذبه هاي گردشگري نيز اهميت زيادي دارد. به برکت آب فراوان باغ هاي زيبا و سرسبز بسياري در مسير اين رودخانه به وجود آمده که منظره بسيار زيبايي به حومه شهر زنجان داده است به طوري كه در تمام سفرنامه هاي جهانگردان و مستشرقين از اين رودخانه و زيبايي و سرسبزي مناطق اطراف آن ياد شده است. مسير رودخانه قزل اوزن يکي از مهم ترين گردش‌گاه هاي اهالي زنجان و مناطق اطراف آن يکي از باصفاترين استراحتگاه هاي مسافران مسير شمال باختر کشور است. سفيدرود يا قزل اوزن يکي از مهم ترين، بزرگ ترين و مشهورترين رودخانه هاي ايران و يک رود دايمي به درازاي 765 کيلومتر و شيب متوسط 3/0 درصد است که از آبخيزهاي 30 كيلومتري شمال باختري سنندج، دهستان مارال (استان کردستان) سرچشمه مي گيرد. ارتفاع سرچشمه اين رودخانه 2300 متر و ارتفاع ريزشگاه آن 25- متر است. اين رودخانه در ابتداي سرچشمه خود چم هانه گلان نام داشته و مسير حرکت آن شمالي است. پس از طي كردن حدود 10 کيلومتر و مخلوط شدن با چندين رودخانه و ريزابه، به نام هاي خنجره، گومرش و چم بناسوره، با نام جديد قزل اوزن به سمت شمال خاوري متوجه مي شود. به طور کلي سفيدرود يا قزل اوزن از استان هاي کردستان، زنجان، آذربايجان خاوري و گيلان عبور مي كند. رودخانه قزل اوزن در مسير خود ضمن مخلوط شدن با ريزابه هاي بسيار با پيچ و خم هاي متعدد از شهرستان سنندج خارج شده و به دهستان نجف آباد در محدوده شهرستان بيجار وارد مي شود. پس از عبور از اين دهستان در روستاي زرده کمر با چم زر مخلوط مي شود. در روستاهاي قاسم آباد و علي آباد با رودخانه هاي يول کشتي و شوراب درهم آميخته و متوجه خاور مي شود. اين رودخانه پس از پيمودن مسيري نسبتاً طولاني با خروج از شهرستان بيجار وارد محدوده شهرستان خدابنده (قيدار) مي شود. در شهرستان خدابنده از دهستان قشلاقات افشارعبور مي كند و با ريزابه هاي بسياري از جمله شور، چسب و تلوار مخلوط شده و به روستاي محمدآباد وارد مي شود. در اين روستا تغيير مسير داده و به سمت شمال منحرف مي شود. پس از دور زدن کوه شينه داغ و مخلوط شدن با رودخانه خوزان راه اتومبيل‌ رو زنجان - بيجار را قطع كرده، با رودخانه خويين مخلوط شده و رو به سوي شمال باختري به دهستان انگوران در محدوده شهرستان زنجان وارد مي شود. در اين ناحيه با رودخانه هاي لجام گير و انگوران چاي درهم آميخته و پس از آن وارد شهرستان ماه نشان مي شود. اين رودخانه پس از وارد شدن به ماه نشان از مرکز اين شهرستان عبور كرده و با رودخانه هاي دربند، قلعه چاي و تلخه رود در هم آميخته و به دهستان چايپاره وارد مي شود. در اين دهستان ابتدا با زنجان چاي و سپس با آجي چاي مخلوط شده و به شهرستان ميانه از محدوده استان آذربايجان خاوري وارد مي شود. در اين قسمت مسيري را به موازات خط آهن تهران - تبريز مي پيمايد و در ايستگاه پل دختر وارد دره قافلانکوه مي شود. در ادامه مسير خود از چندين روستا در استان آذربايجان خاوري عبور مي كند و با رودخانه گرمي و آرپاچاي در شهرستان خلخال (در محدوده استان اردبيل) مخلوط مي شود. با ورود به دهستان خورش رستم با رودخانه كندرچو و شاهرود مخلوط شده و به محدوده شهرستان طارم وارد مي شود. در اين شهرستان با رودخانه هاي آب بر، آب لار، آق روي چاي و لوان چاي مخلوط مي شود و در نهايت به درياچه سد سفيد رود مي ريزد. قزل اوزن پس از مخلوط شدن با رودخانه شاهرود به سفيد رود تغيير نام داده، رو به سوي شمال خاوري جريان يافته و وارد محدوده شهرستان رودبار مي شود. در اين منطقه با ريزابه هاي متعدد بزرگ و کوچک درهم آميخته و پس از عبور از دهستان رستم آباد به دهستان سنگر در محدوده شهرستان رشت وارد شده و کم کم پهنه بستر آن گسترده تر مي شود. رودخانه سفيد رود در اين منطقه روستاهاي زيادي را مشروب ساخته و به دشت گيلان كه از آبرفت‌هاي همين رودخانه پديد آمده است، وارد مي شود. وسعت دلتاي سفيدرود که بيش از 1250 كيلومتر مربع است، از دشت گيلان آغاز مي ‌شود و نخستين شاخه آن كه خمام‌ رود نام دارد در همين منطقه از آن جدا مي شود. سفيد رود در دلتاي خود به سوي شمال جريان مي ‌يابد و در روستاي پاشاكي با ديسوم‌ رود مخلوط شده و به دهستان كوچصفهان وارد مي ‌شود. در همين محل شاخه ديگري كه نورود نام دارد از آن منشعب شده و به سوي آستانه اشرفيه روان مي ‌شود. در اين شهر تغيير جهت داده و با چند پيچ و تاب به سوي شمال رهسپار مي ‌شود و سرانجام در شمال منطقه كياشهر به درياي خزر مي ريزد. همجواري كناره هاي رودخانه قزل اوزن با جاده اصلي تهران - تبريز زمينه استفاده گردش‌گاهي از اين رودخانه را افزايش داده است و همچنين عبور اين رودخانه بزرگ و زيبا از چندين استان و ده ها شهر، بخش، دهستان و روستا سبب رونق و آباداني مناطق عبوري آن شده است و معمولا به عنوان گردش‌گاه اهالي از آن ها استفاده مي شود. رودخانه قزل اوزن نه تنها برکت و آباداني را به استان زنجان هديه کرده، بلکه كشتزارها و باغ هاي سرسبز كناره هاي آن جلوه بسيار زيبايي را در طول چهار فصل به نمايش مي گذارند و دوستداران طبيعت را به سوي خود جذب مي كنند. همين امر بر ارزش هاي توريستي رودخانه قزل اوزن در کنار ارزش هاي اقتصادي آن تاكيد مي كند. آبشار شارشارزنجانآبشار شارشار تنها آبشار شناخته شده در سطح شهرستان است که در منطقه تهم، در شمال باختري شهر زنجان واقع شده است. اين آبشار كه به طرز بسيار زيبايي در ميان سنگ هاي صخره اي قرار گرفته است، حدود 5 کيلومتر با درياچه مصنوعي سد تهم فاصله دارد و دسترسي به آن با يک کوهنوردي يک ساعته امکان پذير است. چشمه معدني وننق زنجان چشمه آب معدني وننق در محدوده شهرستان زنجان و حدود 21 كيلومتري جاده زنجان - ميانه در روستاي وننق واقع شده است. مسير دسترسي به اين چشمه زيبا كه بر فراز تپه اي به ارتفاع 200 متر قرار گرفته است از ميان كشتزارها و تپه هاي متعدد مي گذرد. اين چشمه دو مظهر دارد كه مظهر اول حوضچه اي كم عمق با درازاي دو متر و پهناي يک متر و آبدهي حدود 7 ليتر در دقيقه است. آب اين حوضچه از شمال باختري آن خارج شده و در مجراي باريكي سرازير مي شود. مظهر دوم يك حوضچه مربع شكل به ابعاد 5/2 متر و عمق حدود يك متر است كه اطراف آن را سنگ چين كرده اند. بررسي و آزمايش آب دو چشمه نشان مي دهد كه آب آن ها در رديف آب هاي معدني سولفاته كلسيک گرم است. چشمه آب گرم ابدال زنجانچشمه آب گرم روستاي ابدال در جنوب باختري جاده زنجان - تبريز و در محدوده شهرستان زنجان واقع شده است. اين چشمه كه در ارتفاعات ابدال قرار گرفته، داراي خاصيت هاي درماني و دارويي است و مورد استقبال اهالي و مسافرين عبوري منطقه قرار مي گيرد.   مساجد و مدارس مذهبي درشهرستان زنجان مسجد جامع زنجان يا مسجد سيدمسجد و مدرسه جامع زنجان معروف به مسجد سيد در قرن سيزدهم هجري قمري (سال 1242) در دوره قاجاريه توسط يکي از پسران فتحعلي شاه قاجار به نام عبدالله ميرزا دارا ساخته شد. اين مسجد كه در قلب بافت قديمي شهر و در مکان مناسبي از نظر دسترسي قرار گرفته است، از سمت باختر با بازار قيصريه، از سمت خاور با كوچه مسجد سيد و از سوي شمال با خيابان امام خميني و سبزه ميدان درارتباط است. اين مسجد در دوره زندگاني باني آن به نام هاي مسجد دارا، مسجد سيد، مسجد سلطاني و مسجد جمعه نيز خوانده مي شده است. اين مجموعه تاريخي كه در شمار بزرگ ترين و زيباترين مساجد و مدارس ديني زنجان است، يكي از بناهاي ارزشمند ساخته شده بر اساس طرح مساجد چهار ايواني مي باشد. ايوان هاي چهارگانه اي كه در چهار ضلع مسجد به شکل قرينه قرار گرفته اند، بيش تر از هر چيزي در صحن مسجد، خودنمايي مي كند. صحن اين مسجد مانند ساير مساجد چهار ايواني، به شكل مربع مستطيل است و 48 متر طول و 36 متر عرض دارد.در گذشته وسط صحن مسجد يک واحد حوضي بوده که گرداگرد آن را به استثناي جلوي حجرات و شبستان‌ها، باغچه‌هاي پرگل و گياه پوشانده بود كه بعدها به دلايل نامعقولي از بين رفته است. در ايوان هاي خاوري و باختري 16 حجره به طور قرينه و در جبهه شمالي نيز 6 واحد حجره جهت طلاب علوم ديني قرار ساخته شده است. در سطوح ايوان هاي شمالي و جنوبي تزييناتي مانند خط بنايي، کاشي معقلي و نگاره هاي گياهي با تکنيک کاشي هفت رنگ، به سبک هنري دوره قاجار و بيش تر با استفاده از رنگ هاي سياه و زرد به چشم مي خورد. شبستان گنبد دار فضايي به عرض 90/7 متر و طول 50/8 متراست که بدون واسطه در پشت ايوان جنوبي قرار گرفته و از جهت باختري و خاوري با شبستان ‌هاي طرفين و از طرف شمالي با ايوان جنوبي در ارتباط است. بر فراز اين شبستان، گنبد عظيمي بر جرزهاي سنگين به ضخامت 30/2 متر استوار گرديده است. گنبد اين مسجد كه از نوع دو جداره بوده و با كاشي ‌هاي فيروزه ‌اي پوشانده شده، از گنبدهايي است که بدون گوشواره و ترنبه بر روي جرزهاي چهارگانه ضخيم نشسته است. سوره مباركه الدهر با خط ثلث بر روي اين گنبد نقش بسته و بر زيبايي آن افزوده است. در نوک بناي گنبد، علامتي از برنز به شكل گوي وجود دارد. مسجد خانم زنجانبناي مسجد خانم که به دوره قاجاريه تعلق دارد در محله قديمي فخيم الدوله زنجان قرار گرفته است. اين مسجد كه فاقد گنبد و داراي 2 مناره بسيار زيبا است در سال 1323 هجري قمري و به خواست يکي از زنان مقتدر ايران بنام جميله خانم دختر حسين قلي خان نطام العداله (ذوالفقاري) ساخته شد. بناي مسجد مشتمل بر سردر ورودي با دو مناره کوتاه، صحن، شبستان تابستاني و زمستاني، حجره هاي متعدد و تزيينات کاشي‌کاري و گچ‌بري است. مناره هاي قطور و کوتاه با تزيين آجر کاشي و محرابي زيبا با تزيينات پرکار کاشي معقلي در صحن شبستان ستون دار، از ويژگي هاي خاص اين بنا است. تزيينات روي ايوان ها و مناره ها به سبک دوره قاجار و بيش تر با استفاده از رنگ هاي زرد، سياه، فيروزه اي و سفيد انجام شده است. اخيراً بر روي اين بناي مهم تاريخي مرمت ها و تعميراتي صورت گرفته است. مسجد ميرزايي‌زنجانمسجد ميرزايي معروف به مسجد چهار محرابه از قديمي ترين بناهاي مذهبي شهرستان زنجان است که در داخل شهر و در بازار پايين شهر زنجان (محله چاقوسازها) قرار گرفته است. بناي اصلي اين مسجد که از نوع چهل ستوني است، به دوران پس از حمله تيمور گورکاني و قرن نهم هجري قمري تعلق دارد. اين مسجد بعدها در اواسط دوره قاجار به فرمان ميرزا ابوالقاسم مجتهد معروف به ميرزا تجديد بنا شد و به نام مسجد ميرزايي معروف گرديد. مسجد ميرزايي از دو بخش قديم و جديد تشكيل شده که بخش نخست، به شبستان قديم معروف است و بخش دوم، مسجد جديدي است كه تقليد ناقصي از مسجد چهار ايواني را به نمايش مي گذارد. اين بخش از بين عناصر مسجد چهار ايواني، صحن مركزي، ايوان هاي چهارگانه، حجره هاي طلاب، وضوخانه و شبستان زنانه و مردانه را دارد. شبستان مسجد به دو قسمت مردانه و زنانه تقسيم شده و در حد فاصل آن ها پنجره هاي اروسي كار گذاشته شده است. محراب در چشمه وسطي ضلع جنوبي جاي گرفته و در چشمه هاي ديگر نيز تكرار شده است. در نتيجه اين تكرارها در شبستان مردانه، 4 محراب پديد آمده است. بنا به قولي وجود چهار محراب در شبستان اصلي تاييد کننده حضور مذهب هاي چهارگانه (شافعي، حنبلي، مالکي و حنفي) در قرن نهم بوده و به قولي ديگر هدف از ايجاد اين محراب ها، تنها رعايت كامل اصل قرينه سازي بوده است. در هر حال به دليل وجود همين محراب ها اين مسجد به مسجد چهار محرابه نيز معروف است. گرداگرد صحن مركزي مسجد را حجره ها و ايوان هاي چهارگانه به طور قرينه پوشانده اند كه تعداد آن ها جمعاً 14 واحد است و در سه طرف صحن قرار دارند. درگاهي هاي صحن با استفاده از كاشي هايي با رنگ هاي سفيد، مشكي، فيروزه اي، زرد و سبز در طرح هاي هندسي متنوع ساخته شده اند و طرفين ايوان هاي چهارگانه با كاشي هاي خشتي و طرح هاي اسليمي و هندسي زينت داده شده است. كاشي‌هاي اين مسجد متعلق به دوران قاجار تعلق است و شباهت زيادي به كاشي‌هاي مسجد جامع و مسجد خانم زنجان دارد. بر سردر ورودي مسجد نيز کتيبه اي به خط نستعليق قرار داده اند. مسجد قلابرزنجانمسجد تاريخي قلابر در روستايي به همين نام در 52 کيلومتري جنوب شهر زنجان واقع شده است. در کاوش هاي باستان شناسي، در دامنه هاي باختري ارتفاعات روستاي قلابر، مجموعه ارزشمندي به دست آمده که شامل يک مسجد و يک خانقاه يا قلعه است. طرح مسجد، مربع تقريباً کوچکي است که گرداگرد آن تا ارتفاع 5/1 متري از سنگ تراورتن ساخته شده و در منتهااليه آن کتيبه اي نصب شده است. محراب مسجد قلابر يکپارچه و سفيد رنگ است و به اسماء متبرکه جلاله و نام ائمه اطهارمزين شده است. در اين ميان نگاره هاي اسليمي زِيبا، به جلوه و جذابيت مسجد کمک شاياني كرده اند. از چگونگي شکل و ساخت سقف اين مسجد اطلاعات زيادي در دست نيست ولي احتمال داده مي شود، مسجد در گذشته داراي سقف گنبددار بوده است كه امروزه با تير چوبي بازسازي شده و به عنوان مسجد مردانه مورد استفاده اهالي قرار گرفته است. مسجد عباسقلي خان زنجانمسجد عباسقلي‌خان مسجدي با سبک چهل ستوني است که در محله قديمي عباسقلي خان و در ميان بافت تاريخي شهر زنجان قرار گرفته است. اين مسجد، دو صحن و دو شبستان زيبا دارد و جالب توجه ترين تزيينات آن، کاشي کاري هاي زيباي محراب با طرح هندسي است. احتمال داده مي شود تاريخي که بر روي بدنه ضلع شمالي شبستان مرکزي نقش شده است(1307 هجري شمسي)، تاريخ ساخت مسجد باشد. مسجد عباسقلي‌خان با شماره ثبت 2374 در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيده است. مسجد چهل ستون زنجانمسجد و مدرسه چهل ستون از مساجد معروف شهر زنجان است که در قرن سيزدهم هجري قمري (سال 1284) ساخته شده است. اين بنا در راسته بازار کفاش ها واقع شده و در گرداگرد صحن آن، حجره هايي جهت طلاب ديني وجود دارد. مسجد آقا شيخ فتح الله زنجانمسجد آقا شيخ فتح الله که در سال 1298 هجري قمري ساخته شده، در کوچه صندوق سازهاي شهر زنجان واقع شده و از نوع مساجد شبستاني است. مسجد و مدرسه ملا زنجانمسجد و مدرسه ملا يا وليعصر كه در حدود سال 1256 هجري قمري ساخته شده در راسته بازار حلاج ها، نبش ميدان انقلاب واقع گرديده و است. بناي اين مسجد كه جلوه خاصي به اين محله داده داراي يك گنبد زيباي فيروزه اي، صحني در ميان شبستان و حجراتي دو طبقه در اطراف آن است. مسجد شيخ فياض زنجانمسجد شيخ فياض، در انتهاي بازار پايين و در راسته چاقوسازها واقع شده است. اين مسجد يکي از مساجد قديمي شهر زنجان است که فاقد صحن بوده و مشتمل بر دو شبستان مرتبط به هم است. مسجد حسينيه اعظم زنجاندر جنوبي ترين قسمت شهر زنجان و در بافت قديمي و سنتي آن، در محله سيد لر بنايي واقع شده است که مسجد و گرمابه حسينيه اعظم زنجان خوانده مي شود و از نظر مردم بسيار محترم داشته مي شود. اين بناي قديمي از يك مسجد در ضلع شمالي و يك گرمابه در ضلع جنوبي مسجد تشکيل شده است. کتيبه اي در قسمت قديمي اين بنا وجود دارد که تاريخ ساخت آن را 1261 هجري قمري نشان مي دهد   آرامگاه ها،امامزاده هاو زيارتگاهها درشهرستان زنجان بقعه امام زاده سيد ابراهيم (ع) زنجانبقعه امام زاده سيد ابراهيم يکي از بقعه هاي معتبر شهر زنجان است که در بازار اصلي شهر زنجان واقع شده و مورد علاقه و احترام فراوان اهالي زنجان است. پژوهشگران و علما درباره شجره اين امام زاده اختلاف نظر دارند. برخي از آن ها ايشان را از نوادگان امام موسي بن جعفر(ع) و برخي ديگر وي را از نوادگان حضرت امام علي (ع) مي دانند. بناي امام زاده در ابتداي ساخت به سبک چهار طاقي با پوشش گنبدي بوده است ولي در اين بقعه در سال هاي گذشته منطبق بر بناي قديمي نوسازي شده و در حال حاضر گنبد آن از نوع تک پوششه بوده و به وسيله چهارگوشواره بر جرزها استوار شده است. در حدفاصل گوشواره ها و گنبد نيز هشت نورگير کار گذاشته شده است. تزيينات داخل گنبد گره سازي و مقرنس کاري بوده و سوره مبارکه جمعه به خط ثلث بر آن نقش بسته است. ضريح نصب شده بر روي مزار از صنايع اصفهان است که در سال 1358 به اين مکان آورده شده و بر روي اين مزار نصب شده است. سر در ورودي سمت شمالي و مناره هاي دو طرف آن را مي توان قديمي ترين قسمت اين بقعه به حساب آورد. امام زاده ام البنين زنجانبقعه امام زاده ام البنين از بقعه هاي قديمي شهرستان زنجان است که در 30 کيلومتري جنوب خاوري شهر زنجان و در روستاي سلمان کندي قرار دارد. اين بنا مزار بزرگواراني چون امام زاده ام البنين، امام زاده حسن، امام زاده ابراهيم، امام زاده طاهر و امام زاده جعفر است. کتيبه اي از نوع سنگ هاي آهکي در اين بنا وجود دارد که تاريخ قرن هفتم هجري قمري (سال 615) را نشان مي دهد.   عمارات و محوطه هاي باستاني درشهرستان زنجان عمارت و باغ معين زنجانباغ و عمارت تاريخي معين در ضلع جنوب باختري زنجان، در سمت مجاورت شمال رودخانه زنجان رود و در باختر پل سردار قرار دارد. اين بناي زيبا كه توسط يکي از متمولين شهر در دوره قاجاريه ساخته شد، از دو قسمت خانه و باغ تشکيل شده است. خانه مزبور در وسط باغ مشجري قرار گرفته و سرستون هاي منقوش از تزيينات مختلف و لمبه کوبي هاي زيباي سقف از شاخصه هاي مهم اين بنا است. در ميان اين باغ يک حوض نسبتاً وسيع قرار دارد که با چند جوي انشعابي آب را به قسمت هاي مختلف باغ هدايت مي کند. عمارت ذوالفقاري زنجانعمارت تاريخي ذوالفقاري در مركز بافت قديمي شهر زنجان واقع شده و معماري آن به اواخر دوره قاجاريه نسبت داده مي شود. پلان اين بنا ايراني و سبک ساختماني آن از بناهاي گوتيک اروپايي تقليد شده است. اين عمارت از ساختمان هاي بيروني، اندروني و اداري تشکيل يافته و نماي آن با آجرهاي قالبي و پيش بر تزيين شده است. بناي بيروني عمارت ذوالفقاري که از دو طبقه و يک سردابه تشکيل شده، جالب ترين قسمت آن است که در جريان احداث خيابان طالقاني، آسيب جدي ديده و بخشي از اهميت خود را از دست داده است. پيش از ساخت اين خيابان ساختمان هاي اندروني و بيروني و اداري عمارت ذوالفقاري از طريق شبکه ارتباطي طبقه هم کف و زيرزمين به يکديگر راه داشتند ولي اکنون اين قسمت تخريب شده است. طبقه هم کف كه در حال حاضر كاربرد اداري دارد، با دو ستون و سقف سرپوشيده به هشتي منتهي مي شود. طبقه دوم داراي دو راه پله است و تالارهاي پذيرايي، اتاق هاي خواب، اتاق هاي نشيمن و سرويس هاي بهداشتي را شامل مي شود. هسته مركزي بناي عمارت ذوالفقاري به سبک چهار تاقي و با سقف گنبدي ساخته شده و سنگيني سقف را جرز و ديوارهاي باربر آن تحمل مي كنند. پوشش بيروني بام ساختمان شيرواني است كه البته تا زمان احداث بنا سابقه اي در اين شهر نداشت. در بالاي هسته مركزي بنا، نورگير زيبايي تعبيه شده كه به كلاه فرنگي معروف است. اين نورگير هشت ضلعي با روش گره سازي و به طرز زيبايي لمه كوبي شده است. از ميان هنرهاي استفاده شده در تزيينات داخل طبقه همكف بنا، مي توان به كاشي كاري هاي سبک دوره قاجار اشاره كرد كه طرح معروف نيلوفر آبي (لوتوس) با آن اجرا شده است. تزيينات نماي بنا بسيار جالب توجه است. قرينه سازي هاي آن از هنر ايراني و سبک ستون هاي آن از معماري قرن نوزدهم اروپا تاثير پذيرفته است. پنجره هاي بنا بيش تر دو لنگه هستند، حاشيه مشبک دارند و با شيشه هاي رنگين تقارن جالبي را در داخل اتاق ها به وجود آورده اند. اين عمارت با شماره 1852 به ثبت رسيده است.عمارت دارايي زنجانعمارت تاريخي دارايي که در اواخر دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي ساخته شد، بنا و باغ بزرگي به مساحت تقريبي 33000 هکتار دارد و در بافت قديمي و تاريخي شهر زنجان قرار گرفته است. اين بنا از ابتداي ساخت کاربرد اداري و دولتي داشت و مدتي نيز اداره غله و انبار قند و شکر بود. ساختمان دارايي به شماره 2335 در فهرست آثار ملي ثبت شده است.   کاروانسراها،دروازه ها و بازارها درشهرستان زنجان كاروان‌سراي نيک پي زنجانکاروان‌سراي قديمي و زيباي نيک پي در روزگار برپايي خود اهميت و عظمت زيادي داشته است. اين کاروان‌سرا كه از نوع کاروان سراهاي 4 ايواني بوده و از آجرهاي قرمزرنگ ساخته شده، هم اکنون به شدت تخريب شده و تنها بخش کمي از آن باقي مانده است. در بيش تر سفرنامه هاي جهانگردان و مستشرقيني که از منطقه زنجان ديدن كرده اند، از کاروان سراي نيک پي نام برده شده و بيش تر آن ها در اين مکان اقامتي داشته اند که نشان از اهميت آن در روزگار برپايي خود دارد. کاروان‌سراي سنگيکاروان‌سراي سنگي که از نوع کاروان‌سراهاي برون شهري بوده، در قرن يازدهم هجري قمري، به دستور شاه عباس صفوي خارج از بافت قديم شهر زنجان ساخته شده است. اين بنا به دليل تغيير کاربري هم اکنون به عنوان سفره خانه سنتي مورد استفاده قرار مي گيرد. پلان اين كاروان‌سرا به سبک چهار ايواني است، حجره هاي آن در يک طبقه قرار گرفته‌اند و سقف‌ ها از نوع قوسي هستند. استفاده از سنگ به عنوان مصالح اصلي در ساخت كاروان‌سرا باعث شده است كه اين بنا با عنوان کاروان سراي سنگي و در زبان محاوره اي داش کاروان‌سرا معروف شود. اين بنا از لحاظ اين كه تنها بناي باقي مانده از کاروان سراهاي زنجان است داراي اهميت فراواني است. بناي کاروان‌سراي سنگي كه روبروي راه آهن شهرستان زنجان و در خيابان خيام اين شهر واقع شده، با شماره 2128 به ثبت رسيده است. كاروان‌سراي قره بلاغ زنجانكاروان‌سراي قديمي قره بلاغ که اکنون به علت تخريب کامل به صورت يک تپه تاريخي درآمده است،درخارج‌از‌شهر زنجان قرار گرفته و به نظر مي رسد که از نوع کاروان‌سراهاي چهار ايواني بوده باشد. كاروان‌سراي دخانسراي دخان در محله مسگرهاي بالا، به موازات بازار زنجان قرار گرفته و از نوع کاروانسراهاي درون شهري است. اين كاروان‌سرا که در اواخر دوره قاجاريه ساخته شده است، در دوره پهلوي با گرفتن امتياز از دولت وقت به مرکز توليد و توزيع توتون و تنباکو در ناحيه باختر ايران تبديل شد. مجموعه بازار زنجانمجموعه بازار زنجان كه يکي از مهم ترين و زيباترين مجموعه هاي تجاري سراسر استان است، در قلب بافت قديم و مشرف به دروازه قلتوق (دروازه جنوبي شهر زنجان) قرار دارد. ساخت بناي اصلي بازار زنجان در سال 1205 هجري قمري (دوره آقامحمد خان قاجار) آغاز شد و در سال 1213 هجري قمري (دوره فتحعلي شاه قاجار) به پايان رسيد. به مرور زمان كاروانسراها، گرمابه ها، مسجدها و راسته ها در اطراف اين بازار شكل گرفتند و آن را در اواخر دوره قاجاريه و مقارن با حکومت محمدعلي شاه قاجار به مجموعه كاملي تبديل كردند. مجموعه بازار زنجان در زميني به مساحت 15 هكتار ساخته شده كه 5 هكتار آن به فعاليت‌هاي اقتصادي، 7 هكتار آن به سكونت، يك هكتار آن به اماكن عام‌المنفعه و دو هكتار ديگر به شبكه ارتباطي اختصاص يافته است. مجموعه بازار از گذشته هاي دور، محل مناسبي براي برخورد آرا و افكار اجتماعي بوده و همواره نقش ممتاز و برجسته اي در حفظ آداب و سنن ملي و مذهبي داشته است. اين بازار به طور کلي از دو قسمت بازار بالا و بازار پايين تشکيل شده است. در قسمت پايين بازار علاوه بر داد و ستد رايج و طبيعي، از طريق دو کاروانسرا، توليدات محلي و محصولات روستاها و قصبه هاي اطراف زنجان به فروش مي رسد که البته امروزه اين بازار به انبار کالاهاي وارداتي تبديل شده است. سراي ملک و سراي گلشن از جمله سراهاي موجود در اين بازار هستند که در سال 1345 هجري قمري بازسازي و مرمت شده اند. دو مسجد مهم آقا شيخ فياض و ميرزايي نيز در اين قسمت بازار قرار دارند. تنوع توليد و عرضه كالا و خدمات جنبي و وابسته در قسمت بالاي بازار بيشتر است، از اين رو اين قسمت مهم ترين مركز اقتصادي و تجاري شهر به شمار مي آيد. اين بازار به هشت راسته زرگرها، بزازها، كفاش ها، سراج ها، كلاه دوزها، صندوق سازها، رنگرزها، ميوه فروش ها و جگرپزها تقسيم شده كه اين تقسيم بندي از نظر حفظ حقوق صنفي و كنترل قيمت كالاهاي عرضه شده داراي اهميت است. اين نكته نمايانگر افكار بلند طراحان و بانيان اين بازار مي باشد. پنج مسجد چهل ستون، آقا سيد فتح الله، جامع، حجت الاسلام و ملار در اين قسمت بازار واقع شده اند. کاروانسراهاي حاج علي قلي و سراي حاجي کربلايي (که حدود سال 1300 هجري قمري تکميل شده اند) نيز از جمله کاروانسراهاي موجود در بازار بالا هستند. مجموعه بازار زنجان 56 راه ورودي اصلي و فرعي به شبكه ارتباطي كل شهر دارد و با دارا بودن 940 باب مغازه جايگاه فعاليت ده ها نوع شغل است. بازار زنجان نه تنها از لحاظ تجاري بلکه از نظر معماري نيز داراي اهميت زيادي بوده و کاملاً از سبک معماري دوره قاجاريه پيروي كرده است. اين مجموعه با توجه به ويژگي‌ هاي معماري و هنري آن، پيوسته به عنوان يک كانون مهم تجاري، تاريخي، فرهنگي مورد توجه بازديدكنندگان شهر زنجان قرار گرفته است. اين بازار به علت ارزش‌هاي فرهنگي و قدمت تاريخي آن، با شماره 44/1 در فهرست آثار تاريخي ايران به ثبت رسيده است.   بندهاو پلها درشهرستان زنجان پل حاج سيد محمد زنجانپل حاج سيد محمد که در جنوب خاوري حومه شهر زنجان واقع شده است، در دوره قاجاريه و به دستور سيد محمد (از روحانيون عصر مشروطيت در اواخر دوره قاجاريه) ساخته شد و به همين نام نيز شهرت يافت. اين پل که پل قره تپه نيز ناميده مي شود، در گذشته به دليل قرار گرفتن در مسير جاده عتبات داراي اهميت بوده است. پل حاج سيد محمد با الهام ازالگوهاي رايج معماري دوره قاجاريه ساخته شده و هم اکنون يکي از آثار تاريخي شهرستان زنجان به شمار مي آيد. پل سردارزنجانپل سردار در جنوب باختري حومه شهر زنجان، در ميان باغ ها و روي رودخانه زنجان رود بسته شده است و جاده زنجان بيجار از حاشيه آن مي گذرد. اين پل از بناهاي ساخته شده در دوره قاجاريه است و در گذشته به دليل هم‌جواري با دروازه شهر به پل قلتوق نيز معروف بوده است. پل سردار در اواخر دوره قاجاريه (سال 1333 هجري قمري) توسط سردار اسعدالدوله ذوالفقاري (سرکرده برخي از افواج ناحيه خمسه) ساخته شد. سبک معماري اين پل از شيوه معماري پل ها در دوره قاجارپيروي مي کند. به تازگي استانداري زنجان نسبت به ساخت تاسيسات مجتمع فرهنگي - تفريحي حاشيه زنجان رود در اين منطقه اقدام كرده است. پل مير بهاءالدين زنجانپل مير بهاءالدين، بزرگ ترين و قديمي ترين پل موجود در حومه جنوبي شهر زنجان است که در دوره قاجاريه، بر روي رودخانه زنجان رود ساخته شده است. اين پل که در فضاي طبيعي بسيار زيبايي قرار گرفته است، در ميان کشتزارهاي اطراف جلوه زيبايي دارد و مورد استفاده اهالي قرار مي گيرد. معماري اين پل به پيروي از تکنيک هاي دوره قاجار مطابق با الگوي پل سازي آن دوره با ترکيب طاق ها و پايه ساخته شده است. اين پل كه به پل کهنه و پل اژدهاتو نيز معروف بوده است در زمان ناصرالدين شاه قاجار (سال 1312 هجري قمري) توسط ميربهاءالدين زنجاني ساخته شده است.   حمام ها و آب انبارها درشهرستان زنجان گرمابه حسينيه اعظم زنجانگرمابه حسينيه اعظم يکي از بناهاي آجري و قديمي شهر زنجان است و سبک معماري دوره قاجاريه ساخته شده است. اين بنا در محله سيدلر، در جنوب شهر زنجان واقع شده و بر اساس کتيبه اي که به خط نستعليق، بر سر در ورودي آن نصب شده مي توان تاريخ نخستين مرمت آن را به سال 1292 هجري قمري نسبت داد. اين بناي آجري، در نماي داخلي خود از تزيينات ساده کادربندي در قسمت طاق ها برخوردار است. گرمابه حاج داداش زنجانگرمابه حاج داداش که هم اکنون به عنوان چايخانه سنتي از آن استفاده مي شود، در بازار پايين شهر زنجان جاي گرفته و در دوره قاجاريه ساخته شده است. فضاي اصلي اين گرمابه شامل هشتي، بينه، ميان در، گرمخانه و خلوتي است. زيباترين قسمت اين گرمابه فضاي بينه آن است كه در آن طاق اصلي بر روي چهار ستون سنگي با سرستون هاي مکعبي و بدنه مارپيچي قرار گرفته است. دسترسي به اين بنا از سوي بازار و از کوچه سيد لر که حسينيه اعظم در آن قرار گرفته، امکان پذير است. گرمابه ميربها زنجانگرمابه مير بها از بناهاي دوره قاجاريه است که در راسته بازار پايين، در بخش قديمي شهر زنجان قرار گرفته و كاملاً از سبک معماري دوره قاجار تبعيت كرده است. گرمابه قيصريه زنجانگرمابه قيصريه از بناهاي دوره قاجار است که در داخل شهر زنجان در بازار قيصريه قرار گرفته است.   قلعه ها،برجها و آتشکده ها درشهرستان زنجان قلعه يا حصار زنجانقلعه يا حصار شهر زنجان كه به قلعه زنجان نيز شهرت دارد، از آثار دوران سلجوقي بوده و از معروفيت زيادي برخوردار است. اين حصار در گذر زمان هاي مختلف آسيب هاي جدي ديده است. جدي ترين آسيبي که به اين قلعه وارد شد در فتنه مغول بود. در اين يورش قسمت بزرگي از اين حصار تخريب شد و تقريباً به کلي از بين رفت. بعدها در دوره صفويه به علت انطباق آن با نقشه طرح كلي شهر و هماهنگي با موانع طبيعي دفاعي كه داراي اهميت سوق الجيشي بود، دوباره منطبق بر مسير ديوار قبلي شهر بازسازي شد. برخي از قسمت هاي اين قلعه كه در بيش تر سفرنامه هاي قديمي از آن ياد شده است، هنوز پابرجاست و امروزه از آثار تاريخي شهر زنجان به شمار مي آيد. قلعه قمچي زنجانقلعه قمچي که در دهكده اركبين حدود 110 كيلومتري شهر زنجان واقع شده به 800 تا 900 سال پيش از ميلاد تعلق دارد و از قديمي ترين قلعه هاي موجود در استان است. قلعه قلابر زنجانقلعه قلابر در روستايي به همين نام در 52 کيلومتري جنوب شهر زنجان واقع شده است. در کاوش‌هاي باستان‌شناسي انجام شده در دامنه هاي باختري ارتفاعات روستاي قلابر، مجموعه ارزشمندي به دست آمده که شامل يک مسجد و يک خانقاه يا قلعه است. قلعه قلابر احتمالاً به دوره هاي باستاني تعلق دارد ولي اظهارنظر قطعي در مورد آن نيازمند اکتشافات و تحقيقات باستان شناسي است.   آرامگاه ها، امامزاده ها و زيارتگاهها درشهرستان زنجان آرامگاه ميرزا ابوالقاسم زنجانبناي آرامگاهي ميرزا ابوالقاسم که يکي از مجتهدين و روحانيون برجسته و طراز اول دوره ناصري بوده است، در دوره قاجاريه ساخته شده و در منتهي اليه سمت باختري شهر زنجان قرار دارد. بناي اين آرامگاه از دو قسمت تشكيل شده که قسمت اول آن را ايوان ورودي و اطاق هاي جانبي آن و قسمت دوم را شبستان تشکيل مي دهد.  
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

رشت


  شهرستان زيباي رشت مهم ترين منطقه‌ي استان گيلان بوده و اين منطقه‌ي سرسبز و زيبا را هيچ قلمي ياراي توصيف ندارد و فقط بايد به نظاره نشست. چشم اندازها و مناظر طبيعي اين منطقه به قدري پرجلوه و باشكوه هستند كه توان توصيف را از هر كس گرفته و فقط ديدن را يادآور مي‌شوند. به نوشته برخي از محققان؛رشت در پيش از اسلام و دست كم در دوره ساسانيان وجود داشته است. در زماني‌كه حكومت ساساني رو به فروپاشي مي‌رفت، ‌حكمراني مستقل اين ديار را گيلان‌شاه مي ناميدند. پس از غلبه اعراب بر ايران، اولين بار، كه نامي از رشت به ميان آمد، سال 61 هجري قمري بود. ايجاد بناي اوليه رشت را با احتمال زياد به قبل از اسلام و به دوره ساسانيان نسبت مي‌دهند و بنا بر روايت ديگري اين ناحيه در گذشته دور، زير آب هاي درياي‌مازندران قرار گرفته بود، اما به تدريج و بر اثر رسوب زياد و تبخير آب، اراضي گيلان و ناحيه‌اي كه امروزه به نام رشت معروف است از آب خارج شدند. اين ناحيه چون داراي منابع طبيعي مانند جنگل و زمين هاي مناسب كشاورزي بوده، به سرعت به صورت دهكده‌اي درآمده و قابل سكونت شده است. اين‌منطقه تا پيش از دوره صفويه اهميت زيادي نداشت و رشد آن از اين دوره و به خصوص در زمان شاه عباس شروع شد و به مرور بر اهميت آن افزوده شد. مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان را سبدبافي، حصيربافي، نمدمالي، صنعت ريسندگي و بافندگي، صنايع چوب‌كاري و سفال گري تشكيل مي‌دهند كه به طور كامل در صنايع دستي استان گيلان آورده شده است. ده ها اثر طبيعي از قبيل انواع چشمه‌هاي طبيعي و آب معدني، جنگل‌هاي پرشكوه، سواحل كم نظير درياي مازندران، روستاها و دهكده‌هاي ساحلي و جنگلي، رودخانه هاي پرآب و خروشان‏ آبشارهاي متعدد به همراه ده ها اثر تاريخي از قبيل عمارت ها و كاخ‌ها، امام‌زاده ها و... تنها برخي از جاذبه هاي اين شهرستان با ارزش استان گيلان را شامل مي شوند.
صنايع و معادنصنايع و كارخانه‌هاي متعددي در رابطه با كشاورزي و دام داري و چوب‌بري در شهرستان رشت استقرار دارند. صنايع نساجي، شيميايي والكترونيك و هم چنين صنايع دستي رشت بسيار معروف است. از معادن شناخته شده اين منطقه مي‌توان به معادن زغال سنگ، ‌خاك نسوز، سنگ ساختماني، نفت، گاز، سنگ آهك، گرانيت، ميكا و … اشاره كرد.کشاورزي و دام داريمنطقه جلگه‌اي رشت با بهره گيري از خاك حاصل‌خيز، شبكه آبرساني وسيع هواي معتدل و مرطوب، داراي محصولات زير است: برنج، چاي، تره بار، توتون، كنف، گياهان علوفه اي، ميوه و بنشن. آب كشاورزي رشت از رودها تأمين مي‌شود.مشخصات جغرافياييمركز شهرستان رشت در طول جغرافيايي 49 درجه و 35 دقيقه و عرض جغرافيايي 37 درجه و 16 دقيقه قرار دارد. همسايگان‌شهرستان رشت از شمال درياي‌مازندران، از شمال‌خاوري‌و خاور آستانه اشرفيه و املش، از جنوب‌خاوري سياهكل، از جنوب رودبار، از جنوب باختري شفت، از باختر صومعه سرا و فومن و از شمال باختري بندر انزلي است. آب و هواي آن معتدل و بسيار مرطوب است و ميزان بارندگي سالانه حدود 1500 ميلي متر است و ميزان ريزش باران سالانه اش از همه جاي ايران بيشتر است. دو شاخابه از سفيدرود، يكي سياهرود بار و ديگري گوهر رودبار از دو سوي شرق و غرب شهر رشت روانند و سرانجام به مرداب انزلي مي ريزند. شهرستان رشت مركز استان گيلان مي باشد و در 330 كيلومتري شمال غربي تهران و در انتهاي راه كناره اصلي درياي خزر و در مسير راه اصلي درجه يك قزوين – بندر انزلي واقع است.وجه تسميه و پيشينه تاريخيبه نوشته برخي از محققان شهر رشت در پيش از اسلام و دست كم در دوره ساسانيان وجود داشته است. در زماني كه حكومت ساساني رو به فروپاشي مي رفت، ‌حكمراني مستقل اين ديار را گيلانشاه مي ناميدند. پس از غلبه اعراب بر ايران، اولين بار، كه نامي از رشت به ميان آمد، سال 61 هجري قمري بود. اما از اين تاريخ، تا زمان صفويه در كتاب هاي تاريخي نامي از رشت ديده نمي شود. بعدها در شرح وقايع دوره شاه اسماعيل صفوي از اين شهر يادشده است. در زمان صفويه و به ويژه در دوره شاه اسماعيل صفوي، سرزمين گيلان به دو بخش :« بيه پس » به مركزيت رشت، و « بيه پيش » به مركزيت لاهيجان تقسيم مي شد. حكومت بيه پيش از 943 هجري قمري به خان احمد گيلاني رسيد و شاه طهماسب اول صفوي، حكومت بيه پس را نيز به او سپرد. سرانجام شاه عباس اول صفوي گيلان را تسخير كرد. بعدها در سال 1045 هجري قمري، شهر رشت به دست استپان رازين – دريانورد مشهور روسي – غارت شد. در سال 1722 ميلادي نيز سپاهيان پتر پادشاه روسيه، رشت را تسخير كردند. اشغالگران روس تا سال 1734 رشت و گيلان را در تصرف خود داشتند. سپس روس هاي بلشويك در جريان تعقيب سفيدها ( هواداران تزار ) رشت را به تصرف خود در آوردند. اين شهر در قديم، تنها راه ارتباطي و بازرگاني ايران از طريق بندر انزلي به اروپا بود. رشت در طول تاريخ خود، وقايع اسف انگيز فراواني را از سر گذرانده است. در زمستان 1246 هجري قمري، طاعون شديد در گيلان شايع شد و در حدود شش هزار نفر را از پاي درآورد. 56 سال بعد، شهر به آتش كشيده شد و خسارت هاي فراوان ديد.در سال 1316 هـ . ق ( 1899م ) در رشت شورش نسبتاً دامنه داري عليه قانون خراج راه داري كارگزاران روس كه از ساكنان دهستان دريافت مي كردند، به وقوع پيوست، در نتيجه ايستگاه راه داري واقع در نزديك رشت توسط شورشيان ويران گرديد، اما با شدت عمل و خشونت سپهدار اعظم – حاكم وقت – پايان يافت. امروزه شهرستان رشت به عنوان مركز راه هاي بازرگاني گيلان و بازار تجارت و واردات و صادرات مطرح است و به عنوان مركز استان امكانات جهانگردي فراواني دارد   طبيعت در شهرستان رشت رودخانه نورود اين رودخانه دايمي با طول 35 كيلومتر در باختر روستاي نصرآباد از سفيد رود جدا مي ‌شود و يكي از شاخه‌هاي بزرگ دلتاي سفيد رود را تشكيل مي ‌دهد رودخانه مزبور به سوي شمال از لاله دشت (Calehdast) مي ‌گذرد و پس از قطع راه اتومبيل رو رشت به كوچسفهان به سوي شمال خاور متوجه مي ‌گردد و پس از عبور از باختر لشت نشاء‌ nesa) (Laste - در روستاي خشک استلخ (Xoskestalx) به درياي خزر مي ‌ريزد. شيب متوسط اين رود 2/0 درصد و‌ مسير كلي آن شمال خاوري است. رودخانه لاكاناين رودخانه فصلي که 17 كيلومترطول دارد از ارتفاعات جنوب رشت در 2 كيلومتري جنوب باختري روستاي عزيزكيان (Azizkiyan) و در 17 كيلوتري جنوب رشت سرچشمه مي‌گيرد. نخست رو بسوي خاور روان مي ‌شود و پس از طي 2 كيلومتر از روستاي عزيزكيان عبور مي ‌كند و با وارد شدن به دشت گيلان مسير پر پيچ و خمي را به سوي شمال مي ‌پيمايد. در روستاي لاكان به 2 شاخه تقسيم مي‌شود. شاخه خاوري به سوي شمال خاوري روان شده و در روستاي بيجارپس (Pijarpas) به سياهرود مي ‌ريزد شاخه دوم كه هم‌چنان به شمال جريان دارد به سوي شهر رشت روان شده و در بخش هاي جنوبي شهر مزبور به سوي باختر متوجه مي ‌گردد و پس از عبور از بخش هاي باختري رشت به شمال متوجه شده و در 6 كيلومتري مركز رشت به سياهرود مي ‌ريزد حوزه اين رود درياي خزر است. شيب متوسط رود لاکان 9/0 درصد و مسير كلي آن شمال خاوري است. رودخانه سياهرود اين رودخانه فصلي که 55 كيلومتر طول دارد از دامنه شمالي كوه نيزه سر سرچشمه گرفته و به سوي شمال خاوري جريان مي ‌يابد در روستاي جلگه بندان (Joklehbandan) مسير آن به سوي شمال متوجه گرديده و به دشت گيلان وارد مي ‌شود و پس از قطع راه اتومبيل رو رشت به قزوين به سوي شمال باختري منحرف شده و در روستاي بيچارپس(Bijarpas) با رود لاكان مخلوط مي ‌شود و به سوي شهر رشت جريان مي ‌يابد و بخش هاي خاوري شهر رشت را طي مي ‌كند و پس از قطع راه اتومبيل رو رشت به بندر انزلي همچنان به سوي شمال باختري جريان مي ‌يابد و در روستاي باقلاكش (Baqelakes) و گزگيشه (Gozigiseh) به مرداب انزلي وارد مي ‌گردد. حوزه سياهرود درياي خزر است. شيب متوسط اين رود 5/0 درصد و ‌مسير كلي آن شمال خاوري است.چشمه آب شور لاكان رشتدر انتهاي جاده رشت- لاكان، يك جاده خاكي ديده مي شود كه اين نقطه را به شهر صنعتي متصل مي كند. در ميانه جاده، روستاي «آقا داناپير» قرار دارد كه در خاور آن، جنگل انبوه و زيبايي دامن گسترده است. چشمه آب شور لاكان، در دل اين جنگل و در جنوب رشت قرار دارد. آب چشمه به علت برخورداري از نمك فراوان، شور است و به همين سبب، « آب شور» نيز نام گرفته است. مردم منطقه، چشمه را مقدس و آب آن را شفا بخش مي دانند و در فصل تابستان براي درمان بيماري هاي پوستي با آب چشمه حمام مي كنند. چشمه چشما گل سه شنبه رشتاين چشمه در روستاي «طالم سه شنبه» از توابع بخش سنگر در 12 كيلومتري جاده رشت- قزوين واقع شده است. آب چشمه به رودخانه مجاور مي ريزد و آب دهي آن در حدود يك ليتر در ثانيه است. زمين هاي اطراف چشمه، رسي و ديواره هاي آن از ماسه سنگ تشكيل شده اند. در كنار چشمه، درختي بسيار تنومند ديده مي شود كه مورد احترام اهالي است. از آب معدني چشمه، در درمان بيماري هاي پوستي به ويژه جوش هاي صورت و بدن استفاده مي شود.ارتفاعات شهرستان رشت كه در جلگه حاصل‌خيز گيلان واقع شده است، همگي سرسبز و ديدني هستند. در شهرستان رشت تمام ارتفاعات و بلندي ها پوشيده از جنگل هاي انبوه بوده و قابل بهره برداري جهت مقاصد گردشگري است. وجود ارتفاعات سرسبز و عبور رودخانه ها و آبشارهاي متعدد از ميان آن ها اين خطه از ايران را به بهشتي واقعي تبديل كرده است كه تمام گردشگران را به حيرت وا مي دارد.   مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان رشت مسجد صفي رشتاين مسجد از بناهاي مذهبي زيباي شهر رشت است كه در دوره صفويه ساخته شده است. وجه تسميه اين مسجد به محمدميرزا معروف به صفي ميرزا، پسر بزرگ شاه عباس مربوط است كه به فرمان پدر خود در محلي نزديك به اين مسجد كشته شد. اين محل، كه قتل‌گاه شاهزادگان جوان و بي‌گناه بود، به دستور شاه عباس، شهيديه نام‌گذاري شد و محل بست و پناه‌گاه مجرمان به شمار مي‌رفت. مسجد صفي، گچ‌بري ها و كاشي‌كاري‌هاي زيبايي دارد و به دليل قدمت تاريخي، از اهميت فرهنگي، هنري و جهانگردي برخوردار است. مسجد امام الدوله رشتاين بنا در محله جير باغ يا نقاره خانه واقع شده و بناي اوليه آن از آثار دوره قاجاريه است که در دوره بعدي قسمتي از آن براي ايجاد خيابان خراب شده است. قسمت باقيمانده مسجد شبستاني به طول و عرض 20×9 متر است. دو در ورودي و چهار پنجره در جهت شمالي بنا قرار دارد در ضلع جنوب مسجد سه پنجره بزرگ سراسري تا زير طاق و يک در و يک پنجره به آبدارخانه است. غرفه زنانه در ضلع شرقي است. در ضلع جنوبي ايواني به عرض يک متر بدون ستون واقع است. بام اين بنا از سفال سر مي باشدو سقف لمبه کوبي است. مسجد چهارخانه رشتاين مسجد در محله چهارسرا واقع است. در فهرستي که از محلات قديمي هشتگانه شهر تهيه شده است از چهار سرا نيز ياد شده است. زماني نيز به اين به اين محل دهکده چهارسرا بنايي ساده به طول و عرض 17/20×12/5 متر با شش ستون وسط است. سقف لمبه کوبي و بام سفال سر است. مسجد بديع الله رشتاين بنا در محله بديع الله شهر رشت واقع شده و در سال 1344 ه.ق توسط بديع الله ساخته شده است. بنايي زيبا و نسبتا بزرگ است که گنبد مدور حلب پوشي در ميان دارد. پوشش شيرواني بخش هاي ديگر مسجد بر روي سه ستون بزرگ که در پايين هشت ضلعي در وسط ، مدورو در بالا چهار ضلعي هستند قرار مي گيرد. مسجد از بيرون داراي نماي دو طبقه است. ازاره داخلي مسجد داراي کاشي کاري و محراب مسجد گچبري نسبتا ساده اي است.مسجد پيرسرا رشتاين بنا در محله پير سراي رشت واقع شده است و بنايي نسبتا قديمي به طول 11/10 و عرض 8/5 متر است. فيلپايي در وسط مسجد است و ازارع مسجد کاشي‌کاري است. در کنار محراب در بزرگي قرار دارد که به اتاقي به طول و عرض 6/30 و 4/90 متر باز مي شود. در اين اتاق قبر ملا رجب‌علي پير سرا قرار دارد.مسجد جامع امشه رشتاين بنا در دهکده امشه سنگر رشت واقع شده و از آثار دوره قاجاريه است. فضاي داخلي مسجد به طول و عرض 14×4 متر داراي غرفه هاي مخصوص زنان پنجره هاي مشبک چوبين طاقچه ها و روف هايي است. در چهار ضلع مسجد در زير طاق کتيبه اي از هفت بند محتشم کاشاني و در بالاي محراب چهار رديف کاشي‌کاري است. در جلوي بنا ايواني به طول 18/70 و عرض 4/5 متر هشت ستون چوبي قرار دارد. طرف باختري ستون ها فيلپاي آجري هشت ضلعي و دو طرفين ايوان شاه نشين هايي قرار دارد.اين بنا در روستاي جورشر لشت نشا در استان گيلان واقع شده و از آثار دوره قاجاريه است. مسجد بنايي مرتفع است که از آجر ساخته شده است. طول مسجد 20 و عرض آن 14 متر است. در خاور و باختر مسجد دو غرفه چوبين براي زنان ساخته شده است. پوشش بيروني بنا شيروان و پوشش داخلي تيرهاي چوبي است که بر روي چهار ستون چوبي بر پابه آجري قرار گرفته است. محراب مسجد سفيد کاري ساده است و در کنار آن سنگ نوشته مرمري به ابعاد 24×75 سانتي متر بر ديوار نصب کرده اند. اين مسجد به شماره 1785 به ثبت تاريخي رسيده است.مسجد جامع رشتاين بنا در محله بازار واقع شده و در طول زمان بارها بازسازي شده است. بدين خاطر نيز اطلاعي از بناي اوليه آن در دست نيست. بر اساس نوشته ميرزا حسن خان اعتماد السلطنه در «مرات البلدان» باني اين مسجد را پدر و برخي مادر هيات الله خان رشتي ذکر کرده اند که در سال 1277 يا 1278 هجري به کلي منهدم شد و بناي بزرگ‌تري به جاي آن ساختند که کار ناتمام ماند. در حدود 1383 ه.ق مسجد ناتمام طعمه حريق شد تا اين که جمعي از بازرگانان به دستور آيت الله حاج محمود ضياري آن را بازسازي کردند. محراب زيباي کاشي کاري مسجد کار کاشي سازان اصفهاني است. در اين مسجد سنگ نوشته اي مورخ 1234 ه.ق از زمان فتح علي شاه قاجار وجود دارد که متن آن ارتباطي به بناي مسجد ندارد. مسجد چله خانه رشتاين بنا در محله استاد سراي رشت واقع شده و در حدودسال هاي 1242-1244 ه.ق توسط ميرزا محمد طاهر مستوفي بنا گرديده و در دوره بعد توسط حاج شيخ مهدي لاکاني تعمير و مرمت شده است. مسجد فعلي بنايي به ابعاد 16/70×8/30 متر است که پوشش آن در وسط بر روي سه فيلپا قرار مي گيرد. در گوشه بنا گلدسته آجري و در شمال بنا مدرسه اي با شش حجره قرار دارد. پوشش داخلي لمبه کوبي و پوشش هاي خارجي سفال سر است. درب ضلع جنوبي شبستان مسجد محرابي کاشي‌کاري با گچ‌بري مقرنس ساده قرار دارد که در بالا و طرفين آن نوشته هايي است. کتيبه بالاي محراب متضمن نام باني پادشاه دوران فتح‌علي شاه و تاريخ 1242 ه.ق است. کتيبه هاي داخل و دو طرف محراب نيز مورخ 1243-1244 ه.ق هستند. كاشي‌کاري آن ها نيز عمل استادمحمد تقي کاشي پز قزويني است در کنار مسجد تکيه اي بوده که بعدها از بين رفته است. مسجد کاسه فروشان رشتاين بنا در بازار خرازهاي رشت واقع شده و بناي اوليه آن از آثار دوره دوره قاجاريه و از مساجد بزرگ شهر است. طول اين مسجد 18/5 و عرض آن 14 متر است. با ساختن سه فيلپاي بزرگ فضاي داخلي مسجد را به چهار قسمت کرده اند. محيط هر يک از فييپاها 3/25 متر است. پايه هاي آن ها هفت رديف کاشي به رنگ سبز و سياه به ارتفاع 108 سانتي متر است. در قسمت خاوري مسجد محوطه‌اي به طول 8/60 و عرض 7/10 متر واقع شده که پوشش آن برد و فيلپاي مدور متکي است و قسمت زنانه مسجد را تشکيل مي دهد. ازاره مسجد به ارتفاع 98 سانتي متر با کاشي‌کاري دوره قاجاريه پوشش يافته است. اين مسجد با پوشش سفال سر داراي مناره آجري نسبتا کم ارتفاعي است. متصل به مسجد مدرسه علوم ديني مهديه با کتيبه اي به تاريخ 1363 ه.ق واقع است.مسجد حاجي سميع رشتاين بنا در محله ساغري سازان شهر رشت واقع شده و در دوره قاجاريه به صورت مسجد و مدرسه توسط حاج سميع خان رشتي بنا گرديده است. طول و عرض مسج غير از محوطه زير غرفه زنانه در باختر مسجد 19/30×17/20 متر است. فضاي داخلي مسجد توسط فيلپاهايي به چهار قسمت تقسيم شده است. ارازه تعدادي از فيلپاها داراي کاشي کاري است. پوشش داخلي مسجد لمبه کوبي و پوشش خارجي آن سفال سر است. در سمت جنوب مسجد در گذشته مدرسه علوم ديني قرار داشته که در دوره اخير مدرسه جديدي به جاي آن ساخته شده است. مسجدچهل تن خميران رشتاين بنا در محله خميران رشت واقع گرديده و از آثار دوره قاجاريه است. طول بنا از داخل 10 و عرض آن 8/5 متر است. دو فيلپاي قطور هشت ضلعي در وسط مسجد است که پايه آن ها تا يم متر کاشيکاري دوره قاجاريه دارد. ازاره داخل بنا کاشي‌کاري سال 1353 ه.ق ايت در ضلع شمالي مسجد ايواني چوبينن به طول 14 و عرض 1/40 متر با هشت ستون چهار سوي ساخته اند. سقف داخل لمبه کوبي با درزپوش و از بيرون سفال سر است. ماذنه اي کوچک و آجري با پوشش سفالي بر فراز بنا ديده مي شود. مسجد ساغري سازان رشتاين بنا در محله ساغري سازان سهر رشت واقع شده و در سال 1204 به دستور حاجي تاجر شيرواني ساخته شده و بعدها سيد رضي رودباري – امام مسجد – آن را مرمت کرده است. اين مسجد به طول و عرض 18×11/60 متر داراي هشت فيلپا در دو رديف است پايه فيلپاها و ازاره محراب و شبستان مسجد کاشي‌کاري شده است. اين مسجد داراي گلدسته اي است که بر آن کتيبه اي کاشي کاري به خط نستعليق متضمن آيات قرآني و سنگ نوشته اي به ابعاد 30×40 متر است و بر آن نام باني و تاريخ ساخت نوشته شده است.مدرسه شاپور رشتاين مدرسه، از بناهاي اوايل دوره پهلوي است كه بر سر راه رشت به بندرانزلي قرار دارد و اولين مدرسه به شيوه امروزي و با معماري نوبن در گيلان است. اين ساختمان. نخستين دبيرستان گيلان است كه در آن آمفي تئاتر، آزمايشگاه و ديگر تاسيسات جنبي نيز پيش بيني و ساخته شده است. اين بنا با شماره 1515 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است. علاوه بر اين مدرسه، مدرسه قديمي معروف به شهيد بهشتي نيز كه به دوره قاجاريه مربوط است در خيابان آزادگان رشت واقع شده و اثري جالب توجه مي باشد.   آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاهها در شهرستان رشت بقعه بي بي حوريه (خانم حوريه) رشتاين بقعه در شالور، در كنار راه انزلي- رشت قرار دارد و گفته مي‌شود آرامگاه خواهر امام رضا (ع) و از دختران امام موسي كاظم (ع) است. بقعه تاسيساتي از قبيل زاير سرا، مسجد با دو گلدسته بلند و زيباي كاشي كاري شده، سرايداري عمومي و پاركينگ دارد.بقعه خواهر امام رشتاين بقعه در محله خواهر امام رشت واقع شده است. بر روي سقف اصلي بقعه با خط نستعليق سفيد بر زمينه آبي، آيه هايي از قران و مطالبي را به تاريخ 1306 ه. ق نوشته اند. سر در حياط بقعه، با آجرهاي لعابدار چيده شده و ابياتي به تاريخ 1290 ه. ق بر ان نوشته شده است.بر سمت چپ در بقعه خواهر امام، كتيبه سنگي از دوره ناصرالدين شاه در مورد معافيت مالياتي نانوايان به تاريخ 1272 ه. ق نصب شده است. بقعه امامزاده هاشم رشتاين بقعه، در محلي به همين نام، بر سرراه رشت- تهران و در 30 كيلومتري جنوب رشت واقع شده است. در شجره نامه موجود در بقعه، امام زاده هاشم چنين معرفي شده است: هاشم بن محمدبن عبدالله بن حمزه بن محمدبن الحنيفه بن علي بن ابيطالب (ع) بناي ان هر چند سال يك بار به خاطر درآمد خوب از محل نذرهاي زايران تعمير و نوسازي شده است.بقعه آكاشاه (عكاشه) رشتاين بقعه، در رود برده، در فاصله 5/1 كيلومتري شمال منطقه سنگر، از توابع رشت قرار دارد. بر پايه شجره نامه موجود در داخل بقعه، اين جا آرامگاه آشيخ علي بن آقا كاشاه پسر قيس، از صحابه حضر رسول (ص) است. اما در شجره نامه‌اي ديگر، وي از پسران امام موسي كاظم (ع) معرفي شده است. بناي بقعه، ساختماني قديمي و خشتي است و در چهار سوي ان ايواني با سر ستون هاي ظريف وجود دارد. براساس كتيبه موجود بقعه در سال 920 ه. ق ساخته شده و بام ان از سفال است. به فاصله نزديك اين بقعه، دو مزار ساده وجود دارد كه گفته مي‌شود گور دو برادر از سادات، به نام هاي آقا سيد احمد و آقا سيد محمود است كه امام زاده بوده اند و آكاشاه معلم آنان بوده و آن ها را پس از شهادت غسل داده است.آرامگاه ميرنظام الدين و آرامگاه دكتر حشمت رشتاين زيارتگاه در محله چله خانه شهر رشت قرار دارد و شامل آرامگاه، مسجد و چله‌خانه بود كه چله خانه آن از بين‌ رفته است. در بخشي از صحن اين مجموعه آرامگاه شادروان دكتر حشمت- از ياران ميرزا كوچك خان جنگلي- قرار دارد. آرامگاه آقاسيد دانيال (خشت مسجد) رشتاين آرامگاه در محله كوچصفهان رشت واقع شده است. مزار امام زاده در بنايي با نقشه مستطيل شكل قرار دارد كه به نام خشت مسجد معروف است. درب هاي مسجد در شمال و باختر آن قرار دارند.غرفه زنانه در جانب شمالي قرار دارد كه بدنه آن با طرح هاي زيباي ستاره هاي هشت پر، هشت ضلعي و چهار ضلعي تزييني و مانند آ‌ن‌ها زينت يافته است. سنگ قبر مرمري اين بنا با طرحي در وسط: (شامل تسبيح، مهر، شانه و دو عدد انگشتري) و با كتيبه اي در چهار سوي آن به تاريخ 1023 ه. ق كنده كاري شده است. اين امام زاده به امام موسي كاظم (ع) منسوب است.آرامگاه ميرزا كوچك خان رشتآرامگاه ميرزا كوچك خان جنگلي معروف به سردار جنگل در جنوب شهر رشت و در محله سليمان داراب واقع شده است. اين آرامگاه، در سال‌هاي انقلاب با شور و شوقي كه نسل جوان براي آشنايي با شخصيت هاي تاريخي منطقه گيلان از خود نشان مي دادند، مورد توجه قرار گرفت و به دنبال آن سيل مسافران براي ديدن آرامگاه به سوي محله سليماني داراب سرازير شد. در حال حاضر، بنايي ساده، اما زيبا روي قبر ميرزا كوچك خان ساخته شده است.آرامگاه آقا ميرشهيد رشتآرامگاه اين امام زاده كه به آقا ميرشهيد نيز معروف است، معماري زيبايي دارد. بر كتيبه كمربندي گنبد، بيت‌هايي از تركيب بند محتشم كاشاني نقش بسته است كه در فاصله هر مصراع آن، عبارت يا حسين مظلوم به تاريخ 1206 ه.ق گچ بري شده است. زير گنبد را با شيشه هاي رنگين تزيين كرده‌اند.در بالاي درب‌هاي چهارگانه بنا، چهار قاب گچ بري شده با طرح هاي هندسي ديده مي شود. بالاي درب اصلي نقاشي هاي مذهبي كشيده‌اند.بر روي مزار، ضريح چوبي شبكه داري قرار دارد كه از نظر گوناگوني طرح ها و ظرافت، كاري هنرمندانه است. تمامي طرح هاي كناره ها و قاب ها هندسي و از نوع ستاره هاي چندپر و چند ضلعي است.اين بقعه را از آن فرزندان امام موسي كاظم (ع) مي دانند. در جوار بنا سنگ قبري از مرمر متعلق به ميرزا احمد به تاريخ 1224 ه. ق است. گورستان لشكستان رشتلشكستان، نام يك مرتع ييلاقي و آبادي گالش نشين است كه در شمال باختر كومني واقع شده است. در شيب يك تپه بزرگي طبيعي به نام جوردم زار در زمين گسترده اي هزاران گور مربوط به دوره هاي باستاني جلب نظر مي‌كنند. اين جا يكي از وسيع ترين گورستان هاي باستاني گيلان است و بيش از هزار قبر متنوع از عصر آهن تا اوايل نيمه دوم هزاره اول پيش از ميلاد در آن پراكنده اند. بيش تر گورها غالبا تك نفره و برخي از آن‌ها گروهي اند. انواع گور دخمه اي، چينه اي و گودالي با پوشش هاي گوناگون و گاه چند طبقه در آن به چشم مي خورد.گورستان باستاني مياركشه رشتدر بيرون كومني در دشت هاي مياركشه بقاياي يك گورستان باستاني به چشم مي خورد. در كنار آن، مجموعه اي از گورهاي دوره ساساني جلب نظر مي‌كند. كشف چند سكه نقره (درهم) مربوط به اواخر دوران ساساني از هرمز چهارم (590-581 ميلادي) و يزدگرد سوم (651-632 ميلادي) كه در چند گور در زير پيكر مردگان دفن شده بود، تاريخ قطعي اين گورستان را روشن ساخته است.در گورستان مياركشه، به جز سكه هاي نقره كه در زير سر مردگان گذاشته شده بود، اشياء و وسايلي مانند ظرف هاي سفالي ساده بي لعاب به رنگ هاي خاكستري، قرمز، آجري و نيز انواع سلاح هاي آهني و مفرغي مورد استفاده آن روزگاران شامل خنجر، شمشير، سپر و پيكان در اندازه هاي مختلف و هم‌چنين مهرهاي زينتي شيشه‌اي يا ديگر سنگ‌هاي تزييني، دستبندهاي مفرغي و گوشواره هاي فلزي پيدا شده است. بيش تر قبرها، گودال هايي هستند كه در زمين كنده شده‌اند. براي پوشش روي گورها، از سنگ هاي لاشه‌اي لايه لايه استفاده شده است.اجساد بيش تر به پهلوي راست و به حالت چمباتمه به خاك سپرده شده اند و دست هايشان روي هم قرار دارد. اشياي درون گورها، بالاي سر مرده و در مقابل صورت آن قرار داده شده اند.گورستان سنجد دره رشتدر سنجد دره، شكوه يك گورستان باستاني كه از اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد به يادگار مانده است، هر بيننده تازه واردي را به حيرت و تعجب وا مي دارد. گورهاي سنجد دره از نظر معماري بسيار متعدد و متنوع اند و به انواع دخمه اي، چينه اي و گودالي تقسيم مي شوند. بيش تر گورهايي كه در شيب تند صخره اي قرار دارند، دخمه اي هستند و گاه از صخره طبيعي در ديوار گورها استفاده شده است، ولي در زمين هاي مسطح، مقبره ها به صورت چينه اي با ديوارهاي سنگ چين و با ملاط ساروج يا خشكه چين و به شكل بيضي و مستطيل ساخته شده اند. نوع سوم، گورهاي گودالي با عمق زيادي هستند و به نظر مي رسد پس از تدفين، گور را با پوشش ساروج اندوه مي كرده اند.كاوش در اين گورها، به دليل وجود لايه هاي ساروج، بسيار سخت و توان فرسا است. اشياي به دست آمده از گورستان سنجد دره شامل سفالينه هاي قرمز و خاكستري رنگ، سلاح هاي آهني و مفرغي و اشياي زينتي مختلف است. ديگر گورستان هاي قديمي گيلان عبارتند از: زرگر چشمه، بالا محله، كومني و شاه جان كومني كه واجد ارزش هاي باستان شناختي هستند.گورستان قلعه كوتي كومني رشتدر جنوب روستاي كومني و بر فراز بلندي مشرف بر اين روستا، گورستان قلعه كوتي قرار دارد كه ارتفاع آن، از سطح زمين پيرامون آن به 10 متر مي رسد. تكه هاي سفال هاي اسلامي و سنگ هاي ساختماني پراكنده در سطح تپه، نشان دهنده حضور تمدن هاي مختلف اسلامي بر فراز اين تپه است. در شيب باختري تپه يك گورستان باستاني از اوايل هزاره اول پيش از ميلاد و دوره پارتي وجود دارد كه بيش تر آن را گنج يابان دست كاري كرده و به صورت گودال و چاله درآورده اند. در اين گورستان دو نوع گور وجود دارد: نوع نخست گورهاي گودال مانندي هستند كه به اوايل هزاره اول پيش از ميلاد تعلق دارند. اين قبرها خالي از اشيا بوده و تدفين نيز در آن ها به شيوه مشخص و يكسان نيست. نوع دوم، گورهاي دوره پارتي (اشكاني) اند كه بيضي شكل و از نوع چينه اي اند و ديواره آن ها نيز با سنگ هاي لايه لايه رودخانه اي به صورت خشكه چين ساخته شده است. پوشش سنگي روي گور، از سنگ هاي لاشه اي يك پارچه و يا چند پارچه است. گورها، در رديف هاي منظم و موازي قرار دارند و مرده ها در آن ها، به صورت جنيني و بر پهلوي راست خفته اند. دست راست مرده ها، آرنج چپ آن ها را محكم گرفته است.اشيايي كه از اين گورستان به دست آمده، شامل ظرف هاي سفالي خاكستري و سياه داغ‌دار، انواع كوزه، كاسه، تنگ و انواع سلاح مانند شمشير، كلاه خود و اشياء تزييني در گورهاي زنان است.   بندها و پلها در شهرستان رشت پل تاريخي لوشان رشتاين پل، پيش از احداث شاهراه كنوني قزوين- رشت و پل جديد بتوني، تنها راه ارتباطي دو سوي رودخانه شاهرود بود. برخي پژوهندگان ساختمان اين پل اجري را به خسروخان گرجي حكمران گيلان در زمان سلطنت فتح‌علي شاه نسبت مي دهند. اما به نظر مي رسد كه اين پل در قرن نهم هجري قمري ساخته شده باشد. پل لوشان 102 متر طول و چهار چشمه دارد كه دو چشمه آن بزرگ و دو چشمه ديگر آن كوچك است. در پايه پل اتاق بسيار بزرگي وجود دارد كه ضمن كمك به ايستايي پل، براي اقامت و استراحت كاروانيان در شب و به هنگام بارندگي و سرما بسيار مناسب است. ارتفاع پل از سطح رودخانه تا بلندترين نقطه آن 15 متر است. نام اين پل با حوادث تاريخ معاصر گيلان پيوند خورده است. علاوه بر پل هاي ياد شده، از پل هاي زير نيز مي‌توان نام برد كه به لحاظ قدمت و شيوه ساخت و معماري جالب توجه هستند: پل ليشاوندان پس از سه راهي شفت (دوره قاجار) پل گاز رودبار جاده قديم صومعه سرا (دوره قاجار) و پل قديمي شفارود در پونل طالش (دوره قاجاريه). پل ليشاوندان رشتاين پل بر روي رودخانه خوبك، در ميانه جمعه بازار رشت- كنار جاده اصلي رشت به فومن و مجاور روستاي ليشاوندان- واقع شده و از آثار دوره قاجار محسوب مي شود. پل ليشاوندان در مكاني قرار گرفته كه رودخانه در كم عرض ترين بستر خود جريان دارد. اين پل به طول حدود 30 و عرض 6 متر داراي يك دهانه طاقدار اصلي به عرض 30/5و دو دهانه فرعي و دو طبقه به عرض هر كدام 15/2 متر است. بيش‌ترين ارتفاع پل در بالاي تيزه طاق اصلي به 9 متر مي‌رسد. طاق به كار رفته در اين پل از نوع جناغي با خيز تند است. پايه هاي پل در جهت موافق و مخالف جريان آب داراي موج شكن هاي نيم دايره است و بر بالاي دو پايه مياني، دهانه هاي كوچك‌تري تعبيه شده است.در دو انتهاي پل آثار دو دهانه مسدود جلب نظر مي‌كند. مصالح به كار رفته در اين پل، آجرهايي به ابعاد 5×21×21 سانتي متر و ملات ساروج است. سطح گذر‌پل كه از ميانه به طرفين داراي شيب نسبتا ملايم و در طرفين داراي جان پناهي است. اين پل به شماره 1782 به ثبت تاريخي رسيده است.پل نياكو رشتاين پل در محله نياكوي آستانه، بر سر راه لاهيجان به رشت واقع شده و ظاهرا از آثار دوره صفويه است. پل نياكو 50 متر طول، 80/5 متر عرض و از سطح آب حدود 6 متر ارتفاع دارد. سطح معبر پل سنگ فرش شده و در طرفين داراي جان پناهي است. پل داراي دو دهانه بزرگ و دو دهانه كوچك‌تر در طرفين آن‌هاست. پهناي دهانه هاي بزرگ هر يك 30/2 متر و بلندي آن‌ها از تيزه طاق تا سطح زمين 40/1 متر است. ابعاد آجرهايي كه براي ساختن اين دو دهانه به كار رفته، 4×17×17 و در بخش هاي ديگر 5×20×20 سانتي متر است. اين پل به شماره 1443 به ثبت تاريخي رسيده است.پل لاله دشتاين پل بر روي نهر نورود، در لاله دشت كوچصفهان و نزديكي جاده امروزي رشت- لنگرود واقع شده و ظاهرا از آثار دوره صفوي يا قاجاريه است. طول پل با احتساب دنباله آن در كناره رودخانه 36 متر، عرض آن (با احتساب جان پناه ها) 4 متر و بيش ترين ارتفاع آن تا سطح آب حدود 40/5 متر است. پل مديريه رشتاين پل بر سر راه رشت به شفت واقع شده و ظاهرا از آثار دوره صفويه يا قاجاريه است. طول پل حدود 32 و عرض آن 60/4 متر و ارتفاع آن در وسط از سطح آب 7 متر است. پل داراي يك دهانه بزرگ و دو دهانه كوچك‌تر با طاق جناغي است. مصالح پل آجر با ملات گچ و ساروج است. پايه هاي پل در جهت مخالف و موافق جريان آب داراي موج شكن هاي نيم دايره است. دو انتهاي پل، از جمله بخش وسيعي از دهانه هاي كناري در خاك كناره هاي رودخانه مدفون شده كه به نظر مي رسد عرض دهانه هاي كناري حدود 3 متر بوده است. آجرهاي به كار رفته در بنا به ابعاد 5/4×21×21 سانتي متر است. پل ميرزا كوچك خان رشتاين پل كه امروزه به صورت ويرانه درآمده، در مسير راه كاروان رو رشت به آستارا و بين رضوان شهر و صومعه سرا واقع شده و ظاهرا در دوره قاجاريه توسط ميرزا كوچك خان ساخته شده است. با توجه به طرح بازسازي شده اين پل 40 متر طول و 4 متر پهنا داشته و ارتفاع اوليه آن حدود 70/6 متر بوده است. پل داراي دو دهانه اصلي در ميانه و دو دهانه فرعي در كناره ها بوده است. عرض دهانه هاي مياني 25/7 و عرض دو دهانه كناري 90/1 متر بوده است. در حال حاضر از اين پل تنها يكي از دهانه هاي فرعي و بقاياي اندكي از چند پايه باقي مانده است. پل مناره بازار رشتبقاياي اين پل در نزديكي روستاي مناره بازار، 9 كيلومتري شمال باختر صومعه سرا و بر سر راه قديمي رشت- آستارا واقع شده و احتمالا از آثار دوره صفوي است كه دهانه هاي آن در جريان سيل هاي دوره اخير منهدم شده است. اين پل در مجموع 66 متر طول و با احتساب جان پناه ها، 25/6 متر عرض و حدود 9 متر ارتفاع داشته است. پل مناره بازار داراي دو دهانه وسيع به عرض 10/15 (دهانه شمالي) و 80/12 متر بوده است.به نظر مي رسد كه بستر رودخانه در محل برپايي پل، شالوده سازي داشته و پايه هاي مياني پل بر روي اين شالوده قرار مي‌گرفته اند. پايه ها در هر دو جهت داراي موج شكن هاي نيم دايره است. بر بالاي اين موج شكن ها و بر ديواره پل، ستون نماهايي كار شده كه براساس بقاياي پايه مياني، داراي آجرچيني تزييني بوده است.رويه پل، از بالاي تيزه طاق بزرگ‌تر به سمت طرفين داراي شيب ملايمي بوده است. در طرفين دو انتهاي اين رويه هم‌چنين ميل هايي ساخته شده بود. در بناي پل از آجرهايي به ابعاد 5×23×23 سانتي متر استفاده شده است. در 2 كيلومتري باختر پل، مناره اي منسوب به دوره سلجوقي وجود دارد كه نام مناره بازار به جهت ان است. رود تنيان، سياو رود و پلنگ رود، كمي بالاتر از اين پل به يك‌ديگر پيوسته و از زير پل عبور مي كنند.   کاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان رشت كاروان سراي لات رشتاين كاروان سرا كه نزد اهالي محل به كاروان سراي شاه عباسي نيز شهرت دارد در 35 كيلومتري جنوب رشت و در چهار كيلومتري امام زاده هاشم، بر سر جاده رشت- قزوين واقع شده است. نام باني و هم چنين سازنده يا سازندگان آن معلوم نيست: زيرا كه مانند بسياري ازكاروان سراها، فاقد كتيبه و سنگ نبشته است. ولي براساس نوشته متن هاي تاريخي به دستور منوچهر خان معتمدالدوله در سال 1246 هجري قمري ساخته شده است. اين كاروان سرا حياطي مربع شكل دارد كه در هر ضلع آن به طول 27 متر، هفت صفه و اتاق ساخته اند. در كنج هاي ضلع هاي شمالي و جنوبي، صفه مانندي ساخته شده كه به مال بند زمستاني راه دارد. در كاروان سرا در ضلع شرقي آن قرار دارد. كاروان سرا با آجر و ملاط ساروج ساخته شده است.   حمامها و آب انبارها در شهرستان رشت حمام پيرسراي رشتاين بنا در محله پيرسراي رشت واقع شده و از آثار اواخر دوره قاجار به سال 1334 ه. ق است كه توسط سه تن از افراد خير به نام‌هاي باقر، حاج حسن و حاج عبدالله و به معماري تقي نامي ساخته شده است. سازنده كاشي هاي حمام، محمد فرزند حاج يوسف كاشي ساز- سازنده كاشي هاي حمام حاجي محمد جعفر رشت- است.حمام حاجي محمد جعفر رشتاين بنا در بازار ساغري سازان شهر رشت واقع شده و بناي اصلي ان از آثار اواخر دوره قاجاريه به سال 1308 ه.ق است.سر در بنا داراي تزيينات كاشي‌كاري و كتيبه تاريخي است. كاشي هاي اين سردر، كار مشهدي يوسف كاشي ساز است.   قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان رشت مناره كسگر رشتاين مناره، در بخش مركزي از توابع شهرستان صومعه سراو در 36 كيلومتري باختر شهرستان رشت واقع شده است. مناره كسگر بر سر راه يك جاده قديمي معروف به شاه عباسي واقع شده و يادآور مناره هاي عظيم دوره سلجوقي است كه در ديگر نقاط ايران نيز وجود دارند. ارتفاع مناره 29 متر و قطر آن در پايه 7 متر و در بخش فوقاني 35/2 متر و شكل آن مخروطي است. اين مناره احتمالا از آثار دوره سلجوقي است كه در زلزله سال 69 به شدت آسيب ديده است.قلعه بندبن قاسم آباد رشتدر روستاي بندبن قاسم آباد برجي قديمي به ارتفاع 12 متر سر برآورده كه راه روهاي زيرزميني دارد و نقشي دفاعي داشته است. اين برج، بخشي از يك قلعه بزرگ بوده كه برج نگهباني ان در بخش جنوبي قلعه و مشرف بر دهكده بندبن هنوز سالم باقي مانده است.اين برج سنگي به ارتفاع 7 متر و قطر 5/4 متر، هشت سنگ انداز سالم دارد. از خود قلعه جز يك ديوار سنگي با ملاط گچ به طول پنج متر و به پهناي 120 سانتي متر چيز ديگري بر جاي نمانده و بخش شمالي آن توسط گنج يابان و غارتگران آثار باستاني ويران شده است. در جبهه خاوري، در قلعه به ارتفاع يك متر هنوز پابرجاست.  
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:12 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

بیرجند


  بيرجند و قهستان پيش از اسلام وجود داشته و بناي آن را به سام بن نريمان نسبت داده اند. اين شهرستان مهم‌ترين منطقه‌ي استان خراسان جنوبي است كه جمعيت آن در سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1375؛ 276.813 نفر بوده‌ كه از اين شمار 142.134 نفر مرد و 134.679 نفر زن بوده اند. بيرجندي ها مردمي سخت كوش، مهمان نواز و وطن دوست بوده و به سرزمين خود علاقه‌مند هستند. مردم اين منطقه زودآشنا، شاد، زود‌رنج و در دوستي استوار و پا برجا هستند. مردم بيرجند از نژاد آريايي و ايراني هستند‌ كه از دوران باستان در اين سرزمين ساكن شده اند. شماري خانوار عرب نيز در بيرجند زندگي مي كنند. مردم بيرجند به زبان فارسي و لهجه‌ي بيرجندي سخن مي‌گويند. در گفتار آنان واژگان پارسي پيشين شنيده مي شود. زبان عربي به طور پراكنده در بين شماري از مردم ناحيه، به ويژه عرب‌ها رواج دارد. بيرجندي ها پيرو دين اسلام و مذهب شيعه جعفري هستند. پيروان اهل تسنن و شماري زرتشتي نيز در بيرجند به سر مي برند. با توجه به شواهد تاريخي‌كه در برخي نقاط پيرامون شهر بيرجند به دست آمده است، وجود زرتشتيان در بيرجند، پيشينه‌ي درازي دارد.
ويژگي موسيقي محلي بيرجند در حركات ريتميك و نمايشي است و چوب بازي يكي از هنرهاي وابسته به رقص است كه ويژگي خاص خود دارد. شهرستان بيرجند وقهستان داراي زيباترين و لطيف ترين ترانه ها، آوازها و حماسي ترين رقص ها و آهنگ هاي سازي و آوازي است كه در كم‌تر نقطه اي از خراسان نظيرش را مي توان ديد اين شهرستان به سبب وسعت زياد داراي رقص ها و موسيقي بسيار متفاوت و متنوع است. رقم هاي پنج ضربي و سه تايي متداول در اين منطقه ويژگي خودش را دارد كه در ديگر نقاط ايران مرسوم نيست قطعات موسيقي سازي ويژه رقص هاي محلي در اين منطقه عبارتند از: اصيل، ناره ناره، فورگي، چنشتي، راست، چغل، چپ، زانو، سر ضرب، بخواب، بلوچي، شيرجه، احوال، اصول، به خاك، چپ و راست.علاوه بر رقص‌هاي فردي‌، دو نفره و دسته جمعي كه ذكر آن رفت، رقص هاي زيادي وجود دارد كه چون رقصندگان آن به چوب بازي نيز مي پردازند در اصطلاح محل در رديف چوب بازي ها به حساب مي آيند كه بسييار تخت وپيچيده است ونياز به مهارت، ممارست و تمرين، چابكي و انعطاف بدن دارد. آهنگ‌هاي قديمي بيرجند را عروس كشو و عروس كشان، محمل، روش و شبيه مارش است، نصروجو(مصروجان)، گوچه باغي ، بستره نمكي، غلام بخشي، پيش باز، لالايي، استقبال( خوش آمد گويي) تشكيل مي‌دهند.‌ فراقي نوعي دو بيتي خواني مرسوم به (فراقي ) نيز در منطقه رواج دارد كه روستاييان دايره وار دور هم مي نشينند و هر فرد با خواندن دو بيت از اشعار محلي به بيان هجران و فراق خود مي پردازند به شيوه خواندن يكسان وتكراري است هر فرد بيت آخري را به گونه اي فرد مي آيد كه نفر بعدي از لحن فرود مي فهمد كه نوبت اوست و بايستي فراقي را ادامه داد. بعضي از آهنگ‌هاي محلي بيرجندي كه در هر دوره اي مركب از بيست ضرب با موتيف هاي متناوباً سه تايي و دو تايي است.گرچه امروزه غذاهاي امروزي در منطقه رايج شده ولي غذاهاي محلي كه ازمواد در دسترس وتوجه به شرايط آب و هوايي درست مي شوند هنوز جايگاه خاصي دارند. غذاهاي محلي بيرجند را اشكنه عدس،‌اشكنه آلو،‌‌اشكنه نخود،اشكنه آرد گندم،اشكنه گوجه فرنگي،كشك زرد و...،خورشت قوارمه گوشت داغ (قورمه)، خورشت سبزي ، كوكو كما، غروت (كشك ) بادنجان، كشك زرد، كشك سياه، قاتق ماش، آبگوشت، آش رشته، آش عدس، شله زرد، گندم شير، قاتق عدس، نان جوش ، كاچي ، بنه ، گاورسي ، سابري ، خرما برشته و... انواع شيريني هاي اين منطقه را نيز نان زنجبيلي، نان رووركرده، نان چرخي، كلمبه، كلوچه قندي، نان لوله اي، كله كنو (شاه دانه) ، نان نارگيلي، نان گردويي، نان برنجي تشكيل مي دهد. هم‌چنين انواع نان‌هاي محلي نان دو آتشه، نان نوجوش، تفتان، روغن جوش، كماچ ، جان جاني، زردي ، ترشي ، نان قلفي ، نان گاورس، نان جو، نان سمنو، نان شلغمي، نان كلمبه ، نان سر پيازي، نان كنجدي و نان سر قلفي يز تعدادي از نان هاي محلي اين منطقه هستند. مکان هاي ديدني و تاريخيمكان هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان را بند عمر شاه‌بيرحند، بند دره بيرجند، آب انبار حاج ملك بيرجند، حمام چهار درخت بيرجند، امام زاده زيد بن موسي بيرجند، مسجدجامع بيرجند، سنگ نگاره و نقش كال جنگال بيرجند، سنگ نگاره لاخ مزار بيرجند، آرامگاه سلطان ابراهيم رضا بيرجند، ارگ حاجي آباد بيرجند، حسينيه بهرمان بيرجند، حسينيه حاجيه آمنه‌بيرجند، خانه پردلي بيرجند، مسجد جامع هندوان بيرجند، حسينيه آراسته بيرجند، حمام شوکتيه بيرجند، قلعه نهبندان بيرجند، باغ کوشک امير آبادبيرجند، يخچال شوکت آباد بيرجند، رباط آصف بيرجند، قلعه پايين شهر بيرجند، ارگ کلاه فرنگي بيرجند، خانه آراسته بيرجند، قلعه فورگ بيرجند، بافت تاريخي روستاي خوربيرجند، حسينيه و مدرسه نواب بيرجند، مسجد چهار درخت بيرجند، مجموعه باغ و عمارات اکبريه بيرجند، باغ و عمارت رحيم آباد بيرجند، ارگ بهارستان (قلعه خشتي) بيرجند، مصلاي بيرجند، مدرسه شوکتيه (حسينيه شوکتيه) بيرجند، آرامگاه ابن حسام خوسفي بيرجند، آرامگاه حسام الدوله بيرجند و خواجه خضر بيرجند تشكيل مي دهد. مشخصات جغرافياييشهر بيرجند، مركز شهرستان بيرجند استان خراسان، به پهنه اي حدود 2 هزار هكتار در جنوب خراسان، در مسير راه بازرگاني مشهد – زاهدان – پاكستان، در 32 درجه و 53 دقيقه پهناي شمالي و 59 درجه و 13 دقيقه درازاي خاوري نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد. بلندي شهر بيرجند از سطح دريا، 1480 متر و فاصله هوايي آن تا تهران، 791 كيلومتر است. اين شهرستان از شمال به شهرستان قاين، از خاور به افغانستان، از باختر به شهرستان هاي طبس و فردوس، و از جنوب به شهرستان نهبندان محدود است. آب و هواي اين شهرستان در نواحي جنوبي گرم و خشك و در ناحيه كوهستاني معتدل است. بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها، 40 درجه سانتي گراد مي رسد. فصل سرما از آبان ماه آغاز مي شود و متوسط حرارت به 10-6 درجه سانتي گراد و حداقل مطلق به زير صفر مي رسد. راه هاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از: راه آسفالته بيرجند – گناباد، به درازاي 214 كيلومتر. راه آسفالته بيرجند- شوسف، به درازاي 165 كيلومتر. راه شني بيرجند – اسد آباد، به درازاي 84 كيلومتر.راه شني بيرجند – خوسف، به درازاي 42 كيلومتر. وجه تسميه و پيشينه تاريخينام نخستين بيرجند «كهستان» يا كوهستان بوده، كه عربي آن «قهستان» است، يعني زميني كه در آن، كوه بسيار باشد. از آن جا كه اين ناحيه داراي جايگاه طبيعي و جغرافيايي ويژه‌اي بوده و كوه هاي زيادي دارد، به آن كهستان گفته اند و عرب ها آن را «قهستان» ناميده اند. در بر گزيدن نام بيرجند استدلال ها و دلايل متفاوتي ارايه مي‌شود. برخي بر اين باورند که واژه بيرجند در اصل «برگند» يا «بركند» و يا به گونه عربي «برجند» بوده است. «بر» به معني نيم، نصف و «گند» به معني شهر است. بنابراين برگند يا برجند، به معني نصف شهر است، كه به دليل كوچكي شهر، آن را برگند گفته اند. اندك اندك برگند به بيرگند و بيرجند تبديل يافته است. عده اي ديگر نيز واژه بيرجند يا بيرگند را شامل دو پاره بير، به معني چاه (در عربي) و گند يا جند، به معني مكان، محل و شهر در فارسي مي دانند، بر اين اساس معني آن شهري است كه داراي چاه و آب باشد. اين ناحيه كه محدوده بزرگي از خوسف در باختر، تا طبس مسينا در خاور را شامل مي شود، در مسير راه هاي ارتباطي مهمي بوده، كه نواحي جنوبي كشور را به هرات، نيشابور و خراسان بزرگ پيوند مي داده است. به بيان ديگر ناحيه بيرجند در محل برخورد سه ناحيه مهم خراسان بزرگ‌ در شمال، نواحي دروني فلات و نواحي جنوبي ايران در باختر و جنوب باختري، و نواحي سند و سيستان در جنوب خاور بوده است. بيرجند و قهستان پيش از اسلام وجود داشته و بناي آن را به سام بن نريمان نسبت داده اند. برخي نيز آن را بخشي از قلمرو فريدون، پادشاه پيشدادي مي دانند. وجود روستاهايي در اين ناحيه چون سلم آباد، فريدون، گيو، و … مويد اين گفتار است. ناحيه بيرجند در 29 هـ . ق به دست مسلمانان افتاد و تا 259 هـ . ق، از سوي فرستاده گان خلفا اداره مي شد. در اين سال يعقوب ليث صفاري، به منظور سركوبي عبدالله بن محمد بن صالح سگزي، كه نزد محمد بن طاهر به نيشابور رفته بود، از راه قهستان و قاينات، رهسپار نيشابور شد. وي در سر راه خود، بيرجند و ديگر نقاط قهستان را گشود و حاكماني بر آن مناطق گمارد. قهستان تا سال 299 هـ . ق، در دست خاندان صفاري سيستان بود. از اواخر سده پنجم هـ . ق، حسن صباح براي برانگيختن مردم اين ناحيه، يك نفر داعي به نام حسين قايني را به آن جا فرستاد. دعوت وي كه خود از مردم قهستان بود، با پيروزي رو به رو شد، زيرا مردم بيرجند و پيرامون آن، از حكومت سلجوقيان به تنگ آمده بودند. كار اسماعيليان در قهستان بالا گرفت و در خاور قهستان موفق به ايجاد يك حكومت محلي شدند. در ميانه سده 7 هـ . ق، هلاكوخان مغول به دفع اسماعيليه برخاست و سپاهيان وي هفتاد قلعه يا دژ اسماعيليه را در ايالت قهستان گشودند. هر چند نام بيرجند از سده 7 هـ . ق مطرح شده، ولي تا دوران صفويه، يعني سده 10 و 11 هـ . ق، هم چنان قصبه اي بيش نبوده است. از اين زمان فصل نويني در تاريخ اين شهر گشوده شده است. در اواخر دوران صفوي، بيرجند حاكم نشين ولايت قاينات شده و فرمانروايان آن، در فتنه افغان و لشكركشي هاي نادر شاه افشار، اهميت ويژه اي به دست آوردند و مايه رونق و اعتبار شهر بيرجند گرديدند. از اين پس روز به روز بر پهنه و جمعيت آن افزوده شد و بدين ترتيب عوامل سياسي، مقدمات ايجاد شهري را در يك محيط جغرافيايي نامساعد فراهم كردند.   مساجد و مدارس مذهبي درشهرستان بيرجند مسجد چهار درخت بيرجند مسجد جامع چهار درخت، از مكان‌هاي مذهبي مهم و مورد توچه مردم بيرجند است و در سده 6 هـ.ق. بنا شده است. مسجد چهار درخت در محل ميدان چهار درخت (قديمي ترين ميدان بيرجند) و در مجاورت مسجد عاشورا قرار دارد. اين مسجد داراي دو درب ورودي است که يک درب از محل ميدان به صحن مسجد راه دارد و ورودي دوم که در ضلع جنوب مسجد قرار گرفته مستقيما به شبستان ستون‌دار منتهي مي شود. ورودي اول داراي تزيينات آجرکاري بوده و ساخت آن مربوط به اواخر دوره قاجار يا اوايل دوره پهلوي است ولي ورودي دوم که مستقيما به شبستان مي رسد داراي طاق جناغي و تزيينات رسمي بندي است و به زمان ساخت خود مسجد بر مي‌شود. ساخت اين بنا مربوط به دوره صفويه است. شماره ثبت تاريخي اين مسجد 2404 است. مسجد جامع هندوان بيرجند بناي مسجد جامع هندوان در روستاي هندوان – حدود هفتاد کيلومتري شرق بيرجند واقع است و به نظر مي رسد که اصل آن در دوره تيموري ساخته شده و در دوره هاي بعد الحاقاتي بدان اضافه شده باشد. نقشه مسجد داراي سه فضاي گنبد دار، شبستان و ايوان است. مسجد رو به سمت شمال، سه گنبد خانه و در جلوي آن شبستان طاق‌دار هشت دهانه اي دارد. ساختمان بنا از آجر – در دو اندازه – ساخته شده و خطوط نامنظم بنا و تنوع ضخامت ديوارها دلالت بر دوره هاي مختلف ساختماني دارد که جدا کردن آن‌ها از همديگر به جهت فقدان کتيبه و مدارک تاريخي مرمت کلي که به تازگي انجام گرفته و شباهت سبک معماري دشوار است قديمي ترين قسمت مسجد گنبد خانه جنوب باختري است. اين گنبد خانه در پايه مربع شکل است و در هر طرف آن قوس هاي سه تکه اي قرار دارد که به صورت اسپرهاي مستطيل ترتيب يافته است. در ديوار جنوبي محراب طاق‌نما مانندي است. اختلاف سطح گنبد خانه ها شبستان و ايوان ورودي از خارج باعث عدم تناسب آن ها شده است. در گوشه شمال خاوري پلکاني جهت دسترسي به پشت بام تعبيه شده است. تاريخ اين بنا با توجه به فيلپوش ها و کاربندي زير گنبد مربوط به دوره تيموري – قرن نهم ه.ق است. مصلاي بيرجند مصلاي‌بيرجند‌در محل سه راهي اسدي فعلي بيرجند و در کنار کاروان‌سراي قديمي مستوفي قرار دارد. ساخت اين بنا را به فرشيد خان از رجال عصر قاجار و معماري آن را به استاد فرج نسبت مي دهند. بنا شامل ايواني بلند است که به صورت طاق کليل آذري اجرا شده است. در سمت شمال ايوان شبستان بنا قرار دارد. شبستان داراي چهار ستون چهار ضلعي و پوشش گنبدي است. مصلي بيرجند با شماره 1879 به ثبت تاريخي رسيده است.حسينيه و مدرسه نواب بيرجند اين حسينيه در زمان شاه عباس صفوي به فرمان امير زاده خاتون ملقب به نواب يا بيبي نواب ساخته شده است. تاريخ 1001 ه.ق موجود در کتيبه سردر ورودي سال ساخت آن را نشان مي دهد اين بنا به صورت دو ايواني ساخته شده است. سردر ورودي، هشتي، صحن، دو ايوان و اتاق ها و پنجره هاي متعدد از ويژگي هاي اين بنا است. مهم‌ترين ويژگي هاي اين بنا تزيينات زيباي گچ‌بري آن است که در جاي جاي آن ديده مي شود. اين تزيينات شامل مقرنس، رسمي بندي، کتيبه هاي گچي و گچ‌بري هاي اسليمي و گل و گياه است. اين بنا با شماره 1884 به ثبت تاريخي رسيده است. حسينيه بهرمان بيرجند بناي حسينيه بهرمان به‌وسيله شخصي به نام بهرمان که نام حسينيه نيز از وي است در دوره قاجاريه احداث شده است. و به‌طوري که مي گويند يکي از حسينيه هاي معروف بيرجند همين مکان بوده که مورد احترام خاص و عام قرار داشته و در آن مراسم روضه خواني و مرثيه خواني و مواردي مشابه اجرا مي شده و کساني که نذر و نياز داشته اند به اين حسينيه اهدا مي کردند. ورودي طراحي شده براي اين حسينيه يك‌سردر ورودي است که در حال حاضر درب قديمي آن نيز که داراي کولون و کوبه است. سقف اين سردر به صورت کليلي آذري دو گلويي ساخته شده است که اطراف آن به وسيله نقوش آجري زيگزاگ و مضاعف تزيين شده است.بعد از درگاه هشتي قرار دارد که کف آن نيم متر يا بيش تر پايين تر از کف معبر عمومي است. هشتي اين حسينيه تشکيل شده از پنج طاق نماي سکودار که در اطراف اضلاع ساخته شده و بر فراز اين مکان سقف گنبدي زيبايي قرار گرفته است که اين گنبد به وسيله رسمي بندي از مرکز به اطراف آذين بندي شده است. سقف طاق نماهاي سکودار نيز به صورت قوس سه بخشي تند طراحي شده در گوشه اي از هشتي رشته پلکاني تعبيه شده که فضاي ارتباطي به پشت بام حسينيه است. از هشتي فقط يک راه ارتباطي به صحن وجود دارد که آن هم از طريق اتصال به يک دالان پيچدار صورت مي گيرد که سقف اين دالان بصورت هلالي است. صحن حسينيه که فضايي محدود و کوچک ساخته شده عبارت است از چند طاق‌نماي سکودار که سقف آن ها به صورا کليل آذري دو گلويي ساخته کار شده و طاق نماهايي که به صورت کشيده و کم عرض با سقفي به صورت قوس شاخ بزي تزيين شده است که بخش فوقاني طاق‌نماهاي مذکور به وسيله مقرنس کاري آذين شده است.طاق‌نماهاي سکودار نيز به صورت قرينه در مجاورت هم قرار گرفته‌اند. هم‌چنين حسينيه داراي اطاق هاي متعددي است که هر کدام ويپگي هاي خاص خود را به جهت استفاده اي که از آن مي شده دارند. اطاقي که در صحن باختري صحن قرار گرفته بسيار ساده با چند طاقچه و مساحت کم با سقف لوله اي يک گلويي ساخته شده است. آشپزخانه حسينيه نيز در کنج غذبي آن قرار دارد که اجاق و سکوهاي مختلفي در آن تعبيه شده است. به لحاظ اين‌که از اين مکان ها در ايام سوگواري خصوصا محرم براي نراسم تعزيه خواني پرده خواني و سينه زني استفاده مي شد قسمتي از فرهنگ سرزمين ما را در خود نهفته دارد که بايد اين موارد بررسي شود و چنانچه در تواريخ آمده است در ايام سوگواري سالار شهيدان امام حسين (ع) اين اماکن را سياهپوش کرده و آن را با طوق و نخل و علامت و کتل آذين مي کردند اگر چه شيوه به کار رفته در معماري اين حسينيه تلفيق هنر معماري بيگانه و اسلامي است ولي از عناصر معماري در آن استفاده شده به عنوان نمونه پيش ايوان و ستون هاي حمال و باربري آن از بخش هايي است که معماري بيگانه به اين سرزمين وارد نموده است.   باغها، کاخها و موزه ها درشهرستان بيرجند باغ کوشک امير آبادبيرجندزمان احداث بنا به درستي مشخص نبوده و اطلاعات باقي‌مانده راجع به اين بنا از نظر تاريخچه محدود است ولي احداث بنا به اوايل دوره قاجاريه برمي‌گردد که مربوط به خاندان شيبايي به نام معصوم خان بوده است و صرفا به عنوان سکونت گاه ايت ضخص و خانواده او استفاده مي شده که شخص مزبور يکي از فئودال هاي منطقه محسوب مي شده است.مشخصات بنا و باغ و کوشک امير آباد که هم به صورت سکونت‌گاه و هم جهت گردش‌گاه مورد استفاده ساکنين قرار مي گرفته به طور کلي در دو بخش بيروني و اندروني احداث شده است. فضاي ورودي به باغ دربي عريض صورت مي گيرد که اين درب يک محوطه وسيع که احتمالا محل درشکه ها شايد به عنوان محل انتظار جهت اطاقک هايي نيز اطراف آن به وجود آمده است که محل اقامت نگهبانان و خدمه باغ بوده است که علاوه بر آن اطاقي نيز در اين قسمت به مطبخ بيروني اختصاص داده شده است.طبقه اول بنا علاوه بر پيش ايوان داراي اتاق شاه نشين است که فضاي‌داخلي آن با توجه به معماري به کار رفته در آن خيلي متنوع نبود و تزيينات خاصي نيز در آن ايجاد نشده است و منحصرا داراي طاقچه هاي ساده است که دو ورودي به طور قرينه در دو طرف آن به وجود آمده است. به طور کلي بخش اندروني با توجه به فضاي خاص آن محل سکونت مشخصي براي افراد خانواده حاکم بوده است و اما بخش بيروني که‌از ديگر قسمت هاي باغ‌سازي ايراني است در اين باغ در جبهه شمالي اندروني قرار گرفته است و اين بخش به‌وسيله باغچه‌اي وسيع با درختان ميوه از انواع مختلف از قسمت اندروني با عمق نسبتا کمي جدا شده است. به عبارت ديگر اندروني باغ يک متر بالاتر از بيروني واقع شده است. فضاهايي که در بناهاي بخش بيروني ايجاد شده يک رشته بناي طولي است که داراي قسمت هاي مختلفي است که از آن جمله مي توان به دالان‌هاي ارتباطي به اطاق هاي متعدد،اطاق هاي منفرد با معماري و ويژگي خاص انباري، مطبخ و غيره اشاره نمود.اين طور به نظر مي رسد که محوطه بيروني و فضاهاي احداث شده در آن کاربرد مختلف و متفاوتي به لحاظ وضعيت ساکنان داشته است. به طوري که اين قسمت صرفا جهت پذيرايي از مهمانان و ملاقات کنندگان با حاکم مورد استفاده قرار مي گرفته است. بيروني اين باغ محوطه کاملا وسيعي را به خود اختصاص داده است که در اطراف آن درختاني تزييني درختان ميوه و جوي هاي کوچک و بزرگ به وجود آمده است. که اين درختان خيابان هاي کم عرض را براي بيروني شکل داده است از جمله درختان ميوه اي که در اين محوطه غرس شده است مي توان به سيب، زرد آلو، انار، و پسته اشاره کرد و درختان تزييني آن شامل کاج، سرو، صنوبر و چنار است. باغ مزبور و درختان داخل آن به وسيله يک رشته قنات که از طرف اندروني به طرف بيروني هدايت مي شود آبياري مي گردند. در حال حاضر اين باغ و محوطه آن به چند خانواره بيرجندي از طرف اوقاف به اجاره واگذار شده‌است که از بناهاي ايجاد شده در داخل آن به عنوان سکونت استفاده مي شود و محوطه آن که به صورت باغ است جهت کشاورزي و باغباني واگذار شده است. اين باغ نيز به دليل فضا سازي در دو قسمت به عنوان اندروني و بيروني ويژگي هاي بارزي را به دليل موقعيت خود دارا است. مجموعه باغ و عمارات اکبريه بيرجند اين مجموعه شامل‌باغ،‌‌عمارت،‌سردرب‌ورودي، اصطبل، حمام، خم‌خانه، بخش اداري، تالار تشريفات، استخر و غيره است و در انتهاي خيابان معلم قرار گرفته است. به طور کلي اين مجموعه از شرق به غرب ساخته شده است. قديمي ترين بخش که در شرق مجموعه قرار گرفته است بناي شوکت الملک است که در زمان شوکت الملک در دو طبقه ساخته شده است. اين قسمت اکنون به کتاب‌خانه معاونت معرفي و آموزش ميراث فرهنگي بيرجند اختصاص داده شده است. بخش مرکزي که از لحاظ معماري جالب ترين بخش مجموعه است در دو طبقه ساخته شده است‌که اکنون به عنوان موزه باستان شناسي و مردم شناسي استفاده مي شود. اين بخش داراي ميان‌خانه تالار آيينه، ايوان ستون‌دار و اطاق هاي متعدد است اين قسمت از لحاظ تزيينات نيز جذاب‌ترين بخش است به طوري که داراي تزيينات مقرنس، گچ بري، و آيينه‌کاري در داخل و آجرکاري نماي خارجي بنا است. آخرين بخش که به عنوان بخش اداري ساخته شده است در غرب مجموعه قرار دارد و شامل يک راهرو طويل با اتاق هايي در دو طرف است. اين بنا با شماره 2326 به ثبت تاريخي رسيده است. باغ و عمارت رحيم آباد بيرجندباغ و عمارت رحيم آباد دارالحکومه اسماعيل خان شوکت الملک‌ در حدود سال 1315 ه.ق بوده است. مجموعه رحيم آباد داراي باغ، اصطبل، انبار، بناي ورودي، استخر و عمارت اصلي است و در انهاي خيابان مدرس در شهر بيرجند قرار گرفته است. ويژگي مهم اين بنا تزيينات زيباي آن است که شامل آيينه‌کاري‌ها و گچ‌بري‌هاي بسيار زيبايي با نقش حيوانات، گل و گياه و نقوش اسليمي است. اين بنا با شماره 2707 به ثبت تاريخي رسيده است. خانه پردلي بيرجند خانه پردلي به عنوان يکي از منازل زيبا و قديمي بيرجند يادگاري است از معماري دوران قاجاريه که فضاي کالبدي و ساختار آن مشخص کننده نوعي فرهنگ معماري بيگاني است و عنصري از معماري که در آن به کار رفته يعني پيش ايوان سرتاسري و ستون هاي روي آن برگرفته از معماري آذري است که مبدا آن کشور روسيه بوده است و اصول معماري به‌کار رفته در اين بنا نشانگر تلفيق معماري ايراني و معماري بيگانه است. منازب قديمي با مشخصات منزل پردلي بيانگر آداب و رسوم اجتماعي افراد و نشانگر ذوق و سليقه معماران قاجاريه است‌که با استفاده از معماري اسلامي ساختار جديدي را به وجود آورده اند که بارزترين نمونه آن پيش ايوان و ستون ها باربر است که فقط جنبه زيبايي داشته و علاوه بر اين عنصر معماري به کار رفته در بنا و تزيينات آن نيز قابل وصف است چرا که نمونه آن در شهرستان بيرجند کم‌تر ديده شده است. موزه مردم شناسي بيرجنداين موزه که در طبقه همکف باغ اکبريه در ارديبهشت ماه 1377 ميکوشد تا مشاغل و حرف منطقه جنوب خراسان را به نمايش بگذاردو گوياي شيوه معيشت و مشاغل مردم اين منطقه باشد، شيوه هايي كه در گذشته نه چندان دور پا بر جا بوده اند اما اكنون بسياري از آنها از بين رفته و برخي ديگر در حال نابودي است. از قسمت هاي اصلي اين موزه مي توان به مراسم عروسي ، كشاورزي ، سفالگري، عطاري، كفاشي، حكيم باشي، قالي بافي، نخ ريسي ، پارچه بافي و آهنگري اشاره كرد كه با استفاده از پيكره هاي ساخته شده به نمايش درآمده اندموزه باستانشناسي بيرجندموزه باستانشناسي بيرجند در طبقه فوقاني ساختمان مرکزي باغ اکبريه در سال 1371 افتتاح شده است. ساختمان اكبريه بنايي است كه در دوره قاجاريه و در زمان حكمراني ((شوكت الملك)) در دو طبقه احداث شده است وبا توجه به تزيينات به كار رفته در ان شامل تالار آيينه ، گنبد كلاه فرنگي و ديگر تزيينات از قبيل مقرنس لانه زنبوري و رسمي بندي صرفاً براي پذيرايي از نمايندگان داخلي و خارجي مورد استفاده قرار مي گرفت. اين موزه با توجه به غناي فرهنگي منطقه و جذب گردشگران ، احداث شده است. اين موزه در سال 1375 با زير بنايي به وسعت 600 متر به سازي و غني تر شده است. بخش هاي سفال ، فلز ، روشنايي، قرآن و كتاب ، سكه و اشياي متعلق به((اميراسدالله علم)) تشكيل دهنده اين موزه هستند. سير تاريخي موزه باستان شناسي يك دوره تاريخي از هزاره سوم قبل از ميلاد تا دوره قاجاريه را در بر مي گيرد.   عمارات و محوطه هاي باستاني درشهرستان بيرجند خانه آراسته بيرجند اين بناي زيبا در داخل بافت تاريخي بيرجند و در محور فرهنگي چهاردرخت قرار دارد. اين خانه تمامي ويژگي هاي خانه هاي سنتي را از لحاظ هماهنگي و همگوني با اوضاع جغرافيايي اقليمي اجتماعي اقتصادي و اعتقادي ساکنان خود دارد. دارا بودن عناصري مانند سردر ورودي، هشتي، دالان يا دهليز، حياط مرکزي، ايوان، اطاق هاي متعدد در چهار طرف، پوشش هاي گنبدي، ديوارهاي قطور و استفاده از خشت و گل در ساخت بنا از جمله اين ويژگي ها است. اين خانه متعلق به آقاي فرهنگ بوده و زمان ساخت آن به دوره قاجار بر مي گردد و با شماره1891 به ثبت تاريخي رسيده است. رباط آصف بيرجنداين بنا توسط آصف الدوله که در سال 1251 ه.ق والي خراسان بوده است بنيان گذارده شده است. اين رباط با پلان چهار ضلعي ساخته شده و داراي حياط مرکزي وسيعي است که در اطراف آن حجره ها و فضاهاي ديگر بنا شده است. اين بنا جزو بناهاي دو ايواني محسوب مي شود. حياط مرکزي رباط ياد آور اتراق کاروان هاي مختلف در اين قسمت است. اين بخش بسيار ساده و عاري از هر گونه عنصر معماري است. اصطبل سر پوشيده اين بنا در قسمتي دور از اتاق هاي استراحت مسافرين احداث شده است و فضاي داخلي آن تقريبا دو يا سه برابر فضاي داخلي اتاق ها است. در ضمن بناي رباط آصف جزو خانه هاي رباط بياباني درشت محسوب مي شود. ارگ حاجي آباد بيرجند ساختمان‌هاي ارگ‌حاجي‌آباد به‌وسيله امير شوکت‌الدوله علم بنا شده است و به علت اين‌که حاکم مزبور دو همسرداشته است يکي از همسران وي که اصليت آن هريوندي بوده است در اين ارگ اقامت مي گزيند و همين زن مادر اسدالله اعلم مي شود. قناتي نيز به نام حاجي آباد در کنار ارگ احداث مي شود و بعد از آن دهي نيز به نام حاجي آباد زيربجد به وسيله خدمه و افراد روستايي ايجاد مي شود. به طوري که گفته اند شوکت الملک ماهي دو بار به اين ارگ مي آمده است و بعد از فوت شوکت الملک اين ارگ به دخترش که زن خزيمه علم بوده به ارث مي رسد. مطلعين مي گويند ساختمان ارگ در طبقه اول تماما با پارچه هاي رنگين پوشيده بود. هم‌چنين استخر آبي که روبه‌روي ارگ است در مقابل درب ارگ قرار داشته و ساختمان ارگ نيز در زمان خود محل حکم‌راني فرمان‌رواي قهستان يعني شوکت الملک علم بوده است محوطه ديوار ارک داراي 4 برج بوده است که جهت نگهباني از آن استفااده مي شده است. هم‌چنين اين ارگ داراي 4 باغ بوده که به نام هاي باغ بزرگ – باغ نهالي – باغ زيرين و باغ طاقي خوانده مي شدند و محوطه ارگ را در ميان گرفته بودند. به تدريج به علت اين‌که قنات شوکت آباد قنات حاجي آباد را خشک کرد باغ هاي اين محل رو به نابودي و تخريب گذارد و محل روستا خالي از سکنه شد. تاريخ بنا نيز به اواسط دوره قاجاري9 مي رسد که مشخصات بنا ارگ حتجي آباد از 2 بناي مستقل تشکيل شده به عنوان اقامتگاه تابستاني از آن استفاده مي شده است. ساختمان جلويي که از بناي ديگر بزرگ‌تر است و فرم آن از بخش به وجود آمده طبقه هم‌کف و طبقه اول بنا مشتمل بر چند دالان سرسرا و اتاق هاي تشريفاتي يا 2پذيرايي و اتاق هاي نشيمن است. به طور کلي اتاق ها شامل چند طاقچه به صورت قرينه و غير متقارن مي باشند. و تزيينات اين طبقه فقط در دو اتاق تشريفقاتي به صورت زيبايي ديده مي شود که تزيينات آن شامل مقرنس و گچبري هاي حاشيه فوقاني ديوار اتاق هاي مذکور مي باشد. تمامي طاق هاي موجود در اين طبقه بصورت کشيده و با قوس نيم دايره بوجود آمده است. نحوه قرار گيري اتاق هاي کوچگ و اتاق هاي بزرگ در طبقه اول بصورت قرينه است به‌طوري که اتاق نشيمن جبهه شمالي بنا در مجاورت جبهه جنوبي ساخته شده و به همين ترتيب... ضمنا ورودي طبقه اول از طريق يک دالان صورت مي گيرد لازم به ذکر است که دالان هاي عنصر دسترسي فضاها نسبت به يکديگر است سقف اين طبقه بصورت ضربي و با طاق خنچه پوش تحت پوشش داده شده است بدنه بنا تخريب شده و از بين رفته .است. راه پله از کناره خاوري بنا بوده که در حال حاضر فقط آوار آن باقيست بخش همکف بنا مشتمل بر دالان هاي ورودي است که مشتمل بر دالان هاي ورودي است مه ارتباط دهنده فضاهاي داخلي بخش همکف بنا نمي باشند همچنين اين بخش داراي شومينه هاي بسيار ساده اس در بدنه ديوار است. اين طبقه فاقد تزيينات است. اتاق ها نيز به شکل تو در تو با فرم چهار گوش که طاقچه هايي متعددي در آن تعبيه شده که سقف طاقچه ها نيم دايره است طاق‌نماها نيز دارا ي فرم طاقچه ها مي باشند بدنه خارجي بخش هم کف با استفاده از طاق‌نماها متعدد با قوس تيز شکل جالب توجهي به بنا داده است.ورودي دالان همکف به‌طور قرينه در دو طرف بصورت طاقدار با قوس خنچه پوش يک گلويي تزيين شده است سقف بخش همکف در بهضي مناطق گنبدي و در مواردي نيز به صوزت خنچه پوش است. بخش همکف بنا احتمالا محل اقامت نگهبانان بنا ارگ و خدمه آن بوده است که جهت استراحت به اين بنا مي آمدند بناي دوم که در فاصله 30 متري در جبهه شکال باختري بناي ارگ واقع است مخصوص اقامت اصطبل بانان و نگهداري چهارپايان بوده است. بخش همکف بناي دوم مشتمل بر چند اتاق است که با استقاده از راهرو و دالان به تمامي قسمت هاي اين بخش رفت و آمد مي کردند. طبقه اول شامل چند اتاق است که در آن هيچ تزييني به چشم نمي خورد. از طريق يک پلکان از جبهه شمالي بنا از پايين به طبقه اول فضاي ارتباطي چه امروزه از سقف طبقه اول چيزي باقي نمانده است ولي شواهد مشخص کننده پوشش تخت در اين طبقه مي باشد . مصالح به کار رفته در اين دو بنا خشت خام، آجر، گچ و کاه گل و چوب مي باشد. که خشت خام روي تير چوبي و پروازها حالت سقف به بنا داده است. نوع بهره برداري خصوصيات بارز بنا ار اين بنا بدليل تخريب فضاهاي اصلي استفاده اي نمي شود و اگر قسمتهاي مخروبه آن مرمت شود مي توان از اطراف بنا جهت يک مکان تفريحي استفاده کردو حتي از خود بنا نيز مي توان به به عنوان چايخانه سنتي و يا يک مکان فرهنگي استقاده کرد. عوامل تزيين شده و نوع آن ها 1. تزيينات گچبري بدنه فوقاني ديوار در اطاق هاي شمالي جنوبي طبقه اول ارگ 2. نوع طاق ها که با قوس هاي خنچه پوش تخت آذين شده است. 3. نوع طاقچه ها با سقف نيم دايره 4. چشمه طاق هاي طبقه اول ارگ که در تمام جاهاي بنا به چشم مي خورد. طاق‌نماهاي متعدد بنا که با قوس تيز ساخته شده است توضيح ضروري و اختصاصي بنا ياد آور اين نکته ضروري است که اين ارگ باعث آباداني اطراف آن نيز شده است. به طوري که بعد از حفر يک قنات و تامين آب منقه روستايي به نام حاجي آباد در کنار آن احداث شد و اکثر اهالي آن نيز به خدمت ارگ درآمدند مي توان گفت بناي ارگ به لحاظ مسطح بودن سقف بام با استفاده از نيرهاي چوبي کنار هم هيچ شباهتي به معماري منطقه گرم و خشک نداشته و همان مساله در مورد ارگ هاي حکومتي مطرح مي شود که حاکمان سعي داشتند که ارگ و ساختمان حکومتي آن‌ها مشابعتي با منازل عام نداشته باشد.بخاطر همين امر است که ما در اين بنا سقف گنبدي و شاخص هاي معماري کويري را مشاهده نمي کنيم. و به همين علت اين ارگ را مي توان ساختمان مهم در کنارديگر بناهاي حکومتي دانست اگر چه داراي ارزش هاي معماري فراواني است ولي نسبت به ارگ هاي موجود ديگر در شهرستان بيرجند داراي ارزشمندي کم‌تري است. سنگ نگاره و نقش كال جنگال بيرجند مجموعه نگاره‌هاي کال‌جنگال در طول دوره‌اي به همين نام و در فاصله حدود 35 کيلومتري جنوب باختر بيرجند در رشته کوه باقران پراکنده اند. اين نگاره ها شامل تصاوير و کتيبه هاي مربوط به دوره اشکاني است. تصوير اول شامل تصوير جنگ يک مرد پارتي با يک شير است که کمي کوچک‌تر از اندازه طبيعي ترسيم شده است. در بالاي اين تصوير کتيبه اي پهلوي در دو سطر ديده مي شود که تصوير دوم تصوير سر يک مرد پارتي به حالت نيم رخ است. در زير اين تصوير نيز کتيبه اي پهلوي در يک سطر نگاشته شده است. مهم‌ترين بخش کتيبه ها شامل هفت سطر کتيبه پهلوي است که بر روي دو تخته سنگ که در کنار هم قرار دارند نگاشته شده اند. متاسفانه به دليل پوسته شدن لايه سنگ اين کتيبه ها به شدت در معرض تخريب قرار دارند. تنها نوشته‌اي كه در نقش مرد و شير ‌سالم مانده؛ چنين است: بري ارتخشتر نخوري خشترب (يعني: پورا در شير نخور شهربان) اين نوشته از دوران ساسانيان بوده و اهميت بسياري دارد. اين كتيبه به شماره 2532 به ثبت تاريخي رسيده است. سنگ نگاره لاخ مزار بيرجندسنگ‌نگاره لاخ‌مزار بيرجند در جنوب خاوري شهر بيرجند در كنار آبادي كوچ قرار دارد. بررسي‌ها نشان داده‌كه از دوران پيش از تاريخ تاكنون رهگذراني كه از دره كوچ و از كنار سنگ گذشته و مسير خراسان به كرمان را طي كرده‌اند؛ يادگارهايي بر سنگ نگاشته‌اند كه بيانگر انديشه و باورهاي‌شان بوده و به شمار مي‌رود. نبشته‌ها؛ شامل خط‌هاي تصويري، پهلوي اشكاني، پهلوي ساساني، فارسي و عربي هستند. علامت‌ها ، نشانه‌ها و سمبل‌هايي از مظاهر طبيعت را شامل مي‌شودارگ کلاه فرنگي بيرجندارگ کلاه‌فرنگي در حاشيه خيابان شهيدمطهري واقع شده و اکنون ساختمان بخشداري مرکزي بيرجند است. اين بنا که در شش طبقه و به سبک زيگورات ساخته شده است از بناهاي شاخص بيرجند است. از شش طبقه بنا تنها دو طبقه آن داراي کاربري است و بقيه طبقات تنها به منظور فرم بخشي ساخته شده اند. در مرکز بنا حوض خانه با ويژگي هاي معماري جالب توجهي وجود دارد. ورودي اصلي بنا در ضلع جنوبي آن قرار دارد که قبل از آن پيش طاقي ساخته شده که از آجر واقع شده است. فضاي حوض خانه از لحاظ تزيينات مهم‌ترين بخش بنا است. تزيينات انبوه مقرنس از جمله اين تزيينات است که در سقف ديده مي شود. اين بنا محل حکمراني حسام الدوله بوده است وزمان ساخت آن‌ به دوره زنديه بر مي گرددارگ بهارستان (قلعه خشتي) بيرجندارگ بهارستان مجموعه بناهايي است‌که‌ در‌کوچه‌کوشه اي بيرجند واقع است. مهم‌ترين بخش بنا کوشک آن است که در سه طبقه و به صورت هشت ضلعي ساخته شده است. نماي خارجي اين بخش داراي تزيينات آجرکاري با زره هاي هندسي شبيه بناهاي دوره زنديه شيراز است. بخش دوم قلعه دفاعي بنا است که داراي يک برج و حصار است اين بخش که از خشت و گل ساخته شده است آسيب هاي زيادي بر اثر عوامل جوي بر آن وارد شده است. سومين بخش حياط اندروني و اطاق هاي دور تا دور آن است پس از تاسيس مدرسه شوکتيه که مخصوص پسران بوده است اين بخش از ارگ به مدرسه دختران اختصاص مي يابد و نام مدرسه نسوان را به خود مي گيرد. زمان ساخت مجموعه مربوط به دوره زنديه است. يخچال شوکت آباد بيرجندساخت اين بنا به اواسط دوره قاجاريه بر مي گردد و در معماري آن از سه قسمت استفاده شده است. 1- ديوار يخچال 2- حوض يا استخر 3- محفظه يخدان.ديوار يخدان از روي هم گذاشتن چينه هاي گل که در داخل آن شن ريزه جهت استحکام به کار رفته ساخته شده است. اين ديوار طول زيادي نداشته است. حوض يا استخر که محل يخ بستن آب بوده عمقي حدود يک متر داشته است که با آجرهاي مخصوص و ساروج ساخته شده است و حتا کف آن نيز توسط آهک و ساروج ساخته شده و نفوذ پذيري خود را از دست داده است. استخر داراي پلان مربعي است. محفظه يخدان: از چند قسمت تشکيل يافته است و داراي فرم مدور است. 1- مخزن 2- ورودي 3- ديواره 4-گنبد ديواره. محفظه يخبندان از مصالحي چون خشت و گچ ساخته شده است و تقريبا سالم مانده است.   حمام ها و آب انبارها درشهرستان بيرجند آب انبار حاج ملك بيرجنداين بنا در خيابان مطهري و كوچه آيتي بيرجند واقع شده و از آثار اواسط دوره قاجاريه به شمار مي‌آيد. آب انبار حاج ملك داراي راه پله‌اي با 84 پله و محدوده وسيعي با دو مخزن بزرگ ذخيره آب است. حمام چهار درخت بيرجنداين بنا در بافت قديمي محله چهار سوي بيرجند واقع شده و از آثار دوره قاجاريه به شمار مي‌آيد. بناي حمام پايين‌تر از سطح معبر قرار گرفته و مشتمل بر رخت كن، گرمخانه، خزينه‌هاي آب سرد و گرم، تون و فضاهاي مربوط ديگر است. اين حمام ، امروزه متروك شده و تنها از فضاي رخت كن آن براي ورزش باستاني استفاده مي‌شود.اين بنا در بافت قديمي محله چهار سوي بيرجند واقع شده و از آثار دوره قاجاريه به شمار مي‌آيد. بناي حمام پايين‌تر از سطح معبر قرار گرفته و مشتمل بر رخت كن، گرمخانه، خزينه‌هاي آب سرد و گرم، تون و فضاهاي مربوط ديگر است. اين حمام ، امروزه متروك شده و تنها از فضاي رخت كن آن براي ورزش حمام شوکتيه بيرجنداز لحاظ تاريخي حمام شوکتيه به حمام قلعه مشهور بوده است و وجه تسميه آن نيز به دليل واقع بودن اين حمام در داخل حصار قلعه (محل) امارت امير سليمان خان حاکم وقت بيرجند بوده است که حمام مزبور مورد استفاده خانواده امير قرار مي گرفته و در يک روز مختص خدمه و نگهبانان قلعه بوده است و در هفته يک روز درب قلعه جهت استفاده عموم باز مي شد. حمام شوکتيه اولين حمامي بود که به روش جديد و با استفاده از لوله کشي مورد استفاده قرار مي گرفت. در جلوي حمام محوطه اي نيز به نام درشکه خانه وجود داشت که بزرگان و خانواده امير از آن براي استحمام وارد حمام مي شدند. تاريخ ساخت اين حمام 1326 ه. ق است. عوامل متعددي در شکل گيري فضاها و بخش هاي حمام نقش اساسي داشته اند که مهم‌ترين آن ها را مي توان تنظيم دما رطوبت و مسير دسترسي دانست.فضاي اصلي حمام شوکتيه از چند قسمت مجزا تشکيل شده است که عبارتند از: 1- بينه 2- ميان در 3- سرويس بهداشتي 4- گرمخانه حمام ها از جمله بناهايي بوده اند که در طراحي آن ها سعي شده است که از سطح معبر پايين تر ساخته شوند. حمام شوکتيه به تبعيت از اين امر در پايين از سطح معبر عمومي واقع شده که بعد از ورود بايد از چند پله به پايين رفت و بعد از گردش مختصر چند پله ديگر در آن وجود دارد که شخص را به سر بينه مي رساند و علت آن هم تنظيم رطوبت و گرماي بينه بوده است و بدين ترتيب قرار گيري فضاي ورودي از نظم خاصي برخوردار بوده است.  
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط zanyar  | 

بوشهر


  مکان هاي ديدني و تاريخي
منطقه حفاظت شده ناي بند که در شهرستان بوشهر واقع شده، از نظر تنوع جانوران وحشي منحصر به فرد است. مسجد توحيد (مسجد برازجاني ها) از قديمي ترين مساجد بوشهر است. امام زاده عبدالمهيمن در شهر بوشهر واقع شده و كليساي بوشهر نيز متعلق به ارامنه گريگوري است. قدمت آثار كشف شده در برخي از مناطق قديمي استان به هزاره اول تا سوم پيش از ميلاد مي رسد. وجود تپه هاي تاريخي قديمي مانند تل خندق و تل مرو حاکي از قدمت طولاني منطقه است. صنايع و معادنصنايع‌بوشهر‌به‌دو‌‌دسته‌ماشيني‌و‌دستي‌تقسيم‌مي‌شوند. صنايع‌ماشيني اين شهرستان‌عبارتند از: موزاييك سازي، ساخت سكوي دريايي، ساخت و تعمير كشتي، ريسندگي و بافندگي. صنايع دستي شهرستان بندر بوشهر عبارتند از : بافت عبا، حصير، جاجيم و گليم و نيز ساختن ظروف گلي و سفالي. در بعضي نقاط اين شهرستان به خصوص بخش حومه ذخاير نفتي قابل توجهي وجود دارد كه بيش تر مورد بهره برداري قرار مي گيرد،‌ هم چنين معدن سنگي در نزديكي بوشهر قرار دارد.کشاورزي و دام داري اقتصاد‌شهرستان بوشهر بر كشاورزي و ماهي‌گيري استوار است. كشاورزي داراي اعتبار خاص بوده و با وجود عدم تنوع محصولات كشاورزي از اهميت حياتي برخوردار مي باشد. نوع كشت آبي و آب كشاورزي بيشتر از چاه معمولي و رودخانه تامين مي شود. فرآورده هاي كشاورزي بوشهر عبارتند از : ليمو، خرما، گندم، جو و تره بار. از نظر ماهي گيري وضع اين شهرستان نسبتا خوب بوده و بعلت موقعيت ساحلي بخش هاي آن، ماهي گيري از مشاغل عمده و رايج اهالي و ماهي جزء صادرات بندر بوشهر بشمار مي رود.مشخصات جغرافياييشهرستان بوشهر مركز استان بوشهر است كه در طول جغرافيايي 50 درجه و 51 دقيقه و عرض جغرافيايي 28 درجه و 59 دقيقه و ارتفاع 5 متري از سطح دريا قرار دارد. بندر بوشهر بصورت شبه جزيره‌اي بر كرانه خليج فارس است. در اطراف اين شبه جزيره خورهاي سلطاني، لشكري و پودر اهميت دارد. شهرستان بوشهر از شمال و شمال خاوري به شهرستان دشتستان، از شمال باختري به شهرستان بندرگناوه، از شرق به شهرستان تنگستان و از غرب و جنوب به آب هاي خليج فارس محدود است. آب و هواي بوشهر بطور كلي گرم و مرطوب است. مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:راه بندر بوشهر – كازرون به سمت شمال شرقي و به طول 162 كيلومتر.راه بندر بوشهر – بندر گناوه 72 كيلومتر.راه بندر بوشهر – اهرم به سمت شرق 52 كيلومتر.راه بندر بوشهر – اهرم – خورموج به طول 82 كيلومتر.فرودگاه بوشهر كه پروازهاي داخلي در آن وجود دارد.وجه تسميه و پيشينه تاريخيبه نظر مي رسد كه بوشهر تحريف شده ريشهر ـ همان شهر قديمي ـ است. بناي بوشهر را به اردشير ساساني نسبت داده اند كه نام اصلي آن ‹‹رام اردشير›› بود. گفته مي شود كه ‹‹رام اردشير›› به مرور زمان به ‹‹ريشهر›› تبديل شد. در سال 1150 هـ. ق ‹‹ابومهيري›› پسر شيخ ناصر خان، ناخدا باشي كشتي هاي نادر شاه، طرح اصلي بوشهر را پي ريزي كرد و اين شهر را مقر نيروي دريايي نادر شاه قرار داد. از اين زمان به بعد بوشهر به عنوان يكي از بنادر مهم خليج فارس مطرح شد. در زمان كريم خان زند بوشهر چنان اهميت يافت كه رقيب قدرتمندي براي بندر بصره در عراق شد. اين بندر در زمان اوج خود از مراكز عمده تجارت خليج فارس به حساب مي آمد و تجار بوشهر قسمت عمده بازرگاني خليج فارس و اقيانوس هند را به عهده داشتند. حتي ‹‹حاج محمد شفيع›› اجازه چاپ و نشر اسكناس رايج بوشهر را به دست آورد و اين امتياز تا برقراري بانك شاهي، در بوشهر به قوت خود باقي بود. بوشهر يكي از نخستين شهرهايي است كه در آن چاپخانه چاپ سنگي داير شد و پيش از بسياري از شهرهاي مهم ايراني، صنايع جديدي چون يخ سازي و برق در آن ايجاد شد. مردم بوشهر از اولين ايرانياني بودند كه با مجله و روزنامه آشنا شدند. روزنامه هاي زيادي دراوايل ظهور اين پديده در بوشهر چاپ و نشر مي شد كه از جمله روزنامه هاي مظفري، خليج ايران و نداي جنوب را مي توان نام برد. هم چنين به علت موقعيت خاص اين بندر در تجارت و كسب ثروت فراوان، نماينده گي شركت هاي خارجي و نيز كنسولگري دولت هاي بيگانه از جمله بريتانيا، آلمان و روسيه و امپراطوري عثماني در اين شهر وجود داشتند كه ساختمان بعضي از آن ها هنوز پابرجاست. با ايجاد راه آهن سراسري، امور تجاري اين بندر به خرمشهر انتقال يافت و به تدريج از رونق آن كاسته شد. بوشهر امروزي شهري توسعه يافته و نوسازي شده و يكي از شهرهاي مهم ساحلي با اقتصاد دريايي و صنايع تبديلي است.   طبيعت در شهرستان بوشهر رودخانه مند بوشهراين رودخانه که از كوه هاي انار و ارجنك واقع در شمال باختري دشت ارژن از استان فارس سرچشمه گرفته، ابتدا به رودخانه قره آحاج معروف است، در منطقه قير و كارزين رودخانه كارزين ناميده شده و در طي مسير پر پيچ و خم خود به نام هاي مختلفي از قبيل رودخانه باز و دزگاه نيز خوانده مي شود و در نهايت در شهرستان دشتي نام آن به رودخانه مند تغيير مي يابد. در طول مسير رودخانه هاي كوچك ديگري از جمله رودخانه شور به آن مي پيوندند و در آخر از قسمت جنوب كوه مند (جنوب روستاي كبكان) به خليج فارس مي ريزد. رودخانه اهرم بوشهر آب رودخانه اهرم شيرين است. اين رودخانه از چشمه سارهاي دو روستاي تنگ زرد و فارياب سرچشمه مي گيرد و پس از عبور از جنوب شهر اهرم سرانجام در شمال باختري شهر بوشهر به خليج فارس مي ريزد. اين رودخانه در مسير عبور خود از شهرستان هاي برازجان و بندر بوشهر مي گذرد. رودخانه دره كره بوشهر دره کره يک رودخانه فصلي است به طول 50 کيلومتر که حوزه آن درياي عمان و خليج فارس مي باشد و در مسير خود از دهستان هاي سمل و باغك و شهرستان بوشهر مي گذرد. ارتفاع سرچشمه اين رود 500 متر، ارتفاع ريزشگاه آن صفر و شيب متوسط آن 1 درصد است. مسير كلي رودخانه دره کره باختري بوده و سرچشمه آن از ارتفاعات 53 كيلومتري شمال خاوري بوشهر است.رود شورخورموج بوشهراين رودخانه فصلي با طول 58 کيلومتر و شيب متوسط صفر درصد، از آبخيزهاي دامنه خاوري کوه موند در 45 کيلومتري جنوب خاوري بندر بوشهر سرچشمه مي گيرد و با دريافت ريزابه هاي رود مند در مسير کلي جنوبي جريان مي يابد. اين رود در مسير خود از دهستان هاي اهرم و خورموج و شهرستان بندر بوشهر مي گذرد. ارتفاع سرچشمه اين رود که حوزه آن خليج فارس و درياي عمان است، 35 متر و ارتفاع ريزشگاه آن 15 متر است. رود شورشبانكاره بوشهر اين رودخانه يک رود دايمي است به طول 120 کيلومتر که حوزه آن خليج فارس و درياي عمان است. ارتفاع سرچشمه اين کوه که در مسير کلي جنوب باختري جاري است 1200 متر، ارتفاع ريزشگاه صفر و شيب متوسط آن يک درصد است. شور شبانکاره در مسير خود از شهرستان هاي برازجان و بوشهر مي گذرد. اين رودخانه از ارتفاعات 80 كيلومتري شمال برازجان سرچشمه گرفته، از دره جنوبي كوه بزان عبور کرده و پس از رسيدن به منطقه هفت دشت رو به سوي جنوب باختري ادامه مسير مي دهد. در ادامه مسير خود از كنار روستاي بيد كرز مي گذرد و پس از آميختن با بعضي از ريزابه ها از طريق دره شمالي كوه گچ ترش به منطقه دشت قير وارد مي شود. در 77 كيلومتري شمال باختري برازجان با آب دره تاتي مخلوط شده و مسير خود را به سوي جنوب ادامه مي دهد. پس از ادغام با رودخانه سوراخ بدر وارد دهستان مزارعي شده و با رودهاي ره ملك و دره سر برد مخلوط مي شود. اين رود در دهستان شبانكاره نيز نخست با رود گوري حاجي و سپس با رود آبداري در هم مي آميزد و سرانجام پس از عبور از كنار روستاهاي رود شور و بيدو در 37 كيلومتري شمال باختري بوشهر به خليج فارس مي ريزد.رودخانه شيرين بوشهر شيرين يک رود فصلي است به طول 70 کيلومتر، ارتفاع سرچشمه 900 متر، ارتفاع ريزشگاه صفر و شيب متوسط 3/1 درصد که حوزه آن خليج فارس و درياي عمان است. مسير اين رودخانه شمال باختري است و در مسير خود از شهرستان هاي برازجان و بندر بوشهر عبور مي کند. اين رودخانه در ابتدا از كوه هاي سياه و مورتلخي واقع در دهستان بوشكان و خور موج در 90 كيلومتري جنوب خاوري بندر بوشهر سرچشمه گرفته و با نام رودخانه اهرم از طريق دره خاوري كوه خور موج به سوي شمال باختري روان مي شود. در مسير خود و در روستاهاي آشي، مندان، يخ گشي، تونل گرگو، ‌بنيان، پنبه كارو و چم مرزعه، با ريزابه هاي فراواني که غالبا از کوه هاي خور موج سرازير شده اند مخلوط شده و با نا